… من برادرشم. گوشیش رو گوشی من دایورته. امرتون؟… . . سوی دیار عاشقان، سوی دیار عاشقان، به کربل… –  بله، بفرمایید! من: سلام آقا رضا، احوال شما! –  در خدمتم. بفرمایید. من: بیک محمدی هستم. به جا نیاوردی؟! –  من برادرشم. گوشیش رو گوشی من دایورته. امرتون؟ من: آهان. پس خودش کجاست؟ –  رفته […]