نبرد میان دیجیتال و فرکانس بالا، یا “تماس قطبی”

زندگی من-رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

.

.

کارنامه‌ی دیپلم متوسطه همراه با معرفی‌نامه به سازمان نظام وظیفه را در مقابل خود داشتم. باید کارنامه را می‌گرفتم و رسید معرفی به نظام وظیفه را امضا می‌کردم. بله، سربازی در پیش بود، بدون هیچ راه دیگری. من، اما، به دلیل تماشای فیلم «اولین خون» با شرکت سیلوستر استالونه و تنفر از جنگ هیچ‌وقت آن رسید و کارنامه را نگرفتم و به سربازی هم نرفتم و در تمام مدت جنگ غایب از خدمت بودم. حتی خانواده‌ام تحت تاثیر این تصمیم من قرار گرفت. من حدود ۳ ماه از خانه خارج شدم و در طبقه ۱۱ ساختمان سعدی در شهرک غرب با یکی از دوستانم هم خانه شدم.

پس از بازگشایی دانشگاه‌ها به مجتمع شهید شمسی‌پور رفتم و در کلاس میکرو‌پروسسور استاد کریم زرپاک شرکت کردم و ریزپردازنده‌های «زد ۸۰» و «۸۰۸۰» را یادگرفتم. ۸۰۸۰ هشت بیتی حتی ضعیف‌تر از «زد ۸۰» بود. هدف کلاس ساخت پروژه ی مینیمم سیستم Z۸۰ و به طور دقیق ساخت UART یونیورسال آسنکرون رسیور ترانسمیتر، یعنی هسته‌ی مودم بود.

سال ۱۳۶۰ زمانی بود که هنوز شرکت آی.بی.ام. کامپیوتر شخصی (پی.سی.) را ابداع نکرده بود و حتی کومودور-۶۴ هم ساخته نشده بود، اما کومودور پت و زد.ایکس.-۸۰ و زد.ایکس.-۸۱ و اپل-۲ وجود داشت که البته ما فقط عکس آن‌ها را می‌دیدیم. «اپل ۲ ای کامپتیبل» در تایوان ساخته می‌شد. عکس‌هایش را می‌دیدیم و حسرت می‌کشیدیم.

نبودن ابزارهای اندازه‌گیری فرکانس بالا و گرانی زیاد آنها از یک طرف و «منطقی‌بودن» مدارات لاجیک و تجربه‌های زیبایی مانند پایین آوردن سرعت پالس ساعت برای بررسی وقایع رخ داده با سرعت کم و به عبارتی «تریِس کردن» (trase) برنامه برای عیب‌یابی یا «دیباگ»، من را مرتباً از مدارات آر.اف. دور کرده و به مدارات کامپیوتری نزدیک‌تر می‌کرد.

به هر حال پروژه‌ی مینیمم سیستم «زد هشتاد» ساخته شد. دیباگ برنامه بایوس آن را با «کامپیوتر لاله» ساخت ایران انجام دادیم، تجربه‌ای که بسیار لذت‌بخش بود.

این ورود به عرصه‌‌ی دیجیتال به فعالیت در رشته اتوماسیون ختم شد و تا به حال ادامه دارد.

در کنار آن، فعالیت‌های رادیو‌آماتوری فقط در حد مطالعه ادامه داشت. اولین درخواست را برای دریافت گواهی‌نامه‌ی رادیوآماتوری در همان ۱۶ و یا ۱۷ سالگی، در سال‌های پیش از انقلاب به اداره تله‌کمونیکاسیون دادم و ارتباط با این سازمان را سال به سال ادامه دادم.

بعد از انقلاب در سال ۱۳۷۶ امتحان رادیوآماتوری برگزار شد که در سال ۱۳۸۰ به صدور گواهی‌نامه منتهی شد. پس از این بود که یک دستگاه فرستنده-گیرنده‌ی نیمه‌لامپی مارک «کِنوود» را از یکی از دوستان امانت گرفتم که خراب بود و اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، یک بورد کم داشت، دو تا لامپ نداشت، مکمل انتخاب ولتاژ کم داشت… تعمیر آن و ساخت بورد مربوطه و راه‌اندازی این دستگاه ۳ سال به طول انجامید! و بالاخره در آخر  سال ۱۳۹۱ راه‌اندازی شد.

.

گواهی نامه ی رادیوآماتوری که در سال 1380 دریافت کردم

.

فراموش نمی کنم که اولین تماس من با کال ساین EP۳MT با یک ایستگاه روسی در حوالی قطب شمال برقرار شد!

ادامه دارد…

قسمت ۳

قسمت ۱

.

.

مطالب مرتبط:

سر و جان فدای کریستال کوارتز

از یادداشت های یک رادیوآماتور

.

.

www.etesalkootah.ir ||   ۲۰۱۸-۰۲-۱۶ © 

20۱۵ www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

.