نوروز باستانی و سال نو ۱۳۹۸ خورشیدی بر شما خجسته باد . . با مهر فراوان، نوروز، این یادگار کهنسالِ نیاکان پرافتخار ایرانیان را به همه ی خوانندگان این وبگاه شادباش می گویم و در سال نو ۱۳۹۸ خورشیدی برای همگان آرزوی تندستی و بهروزی و شادکامی دارم. . . .
نوروز باستانی و سال نو ۱۳۹۸ خورشیدی بر شما خجسته باد . . با مهر فراوان، نوروز، این یادگار کهنسالِ نیاکان پرافتخار ایرانیان را به همه ی خوانندگان این وبگاه شادباش می گویم و در سال نو ۱۳۹۸ خورشیدی برای همگان آرزوی تندستی و بهروزی و شادکامی دارم. . . .
بعد از ساعتهای طولانی بالاخره با فداکاری یک نفر در آن منطقه که به طور قاچاقی یک رادیو برای خودش ساخته و علایم فرستندهی ما را دریافت کرده بود … پس از سه روز محل فرود ما را پیدا کردند… بازخوانی مصاحبهی خواندنی با اولین فضانوردی که در فضای کیهان راهپیمایی کرد . . در […]
ایدههایی برای هدیههای زیبای دستساز دوستداران الکترونیک به دوستان و آشنایان در نوروز . . هدیه دادن و هدیه گرفتن جزء جداییناپذیر و از رسمهای زیبای نوروزی است. با هدیه دادن چیزی که ساختهی دست خودمان باشد، به عزیزان خود نشان میدهیم آنان را آن قدر دوست داشتهایم که با صرف وقت و خلاقیت و […]
روز بیست و دوم بهمن رادیوی«زنیط» شاه که همیشه آن را همراه داشت و روی طول موج رادیوی ایران ثابت شده بود، جملهی «این صدای انقلاب مردم ایران است» را پخش کرد . . … وقتی رضا شاه از ایران رفت کسی نگِریست و وقتی فرزندش میرفت، شهرها یکپارچه شوق و فریاد بود… هنوز هواپیمای […]
هارالد به من گفت که فردا یک ظرف بزرگ حلیم برای صرف صبحانه در کارخانه با خود بیاورم . . در قسمت پیشین خاطراتم از کارخانه باتری صبا (نور سابق) نقل کردم، و اکنون ادامهی آن: در کارخانه ۵ نفر بودیم که افراد شاخص و مطرحی بودیم، شاید این برتری به لحاظ تخصص و تجربهی […]
بعد از یک ماه تلاش توانستم سه بورد مهم را تعمیر کنم و کمکم به تمام مدارهای الکترونیکی کارخانه مسلط شدم . . من از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۶۴ در کارخانه باتری صبا (باتری نور سابق) واقع در جاده شهریار آدران، نرسیده به سه راه آدران، کار میکردم و کارمند رسمی صنایع دفاع بودم. […]
میدانستم ۳ عدد بوبین فرکانس میانی و بوبین قرمز مربوط به مدار نوسانگر محلی در گیرندهی موج متوسط اصلاً کیفیت مناسبی ندارند . . من چهار سال در هنرستان صنعتی شماره ۱ تهران در رشته برق و الکترونیک درس خواندم: در سال اول که عمومی بود میبایستی کارگاه فلزکاری را میگذراندیم، در سال دوم دیگر […]
در آن چند سال کار تولیدی در مغازهام، کارمندانی نیز داشتم که همگی از همکلاسیهای هنرستان صنعتی شماره ۱ تهران بودند . . از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹ فروشندهی موسسه «مهران کیت» بودم. در آن زمان مهران کیت در تهران، میدان سپه سابق (پشت شهرداری)، در گوشه سمت چپ طبقهی همکف، در انتهای پاساژ فُتُوَّت، […]
من که همیشه تنها بودم، دوچرخهام را بر میداشتم و با یک رادیو دستی یک موج از خانه دور میشدم و باصطلاح «بُرد میگرفتم» . . اولین فرستندهای که ساختم همان فرستندهی AM با فرکانس ۱۰ مگاهرتز با استفاده از ترانزیستور ژرمانیوم AF۱۱۸ بود و کمکم با تلاش و تجربههای زیاد توان دستگاههایی که میساختم […]
فردای آن روز یک آقای شیکپوش کت و شلوار و کراواتی آمد و از من سوالات زیادی کرد . . سال ۱۳۵۶ بود، پدرم سرایدار پاساژی در خیابان لالهزار نو جنب سینما متروپل (رودکی) پلاک ۴۹۵ بنام پاساژ گیدفر بود. ضمنا پدرم یک مغازه نیمبابی خرازی هم در همین پاساژ داشت و اکثراً من که […]