بلاگ

  • چگونه هسته های فریت را از محل چسباندن باز کنیم؟

    چگونه هسته های فریت را از محل چسباندن باز کنیم؟

    هسته های فرّیت، چه در مدارهای فرکانس بالا و چه در منبع های تغذیه و مبدّل های ولتاژ، در بیش تر اوقات از دو تکه تشکیل شده اند. این دو نیمه ی فریتی با لایه ای از چسب به یکدیگر چسبانده شده اند. چسبی که بسیار محکم است، طوری که در تلاش برای جدا کردن تکه های فریت، فریت می شکند، اما محل چسب خوردگی از هم باز نمی شود! در اینجا راه حل خوبی برای این کار ارایه می شود جداکردن تکه های هسته های فریت در اجاق مایکروویو

    .

    .

    هسته های فرّیت، چه در مدارهای فرکانس بالا و چه در منبع های تغذیه و مبدّل های ولتاژ، در بیش تر اوقات از دو تکه تشکیل شده اند. این دو نیمه ی فریتی با چسب به یکدیگر چسبانده شده اند. چسبی که بسیار محکم است، طوری که در تلاش برای جدا کردن نیمه های فریت از هم، فریت می شکند، اما محل چسب خوردگی باز نمی شود! من مدت ها در فکر یافتن راهی برای جدا کردن تکه های فریت از هم برای مهندسی معکوس و یا استفاده از آنها در پروژه های خودم بودم و موفق نمی شدم بدون آسیب آنها را از هم جدا کنم. در این تلاش، کمترین صدمه ای که به اندوکتور می خورد، ذوب شدن کاملِ قرقره ی هسته بود. این داستان ادامه داشت تا روزی که به فکر استفاده از اجاق مایکروویو برای  این کار افتادم.

    فریت ها، بر اساس ویژگی هایی که دارند، در اجاق مایکروویو به طرز برق آسایی داغ می شوند. در مقابل، روند گرم شدن مواد پلاستیکی خیلی کُندتر است. لایه ی بسیار نازک چسبی که دو تکه ی هسته ی فریت را به هم چسبانده، فقط چند صدم میلی متر کُلُفتی دارد، ولی در بیش تر موارد در جاهایی قرار دارد که دسترسی بدان ممکن نیست (مثلاً در وسط قرقره ی سیم پیچی شده). با رسیدن دمای این لایه به 300 تا 350 درجه ی سانتی گراد، نرم شده، استحکام و خاصیت چسبندگی اش را از دست می دهد و خود را وِل می کند.

    در واقع، ما با استفاده از اجاق مایکروویو به شکل مستقیم هسته ی فریت را هدف گرمکاری قرار می دهیم. پس از گرم شدن، با رعایت احتیاط و بدون این که خودمان را بسوزانیم یا به دیگران و چیزهای اطراف مان صدمه بزنیم، فریت ها را از هم جدا می کنیم. استفاده از دستکش ضخیم ضروری است.

    .

    جداکردن تکه های فریت ترانسفورماتوری از یک منبع تغذیه ی کلیدگری در اجاق مایکروویو 

    .

    این روش در همه ی موارد جواب نمی دهد، اما به من در بیش تر اوقات کمک کرده تا هسته های فریت را بدون تخریب هسته و یا قرقره ی آن از هم جدا کنم. گذشته از این که پیدا کردن هسته ی فریت مناسب به قول معروف «کار حضرت فیل است»، وقتی به این فکر می کنم که اگر نمی توانستم هسته های دستگاه های اوراقی را بازیابی کنم، چقدر باید برای خرید آنها، به ویژه برای هسته های بزرگ، پول می پرداختم، می بینم که استفاده از این روش در هر صورت تلاش ارزش مندی بوده است.

    برای گرمکاریِ موثر بر روی یک هسته ی «دوبل E» به اندازه ی 3 سانتی متر به 30 ثانیه انرژی فرکانس بالای مایکروویو نیاز داریم. اما از یاد نبرید که فریت ها به همان سرعت که داغ می شوند، دوباره سرد هم می شوند. در پیدا کردن مدت زمان لازم برای گرمکاری حوصله و صبر و تحمل پیشه کنید تا نه قرقره ی اندوکتور خود را بسوزانید و نه فریت را بیش از حد داغ کنید. سوختن قرقره ی پلاستیکی همراه با متصاعد شدن بوی بسیار بدی است و پس از آن تا مدتی در داخل اجاق نمی توان غذایی گرم کرد چون هیچ کس غذایی را که بوی پلاستیک سوخته بدهد دوست ندارد!

    علاوه بر این، داغ شدن شدید، و یا ذوب شدن پلاستیک و لاک های عایق کننده ای که در ترانس پیچی به کار می روند، موجب آزاد شدن مواد بسیار سمی و سرطان زا مانند PCB* می شود. بنابراین، برای گرم کردن فریت از یک بشقاب چینی بازنشسته و یک درپوش شیشه ای، که دیگر برای صرف غذا به کار نمی روند، استفاده کنید.

    هیچ گاه فریت داغ را لمس نکنید زیرا دمای بسیار بالای آن سوختگی عمیق و بسیار دردناکی در پوست ایجاد می کند! بنابراین، پیش از شروع به کار یک جفت دستکش کار ضخیم تهیه کنید. تنها ابزار دیگری که باید در اختیار داشته باشید، یک «کاتر» یا تیغ موکت بُری برای جدا کردن تکه های فریت است.

    هنگام گرمکاری در محفظه ی اجاق امکان دارد که بین سیم های پیچیده شده روی هسته و قرقره جرقه هایی به چشم بخورند. این جرقه ها ممکن است باعث آسیب دیدن احتمالی سیم یا لاک روی آن شوند.

    .

    .

    پانویس:

    * PCB: این حروف کوتاه شده ی نام مجموعه ای از مواد شیمیایی به نام «پلی کلر بی فنیل» Polychlorbiphenyl است. این مواد که تا سال های دهه ی 1980 در تولید ترانسفورماتورها، خازن های برقی و شاره های هیدرولیکی مورد استفاده قرار می گرفتند، سمّی و سرطان زا هستند. برای آگاهی بیش تر این جا را ببینید:

    پلی کلرید بی فنیل (PCBها)

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-07–06 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • به مناسبت سالگرد تولد «آلن تورینگ»، پدر علم کامپیوتر

    به مناسبت سالگرد تولد «آلن تورینگ»، پدر علم کامپیوتر

    آلن تورینگ در 23 ژوئن 1912 در لندن به دنیا آمد. او پدر علم کامپیوتر و یکی از مظلوم ترین چهره ها در تاریخ دانش بشری است، چرا که کمتر کسی از مردم جهان او را می شناسد. تورینگ در سرنوشت جنگ جهانی دوم و شکست نازی ها نقش داشت و باعث نجات جان های بیشماری در این جنگ شد. در این مقاله که فصلی از یک کتاب بسیار زیبا در مورد تاریخ الکتریسیته است، با گوشه هایی از زندگی نامتعارف و تلخ این مرد تاریخ ساز که وجود کامپیوتر مدیون اوست، آشنا می شویم. کارت تبریک IEEE سالگرد تولد آلن تورینگ پدر علم کامپیوتر

    .

    .

    حتی در دهه‌ی 1820 برای ساخت کامپیوتر تلاش‌هایی صورت گرفته بود. اما در آن زمان، فن‌آوری ماشین بخار، بلبرینگ و چرخ دنده برای رسیدن به چنین هدفی بسیار زمخت بودند. عدم موفقیت آن تلاش‌ها فقط در فن‌آوری ریشه نداشت، بلکه ضعف تصور و تخیّل علمی نقش مهم‌تری در این امر ایفا می‌کرد. درست صد سال بعد، در سال‌های 1920، اختراعات فنی قابل توجهی هم‌چون لکوموتیو، تلفن و هواپیما صورت گرفته بود که هر کدام ظرایف خود را داشتند، اما هر کدام از آنها فقط «یک» وظیفه‌ی مشخص را به انجام می‌رساندند. همه فکر می‌کردند که برای هر کار جدید بایستی یک ماشین یا وسیله‌ی جدید ساخته شود.

    همه اشتباه می‌کردند! آلن تورینگ برای تغییردادن این طرز تفکر اولین قدم را برداشت. زندگی او به پایانی غم‌انگیز منتهی شد، چرا که او، علی‌رغم تصور روشن و کاملی که از کامپیوتر داشت، و علی‌رغم اطلاعات وسیع از کیفیت رفتار جهشی الکترون‌ها، که در مجموع به او امکان طراحی یک ماشین متفکر را می‌داد، فاقد پیش‌شرط‌های فنی لازم برای به ظهور رساندن افکار خود بود. صِرفِ داشتن ایده‌های جدید در علوم طبیعی، به معنی تولید ابزارهای جدید نیست. از او، تنها پس از مرگش تجلیل شد، در زمان حیاتش، ولی، خیر.

    او در جوانی، در سال‌های دهه‌ی 1910 و اوایل دهه‌ی 1920 علاقه‌ی زیادی به حل مسایلی که در برابرش صف کشیده بودند، داشت. ضعف او در تشخیص چپ و راست باعث شده بود که او روی شست دست چپش یک نقطه‌ی قرمز بکشد تا بتواند مانند کودکان هم‌سال خود جهت‌ها را به درستی تشخیص دهد. اما زمان زیادی نگذشت که او نه تنها از کودکان، بلکه از بزرگ‌سالان نیز سبقت گرفت. روزی هنگام گردش خانوادگی در طبیعت اسکاتلند، تصمیم گرفت برای خوشامد پدرش یک عمل تهورآمیز انجام دهد و توجه او را به خودش جلب کند: او یک کندوی عسل وحشی برای خانواده پیدا کرد، ولی نه مستقیماً. او به حرکت پروازی زنبورهای عسل دقت کرد، بُردار حرکت آنها را روی کاغذ ترسیم کرد، نقطه‌ی برخورد بردارها را تعیین نمود و به این ترتیب محل کندو را کشف کرد.

    تورینگ، اما، در نوجوانی و جوانی در تطبیق دادن خویش با محیط اطرافش دچار مشکل بود. او در سن شانزده سالگی متوجه شد که کشش جنسی بیشتری نسبت به مردان دارد، که این موضوع به همراه این که او، سنت‌های جامعه‌ی بسیار محافظه‌کار دهه 1920 انگلستان را نمی‌پسندید و دارای افکار روشنفکرانه بود، به تضاد او با جامعه‌ای که در آن زندگی می کرد، دامن زد.

    او در یک مدرسه‌ی خصوصی (که در اروپا مختص طبقات مرفه اجتماع است) تحصیل می‌کرد. پدر تورینگ کارمند عالی‌رتبه‌ی دولت بود و در دستگاه مستعمراتی انگلیس در هندوستان خدمت می‌کرد و از هیچ چیز در خانواده‌اش اطلاعی نداشت. برخلاف او، مادرش که به خانواده‌ای از اقشار بالای طبقه‌ی متوسط تعلق داشت، اصولاً نمی‌خواست چیزی بداند. او اصرار داشت که پسرش یک نوجوان کاملاً عادی است که بزودی تمام عقاید و افکار عجیب و غریب‌اش در مورد زیبایی، خودآگاهی و پیش از همه در مورد علوم طبیعی را کنار خواهد نهاد. او همچنین شک نداشت که آلن دیر یا زود دختر زیبایی را که در یکی از ضیافت‌های با شکوه لندن با او آشنا خواهد شد، با خود به خانه خواهد آورد.

