.
عصر هوش مصنوعی دوباره همه را به فکر انداخته: مغز انسان چطور کار میکند؟ چطور میتوانیم آن را ارتقا بدهیم... یا چگونه جلوی کسانی که میخواهند آن را "به زور" ارتقا بدهند بگیریم؟
ماجرا از کجا شروع شد؟
- ایلان ماسک میخواهد مغز انسان را با تراشههایی به نام Neuralink که شاید بتوان آن را به فارسی «پیوند مغزی» یا «واسط عصبی» نامید، مستقیم به ماشینها وصل کند!
- دنیای هنر هم حسابی مشغول "نورونهای آینهای1"شده (سلولهای مغزی که باعث میشوند احساسات دیگران را درک کنیم).
- «فوندازیون پرادا2» در میلان هم یک کنگره جهانی بزرگ + نمایشگاه درباره تحقیقات مغز راه انداخته.
اما سوال اصلی اینجاست: نتیجه همه این هیاهوها چه خواهد شد؟
.
ایلان ماسک: نبوغ یا نگرانی؟
تازگیها ایلان ماسک را در یک گردهمایی انتخاباتی ترامپ دیدیم. اما "راه رفتن" او عجیب بود! مثل کسی که خوشحال است نبود... بیشتر شبیه یک کانگوروی رباتیک خراب بود که بیهدف دور خودش میپرد و دستهایش را نامنظم تکان میدهد. با دیدنش آدم به فکر فرو میرود: "شاید اصلاً ایده خوبی نباشد که این آقا درِ ورودی به مغز آدمها بسازد!" چون کار اصلیاش الان همین است:
- نه فقط ساخت ماشینهای الکتریکی،
- نه فقط مدیریت شبکههای اجتماعی (و پخش شایعات در X)،
- نه فقط برنامههای سفر به مریخ،
بلکه شرکتش Neuralink دارد تراشه مغزی به آدمها پیوند میزند!
.
تراشههای مغزی: معجزه یا کابوس؟
تا آخر تابستان، دومین نفر هم این تراشه را دریافت کرد. اولین بیمار (یک مرد فلج بعد از حادثه غواصی) طبق ادعای شرکت، حالا میتواند بدون حرکت دست، بازی ویدیویی کند! دقیقاً همان چیزی که اسم محصول "Telepathy" به معنای "ذهنخوانی" وعده میدهد. ماسک میگوید این تراشهها در آینده ممکن است برای درمان آلزایمر یا افسردگی هم استفاده شوند.
اما هدف او فقط کمک به افراد فلج نیست. سوال بزرگترش این است: "چه میشود اگر مغز انسان مستقیم به ابررایانهها و هوش مصنوعی وصل شود؟"
منتقدان اما سوال را برعکس میپرسند: "چه میشود اگر این درِ ورود، تبدیل به درِ خروج شود؟ اگر هوشهای مصنوعی بدخواه بتوانند به مغز آدمها نفوذ کنند، آنها را کنترل کنند یا حتی دوباره برنامهریزی کنند؟"
.
هنرمندان هم وارد میدان شدند!
نویسندههای علمیتخیلی سالهاست درباره این موضوعات، هم آرمانشهرهای (اوتوپیای) عجیب و هم کابوسهای ترسناک مینویسند. حالا با هیجان جهانی هوش مصنوعی، دنیای فرهنگ هم به "هوش طبیعی" (همان مغز خودمان!) علاقهمند شده:
- اخیراً در برلین، یک اجرای تئاتر جالب به نام "نورونهای آینهای" برگزار شد. تماشاگران خودشان را در یک آینهی غولآسا روی صحنه میدیدند و طبق برنامهنامه، بخشی از "یک مغز بزرگ" میشدند! این ایده بر اساس تئوریهایی است که میگویند دیدن احساساتی مثل شادی، ترس یا سردرگمی در چهره دیگران، واکنشهای مشابهی در بدن ما ایجاد میکند و باعث «همدلی» میشود. پایان نمایش هم با آهنگ "Creep" از «رادیوهِد3» همراه بود، در حالی که انیمیشنهایی روی صفحه نشان داده میشد که شبیه تصاویر اسکن مغز بودند.
