فن‌آوری و انسان

دسته: رادیوآماتوری و مخابرات

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت هفتم – بخش پایانی

هارالد به من گفت که فردا یک ظرف بزرگ حلیم برای صرف صبحانه در کارخانه با خود بیاورم . . در قسمت پیشین خاطراتم از کارخانه باتری صبا (نور سابق) نقل کردم، و اکنون ادامه‌ی آن: در کارخانه ۵ نفر بودیم که افراد شاخص و مطرحی بودیم، شاید این برتری به لحاظ تخصص و تجربه‌ی […]

۱ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت ششم

بعد از یک ماه تلاش توانستم سه بورد مهم را تعمیر کنم و کم‌کم به تمام مدارهای الکترونیکی کارخانه مسلط شدم . . من از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۶۴ در کارخانه باتری صبا (باتری نور سابق) واقع در جاده شهریار آدران، نرسیده به سه راه آدران، کار می‌کردم و کارمند رسمی صنایع دفاع بودم. […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت پنجم

می‌دانستم ۳ عدد بوبین فرکانس میانی و بوبین قرمز مربوط به مدار نوسانگر محلی در گیرنده‌ی موج متوسط اصلاً کیفیت مناسبی ندارند . . من چهار سال در هنرستان صنعتی شماره ۱ تهران در رشته برق و الکترونیک درس خواندم: در سال اول که عمومی بود می‌بایستی کارگاه فلزکاری را می‌گذراندیم، در سال دوم دیگر […]

۲ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت چهارم

در آن چند سال کار تولیدی در مغازه‌ام، کارمندانی نیز داشتم که همگی از هم‌کلاسی‌های هنرستان صنعتی شماره ۱ تهران بودند . . از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹ فروشنده‌ی موسسه «مهران کیت» بودم. در آن زمان مهران کیت در تهران، میدان سپه سابق (پشت شهرداری)، در گوشه سمت چپ طبقه‌ی همکف، در انتهای پاساژ فُتُوَّت، […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت سوم

من که همیشه تنها بودم، دوچرخه‌ام را بر می‌داشتم و با یک رادیو دستی یک موج از خانه دور می‌شدم و باصطلاح «بُرد می‌گرفتم» . . اولین فرستنده‌ای که ساختم همان فرستنده‌ی AM با فرکانس ۱۰ مگاهرتز با استفاده از ترانزیستور ژرمانیوم AF۱۱۸ بود و کم‌کم با تلاش و تجربه‌های زیاد توان دستگاه‌هایی که می‌ساختم […]

۲ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت دوم

فردای آن روز یک آقای شیک‌پوش کت و شلوار و کراواتی آمد و از من سوالات زیادی کرد . . سال ۱۳۵۶ بود، پدرم سرایدار پاساژی در خیابان لاله‌زار نو جنب سینما متروپل (رودکی) پلاک ۴۹۵ بنام پاساژ گیدفر بود. ضمنا پدرم یک مغازه نیم‌بابی خرازی هم در همین پاساژ داشت و اکثراً من که […]

۲ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

خاطرات یک رادیوآماتور ، قسمت اول

از شیفتگی به تلویزیون تا میدان گمرک . . در سال ۱۳۵۴ من ۱۴ساله بودم و ما در خانه تلویزیون نداشتیم. آن روزها بعضی از قهوه‌خانه‌ها برای جلب مشتری تلویزیون از نوع سیاه و سفید در مغازه‌ی خود نصب کرده بودند که بر بالای دیوار قهوه‌خانه نصب بود و هر مشتری که به قهوه‌خانه می‌آمد […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

برگزاری اردوی رادیوآماتوری در جزیره ی شیف بوشهر

استان بوشهر و جزیره‌ی شیف در خلیج فارس به همت اعضای گروه رادیوآماتوری البرز در نیمه‌ی دوم آبان ماه سال جاری میزبان یک گروه رادیو آماتوری خارجی بود . . . استان بوشهر و جزیره‌ی شیف در خلیج فارس به همت اعضای گروه رادیوآماتوری البرز در نیمه‌ی دوم آبان ماه سال جاری میزبان یک گروه […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

تجربه‌ای با فرستنده‌ی رادیویی مارکونی

بیایید ببینیم پدرِ پدربزرگ‌مان چگونه به کمک جرقه امواج رادیویی را تولید می‌کرد، امواج را می‌فرستاد و دریافت می‌کرد . . همگان صدای خِرخِر و خِش‌خِش بلندگوی رادیو را در زمان توفانی‌بودن هوا و بروز آذرخش شنیده‌اند و می‌دانند که هر جرقه‌ی الکتریکی از خود طیف وسیعی از امواج الکترومغناتیسی را منتشر می‌کند. نخستین فرستنده‌ی […]

۱۱ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

دوستداران رادیوآماتوری و مخابرات بشتابند!

مخابرات، ارتباطات رادیویی، دانشکده علمی کاربردی پست و مخابرات، رادیوآماتور، انجمن رادیوآماتوری پارسیان، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، فرستنده، گیرنده، رادیو، آنتن، تک باند جانبی، . . بنا به خبر منتشره در ۲۰ آذر ۱۳۹۷، «دانشکده علمی کاربردی پست و مخابرات» با همکاری اساتید دانشگاه و رادیوآماتورهای پیشکسوت و بنیان‌گذاران «انجمن رادیوآماتوری پارسیان» اقدام […]

۱ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.