    بر خلاف همه‌ی این آرزوها، آلن عاشق یکی از هم‌کلاسی‌های هفده ساله‌ی مدرسه‌اش به نام «کریستف مورکوم[1]» شد. آنها با همدیگر تلسکوپ می‌ساختند و شب‌ها با آن از پنجره‌ی اتاق شان به آسمان چشم می‌دوختند. با یکدیگر کتاب‌هایی در مورد فیزیک مطالعه می‌کردند و در مورد ستارگان، میرندگی، مکانیک کوانتومی و آزادی اراده بحث می‌کردند. در یکی از یادداشت‌های او آمده است: « ما مطابق معمول در بحث‌هایمان اختلاف نظر داریم، چیزی که موضوع را جالب‌تر می‌کند.».

    این دوستی خیلی به درازا نکشید و چند ماه پس از آشنایی آنها با هم، مورکوم بر اثر مرض سل درگذشت. تورینگ تا پیش از این حادثه از مادر خود فاصله می‌گرفت. حالا، اما، سفره‌ی دلش را برای او باز می‌کرد: «من و کریستوفر همیشه احساس می کردیم که یک کار مشترک در انتظارمان است.» او یک بار نوشت: «… حال من تنها باقی مانده‌ام تا به تنهایی این کار را به انجام برسانم.» اما این چه کاری می‌توانست باشد؟ بسیاری از آدم‌ها، در پی از دست‌دادن اقوام یا دوستان خود، زبان به شکوه و شکایت می گشایند، ولی چنین وقایعی در زندگی جوان‌ها اثر شدیدتری دارد: دوستان فرد از دست رفته، عمق احساس بزرگ‌سالان را درک می کنند، اما نمی توانند اتفاق پیش آمده را به سادگی بپذیرند و مرگ را در بستر و روند زندگی ارزیابی کنند. در کهکشان احساس آنها حفره‌ای سیاه بوجود می‌آید.

    تورینگ بر اثر این ضربه‌ی روحی تمام اعتقادات دینی خود را رها کرد. در اوج سرگشتگی، ایمان عمومی مبنی بر تداوم هستی روح پس از مرگ جسم را به کناری نهاد. مورکوم دیگر وجود نداشت. کسانی که برای تسلّا دادن به او می‌گفتند که زندگی مورکوم در بُعدی دیگر ادامه دارد، همه دروغ گویانی بیش نبودند.

    این سرگشتگی، این اعتقاد به ماتریالیسم سرد و بی‌روح، مقدمه‌ای ضروری برای ابداع دستگاه الکتریکی ارزشمندی بود که تورینگ چند سال بعد نقشه‌ی آن را می ریخت. کسی که به جاودانگی روح بشر ایمان داشته باشد، به سختی به این باور می‌رسد که قدرت تفکر، که منحصر به انسان است، توسط یک ابزار مصنوعی تقلیدپذیر باشد. ماده‌ی فناپذیری که کامپیوتر از آن ساخته شده است، سیم ها، چراغ ها، رله ها، الکترون‌ها، و ده‌ها شیء دیگر، اساساً نمی توانند شباهتی به روح انسانی داشته باشد.

    او، اما، در حالی که به ژرفای جهان تاریک افسردگی فروافتاده بود، به جسارت جوانی میدان داد و همان طور که تصور می‌کرد پس از مرگ چیزی جز خاک سرد از انسان باقی نمی‌ماند، به این نتیجه رسید که از دل ماده‌ی سرد و خشک نیز می توان چیزی زنده و پویا بیرون آورد.

    سال‌های سال تورینگ نقش یک دانشجوی خوشبخت را بازی کرده بود، اما در شرایط تازه، او وقت بیشتری را با خانواده‌ی مورکوم می‌گذراند و با مادر او در مورد اوقات خوش گذشته‌اش سخن می گفت و خود را سبک می کرد. تورینگ اطرافیان و دوستان خود را دایماً با تکرار جمله‌ای از کارتون «زیبای خفته» آشفته‌خاطر می‌کرد، جمله ای که در آن از سیب زهرآگین صحبت می‌شد و این که چطور می‌توان پس از یک بار گاز زدن به آن، به سرعت به آرامش جاودان دست یافت.

    تورینگ در آغاز تابستان 1935، هنگامی که بیست و دو سال داشت، با مساله‌ای برخورد کرد که به مهم‌ترین موضوع کارهای پژوهشی‌اش تبدیل شد. موضوع به مقطع زمانی پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم باز‌می‌گشت. در آن دوران، ریاضی‌دان شهیر آلمانی، «داوید هیلبرت[2]» در یک روز گرم ماه اوت طی یک سخن‌رانی در پاریس، آنچه را که به نظر او مهم‌ترین مسأله‌ی ریاضی قرن بیستم بود، تشریح نمود. این مسأله تا زمانی که تورینگ با آن آشنا شد، هنوز لاینحل باقی مانده بود. مسأله به منطق ریاضی باز‌می‌گشت و این که چگونه باید زنجیره‌ی نامعین و درازی از نتیجه‌ها را محاسبه نمود[3]. اغلب پژوهش‌گران فرض را بر آن قرار داده بودند که پاسخ می‌بایستی یک نتیجه‌ی مجرّد ریاضی داشته باشد. تورینگ، اما، یک پژوهش‌گر آماتور بود که می‌توانست به شکلی عالی رادیویی بسازد، دوچرخه‌ای را تعمیر کند و انواع قطعات فلزی را به یکدیگر لحیم کند. روزی او، پس از یک ورزش بعد از ظهری دو، بر روی زمین چمنی در محله‌ی کوچکی در اطراف کمبریج دراز کشیده بود، که به فکر اختراع ماشینی افتاد که تمام مرحله‌های مسأله‌ی منطقی هیلبرت را انجام دهد.

    .

    آلن تورینگ در کنار کامپیوتر کونوسوس

    .

    تورینگ در ماه‌های بعدی نشان داد، ماشینی را که در ذهن دارد، قادر به حل چنین مسایلی هست. مسایلی که هیلبرت هنگام طرح آنها، اضافه کرده بود که در آنها هر حلقه‌ی زنجیر، دربردارنده‌ی نتیجه گیری مجرد درست یا نادرست بودن مربوط به خود خواهد بود. طبعاً چنین ماشینی به نیروی برق اما به شکلی نامتعارف نیاز داشت که این، اما، موضوعی نبود که در حال حاضر تورینگ خود را به آن مشغول کند. او بجای آن، از خود پرسید چه کار دیگری از چنین ماشین متکاملی برمی‌آید؟ یافتن پاسخ برای این پرسش زمان زیادی طلب می‌کرد، چرا که تورینگ دریافته بود ماشینی که راه خود را از پیچ و خم این زنجیره‌های منطقی بپیماید، از لحاظ نظری قادر به حل هر مسأله‌ای خواهد بود.

    کاربر این ماشین می‌بایست فقط تمام دستورهایی را که ماشین باید دنبال کند، به روشنی بنویسد. لازم نبود که ماشین مفهوم این دستورها را بفهمد؛ ماشین فقط آنها را انجام می داد. تورینگ اثبات کرد که تقریباً هر عملی که برایش قابل تصور بود- جمع زدن اعداد، کشیدن یک تصویر، و غیرو قابل ترجمه به گام‌های ساده‌ی منطقی هستند؛ گام‌هایی که ماشین قادر به دنبال کردن آنها خواهد بود.

    در صورتی که یک منتقد بهانه می‌آورد که چنین ماشینی تحت هیچ شرایطی قادر به انجام کارهایی که تورینگ ادعا می‌کرده نیست، و مسایلی را مطرح می‌کرد که قابل اجرا نبودند، تورینگ، برای اثبات عدم حقانیت منتقد، فقط لازم بود به او پیشنهاد کند که مسأله‌ی موردنظر را به گام‌ها و مرحله‌های منفرد تجزیه کند و سپس آنها را به زبانی روشن و منطقی بازنویسی کند. حال تورینگ می‌توانست دستورالعمل هر مرحله را به ماشین وارد کند. سپس ماشین به کار می‌افتاد و تمام دستورها را با دقت انجام می‌داد. برای بشر امروز، اما، این که ماشین‌ها دستورات ما را اجرا کنند، امری کاملاً عادی شده است. امروزه با فشار دادن چند دکمه، مقصود خود را به کامپیوتر یا تلفن دستی حالی می‌کنیم و ماشین درخواست ما را انجام می‌دهد. اما به سختی می‌توانیم قبول کنیم که در زمانی نه چندان دور، کمتر کسی باور می‌کرد که روزی یک ماشین بی‌روح و بی‌جان از عهده‌ی اجرای چنین کارهای هوشمندانه‌ای برآید.

    تورینگ کار علمی درخشانی انجام داده بود، کاری که در عین برجستگی، بسیار غریب نیز بود. «ماشین فراگیر[4]» را که او در سال 1937 در مقاله‌ای برای انجمن ریاضی لندن تشریح نمود، ابزاری بود متکی به خود و به طور کلی فاقد هر گونه حس و روح. اگر کاربر به آن دستورهای صحیح می‌داد، این ماشین می‌توانست از آن لحظه تا ابد، به تنهایی عمل کند.

    چنین ماشینی حتی به کاربر نیازی نداشت تا آن را برای انجام کار دیگری باز کند و تغییر دهد، چرا که تورینگ در حال ابداع واژه و مفهوم «نرم افزار» نیز بود. او دریافت که اگر برای حل هر مسأله‌ی جدیدی، مجبور باشد که ماشین خود را تغییر دهد، عملاً وسیله‌ی بی‌فایده‌ای ساخته است. بنابراین، فرض نمود که ماشین، خودش، اجزای داخلی خود را برحسب نیاز تغییر دهد، نظم فعلی خود را به هم بزند و مطابق با شرایط جدید، ترتیب تازه‌ای ایجاد کند. تورینگ انجام این کار را بر عهده‌ی نرم‌‌افزار گذاشت.

    در اینجا است که الکتریسیته نقش بازی می‌کند. ماشین تخیّلی تورینگ تنها از مقداری سیم که با نظم معینی به هم وصل شده باشند، تشکیل نمی‌یافت. زیرا بشر هنگام فکرکردن، به مقایسه و ترکیب تعداد بیشماری از دریافت‌های محیطی و تجربه‌ها و تصورات و یادآوری‌های خود می‌پردازد و دایماً آنها را در ترکیب‌های مختلف با یکدیگر قرار می‌دهد، و البته با سرعتی بسیار بالا. اگر تورینگ می‌خواست که کامپیوترش نحوه‌ی تفکر انسان را تقلید کند، می‌بایستی تعداد زیادی کلید را که با همان سرعت مغز انسان قادر به قطع و وصل‌شدن باشند، به کار گیرد. این کلیدها می‌بایستی بسیار کوچک و بسیار سریع باشند: امری که با روش‌های مکانیکی معمول در آن زمان قابل انجام نبود و نیست.

