Uname:Linux server.sisoog.com 4.18.0-553.126.1.el8_10.x86_64 #1 SMP Fri May 29 15:43:47 UTC 2026 x86_64

Base Dir : /home/etesalk/public_html

User : etesalk


اتصال کوتاه – برگه 17 – فن‌آوری و انسان

فن‌آوری و انسان

داستان من – قسمت 10

از معارفه‌ی رسمی با مقامات تا جستجو در جزیره . . یکی از روزهای سفر یک هفته‌ای پاتریک و همسر ایشان به تهران، به شرکت در جلسه‌ای در سازمان تنظیم گذشت. اگر اشتباه نکنم، دوشنبه صبح من به هتل استقلال رفتم همراه ایشان به سازمان تنظیم رفتیم. من از روزهای قبل با آقای بزرگی، رئیس‌دفتر […]

۱ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 9

از ایستادن درب منزل رئیس‌جمهور تا آسفالت خیابان قزوین . . خوب یادم هست که دلیل پی‌گیری برای دریافت مجوز جدید (تمدید مجوز قدیم)، کنجکاوی همسایه‌ها بود و یادم هست بعدها که کار پروژه‌ای که با پاتریک برداشتم جدی شد، سندی برای ایشان ارسال کردم که چند روز قبل آن را مجدداً در اینترنت دیدم. […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 8

از گم‌شدن کارت تا کلیدخوردن جریان رادیوآماتوری . . خوب، ماجرایی که در همسایگی پیش آمد باعث شد جدی‌تر به موضوع فکر کنم. نهایتاً این مساله یک تخلف فنی به حساب می‌آمد، زیرا من از سال 1376 مجوز رادیوآماتوری داشتم، فقط تمدید نشده بود. به فکر افتادم که سری به سازمان تنظیم مقررات رادیویی بزنم […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 7

جیمزباند وارد می‌شود یا تردید همسایه‌ها . . من مرتبا در زیرزمین با رادیو داد و بیداد می‌کردم! دایم داشتم پیام‌های  cq cq cq delta xray را پشت میکروفن تکرار می‌کردم و در پی آن برقراری یک مکالمه و گوش‌های همسایه‌های کنجکاو! بالاخره یکی از همسایه‌ها که آدم شهرستانی ساده‌ای بود و می‌گفت که دکترای […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 6

از یک تجهیز اوراق تا آشنایی با غریبه‌ها . . در تصویر زیر با علامت شناسایی EP3MT در قفسه سمت راست ردیف دوم در تصویر، در بالاترین طبقه آن رادیوی ساخت «تلفونکن» را رویت می‌فرمایید. اولین تماس و صحبت من با پاتریک ON4HIL، که در آن زمان کال ساین من EP3MT بود، در این محل […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 5

رادیوآماتوری من و عروج به بهشت! . . سرگذشت رادیوآماتوی من بدین گونه بود که در سن کمتر از 18 سالگی اولین درخواست خود را به اداره تله‌کمونیکاسیون در یکی از خیابان‌های اطراف پل سیدخندان دادم که آن زمان پاسخ کتبی دادند که «فعلا از سوی این اداره مجوز فوق صادر نمی‌شود.». یک بار پس […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 4

زایش اینترنت یا زبان سرخپوستی . . من از سال 1378 به بعد دوباره به سمت طراحی و ساخت مدارات اتوماسیون صنعتی بازگشتم. همچنین، در این زمان اینترنت به وجود آمده بود که من با یکی از دوستانم در تهران یک مرکز آی.اس.پی. بنیان‌گذاری کردیم که شامل یک آپارتمان 90 متری در خیابان آپادانا در […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 3

از بیل گیتس تا استادی با دیپلم هنرستان . . از هنگام جوانی که من زندگی اقتصادی خود را شروع کردم همیشه جای خالی ابزاری مانند کامپیوتر را در جامعه و در زندگی بشری حس می‌کردم. درست است که من علاقه زیادی به فعالیت ارتباط رادیویی داشتم، ولی امیدی به آن نداشتم که فعالیت فنی […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 2

نبرد میان دیجیتال و فرکانس بالا، یا “تماس قطبی” . . کارنامه‌ی دیپلم متوسطه همراه با معرفی‌نامه به سازمان نظام وظیفه را در مقابل خود داشتم. باید کارنامه را می‌گرفتم و رسید معرفی به نظام وظیفه را امضا می‌کردم. بله، سربازی در پیش بود، بدون هیچ راه دیگری. من، اما، به دلیل تماشای فیلم «اولین […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

داستان من – قسمت 1

«مجله دانشمند» و هزاران سوال بی‌جواب در ذهن من … . . مجموعه‌ای که در اینجا در چند قسمت به خوانندگان گرامی تقدیم می‌شود، بخشی از زندگینامه‌ی آقای محمد مبینی، رادیوآماتور پیشکسوت است که توسط خود ایشان نگاشته شده و ایشان با مهر فراوان آن را برای انتشار در اختیار این تارنما قرار دادند. اهمیت […]

۲ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.