فن‌آوری و انسان

ماه: بهمن ۱۳۹۷

گرفتن کره از آب یا برق از هوا

مداری بر اساس «شکاف جرقه» برای برداشت انرژی رایگان از منابع ولتاژ بالا . . «برداشت انرژی» هنر استخراج نیروی قابل استفاده  از آن منابع انرژی است که معمولاً خیلی ضعیف و حتی مُرده فرض می‌شوند و یا استخراج انرژی از آن‌ها بسیار مشکل یا غیرعملی به نظر می‌رسد. در این تارنما پیش از این […]

۴ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

حکایتی از روزهای انقلاب

روز بیست و دوم بهمن رادیوی«زنیط» شاه که همیشه آن را همراه داشت و روی طول موج رادیوی ایران ثابت شده بود، جمله‌ی «این صدای انقلاب مردم ایران است» را پخش کرد . . … وقتی رضا شاه از ایران رفت کسی نگِریست و وقتی فرزندش می‌رفت، شهرها یک‌پارچه شوق و فریاد بود… هنوز هواپیمای […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت هفتم – بخش پایانی

هارالد به من گفت که فردا یک ظرف بزرگ حلیم برای صرف صبحانه در کارخانه با خود بیاورم . . در قسمت پیشین خاطراتم از کارخانه باتری صبا (نور سابق) نقل کردم، و اکنون ادامه‌ی آن: در کارخانه ۵ نفر بودیم که افراد شاخص و مطرحی بودیم، شاید این برتری به لحاظ تخصص و تجربه‌ی […]

۱ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت ششم

بعد از یک ماه تلاش توانستم سه بورد مهم را تعمیر کنم و کم‌کم به تمام مدارهای الکترونیکی کارخانه مسلط شدم . . من از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۶۴ در کارخانه باتری صبا (باتری نور سابق) واقع در جاده شهریار آدران، نرسیده به سه راه آدران، کار می‌کردم و کارمند رسمی صنایع دفاع بودم. […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت پنجم

می‌دانستم ۳ عدد بوبین فرکانس میانی و بوبین قرمز مربوط به مدار نوسانگر محلی در گیرنده‌ی موج متوسط اصلاً کیفیت مناسبی ندارند . . من چهار سال در هنرستان صنعتی شماره ۱ تهران در رشته برق و الکترونیک درس خواندم: در سال اول که عمومی بود می‌بایستی کارگاه فلزکاری را می‌گذراندیم، در سال دوم دیگر […]

۲ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت چهارم

در آن چند سال کار تولیدی در مغازه‌ام، کارمندانی نیز داشتم که همگی از هم‌کلاسی‌های هنرستان صنعتی شماره ۱ تهران بودند . . از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹ فروشنده‌ی موسسه «مهران کیت» بودم. در آن زمان مهران کیت در تهران، میدان سپه سابق (پشت شهرداری)، در گوشه سمت چپ طبقه‌ی همکف، در انتهای پاساژ فُتُوَّت، […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت سوم

من که همیشه تنها بودم، دوچرخه‌ام را بر می‌داشتم و با یک رادیو دستی یک موج از خانه دور می‌شدم و باصطلاح «بُرد می‌گرفتم» . . اولین فرستنده‌ای که ساختم همان فرستنده‌ی AM با فرکانس ۱۰ مگاهرتز با استفاده از ترانزیستور ژرمانیوم AF۱۱۸ بود و کم‌کم با تلاش و تجربه‌های زیاد توان دستگاه‌هایی که می‌ساختم […]

۲ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت دوم

فردای آن روز یک آقای شیک‌پوش کت و شلوار و کراواتی آمد و از من سوالات زیادی کرد . . سال ۱۳۵۶ بود، پدرم سرایدار پاساژی در خیابان لاله‌زار نو جنب سینما متروپل (رودکی) پلاک ۴۹۵ بنام پاساژ گیدفر بود. ضمنا پدرم یک مغازه نیم‌بابی خرازی هم در همین پاساژ داشت و اکثراً من که […]

۲ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت اول

از شیفتگی به تلویزیون تا میدان گمرک . . در سال ۱۳۵۴ من ۱۴ساله بودم و ما در خانه تلویزیون نداشتیم. آن روزها بعضی از قهوه‌خانه‌ها برای جلب مشتری تلویزیون از نوع سیاه و سفید در مغازه‌ی خود نصب کرده بودند که بر بالای دیوار قهوه‌خانه نصب بود و هر مشتری که به قهوه‌خانه می‌آمد […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

روزی که اتصال کوتاه میلیونی شد!

به نظر می‌رسد که تارنمای اتصال کوتاه مورد علاقه‌ی خواننده‌ی ایرانی قرار گرفته است . . امروز، ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۷، که در حدود سه سال و هشت ماه از تاسیس این تارنما گذشته است، تعداد بازدیدکنندگان آن از مرز نیم میلیون نفر عبور کرده و  نوشتارهای آن بیش از یک میلیون بار مورد بازدید […]

۴ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.