    کوچک‌ترین و سریع‌ترین سامانه‌های کلیدگری به تأسیسات مراکز تلفن تعلق داشتند و ده‌ها سال تحقیق و توسعه، این سامانه‌های مکانیکی را به آخرین مرزهای تکامل نزدیک کرده بودند. در مراکز تلفن اولیه، مردان جوان و نیرومند، فیش‌های ارتباطی را با دست، از یک سوراخ بر روی تابلوی بزرگ پریزهای روبروی خود، درآورده و در سوراخ دیگری فرو می کردند تا یک خط تلفن به خط دیگری وصل شده و مکالمه بین تلفن‌زننده و تلفن‌شونده برقرار شود. (از همین جا عبارت «صفحه کلید» متولد شد.) هنگامی که سرکارگرهای مراکز تلفن متوجه از زیر کار در‌رفتن این مردان جوان یا ورود و عضویت آنان در اتحادیه‌های کارگری شدند، آنها را با زنان کارگر، که راحت‌تر می شد با آنان کنار آمد، جای‌گزین کردند. و هنگامی که مهندسان کمپانی بل در پایان سال‌های دهه‌ی 1890 با توسعه و همه‌گیری تلفن دریافتند که حتی سالن‌های بزرگ کار نیز دیگر گنجایش این تعداد خانم را ندارد، کلیدهای نیمه خودکار را ابداع کردند.

    این کلیدها از سیم‌های بسیار نازکی ساخته شده بودند که در اندازه‌های کوچک، همان عمل کلیدهای گردان یا کشویی را انجام می‌دادند. در این کلیدها، جریان الکتریسیته تا محل اتصال داخلی کلید جاری می‌شد. اگر اتصال متحرک کلید در جهت صحیح قرار داشت، الکترون‌ها به مسیر خود ادامه می‌دادند و از کلید خارج می‌شدند. اما اگر اتصال متحرک کلید، ارتباط را قطع کرده بود، جریانی برقرار نمی‌شد و علایم الکتریکی منتقل نمی‌شدند.

    متأسفانه حتی کلیدهایی که در سال‌های دهه‌ی 1930 ابداع شده بودند، برای مقصود تورینگ بسیار بزرگ بودند. ماشین متفکری که تورینگ در ذهن داشت، با چنان حجمی از «افکار» روبرو می‌شد و چنان تعداد پرشماری از ترکیب‌های مختلف وجود داشتند که به هزاران و حتی میلیون‌ها کلید که قادر به کار به طور هم‌زمان باشند، نیاز می‌بود. برای چنین تعدادی کلید، هر قدر هم که کوچک باشند، فضای کافی وجود نداشت.

    در این وضعیت، تنها چیزی که می توانست به یاری تورینگ بیاید، کشف‌های نوین فیزیک در مورد «تله پورتاسیون» الکترون‌ها و دیگر رفتارهای الکترون‌ها بود که همگی تحت نام «مکانیک کوانتوم» شناخته شده بودند.(29) این نظریه‌های جدید مبتنی بودند بر این‌که الکترون‌ها، بدون این‌که نیازی به کلیدهای مکانیکی کم سرعت باشد، قادر به انجام چنین اعمال کلیدگری هستند. در صورتی که بتوان قوانین کوانتایی را مورد استفاده قرار داد، می توان الکترون‌ها را وادار کرد که با سرعتی غیرقابل رقابت، در ماده‌ای ساکن و بی‌حرکت از نقطه‌ای به نقطه‌‌ی دیگر بجهند و موقعیت خود را تغییر دهند.

    این رویایی بود که درک آن برای تورینگ، که به اندازه‌ی کافی در رشته‌ی فیزیک تحصیل و مطالعه کرده بود، آسان می‌نمود. بسیاری از بنیان‌گذاران این حوزه از دانش در آن زمان در کمبریج کار می‌کردند. تورینگ هم مانند دیگر مهندسان و ریاضی‌دانان آن عصر، اعتقاد داشت که آثار و ویژگی‌های کوانتایی تا ابد در محیط زیرمیکروسکوپی خود و دور از دسترس بشر باقی خواهند ماند و کوچکی بیش از حد، مانع هر گونه استفاده از این پدیده‌ها خواهد بود. او در آن زمان هیچ‌گاه به طور جدی امکان استفاده از «کلیدهای کوانتایی» را به عنوان راه حل، مطرح نساخت.

    او هنوز هم کمبود مورکوم را حس می‌کرد و می‌دانست به همدم و همدلی نیاز دارد که با او افکار انقلابی خود را در مورد خودآگاهی و ماشین‌متفکر و نرم‌افزار در میان گذارد. چون تورینگ با نگارش مقاله‌هایی در ارتباط با نظرات هیلبرت برای خود در میان محافل تخصصی جایی باز کرده و شهرتی کسب کرده بود، مدتی به دانشگاه پرینستون دعوت شد. در آنجا با «فن نویمن»، استاد شهیر این دانشگاه آشنا شد. تورینگ ابتدا تصور می‌کرد در وجود فن نویمن گمگشته‌ی خود را یافته است. اما فن نویمن شخصیتی بسیار بوقلمون‌صفت داشت. او در مجارستان رشد کرده بود و در آنجا «یانوش» نام داشت. هنگامی که به دانشگاه گوتینگن در آلمان رفت نام «یوهان» به خود گرفت، و حال در پرینستون خود را «جانی» می‌خواند. او در آمریکا به یک سوپر‌آمریکایی تبدیل شد و به یک زندگی اجتماعی بی‌بند و بار رو‌آورد. این روش زندگی با شیوه‌ی تفکر روشنفکرانه‌ی تورینگ هماهنگی نداشت و پس از گذراندن چند ترم در پرینستون، به انگلستان بازگشت.

    تورینگ در دوران جنگ جهانی دوم در «بلچلی پارک[5]»، در جنوب انگلستان، با گروهی از رمزشناسان کار می کرد که وظیفه داشتند رمزهای دشمن را کشف کنند. در میان این گروه، دانشگاهیانی که از محیط کسالت‌آور آکسفورد و کمبریج فرار کرده بودند، متخصصان جدول حروف متقاطع، افسران نیروی دریایی، و یک مدیر پژوهشی فروشگاه‌های زنجیره‌ای «جان لویز[6]» (که استاد شطرنج بود) دیده می‌شدند. دراینجا بود که چشمان تورینگ دوباره بر روی زندگی باز شد. او همیشه از استفاده از دانش خود در حل مسایل عملی لذت می برد- او در کمبریج، فقط برای تفریح، یاد گرفته بود که ساعت را با نگاهی به ستاره‌ها تعیین کند- و حال برای چنین فعالیت عملی به بلچلی آمده بود. او در بخشی مشغول به کار شد که مأموریت آن، کشف رمز ماشین رمزنویسی آلمانی‌‌ها به نام «انیگما[7]» بود که در سطح بسیار وسیعی در نیروی زمینی و دریایی آلمان برای رمزکردن اخبار مورد استفاده قرار می‌گرفت. طی چند هفته‌ تورینگ به شکل تعیین‌کننده‌ای در ایجاد فنون جدیدی برای کشف رمز چنین وسایل رمزکننده‌ای نقش بازی کرد و پس از دو ماه به سرپرست گروه ارتقا مقام یافت. این گروه توانست تمام رمزهای نیروی دریایی آلمان را کشف کند.

    در پایان سال 1940 زیردریایی‌های آلمانی پی در پی کشتی‌هایی را که در اقیانوس اطلس به انگلستان مواد خوراکی می‌رساندند، غرق می‌کردند و وضعیت به حدی بحرانی شده بود که خطر گرسنگی مردم بریتانیا را تهدید می‌کرد. در این زمان، کشف و نابودسازی زیردریایی‌های آلمانی به مهم‌ترین دستور کار ارتش بریتانیا تبدیل شده بود. گروه کاری تورینگ می‌بایستی دستگاهی بسازد که حداقل بخشی از فرآیندی را که در داخل دستگاه رمزگر آلمانی اجرا می‌شد، شبیه‌سازی کند و قادر باشد در هر ساعت ده‌ها هزار تبدیل و تغییر ریاضی- منطقی را انجام دهد. دستگاه انگلیسی، که با مدارهای الکتریکی ساده، نوارهای سوراخدار و چرخ‌دنده‌ کار می‌کرد: «بمب یخی» یا به سادگی «بمب» و گاهی «بمب تورینگ» نام گرفت. از این سامانه به مرور صدها دستگاه ساخته شد.

    تحت هیچ شرایطی نمی‌شد این دستگاه را کامپیوتر نامید، چرا که لشگری از کاردانان و فن‌آوران آن را اداره می‌کردند. تقریباً همه‌ی این افراد را بانوان جوان قشر متوسط بالای جامعه تشکیل می‌دادند که عضو «سرویس زنان نیروی دریایی سلطنتی[8]» بودند. این ترکیب انسان و ماشین چشم‌انداز ویژه‌ای را در معرض نظر قرار داد. زیرا این همکاری مابین انسان و ماشین برای تورینگ گامی بسیار بلند به سوی آن «ماشین فراگیر» یا به عبارتی «ماشین یونیورسال» بود که در زمان آرامش پیش از جنگ در مخیله‌ی خود پرورده بود. مجموعه‌ی این بانوان و مدارهای ساده‌ی الکتریکی، که آنها را اداره می‌کردند، به شکلی، «سخت افزار» را تشکیل داده بود. هنگامی که داده‌ها یا اطلاعات جدیدی از دنیای بیرون به این سخت افزار می‌رسید- مثلاً هنگامی که آلمانی‌ها فرآیند رمزگزاری خود را عوض می‌کردند، یا موقعی که یکی از همکاران، روش جدیدی در کشف رمز را پیشنهاد می‌نمود- ، تورینگ می‌بایستی برنامه‌ی تمام گروه بانوان را که حال برای او کار می‌کردند، تغییر دهد.

    پیشرفت‌ها در ابتدا بسیار کند بود. اغلب کاروان کشتی‌های حامل مواد اولیه و خوراک و سوخت به مقصد انگلستان، به مناطقی از دریا می‌رفتند که اداره‌ی دریاداری بریتانیا از وجود زیردریایی‌های آلمانی در آنجا مطلع بود، اما ماشین الکترومکانیکی تورینگ و کاربران آن نمی‌توانستند رمزهای شنودشده‌‌ی موج کوتاه آلمانی‌ها را به موقع رمزگشایی کنند و با احساس یأس و ناامیدی اخبار انفجار کشتی‌ها و غرق‌شدن دریاییان را دریافت می‌کردند. تورینگ، اما، در سازمان‌دهی گروه‌های کوچک استاد بود و هر بار شاخص موفقیت او در کشف سریع‌تر رمزها از بار قبل بهتر می‌شد. «کامپیوتر» او از لحاظ ظاهری شکل یک جعبه‌ی کوچک، چیزی که به آن دستگاه بتوان گفت، را نداشت، بلکه در آن از عناصری بهره‌گیری شده بود که مشابه اجزای یک کامپیوتر امروزی هستند- حافظه‌ها، پردازنده، نرم‌افزار تغییر و تجزیه‌پذیر- نکته‌ی جالب این است که عناصر تشکیل دهنده‌ی «کامپیوتر» او در گروه‌هایی در ساختمان‌های مجزا کار می‌کردند، و این اجزا که شامل دسته‌های بانوان، مدارهای الکتریکی و تفکرات تورینگ بودند، تفاوت ذاتی و ماهوی عظیمی با یکدیگر داشتند.