- در میلان هم این روزها همه جا پر از پوسترهای بزرگ با شعار "Save Our Brains: Time to Act!" ("مغزهایمان را نجات دهیم: وقت اقدام است!") شده است. بعد از دیدن حرکات عجیب ماسک، آدم واقعاً دلش میخواهد این فراخوان را امضا کند!
.
کنگره مغز در شهر مد!
فوندازیون پرادا (که تا قبل از این بیشتر با نمایشگاههای هنری عجیب و غریبش در میلان معروف بود) این بار یک کنگرهی علمی + نمایشگاه درباره جدیدترین تحقیقات مغز راه انداخته. دانشمندان از ۱۵ موسسه معتبر جهانی (از مرکز هلمهولتز آلمان تا بیمارستان سالپتریه4 پاریس و موسسه علوم اعصاب کالیفرنیا) اینجا جمع شدهاند تا درباره چیزهایی مثل بیماریهای عصبی (مثل آلزایمر، پارکینسون، اماس) صحبت کنند. سوالات اصلی آنها:
- چطور گروههای آزمایشی مناسبی برای تحقیق پیدا کنیم؟
- تاثیر مخرب سموم محیطی، غذاها، کمخوابی، عادات غذایی و حتی تغییرات آبوهوایی بر سلامت مغز چقدر است و چطور باید آن را اندازه گرفت؟
.
وضعیت اضطراری مغز انسان!
دکتر النا مورو5 در سخنرانی آغازینش یک هشدار جدی داد: "مغز انسان حالش خوب نیست!" عوامل بالا همگی به آن آسیب میزنند و تعداد بیماریهای عصبی روزبهروز بیشتر میشود.
- از هر ۳ نفر، ۱ نفر در طول زندگی دچار یک اختلال عصبی میشود که روی کارایی و حال خوبش اثر منفی میگذارد.
- فقط هزینههای اجتماعی سردرد، میگرن و خستگی در اروپا سالانه ۳۰۹ میلیارد یورو است!
- هزینههای درمان بیماریهای مرتبط با مغز، حدود ۱۵٪ از کل هزینههای سلامت در اروپا را تشکیل میدهد.
- گرمایش جهانی هم یک تهدید جدید برای مغز است و باعث افزایش التهاب در بدن (از جمله مغز) میشود. بخشی از نمایشگاه میلان (که تا ۷ آوریل ۲۰۲۵ ادامه داشت) دقیقاً به این موضوع پرداخته.
.
نتایج شوکهکننده تحقیقات:
- دکتر کارولین تانر6 (سانفرانسیسکو) و دکتر کارین جین انستی7 (سیدنی): ثابت کردند سموم محیطی (مثل آفتکشها) بیماریهایی مثل پارکینسون و آلزایمر را تقویت میکنند. یک نقشه جالب نشان میدهد کشورهایی که بیشترین آفتکش را استفاده میکنند، بالاترین آمار پارکینسون را هم دارند!
- دکتر تایجی تسونمی8 (توکیو): تغییر سبک زندگی در ژاپن باعث افزایش شدید بیماریهای عصبی مثل آلزایمر و اماس شده است.
- دکتر استنلی دورلِمان9: روشهای جدیدی با کمک هوش مصنوعی ارائه داد تا بتوانیم بیماریهای مغزی را زودتر تشخیص دهیم و درمان کنیم.
.
هنر به کمک علم آمد!
جالب است که این موسسه فرهنگی (پرادا) دارد وارد دنیای علم میشود! دو سال پیش هم در شعبه ونیزشان، یک نمایشگاه بزرگ تاریخی-فرهنگی درباره مغز با عنوان "همهچیز از یک ایده شروع میشود" برگزار کردند. این نمایشگاه نشان میداد فرهنگهای مختلف در طول تاریخ چطور "فکر کردن"، "به خاطر سپردن" و "تصور کردن" را درک کردهاند و چطور به کشف اسرار مغز پرداختهاند. از قدیمیترین گزارشهای ثبتشده از یک رؤیا (روی استوانهای از گودِآ10، حدود ۲۱۴۰ سال قبل از میلاد!) تا نقاشیای از قرن ۱۷ که عمل جراحی "درآوردن سنگ دیوانگی" از مغز (!) را نشان میداد (آن زمان فکر میکردند دیوانگی از یک سنگ در مغز میآید!).

