فن‌آوری و انسان

دسته: نگاشته های دنباله دار

من و الکترونیک: قسمت دهم – از دستگاه دست‌ساز تا گسترش دستگاه فابریک

بعدها فهمیدم که این آنتن‌ها مربوط به تلفن‌های بی‌سیم هستند. کاری بود که کمی سرّی و مخفیانه انجام می‌شد . . پس از توافق بر سر۳۵۰۰ تومان، دستگاه‌ها را با دو آنتن به پشت بام خانه‌های یک طبقه‌ی مشتری بردم و نصب کردم و مختصر آموزشی هم برای تنظیم مدار سکوت و… دادم و علی‌الحساب […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت نهم – از شیفت در بیمارستان تا دیدار در منزل استاد

در کمال ناباوری دیدم که گفت ایشان برادرم محمد است و آن دیگری هم محمود واعظی است! . . نباید فراموش کنیم که در آن سال‌ها هنوز نه از کامپیوتر شخصی به معنای امروزی آن خبری بود و نه از اینترنت. همان طور که موسسه‌های آموزشی و دانشگاهی و حتی کتاب‌خانه‌ها بسیار کم و فقط […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت هشتم – از انتظاری که به سر آمد تا جستجوی یار

آن قدر ذوق‌زده بودم که حتی اوایل متوجه نشدم لیست قطعات این مدار داده نشده است! . . پس از ساخت آن ساعت‌ها و آشنایی با دیجیتال و گیت‌های منطقی باز هم علاقه اصلی من رادیوآماتوری بود. مدارهای زیادی را مطالعه می‌کردم ولی هم‌چنان چشم امیدم به مجله ی «علم الکترونیک» بود که شاید از […]

۲ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت هفتم – از تایمر دستگاه تزریق تا اسیلوسکوپ جهاد دانشگاهی

ساعت مچی دیجیتال برای من به یک منبع الهام و یک وسیله ی همه‌کاره تبدیل شده بود . . در آن سال‌ها ساعت‌های مچی دیجیتالی، که به آن‌ها ساعت کامپیوتری می‌گفتیم، برایم جذابیت خاصی داشت. روی این ساعت‌ها خیلی کار کردم و از مدارهای آن برای منظورهای دیگری استفاده کردم. یکی از موارد در سال […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت ششم – از مدارهای قیری تا ساعت های دیواری

با ظرافت سیم‌های نازکی را به خروجی‌های چیپ ساعت‌مچی دیجیتال لحیم می‌کردم و سر دیگر این سیم‌ها را جهت تقویت تا حد روشن‌کردن یک سگمنت از نمایشگر ال.ای.دی. به ورودی‌های چهار عدد آی.سی. بافر یا گیت نات می‌دادم . . موضوع همان طور که نقشه کشیده بودم پیش رفت و یکی از هم‌کلاسی‌هایم در مورد […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت پنجم – از خاموشی برق تا الکترونیک دیجیتال

با هر ترفندی بود این کریستال‌ها را از او خریدم. برایم مهم فقط این بود که کریستال داشته باشم، نه فرکانس آن . . بعد از یادگیری تهیه‌ی فیبر مدار چاپی گاه به گاه بعضی از مدارهای آسان را مونتاژ می‌کردم و چند تا از کیت‌های «مهران کیت» که از جمله‌ی آن‌ها یکی نورسنج با […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت چهارم – از آب قنات روستا تا چراغ چشمک‌زن

با هیجان زیاد مدار دست‌سازم را به منبع تغذیه وصل کردم. در کمال ناباوری در همان لحظه‌ی اول شروع به کار کرد و خوشحالی من حد و حدودی نداشت . . در دوران راهنمایی تحصیلی و بعد از آن تجربه با تلفن زغالیِ ناکام شده، دیگر تقریباً هیچ فعالیت خاصی در زمینه الکترونیک نداشتم. گاهی […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت سوم – از دیدار با «تعمیرکار سیمی» تا اختراع معلم حرفه و فن

ما در دوران راهنمایی درسی به نام «حرفه و فن» داشتیم. نمی‌دانم آیا هنوز هم در میان آموزش‌های مدارس جایی دارد یا خیر… . . بعد از ناکامی در ساخت آن مدار کذایی بلندگوی دستی، که البته به دید شکست به آن نگاه نمی‌کردم، مدت‌ها کار خاصی در زمینه‌ی الکترونیک انجام ندادم. مانند این بود […]

۴ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت دوم – در جستجوی تصویرهای تلویزیون در کابل آنتن

یک موتور برق هم برای آبادی خریدند که از غروب تا حدود ده شب آن را روشن می‌کردند . . بعد از شکست و ناکامی در پروژه‌های پروازی مدتی کارهای برقی‌ام مسکوت ماند تا این که انقلاب شد. داخل پرانتز بگویم که در روستای ما به علت مسایل فرهنگی و سنّتی هیچکس جرات خریدن تلویزیون […]

۰ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.

من و الکترونیک: قسمت اول – از آرمیچر و قوّه تا هلیکوپتر

مدتی است که گروهی از رادیوآماتورهای ایرانی، دوستداران الکترونیک و یاران آنان در پیام‌رسان تلگرام جمعی خودمانی تشکیل داده‌اند و در آن درباره‌ی خود و دیگران، تجربیات و دیده‌هایشان می نویسند . . کوتاهی پس از تاسیس اولین انجمن رادیوآماتوری ایران، انجمن پارسیان، و ایجاد گروه تلگرامیِ آن، ایجاد یک گروه جداگانه برای درج اظهارنظرهای […]

۱ نظر ۰۰
فرزاد ر.د.