    در پی این موفقیت، تورینگ عاشق شد، یا حداقل چیزی در او تغییر کرد که با واژه‌ی شیفتگی قابل بیان است. «جون کلارک[9]» یک دانشجوی جوان ریاضیات از کمبریج بود که به خدمت در اداره‌ی بلچلی مأمور شده بود. تورینگ به او گفت که تمایلات همجنس‌گرایانه دارد، با وجود این، اما، «جون» حاضر به قطع رابطه با او نشد و نوعی ارتباط عاطفی بین این دو برقرار گشت. شاید شیفتگی به ریاضیات در ارتباط این زوج با هم نقش ویژه‌ای بازی کرده بود. آنها در ساعات فراغت روی چمن بلچلی پارک دراز می‌کشیدند و به گفتگو در مورد الگوی ریاضی گلبرگ‌های گیاهان خودرو می‌پرداختند. آنها با تاریک شدن هوا، پس از گذراندن یک روز نوبت‌کاری سخت نُه ساعته، با هم چند دور شطرنج پیش از خواب بازی می‌کردند. (تورینگ مهره‌های شطرنج را از گِل ساخته و پرداخته و آنها را در بخاری محل اقامتش پخته بود.) یک‌بار تورینگ یک جفت دستکش کاموایی بافت ولی از عهده‌ی بافتن صحیح جای انگشتان برنیامد و با متلک لطیفی از جون به تلاش خود پایان داد. بزرگ‌ترین پیشرفت‌های الکترونیکی در فوریه 1942، هنگامی که نیروی دریایی آلمان نوع رمزگذاری خود را به کلّی تغییر داد، بوقوع پیوست. به ناگاه تمام اطلاعات ارزشمند جاسوسی که گروه بلچلی در مورد زیردریایی‌های آلمانی تولید می‌کرد، متوقف شد. از طرف دیگر، رادارهای هواپیماها[10] نیز آن‌چنان تکامل نیافته بودند که قادر به پرکردن این خلاء باشند. نیروی دریایی سلطنتی و هم‌پیمان جدید آمریکایی آن، عملیات خود را به صورت کور انجام می‌دادند. تورینگ عصبی شده بود؛ ناخن‌هایش را آن‌چنان می‌جوید که سرانگشتانش زخم بر‌می‌داشتند. تورینگ، اما، این رمز بهبودیافته را، که نیروی دریایی آلمان به کمک دستگاه‌های انیگما‌ی خود ابداع کرده بود نیز، کشف کرد. همزمان، اما، «ورماخت»، نیروهای مسلح آلمان، رمز جدیدی برای مخابره بی‌سیم مکالمات مقامات عالی ارتش ابداع نمود که با دستگاه ساده‌ی تورینگ نمی‌شد به سادگی آن را گشود.

    این بن‌بست بدانجا منتهی شد که گروه‌های دیگری در بلچلی بودجه و امکانات کافی برای ساخت ماشین بسیار پیشرفته‌تری به نام «کولوسوس[11]»، که به تصورات دهه‌ی 1930 تورینگ بسیار نزدیک‌تر بود، دریافت کنند. هنگامی که این دستگاه ساخته شد، عبور جریان برق از صدها کیلومتر کابل مصرف شده در آن، چنان گرمایی تولید می‌کردند که بانوان کاربر را وادار می‌کرد از همکاران مرد خود تقاضای ترک محل را کنند تا آنان بتوانند در آن گرما با لباس سبک‌تری کار کنند.

    کار تورینگ چنان مهم بود که به وزارت خارجه فراخوانده شد و در چهارچوب یک ضیافت محرمانه، بالاترین نشان امپراتوری بریتانیا به وی تقدیم شد. روزی او عریضه‌ای به نخست وزیری نوشت و در آن از تأخیر در ارسال لوازم کار به بلچلی شکایت نمود. چرچیل پس از خواندن نامه، آن را با یادداشتی با مضمون: «همین امروز انجام شود: توجه کنید که آن‌چه آن‌ها می‌خواهند در درجه اول اهمیت قرار دارد!» به یکی از افسران ارشد ستاد خود داد. البته حتی کولوسوس را هم می بایست تقریباً همه روزه، با زحمت زیاد، از نو برنامه ریزی نمود، چرا که آلمانی‌ها جزییات رمز خود را به طور منظم تغییر می‌دادند. کولوسوس البته بالاتر از یک ماشین محاسب بود، اما هنوز هم یک کامپیوتر قابل برنامه‌ریزی به حساب نمی‌آمد.(31) این دستگاه فقط می‌توانست تصمیم‌های بسیار ساده را رأساً اتخاذ کند، و در مقایسه با آنچه که تورینگ پیشنهاد کرده بود، به شکل رنج‌آوری کند بود.

    با پایان یافتن جنگ در سال 1945، تورینگ به تلاش پرداخت تا کار خود را ادامه دهد. او، در یکی از آخرین روزهای اشتغال‌اش در بلچلی، هنگامی که به همراه جون مشغول بایگانی‌کردن مدارک محرمانه بود، به جون خبر داد که قصد دارد «آزمایشگاه ملی فیزیک[12]» در نزدیکی لندن را قانع کند تا یک گروه کاری در اختیار او قرار دهد تا ماشین موردنظر خود، ماشینی را که بدون محدودیت قابل تغییر باشد، بسازد. او و جون پس از تأمل بسیار از یکدیگر جدا شدند، اما تورینگ اعتماد خود به او را هم‌چنان حفظ کرد.

    ابتدا همه چیز به خوبی پیش می‌رفت. مدیر آزمایشگاه ملی فیزیک «سر چارلز داروین[13]» نوه‌ی زیست‌شناس بزرگ، یک “دانشمندِ سابق” و یک مدیر پژوهشی و علمی بود که در عین حال در سطح کشور روابط ارزشمندی با چهره‌های سرشناس داشت. موضوعی که تورینگ ابتدا متوجه نشد- اما خیلی زود آن را دریافت- ، این حقیقت بود که داروین علی‌رغم این‌که در جوانی  دانشمندی خلاق بوده و همواره در کنار «راترفورد» برای تکامل دادن مدل اتمی او کار می کرده، امروز، اما، به یک آدم کلّه گُنده‌ی غرغرو که دایماً در حال پیپ کشیدن است، تبدیل شده است.

    به نظر می‌رسید که داروین قبول کرده که این جوان عجیب می‌خواهد یک ماشین عملی و قابل استفاده، یا حتی مجموعه‌ای از چنین ماشین‌هایی بسازد. این در جای خود خیلی خوب بود. در انگلستان پس از جنگ، از چنین کمک‌هایی به شدت استقبال می شد. اما او با این «ماشین فراگیر» خود چه قصدی دارد، و این همه مصاحبه و سخنرانی- مشکل بود که تورینگ را به فاصله گرفتن از خبرنگاران تشویق کرد- در مورد یک کامپیوتر که قرار است روزی یک سمفونی بنویسد، و وقتی که آن را روی دو پا نصب کنند، قرار است از مرزهای کشور حفاظت نماید، یا این‌که آن را چنان برنامه‌ریزی کرد که هر چیز قابل تصوری را یاد بگیرد، برای چیست؟

    تورینگ در جلسات خود با داروین اظهار کرد که برای کارش به لامپ‌های خلاء و رله‌های تلفن نیاز دارد، این موضوع مورد توجه داروین قرار گرفت. هنگامی که تورینگ در مورد ریاضیات محض سخن می گفت، داروین با نزاکت سکوت می‌کرد و گوش می‌داد. اما هنگامی که تورینگ با حرارت روی این موضوع پافشاری کرد که در مورد نرم افزار صحبت کند و بگوید که شما نیازی ندارید برای انجام هر کاری یک ماشین ویژه‌ی انجام آن را بسازید، بلکه می توانید ماشین را به سادگی از طریق برنامه‌ریزی، و نه توسط اضافه کردن دستگاه‌ها و محلقات الکتریکی و مکانیکی، وادار کنید هر نوع کار دلخواهی را انجام دهد، کاسه صبر «سر چارلز» لبریز شد و اطمینان پیدا کرد که این مرد جوان اصلاً نمی‌داند در جهان نوین امروز چه می گذرد. آخر چگونه ممکن است مردی بگوید که باید ماشینی ساخت، در حالی که همزمان ادعا می کند قصد ساختن ماشین ویژه ای را ندارد!؟ شایعاتی وجود داشت که تورینگ در زمان جنگ کار بزرگی انجام داده است، اما برداشت داروین این بود که کارمندش به کلی از مرحله پرت است.

    تورینگ عصبانی بود. آن طور که او می دانست، تنها راه ممکن برای خلق یک کامپیوتر عملی، ساختن یک ماشین واقعی بسیار ساده بود که سخت‌افزار آن در ذات خود از چنان قابلیت انعطافی برخوردار باشد که خودش بتواند با برنامه‌ریزی مناسب، تصمیم بگیرد علایم الکتریکی در چه مسیری هدایت شوند. همکاران تورینگ در زمان جنگ، هنگامی که آلمانی ها مرتباً رمزهای خود را عوض می‌کردند با ساختن «کولوسوس» سعی کردند خود را با این تغییرات همگام کنند و در این راه به هدف ساخت یک ماشین قابل برنامه‌ریزی بسیار نزدیک شدند. در بلچلی وقت کافی برای پیشرفت بیشتر وجود نداشت. اما حالا چرا این فرصت در اختیار تورینگ گذاشته نمی شود؟

    این که هنوز هم تورینگ قطعاتی را که به اندازه‌ی کافی کوچک و خُرد باشند، برای مدارهای کلیدگری و حافظه‌ی دستگاه‌اش نداشت، بر مشکلات او می‌افزود. (نرم‌افزار در داخل ماشین او تنها می‌توانست از یک الگوی قابل تغییر از مدارهای الکتریکی تشکیل شده باشد، اما او به سخت افزار واقعی، چیزی شبیه به یک بخش حافظه، نیز احتیاج داشت که در آن نتایج عملیات نرم‌افزار، ثبت و ضبط شود.) اما آن‌چه که در اختیار او قرار داشت، قطعات الکتریکی بزرگ و پرحجم بودند. برای قسمت حافظه از کشفی استفاده کرد، که طی فرآیند تکامل رادار، در دوران جنگ ابداع شده بود. هنگامی که در آن زمان مهندسان لامپ بزرگی را با چند لیتر جیوه‌ی سنگین و سیال پرکردند و امواجی را به صورت ضربه‌ای به داخل جیوه فرستادند، متوجه شدند که امواج مذکور در داخل لامپ با دقت خیره کننده‌ای قطع و وصل می‌شوند.

    این ضربان‌های الکتریکی، یا «ایمپالس[14]»‌ها، با وجود این‌که برای ما بسیار سریع و آنی به نظر می‌رسند، اما در مقیاس زمانی الکترون‌ها، آنقدر بطئی و کند هستند که مدت ماندگاری آن‌ها برای استفاده به عنوان واحد حافظه کفایت کند. البته بودجه‌ای که در اختیار تورینگ قرار داشت بسیار محدود بود، به نحوی که او بارها برای تهیه‌ی قطعات مکانیکی لازم برای تکمیل‌کردن کامپیوتر خود مجبور شد به اوراق‌فروشی‌ها مراجعه کند و در میان قراضه‌های لوله کشی، قطعه‌ی مورد نظر خود را جستجو کند. سال 1947 از راه رسید و پیشرفت تورینگ همچنان اندک بود. داروین و دیگر کارمندان اداری نسبت به کار تورینگ دچار تردید و بدگمانی شده بودند. تورینگ یک بار دیگر با چشم انداز شغلی نامشخصی روبرو شده بود.