یک طلسم مصری مربوط به قرن هشتم پیش از میلاد
مردم روزگاران کهن تفکر، حافظه و عملکرد مغز را چگونه تصور میکردند؟
.
نورو-آرتیستها! (نورو-هنرمندان!)
سالها پیش، دنیای هنر خیلی دلش میخواست علم عصبشناسی (نوروساینس) به آنها جواب بدهد: "زیبایی واقعی چیست؟"، "آیا میتوان فهمید یک اثر هنری بزرگ است، چون در مغز بیننده فعالیت عصبی بیشتری ایجاد میکند؟". پولهای زیادی صرف تحقیقات "عصب-زیباییشناسی" (نورو-استتیک) شد. اما نتیجه؟ زیاد قانعکننده نبود! بله، ممکن است مغز آدمهای مختلف به بعضی آثار هنری واکنشهای مشابهی نشان دهد، ولی فرهنگ و جامعه خیلی بیشتر اثرگذارند. مثلاً کسی که جلوی مونالیزا میایستد، قبلاً آنقدر دربارهاش شنیده که نمیتوان فهمید فعالیت مغزش فقط به خاطر خودِ نقاشی است یا همه آن دانستههای قبلی!
.
تغییر بازی: از "تحلیل هنر" به "نجات مغز"
حالا دیگر کمتر پیش میآید که موسسات فرهنگی از محققان مغز بخواهند اثر هنریشان را "تاییدیه عصبشناسی" بدهند. به جای آن، خودِ مغز سوژه اصلی نمایشگاهها شده است؛ به عنوان مرکز درک ما از خودمان و جهان، که در عصرِ دستکاریهای تکنولوژیک، بیشتر از همیشه در خطر است. اسم نمایشگاه میلان ("نجات مغز: فراخوان اقدام") دقیقاً نشاندهنده این تغییر نگرش است. این نمایشگاه در واقع یک سوال بزرگ را مطرح میکند: "علم، دقیقتر بگوییم، تفکر علمی واقعاً یعنی چه؟". این، بعد از کلی گمانهزنیهای عجولانهی قبلی بین هنر و علم، یک پیشرفت بزرگ است.
.
پس راهحل چیست؟ علم + فلسفه!
پروفسور «جیانکارلو کومی11» (عصبشناس افسانهای میلانی که این رویداد را سازماندهی کرد) میگوید: "حتی علم عصبشناسی بدون فلسفه و اخلاق، بیهدف است." و نتایج این "فراخوان اقدام" کاملاً روشن است:
- بله، گاهی در موارد خیلی خاص، میشود یک تراشه برای درمان بیماریهای عصبی کار گذاشت. اما وصل کردن مغز به ابررایانهها معجزه نمیکند و درمان همه دردها نیست!
- مغز انسان دارد قربانی سموم محیطی میشود: دود ماشینها، حلالهای شیمیایی، آفتکشها و کودهایی که آب آشامیدنی را آلوده میکنند، سموم در غذاها که نه فقط به کبد و معده، بلکه مستقیماً به مغز آسیب میزنند.
- بزرگترین کمک به مغزِ در خطر؟ تغییر روش کشاورزی و کاهش آلایندهها در شهرها است.
.
سادهترین راههای تقویت مغز:
دکتر ایلانا کاتز سَند12 (بیمارستان مونت ساینای نیویورک13) میگوید برای پیشگیری از آلزایمر و تقویت مغز، نه به اَپهای عصبشناسی و نه به رابطهای مغز-ابررایانه نیاز دارید، بلکه فقط به:
۱. خواب بیشتر
۲. غذای مدیترانهای (میوه، سبزی، ماهی، روغن زیتون).
نمایشگاه توضیح میدهد که روزهگرفتن هم برای مغز خوب است، چون "عملکرد میتوکندریها (نیروگاههای سلول) را بهتر میکند و باکتریهای مفید روده را تقویت میکند، در نتیجه روی عملکرد مغز هم اثر مثبت دارد".
.