    در پاییز 1948 تورینگ به شهر منچستر که شایع شده بود در آنجا دستگاهی با شباهت زیاد به یک کامپیوتر واقعی در حال ساخت است، نقل‌مکان کرد. (در آن زمان در انگلستان چندین پروژه با یکدیگر رقابت می کردند چرا که دراین میان بسیاری از پژوهش‌گران با مقالات قبل از جنگ تورینگ و یا پروژه‌هایی که در این زمینه در آمریکا اجرا می‌شد، و در حقیقت شباهت زیادی با کولوسوس (که هنوز محرمانه بود) داشتند، آشنا شده بودند و این نقطه‌ی شروعی برای همه‌ی رده‌های پژوهشی شده بود.) اما اگر برای تورینگ جاافتادن در لندن و پرینستون مشکل بود، جابازکردن در منچستر غیرممکن می‌نمود. ریاضی‌دانانی که این پروژه‌ها را پیش می‌بردند، رفتار بسیار دوستانه‌ای داشتند، اما توجه آنها روی برنامه‌ها و نقشه‌های خودشان بود، نقشه‌هایی که از نظر جسارت و سنت‌شکنی حتی به گردپای فرضیات اولیه‌ی تورینگ در سال 1937 هم نمی‌رسیدند.

    دستیاران و پژوهش‌گران آزمایشگاه‌های فنی شاید قادر بودند تغییری در ساختارها بدهند، اما تقاضای کمک تورینگ را، با آن لهجه‌ی جنوبی‌اش، رد می کردند. در بلچلی همه با هم کار می‌کردند، اما گذشته‌ها گذشته بود. همراه با آن، احساس همبستگی زمان جنگ نیز زایل شده بود، مهندسان منچستری تجربیات دردآوری را به این تکنسین آموخته بودند. در آنجا کسی با لهجه‌ی او را یا اصولاً به حساب نمی‌آوردند یا از دادن هر گونه کمک و مشورتی به او خودداری می کردند. تورینگ خود می‌دانست که با آنها فرق می‌کند. مهارت و تجربه‌ی چندین ساله‌ی او در کار با دستگاه‌های بی‌سیم، دستگاه‌های کارت پانچ و ساخت سامانه‌های الکتریکی از هر نوع، به او کمک زیادی کرده بود. اما مرزکشی‌های نامریی ولی غیر قابل اغماض طبقاتی در میان تحصیل‌کردگان دانشگاهی و غیردانشگاهی، هیچ امکانی برای قانع کردن آنان باقی نمی گذاشت. «تورینگ» درمانده شده بود و راهی به پیش نداشت.

    عملاً دراین دوران در آمریکا فن‌آوری جدیدی تکامل می‌یافت که می‌توانست زندگی او را تغییر دهد- فن‌آوری نوینی که از ویژگی‌های الکترون‌ها در محدوده‌ی زیرمیکروسکوپی «کوانتا»‌یی بهره می‌جست.(32) تورینگ هم‌چنین شایعات داغی در مورد این قطعات جدید شنیده بود. اما آن جنگ طبقاتی علمی پنهان، نتیجه‌ای جز این نداشت که از همکاری او با مهندسان برای دریافت و استفاده از این قطعات جلوگیری می‌کرد. به علاوه، هنوز این قطعات به بازار معرفی نشده بودند و شواهد کافی که نشان دهنده‌ی تولید آنها باشد، وجود نداشتند.

    به این شکل او بیشتر سال 1949 را هدر داد و بی هیچ نتیجه‌ای از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر پرید. او حتی به این فکر افتاد که دوباره به کمبریج برود، اما شروع کردن دانشگاه برای او، پس از آن همه توانی که از خود نشان داده بود، به نوعی تنزل مقام و پس‌رفت به حساب می‌آمد. پس او خود را با چند موضوع قدیمی در ریاضیات محض مشغول ساخت که البته برای کار روی آنها بسیار پیر محسوب می شد. «فن نویمن» از پرینستون نامه‌ی خوشحال کننده‌ای به او نوشت: «آلن عزیز … روی چه مسایلی دارید کار می‌کنید، و چه نقشه‌هایی برای آینده‌ی نزدیک دارید؟» تورینگ، در پاسخ، چیز زیادی نمی‌توانست بنویسد. او هیچگاه در زندگی این قدر تنها نبود.

    او دیگر بار زمانی دراز را به آنالیز الگوی گردابی و پیچشی گل‌های وحشی صرف کرده بود، شاید برای یادآوری روزهای گرم تابستان گذشته با جون کلارک بر روی چمن های بلچلی. او همچنین به تفکر در مورد این پرسش پرداخت که مفهوم عملی یک موجود هوشمند چیست، و در این خصوص مقاله‌ای با عنوان هوش مصنوعی و ماهیت خودآگاهی منتشر کرد. این مقاله فقط چند سال پس از مرگ «تورینگ» بعنوان پایه و اساس شاخه ی علمی «شناخت و درک» و همچنین کامپیوتر شناخته شد. (همچنین ایده های او در مورد شبیه سازی کامپیوتری تکامل زیستی نیز برای پژوهش ها امروز دارای اهمیت است.) اما در منچستر بعد از جنگ که دانشمندان خود را روی ساخت اجزا و قطعات یک کامپیوتر ایده آل متمرکز کرده بودند، الگوی پیچش گلبرگ های گیاهان و هوش مصنوعی، تنها مدرک دیگری بر واقعیت گریزی این انسان عجیب بود. باری دیگر به «تورینگ» بی اعتنایی شد.

    مادر تورینگ همچنان به طور منظم به او نامه می نوشت و دایماً این پرسش ابلهانه را مطرح می ساخت که آیا او در یافتن همسر مناسبی برای خود قدمی به پیش برداشته است یا خیر. روز به روز نوشتن پاسخ های غیرواقعی به این نامه ها مشکل تر می شد. زندگی عاطفی او کاملاً خالی بود و برای پرکردن آن، مانند دوران دبیرستان که مدتی جزو قهرمانان دو ماراتن بود، دوباره ورزش را آغاز کرد.

    .

    کارت تبریک IEEE سالگرد تولد آلن تورینگ پدر علم کامپیوتر

    .

    او بجای ایجاد یک رابطه ی عاطفی و جنسی حقیقی، به دوستی ها و روابط کوتاه و اتفاقی دل خوش کرده بود تا این که در عصر روزی در ژانویه 1952 متوجه شد مرد جوانی که شب گذشته را با او سر کرده بود، به یکی از همپالکی هایش مشخصات خانه ی تورینگ را داده و او نیز به خانه دستبرد زده است. او که از سوء استفاده از اعتمادش بیش از سرقت لوازم منزلش دلگیر شده بود، به پلیس شکایت کرد.

    این کار او، اشتباه وحشتناکی بود. در آن دوران در بریتانیای کبیر همجنس گرایی یک جنایت محسوب می شد. در کمبریج ممکن بود مجازات این جرم به یک اخطار کتبی منحصر بشود. در لندن، کمی پیش از آن، «جان گیلگاد[15]» به همین جرم به زندان انداخته شده بود، اما کمک دوستانش سبب شد که فقط مدت کوتاهی را در زندان بسر برد و موضوع مقاله های مفصل روزنامه های جنجالی نشود. اما منچستر نه لندن بود و نه کمبریج. هنگامی که سارق دستگیر شده در مقابل دریافت تخفیف در مجازات، به عنوان شاهد بر علیه تورینگ شهادت داد و بر اساس آن تورینگ زندانی شد. خیلی زود او – در تنهایی مطلق – برای چیزی که در آن زمان یک جنایت بزرگ به حساب می آمد دادگاهی شد.

     به احترام خدمات او در زمان جنگ و دریافت مدال از دولت بریتانیا، و شایعاتی که مبنی بر آنها قرار بوده مقام شوالیه به او اعطا شود، از به زندان انداختن او صرف نظر شد. درمقابل، او می بایستی در یک برنامه عملی معالجه که او را از همجنس گرایی «شفا» دهد، شرکت کند. معالجه شامل تجویز اجباری هورمون زنانه به او بود. تورینگ هیچ راه دیگری نداشت و می بایستی خود را موافق این تدابیر دادگاه نشان دهد. زندان محیطی غیرقابل تحمل بود و او فقط می‌توانست در محیط دانشگاه به کار خود ادامه دهد.

    به این ترتیب معالجه ی هورمونی «تورینگ» آغاز شد و مطابق دستور دادگاه به طور منظم قرص های هورمون دریافت کرد. او در آغاز تصور می کرد که این تمهیدات پزشکی فاقد هر گونه عارضه های جنبی است، اما این روش معالجه باعث شد که او به مدت طولانی قدرت تمرکز حواس خود را ازدست بدهد. او تلاش کرد تا مقدار دارو را کاهش دهد، اما قاضی دادگاه موافقت نکرد. در ادامه ی هورمون درمانی تورینگ با حیرت و یأس متوجه شد که کم کم سینه در می‌آورد.

    همه ی مرزهای قابل پذیرش برای او درنوردیده شده بود. او مانده بود، بدون عشق و بدون یک مونس عاطفی. جسم و جان او نابود شده بود. درمان در آپریل 1953 به پایان رسید، اما او هیچگاه نتوانست از زیر عوارض آن کمر راست کند. در یک بعد از ظهر بارانی ژوییه 1954 تورینگ از خانه اش، دریکی از حومه های منچستر، بیرون نرفت. او سیبی در دست گرفت و درپوش یک ظرف کوچک حاوی سیانور را که او از آن برای آزمایش های آبکاری الکتریکی طلا استفاده می کرد، برداشت.

    هنگامی که در روز بعد این ظرف را بررسی می کردند، در داخل آن هنوز اندکی سیانور باقی بود؛ بر روی سیبی که در کنار جسد پیدا شد، آثار چند گاز دیده می شد.

    .

    .

    پانویس ها:


    [1] – Christopher Morcom

    [2] – David Hilbert

    [3] – Chain Inference

    [4] – Universal Machine

    [5] – Bletchley Park

    [6] – John Lewis

    [7] – Enigma

    [8] – Women’s Royal Naval Service  به اختصار Wrens (به معنی پرندگان کوچک آوازخوان)

    [9] – Joan Clarke

    [10] – Board Radar

    [11] – Colossus

    [12] – National Physical Laboratory (NPL)

    [13] – Sir Charles Darwin

    [14] – Impalse

    [15] – John Gielgad

     .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-06–23 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • میکروکنترلر AVR : روش های کاهش اثر نویز در عملکرد ADC

    میکروکنترلر AVR : روش های کاهش اثر نویز در عملکرد ADC

    واحد ADC در میکرو کنترلرهای AVR یکی از واحدهای مهم ساختمانی این دسته از میکروکنترلرها است که در مقابل نویز داخلی و نویز خارجی حساس می باشد. در صورت رعایت نکردن مجموعه ای از اصول ساده، امکان بروز خطا در مقدار خروجی واحد ADC وجود دارد.

    روش های کاهش نویز در میکروکنترلرهای AVR در عملکرد ADC

    .

    .

    واحد ADC یا «تبدیل کننده ی آنالوگ به دیجیتال» در میکروکنترلرهای AVR یکی از واحدهای مهم ساختمانی این دسته از میکروکنترلرها به شمار می رود که در مقابل نویز داخلی و نویز خارجی حساس است. در صورت رعایت نکردن مجموعه ای از اصول ساده، امکان بروز خطا در مقدار خروجی واحد ADC وجود دارد.

    در اینجا چند راه ساده و موثر برای حفاظت این ایستگاه کاری میکروکنترلر معرفی می شوند:

     

    • در حین فرآیند تبدیل سیگنال آنالوگ به مقادیر دیجیتالی توسط واحد ADC یکی از مُدهای ADC Noise Reduction یا IDEL را انتخاب کنید که در این صورت واحد ADC پس از متوقف شدن CPU شروع به کار می کند،
    • مسیر سیگنال آنالوگ در حد امکان کوتاه انتخاب شود و همچنین مسیرها نزدیک و در مجاورت خط زمینِِ مدار و به دور از مسیرهای دیجیتالیِ فرکانس بالا (مانند نوسانگر خارجی) طراحی شوند،
    • اگر مجبور به استفاده از هر یک از پایه های درگاه ADC به عنوان خروجی شده اید، هنگام عمل تبدیل نباید پایه های دیگر تغییر وضعیت (toggle) بدهند،
    • حالت Tri-State روی پایه ی مورد نظر کانال ورودی سیگنال آنالوگ انتخاب گردد،
    • اگر ولتاژ مرجعی به پایه AREF متصل است، به هیچ عنوان برای ولتاژ مرجع به صورت نرم افزاری یکی از حالت های AVCC و یا ولتاژ مرجع داخلی 2/56 ولت انتخاب نشود! چرا که این عمل موجب اتصال کوتاه شدن بین دو ولتاژ خواهد شد و امکان صدمه دیدن واحد ADC وجود دارد.
    • در صورت استفاده از کانال تفاضلی، ولتاژ مرجع کوچک تر از 0/5 – AVCC و بزرگتر از 2V باید باشد.
    • در صورتی که ولتاژ مرجع داخلی (2/56 ولت) انتخاب شود، با توجه به این که این ولتاژ روی پایه AREF نیز ظاهر می شود، حتماً یک خازن 100 نانوفاراد در پایه AREF گذاشته شود.
    • بهتر است برای اتصال پایه AVCC به VCC از یک شبکه LC استفاده شود .

    .

    متاسفانه یکی از شایعاتی که از موقع روی کار آمدن میکروهای AVR مطرح شد این بود که AVRها «نویزپذیر» هستند و برای کاربردهای صنعتی قابل اطمینان نمی باشند. علت اصلی این داوری های نادرست این بود که اولاً افراد انتظار داشتند یک میکروکنترلر دقیقاً مثل یک آی.سی. تایمر 555 در هر شرایطی کار کند و اصلاً به حساس بودن و “کامپیوتر” بودن آن اهمیت نمی دادند و آن را در کنار هر منبع نویزی قرار می دادند، ثانیاً برای برنامه نویسی این میکرو از کامپایلرهای قفل شکسته و به روز رسانی نشده و پر از ایراد استفاده می کردند، و ثالثاً افرادی که برای میکرو برنامه نویسی می کردند عموماً متخصصان الکترونیک بودند، نه برنامه نویسان. در نتیجه، بدون دانش نرم افزاری کافی و بدون اطلاع از پُر شدن پشته ی میکروکنترلر، با نوشتن  کدهای غیرمنطقی و پر از دستورات goto یا فراخوانی های متعدد، برنامه ای می نوشتند که میکرو بر اثر آن به راحتی هنگ می کرد و تمام تقصیرها را به گردن AVR می انداختند. (با بررسی سورس کدهای موجود در اینترنت به راحتی می توان از هر کدی ایرادهای پرشمار گرفت).

    .

    اما جدا از بحث برنامه نویسی که امر مهمی بوده و بیشتر خطاهای میکرو از کدنویسی های غلط ناشی می شود، بخش مهم تری هم وجود دارد که آن «طراحی درست سخت افزار» برای پروژه صنعتی میکروکنترلری است به نحوی که مخاطرات موجود در محیط سخت صنعتی، اعم از بازه ی وسیع تغییرات آب و هوایی، دما و رطوبت، لرزش و شوک های مکانیکی، گازها و بخار مواد شیمیایی ووو، برای یک دستگاه حساس در آن لحاظ شده باشد.

    .

    .

    نویسنده:

    سید محمد خدادادی

    مدیر مسوول الکترونیک هوشمند – شرکت طراحی سیستم های الکترونیک

    تولیدکننده تجهیزات الکترونیک جایگاه های سوخت برند گیلبارکو

    .

    .

    (در متن اصلی اندکی حک و اصلاح صورت گرفته است)

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-06–22 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • تطبیق دادن/ متصل کردن یک «آنتن فرفری 4 گیس»  (QFH) به کابل خط انتقال

    تطبیق دادن/ متصل کردن یک «آنتن فرفری 4 گیس» (QFH) به کابل خط انتقال

    در کنار استفاده در سامانه های تلفن همراه و مودم های بی سیم، رادیوآماتورها از آنتن های هلیکس در باند VHF و بالاتر برای دریافت و ارسال سیگنال های مخابرات فضایی مانند سیگنال ماهواره های هواشناسی و سامانه  ناوبری جهانی یا GPS بهره گیری می کنند. تطبیق این آنتن ها با خط انتقال موضوع این مطلب کوتاه است آنتن فرفری 4 گیس

    .

    .

    در کنار استفاده در سامانه های تلفن همراه و مودم های بی سیم، رادیوآماتورها از آنتن های هلیکس در باند VHF و بالاتر برای دریافت و ارسال سیگنال های مخابرات فضایی مانند سیگنال ماهواره های هواشناسی و سامانه  ناوبری جهانی بهره گیری می کنند. تطبیق این آنتن ها با خط انتقال موضوع این مطلب کوتاه است. این مقاله را در پاسخ به پرسش یکی از خوانندگان تقدیم می کنم و امیدوارم در آینده در این خصوص مطالب بیشتری در این وبگاه عرضه کنم.

    .

    تطبیق دادن/ متصل کردن یک «آنتن فرفری 4 گیس»  (QFH = Quadrifilar Helix Antenna) به کابل خط انتقال

    پیش از هر چیز بگویم که این نام “خودمانی” را من برای آنتن “کوادریفیلار هلیکس” انتخاب کردم چون هنگام خواندن اش روی زبانم نمی چرخید و تپق می زدم! بنابراین، این نامگذاری دلخواه بوده و هیچ منشاء فرهنگستانی ندارد.

    این نوع آنتن دارای دو حلقه (loop) است. برای رسیدن به پلاریزاسیون حلقوی، لازم است که جریان ها در هر دو حلقه نسبت به هم اختلاف فازی برابر 90 درجه داشته باشند. فرض کنیم که ایجاد این اختلاف فاز با یک «خط فازی» (phasing line) مقدور باشد (که به چگونگی تابیدگی المان های آنتن بستگی دارد)، معمول ترین راه حل برای این نوع آنتن ها ساخت حلقه ها با ابعاد متفاوت است. این کار باعث می شود که جریان در یک سمت آنتن القایی و در سمت دیگر ظرفیتی (خازنی) شود.

    حال، با فرض این که جریان در هر دو حلقه رآکتیو باشد، موازی وصل کردن آنها به هم سبب می شود که نقطه ی تغذیه (feed point)، که در بالای آنتن واقع است، در یک مقاومت اهمی نزدیک به 50 اهم قرار گیرد.

    تنها مشکلِ باقی مانده این است که نقطه ی تغذیه، مانند اکثر آنتن ها، «متقارن» (symmetric) است. این بدان معناست که ما نباید یک «کابل هم محور» (کواکسیال) را، که یک خط انتقال «نامتقارن» (asymmetric) محسوب می شود، به این محل وصل کنیم. اگر به این موضوع توجه نکرده و آنتن خود را به یک کابل هم محور متصل کنیم، جریان های ناخواسته ای روی دیواره ی بیرونی زره یا شیلدِکابل برقرار خواهند شد که باعث انحراف الگوی انتشار آنتن می گردند.

    برای رفع این مشکل راه های زیادی وجود دارد:

    • ترانسفورماتور: یک ترانس بالون در بالای آنتن وصل شود. اما باید به یاد داشت که یک بالون ساده امپدانس را نیز تغییر می دهد و ما می خواهیم امپدانس آنتن مان روی 50 اهم باقی بماند.
    • چوک: پیچیدن چند دور از کابل کواکسیال دور قسمت بالایی محور آنتن، مانند کارکرد چوک های فرکانس رادیویی یا RFC ها، عملکردی مسدودکننده خواهد داشت و مانع از گذر جریان های غلافی در کابل انتقال می شود.
    • بالون بی نهایت: با وصل کردن کابل از طریق فقط یک سمت از حلقه های آنتن، یک «بالون بی نهایت» شکل می گیرد.
    • پیش تقویت کننده: دیگر راه حل، راه حل «شاهانه»ی نصب یک مدار پیش تقویت کننده (preamplifier) بر بالای آنتن است. طبعاً این مدار باید برای ورودی متقارن طراحی شده باشد.

    در نهایت، به سادگی با استفاده از دو حلقه، بدون پیچش ها و تاب های عجیب و غریبی که وجه مشخصه ی «آنتن های فرفری 4 گیس» هستند، الگوی انتشار (عمودیِ)  به مراتب جهتدارتری به دست می آید. البته پلاریزاسیون در نزدیکی افق، خطی می شود.

    الگوی انتشار نیم کروی همه جهته (hemispheric) ی لازم، که اجازه ی دریافت سیگنال از سرتاسر افق را می دهد، تابع چند و چونِ تابیدگی زلف های این آنتن ها می باشد.

    .

    بالون های مسدود کننده

    یک راه حل ساده برای حذف جریان های غلافی کابل، پیچیدن کابل به تعداد چند دور روی محور نگه دارنده ی آنتن است که عملکردی شبیه به سیم پیچ های مسدودکننده به نام RFC در مدارهای فرکانس بالا دارد.

    قطر باید تا حد ممکن کوچک باشد تا بتواند هر چه بیش تر تشعشع را کاهش دهد. تعداد دورهای این پیچش به قطر پیچش بستگی دارد، اما البته نباید از نظر دور داشت که اندوکتانس حاصل از این پیچش باید در مقایسه با امپدانس 50 اهمی مورد نظر به اندازه ی کافی بزرگ باشد که بتواند امواج غلافی را حذف کند.

    به منظور کاستن از طول اجزای تشعشع کننده، این سیم پیچی باید نزدیک به بالای آنتن اجرا شود.

    در تصویر سمت چپ یک آنتن به انضمام چوک مشاهده می شود. به جرییات اجرا دقت شود.

    نحوه ی اجرای چوک روی محور آنتن

    .

    بالون بی نهایت

    پرسش ها در مورد بالون بی نهایت پرشمار است.

    .

    نحوه ی اتصال کابل به آنتن

    .

    امپدانس در بالای آنتن باید همان مقداری باشد (و بماند) که ما مایلیم در پایین هم باشد. بنابراین برای ما تغییر و تبدیل امپدانس در طول خود آنتن غیر قابل قبول است. معنای این سخن آن است که ما «باید» از کابلی با امپدانس همسان با امپدانس آنتن استفاده کنیم. به عبارت دیگر، اگر تطبیق امپدانس بین آنتن و کابل انتقال وجود نداشته باشد، یک تبدیل امپدانس یا «تراسفورماسیون» بروز خواهد کرد.

    برای کار در باندهای UHF و SHF معمول ترین راه حل، استفاده از کابل کواکسیال مناسب با آنتن است. در فرکانس های پایین تر ما باید از لوله استفاده کنیم و یک کابل 50 اهمی را از درون آن عبور دهیم.

    بخشی از بالون بی نهایت، در واقع زره کابل، باید به قسمت مرکز پایین آنتن وصل شود. در عمل اما، من شاهد تفاوت زیادی نبوده ام.

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    http://etesalkootah.ir/1395/02/05/BalUn_Understand_make_Measure_Part_1

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-06–21 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.blog.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • آشنایی با هسته های فریت دو سوراخه ساخت Amidon

    آشنایی با هسته های فریت دو سوراخه ساخت Amidon

    دانه های فریتی دوسوراخه (بالون دوسوراخه) اصولاً برای پیچیدن «ترانسفورماتورهای باند پهن فرکانس بالا» مورد استفاده قرار می گیرند. این نوع ترانسفورماتورها وظیفه دارند تا امپدانس ها را تبدیل کنند و/یا مدارهای فرکانس بالا را از نظر گالوانیک (جریان DC) از هم جدا و عایق سازی کنند ترانسفورماتور باند پهن ساخته شده با فریت دو سوراخه

    .