یک دستگاه عجیب در نمایشگاه:
در بخش "تحریک عمیق مغز" یک ایمپلنت نمایش داده میشود که با فرستادن جریان الکتریکی به مغز، میتواند مشکلات حرکتی را کم کند و شاید روزی برای درمان صرع یا روانپریشی استفاده شود. اما...
.
راز واقعی سلامت مغز: آرامش!
در نهایت، چیزی که مغز واقعاً به آن نیاز دارد، همان چیزی است که رومیهای باستان به آن "Otium" میگفتند: یعنی فراغت و آرامش برای انجام کارها. نقطه مقابل "Neg-Otium" (یعنی "بیفراغتی") و زندگیِ عجولانه در دنیای شلوغِ "Negozio" (تجارت) و "Negotiations" (مذاکرات) که اسمشان هم از "نفی" (neg) زندگی خوب آمده!
.
نتیجهگیری: نجات مغز = نجات محیط زیست
خیلی از چیزهایی که به مغز حمله میکنند و باعث افزایش خطرناک بیماریهای عصبی میشوند، ریشه در «استخراج بیرویه»، "اکستراکتیویسم" دارند: بهرهکشی از طبیعت و منابع و انسانها در جوامع صنعتی غرب. شاید نجات مغز انسان و آینده آن، نه در ادغام شدن با ابررایانهها، بلکه در رهایی از سموم محیطی و فشارهای زندگی صنعتیِ مدرن باشد.
.
.
پانویسها:
1-Mirror Neuron، شاید تا به حال اتفاق افتاده باشد که وقتی کودکی را در حال لبخند زدن و خندیدن می بینید، قبل ازاینکه آگاهانه تصمیم بگیرید، لبخند بر لبان شما نیز جاری می شود. یا شاید شنیده اید که خمیازه کشیدن “مسری” است. اگر کسی را در حال خمیازه کشیدن ببینید، احتمال بیشتری دارد که خمیازه بکشید. اینها نمونه هایی اساسی از «همدلی مؤثر» است و این پاسخ های خودکار به اقدامات یا حالت های عاطفی افراد دیگر، ممکن است به نوع خاصی از سلولهای مغزی به نام “نورونهای آینهای” نسبت داده شود که به انسان و حیوانات کمک می کند تا با دیگران ارتباط برقرار کنند.
2- Fondazione Prada، بنیاد پرادا از جاهای دیدنی میلان در ایتالیا به شمار میرود و به فرهنگ و هنر معاصر میپردازد. با افتتاح در سال ۱۹۹۵ میلادی، به فرهنگ و هنر معاصر از جمله عکاسی، سینما، رقص و معماری میپردازد. علاوه بر نمایشگاههای هنری، این مرکز به پروژههای فرهنگی و اجراهای هنری نیز اختصاص دارد. سالن سینما با برنامه نمایش فیلم هفتگی، کافهای با دکوراسیون الهامگرفته از فیلمهای کارگردان مشهور، وس اندرسون، رستوران توره و تراس مجموعه با چشماندازی شگفتانگیز از میلان، از دیگر بخشها و جذابیتهای بنیاد پرادا هستند.
3- Radiohead، یک گروه موسیقی راک انگلیسی که در 1985 تشکیل شد.
4- Salpetriére
5- Elena Moros
6- Caroline Tanner
7- Kaarin Jane Anstey
8- Taiji Tsunemi
9- Stanley Durrleman
10- Gudea
11- Giancarlo Comi
12- Ilana Katz Sand
13- Mount Sinai
.
.
مطالب مرتبط:
.
.
|
http://tesalkootah.ir || 2025-09-16 © 2015 © All rights reserved http://etesalkootah.ir تمامی حقوق برای http://etesalkootah.ir محفوظ است.بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از http://etesalkootah.ir در رادیو، تلویزیون و رسانههای مشابه آن با ذکر واضح "اتصال کوتاه دات آی آر" بعنوان منبع مجاز است. هر گونه استفاده کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب http://etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل "کلیک" به آن مطلب در http://etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانههای چاپی نیز در صورت چاپ واضح "http://etesalkootah.ir" بهعنوان منبع مجاز است. |
.