    .

    دانه های فریتی دوسوراخه (بالون دوسوراخه) اصولاً برای پیچیدن «ترانسفورماتورهای باند پهن فرکانس بالا» مورد استفاده قرار می گیرند. این نوع ترانسفورماتورها وظیفه دارند تا امپدانس ها را تبدیل کنند و/یا مدارهای فرکانس بالا را از نظر گالوانیک (جریان DC) از هم جدا و عایق سازی کنند.

    مهم ترین انتظاری که از این ترانسفورماتورها می رود، در کنار تلفات کم، وسیع بودنِ پهنای باندِ گذر آن است. در مرز پایینی فرکانس مقاومت القایی (رآکتانس) و تلفات هسته، و در مرز بالایی فرکانس اندوکسیون های نشتی و ظرفیت های خازنی پراکنده تعیین کننده ی پهنای باند ترانسفورماتور هستند.

    یک هسته ی دو سوراخه را می توان با پیچیدن سیم در میان یکی از سوراخ ها و دیواره ی بیرونی هسته، و یا پیچیدن در میان هر دو سوراخ آن مورد استفاده قرار داد. پیچیدن میان دو سوراخ هسته باعث دستیابی به خودالقایی بالاتری به ازای هر دور پیچش می شود.

    برای ساختن ترانسفورماتورهای باند پهن می توان از هسته های فرّیت و یا دانه های فریت (Ferrit Pearl) نیز استفاده کرد، علی رغم این که در این صورت پهنای باند حاصله، در مقایسه با به کار گیری از «فریت های دو سوراخه ی بالون»، باریک تر خواهد بود.

    برای مصارف «باند پهن» تا 30 مگاهرتز ماده ی فریتی «73»، در محدوده ی فرکانسی 10 کیلوهرتز تا 60 مگاهرتز ماده ی فریتی «43»، و برای فرکانس های بالاتر فریت های ساخته شده از ماده ی «61» مناسب هستند.

    در جدول زیر مشخصات فنی محصولات شرکت معروف «امیدون» معرفی شده اند.

    .

    مشخصات فنی هسته های دو سوراخه ساخت آمیدون

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    روش آسان تفکیک و تشخیص فریت‌هایی که در اختیار داریم
    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -بخش پایانی -پیوست ها

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -7

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -6

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -5

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -4

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -3

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -2

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -1

    سیم پیچ ها، خودالقاها، سلف ها – 1: روش تعیین مقاومت داخلی خودالقاها

    سیم پیچ ها، خودالقاها، سلف ها – 2- روش تعیین «خودالقایی» یا «اندوکتانس» سیم پیچ ها

    سیم پیچ ها، خودالقاها، سلف ها – 3: تعیین «اشباع هسته» و «اُفت اندوکتانس بر اثر بارگذاری جریان مستقیم»

    آداپتوری برای سنجش اندوکتانس خودالقاها

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-05–15 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش– بخش پایانی- پیوست ها

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش– بخش پایانی- پیوست ها

    در این رشته مقاله ها با ترانسفورماتورهای فرکانس بالای تبدیل امپدانس موسوم به «بالون» و ریزِ جزییات فنی آنها به طرزی موجز و دقیق و موثر آشنا می شویم و راه های ساختن انواع و اقسام بالون ها را یاد می گیریم بالون

    .

    .    

    پیوست یکم: بالون ها در عمل

    تصویر زیر تعدادی بالون جریان و چوک های مسدودکننده ی جریان نامتقارن را نشان می دهد. دقت به چگونگی اجرای آنها برای دوستداران مخابرات و رادیوآماتوری سودمند است.

    .

    شکل های مختلف ساختمانی بالون های جریان

    .

    تصویر زیر انواعی از بالون های جریان را نشان می دهد که به عنوان مسدودکننده ی امواج غلاف کار می کنند. این «پارازیت گیر»ها از دستگاه ها در برابر انتشار امواج یا ورود امواج اختلالی حفاظت می کنند.

    .

    بالون های جریان به عنوان مسدودکننده ی امواج غلاف برای پارازیت گیری از دستگاه ها در برابر انتشار یا دریافت امواج اختلالی

    .

    به یاد داشته باشید که در سامانه های مخابراتی هر کابل، هر سیم و هر خط انتقال که از دستگاه بیرون می آید، در ایجاد پارازیت گناهکار است، مگر خلاف آن ثابت شود!

    .

    پیوست دویُّم:

    تعیین مقدار تضعیف نامتقارن (تلفات جایگزینی Insertion loss) بر حسب دسی بل ناشی از مقاومت القایی یک بالون جریان و همچنین یک بالون مسدودکننده

    مطابق تصویر زیر، یک دستگاه تحلیل گر شبکه (Network Analyzer) تشکیل شده است از:

    • یک ژنراتور فرکانس بالا که ولتاژ Uo را تولید می کند، که دارای یک مقاومت داخلی Ri برابر 50 اهم است، و
    • بخش آشکارساز (Detector) این دستگاه که به یک مقاومت بار RL با مقدار اهمی 50 اهم متصل شده است.

    هماهنگی امپدانسی بین دو بخش دستگاه وجود دارد زیرا Ri = RL است. برای روشن کردن نسبت های توان و ولتاژ از مدار معادل این دستگاه در سمت راست تصویر یاری گرفته ایم.

    .

    متصل کردن خروجی سیگنال ژنراتور و ورودی آشکارساز دستگاه تحلیل گر شبکه و مدار معادل آن

    .

    با متصل کردن خروجی ژنراتور به آشکارساز از طریق یک کابل هم محور 50 اهمی، نتایج زیر در ارتباط با نسبت های ولتاژی و توانی  به دست می آیند:

    مقاومت Ri و RL یک مدار «تقسیم کننده ی ولتاژ» ایجاد می کنند که «ولتاژ بی باری» Uo را به دو بخش ولتاژی URi و URL تقسیم می کند. چون Ri و RL یکسان هستند، هر یک از بخش های ولتاژی حاصله معادل نصف Uo خواهد بود. تقسیم توان P در این مقاومت ها با مربع این ولتاژها متناسب خواهد بود. به عبارت دیگر: P = (½)2 = ¼. در صورت نمایش این مقدار بر حسب دسی بل، ¼ نمایشگر توانی برابر 6- دسی بل خواهد بود.

    با کالیبره کردن این 6- دسی بل در دستگاه تحلیل گر شبکه، «خط صفر» دستگاه ما به دست می آید.

    .

    به عنوان یک قاعده ی عملی در اندازه گیری خودالقایی یک بالون، عمدتاً مقاومت القایی بالون باید کمینه 4 برابر امپدانس باری خوانده شود که به آن وصل می شود. در یک سامانه ی 50 اهمی این مقدار برابر 200 اهم خواهد بود. تضعیف جریان های نامتقارن در چنین بالونی فقط در حدود 10 دسی بل خواهد بود. برای این که بالونی قادر به سرکوب موثر جریان های نامتقارن باشد، بهتر است که میزان تضعیف 20 دسی بل هدف قرار گیرد، هدفی که برای رسیدن به آن به مقاومت القایی در حدود یک هزار اهم ضروری خواهد بود.

    .

    هر گاه بخواهیم میزان تضعیف جریان های نامتقارن در یک بالون را با استفاده از دستگاه تحلیل گر شبکه بسنجیم، آن را مانند یک چوک در مسیر میان خروجی ژنراتور و ورودی آشکارسازِ دستگاه قرار می دهیم.

    .

    آزمایش میزان تضعیف جریان های نامتقارن در یک بالون با دستگاه تحلیل گر شبکه و مدار معادل آن

    .

    همان طور که در تصویر بالا دیده می شود، مقاومت Ri به همراه امپدانس بالون یعنی  ZBalun و RL یک مدار تقسیم گر ولتاژِ سه عضوی (متشکل از سه مقاومت) را تشکیل خواهند داد. ولتاژ بی باری (Uo) این شبکه در این حالت به سه بخش ولتاژی URi ، UBalun و URL تقسیم خواهد شد.

    در این مثال، ولتاژها متناسب با مقدارهای مقاومتی به نسبت 50:200:50 تقسیم می شوند. این تقسیم را می توان به صورت تناسب زیر هم نشان داد:

    .

    نرخ تقسیم ولتاژ

    .

    نظر به این که توان تلفاتی در هر یک از مقاومت های این مدار متناسب با مربع ولتاژ دو سر هر مقاومت هست، مقدار توانی که به بخش آشکارساز دستگاه اندازه گیری ما می رسد، فقط مربع یک ششم ولتاژ Uo خواهد بود:

    .

    سهم توان بر روی تحلیل گر

    .

    در نمایش لگاریتمی، این مقدار متناظر است بر 15/6- دسی بل زیرا:

    .

    نمایش لگاریتمی سهم توان بر روی تحلیل گر

    .

    بنابراین، با قراردادن یک بالون با امپدانس 200 اهم، توان روی آشکارساز دستگاه ما از مقدار کالیبره ی اولیه که 6- دسی بل بود، به 15/6- دسی بل،  به عبارت دیگر به میزان 9/6 دسی بل پایین می رود. نتیجه این که: تضعیف جریان نامتقارن در بالونی با مقاومت القایی 200 اهم در یک سامانه ی 50 اهمی در حدود 10 دسی بل است.

    جمع بندی مطالب بالا این است که تضعیف جریان نامتقارن به کمک فرمول و تناسب های مدار تقسیم گر ولتاژ توسط دستگاه تحلیل گر شبکه به صورت زیر قابل بیان است:

    .

    فرمول عمومی تضعیف جریان های نامتقارن

    .

    فرمول بالا را می توان برای یک سامانه ی 50 اهمی به صورت زیر ساده کرد:

    .

    فرمول تضعیف جریان های نامتقارن برای سامانه های 50 اهمی

    .

    هر بالونی با امپدانس 200 اهم در حدود 10 دسی بل، هر بالونی با امپدانس یک کیلواهم 20 دسی بل و هر بالونی با امپدانس 3 کیلواهم 30 دسی بل  تضعیف در جریان های نامتقارن ایجاد می کند.

    .

    نگاهی انتقادی به بالونی از یک شرکت معروف

    در اینجا، به عنوان کلام آخر، به کیفیت اجرا و خطاهای مهندسی در طراحی یک بالون ساخت  شرکت آمریکایی «فریتسل» از نوع AMA از سری محصولات 83 FR1012 می پردازیم. به ادعای سازنده، این بالون دوام ولتاژی کافی در کاربرد تحت 1/4 کیلووات در «مـُد اس.اس.بی.» و 750 وات در «مـُد پیوسته» را داراست.

    در ساخت این بالون از یک هسته ی فریت FT240-61 یا انواع مشابه آن با ضریب AL=200 استفاده شده است.

    اندوکتانس های ورودی و خروجی این بالون در حدود 100 میکروهانری هستند که با این وصف روی باند 1/8 مگاهرتز یک مقاومت القایی به میزان تقریباً یک کیلواهم از خود ظاهر می کند.

    .

    بررسی کیفیت ساخت یک بالون ولتاژ ساخت شرکت فریتسل

    .

    در تصویرهای بالا، ساختمان داخلی این بالون ولتاژ 1:1 «فریتسل» دیده می شود که شامل 11 دور از سه رشته سیم لاکی تابیده شده است.

    با توجه به انتشار توان 1/4 کیلووات (750 وات) و گرم شدن هسته ی بالون، به نظر نمی رسد که لحیم کردن پایانه های بالون به اتصالات کانکتور درست بر روی هسته ی بالون، مونتاژ اطمینان بخشی باشد. بعید نیست که این اتصال های لحیمی، بر اثر سرد و گرم شدن های متناوب، به مرور دچار «لحیم سردی» شده و چه بسا کاملاً باز شوند. روشن است که استفاده کننده از این بالون در حالت اول، به علت قطع و وصل شدن های اتفاقی این اتصالات، با ناپایداری در وضعیت آنتن خود روبرو خواهد بود، و در حالت دوم با عدم انتشار مواجه می شود. با دقت در تصویر بالا چپ، مشاهده می شود که چون هسته ی بالون از جای پیش بینی شده برای آن کوچک تر است، برای لقی گیری از اسفنج استفاده کرده اند. به تجربه می دانیم که اسفنج بر اثر عواملی مانند گرما و طول زمان خاصیت ارتجاعی خود را از دست داده، پودر می شود و می ریزد. پیش بینی می شود که استفاده از بالون در محیط باز و زیر عوامل آب و هوایی و جوی به روند تخریب پلیمرهای تشکیل دهنده ی اسفنج کمک کند و در مدت کوتاهی بالون در محفظه ی خود رها و لق شود. در این حال، تکان خوردن بالون می تواند خراب شدن اتصالات لحیمی را تسریع کند.

    .

    پایان

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -7

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -6

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -5

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -4

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -3

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -2

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -1

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-05–14 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -7

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -7

    در این رشته مقاله ها با ترانسفورماتورهای فرکانس بالای تبدیل امپدانس موسوم به «بالون» و ریزِ جزییات فنی آنها به طرزی موجز و دقیق و موثر آشنا می شویم و راه های ساختن انواع و اقسام بالون ها را یاد می گیریم بالون

    .

    .    

    وارسی و اندازه گیری بالون ها

    در ادامه ی این مجموعه با مطالب زیر آشنا می شویم:

    • چه عواملی مورد وارسی و اندازه گیری قرار خواهند گرفت؟
    • اثر مسدودکنندگی پیچش و هسته،
    • اثر جداسازی و عایق کنندگی،
    • کاهش دادن امواج برگشتی – SWR،
    • اثر تقارنی،
    • شکل ها و ساختارها در عمل،
    • مطالب مرتبط و لینک های مفید،

    .

    وارسی و امتحان میزان تاثیر یک بالون

    طرح مساله:

    • آیا بالون در برابر جریان های متقارن مانند یک درگاه ارتباطی با افت کم میان ورودی و خروجی عمل می کند؟ (آیا بالون اجازه می دهد که جریان های متقارن بدون مانع عبور کنند؟)
    • آیا بالون جریان (بالون مسدودکننده ی جریان های نامتقارن) برای این جریان ها حکم یک جداکننده و عایق ساز بین ورودی و خروجی را دارد؟ (جریان های نامتقارن تضعیف می شوند)
    • آیا در بالون های ولتاژ، جریان های نامتقارنِ متساوی، در گذر از ورودی به خروجی تضعیف می شوند؟ (این جریان ها را به زمین هدایت می کنند؟)

    .

    تاثیرگذاری یک بالون چگونه امتحان می شود؟

    • در بالون های جریان (مسدودکننده) دو اتصال ورودی و دو اتصال خروجی به هم بسته می شوند و در این حال مقدار سیگنالی را که به خروجی می رسد، اندازه می گیرند.
    • در بالون های جریان، بالون را با دو جریان مساوی نسبت به زمین تغذیه می کنند و همزمان مقدار سیگنالی را که به خروجی می رسد، اندازه گیری می کنند.
    • برای آزمایش اثر متقارن سازی بالون، آن را با خروجی یک سیگنال ژنراتور RF تغذیه می کنند و با مقاومت یک بار مصنوعی نامتقارن می سازند. حال با اسکوپ اثر متقارن کنندگی بالون را امتحان می کنند.
    • برای اندازه گیری موج برگشتی (SWR)، بالون را با خروجی یک سیگنال ژنراتور RF تغذیه می کنند و تحت این شرط که خروجی بالون به یک بار صحیح داده شده است، برگشت موج به ورودی را اندازه می گیرند.

    .

    وارسی اثر مسدودکنندگیِ یک هسته

    جریان های نامتقارن دارای مقدارها و جهت های مساوی هستند.برای امتحان مسدودکنندگی کافیست که روی هسته به سادگی چند دور سیم پیچیده شود. برای امتحان میزان تاثیر مسدودکنندگی هسته ابداً لزومی ندارد که تمام هسته زیر پیچش پرزحمتی از سیم خاصی قرار گیرد. خیلی ساده، در حدود 10 دور پیچش با سیم تلفنی بس خواهد بود.

    .

    آزمایش اثر تضعیف کنندگی یک هسته

    .

    بحث نتایج اندازه گیری

    این سیم پیچ مسدودکننده (یا بالون) زیر مسیر جریان بین یک منبع 50 اهمی و یک بار 50 اهمی قرار داده می شود. منحنی، میزان تضعیف را در مقیاس لگاریتمی بر حسب دسی بل (محور Y) بر حسب فرکانس (محور X) نشان می دهد. همان طور که دیده می شود، تضعیف ناشی از پیچش، به ویژه در جایی خوب است که منحنی نزولی می شود. نتایج بهتر از dB20- مطلوب می باشند.

    .

    نتیجه ی آزمایش اثر تضعیف کنندگی یک هسته بر روی پرده ی تحلیلگر شبکه

    .

    هر گاه از خط dB10- به سمت پایین گذر شود، به معنی یک مقاومت القایی در حدود بیش از 220 اهم خواهد بود.

    هر گاه از خط dB20- به سمت پایین گذر شود، به معنی یک مقاومت القایی در حدود بیش از 1000 اهم خواهد بود.

    هر گاه از خط dB30- به سمت پایین گذر شود، به معنی یک مقاومت القایی در حدود بیش از 3000 اهم خواهد بود.

    هر گاه از خط dB40- به سمت پایین گذر شود، به معنی یک مقاومت القایی در حدود بیش از 10 کیلواهم خواهد بود.

    منشاء این ارقام و مثال محاسباتی در پیوست ارایه می شود.

    .

    امتحان بالون: اثر جداکنندگی، تضعیف جریان های نامتقارن

    یک چشمه ی جریان نامتقارن و یک بار متقارن با تعدادی مقاومت شبیه سازی می شود.

    .

    آزمایش اثر تضعیف کنندگی یک بالون بر سیگنال های نامتقارن

    .

    این شبیه سازی با مقاومت یک تضعیف اضافی را در نتایج اندازه گیری به همراه می آورد. به این دلیل، باید مقدار سنجیده شده برای تضعیف نامتقارن (بر حسب -dB) با افزودن مقادیر جبرانی به صورت زیر تعدیل و اصلاح گردد:

    .

    ضرایب جبران خطای شبیه سازی مقاومتی

    .

    ترتیب اندازه گیری وضعیت عدم تقارن

    برای امتحان آنتنی که نسبت به زمین نامتقارن (نامتوازن) باشد، آن را با دو مقاومتِ میان سر وسط و دو سر انتهایی یک پتانسیومتر شبیه سازی می کنند. سر لغزنده ی پتانسیومتر به زمین (گراند) اتصال داده می شود. بر حسب موقعیت قرار گیریِ سر لغزنده ی پتانیسومتر، دو امپدانس غیر یکسان (بار نامتقارن) نسبت به زمین شبیه سازی می شود. شمای یک آنتن نامتقارن نسبت به زمین

    .

    ترتیب اندازه گیری وضعیت عدم تقارن یک خط انتقال

    .

    در صورت نامتعادل بودن بار نسبت به زمین (R1 ≠ R2)، بخشی از جریان (I3) مسیری را از طریق زمین در پیش می گیرد و به ژنراتور بازمی گردد. در این صورت است که جریان های روی خط انتقال دیگر یک اندازه و متعادل نخواهند بود. اگر این خط انتقال یک کابل هم محور (کواکسیال) باشد، این «جریانِ عدم تعادل» روی دیواره ی بیرونی زرهِ کابل (شیلد) روان می شود.

    .

    امتحان بالون: اثر متقارن کنندگی جریان

    در یک «بار» که نسبت به زمین متوازن باشد (سرلغزنده ی پتانسیومتر درست در وسط، R1=R2) مقادیر U1 و U2 هم اندازه و مختلف الجهت هستند. در سر وسط پتانسیومتر (نقطه ی مشترک دو مقاومت) ولتاژ نسبت به زمین صفر بوده و هیچ جریانی در مسیر زمین جریان نخواهد داشت.

    .

    ترتیب اندازه گیری اثر متقارن کنندگی یک بالون جریان

    .

    در بارهای نامتقارن (سرلغزنده ی پتانسیومتر خارج از وسط، R1≠R2)، در خروجی بالون نسبت ولتاژهای U1 و U2 به واسطه ی مقدار اهمی این دو مقاومت به نحوی تغییر خواهند کرد که جریان گذرنده از بالون متقارن (I1=I2) باقی بماند. به وسیله ی اثر ترانسفورماتوریِ بالون که یک اثر جبرانی است، تقارن جریانی اجبارا برقرار شده و جمع ولتاژ روی سر مشترک مقاومت ها نسبت به زمین صفر می شود. چون ولتاژ در این نقطه صفر است، هیچ جریانی در مسیر زمین برقرار نخواهد شد (I=U/R).

    .

    بالون ولتاژ 1:4

    شمای الکتریکی و ساختار عملی بالون ولتاژ 4:1 برای یادآوری در زیر آورده شده است.

    .

    بالون ولتاژ با نسبت تبدیل یک به چهار

    .

    ترتیب مداربندی برای آزمایش تقارن به صورت زیر است:

    .

    مداربندی برای آزمایش تقارن بالون ولتاژ

    .

    در مداربندی زیر، هدف از آزمایش، تعیین «نسبت امواج ایستاده» یا SWR است.

    .

    مداربندی برای تعیین نسبت امواج ایستاده در بالون ولتاژ

    .

    آزمایش اثر متقارن کنندگی در بالون های ولتاژ 1:4

    شمای الکتریکی، مداربندی اجرایی و نمونه ای از چگونگی نتیجه ی آزمایش بر پرده ی نمایش دستگاه تحلیل گر شبکه در تصویر زیر دیده می شود.

    .

    آزمایش اثر متقارن کنندگی در بالون های ولتاژ با نسبت تبدیل چهار به یک

    .

    آزمایش اثر متقارن کنندگی جریان در بالون هایبرید1:4

    چگونگی انجام این آزمایش در تصویر زیر آمده است. در اینجا هم از یک پتانسیومتر 200 اهمی به عنوان «بار مصنوعی» استفاده شده است.

    .

    مداربندی برای آزمایش اثر تقارن در بالون ولتاژ چهار به یک

    .

    در تصویر زیر همان آزمایش برای بالون هایبریدی اجرا شده که ترتیب قرارگیری اجزای آن (بالون ولتاژ و بالون جریان) برعکس مدار بالا است.

    .

    آزمایش اثر متقارن کنندگی جریان در بالون هایبرید چهار به یک

    .

    آزمایش «نسبت امواج ایستاده» (SWR) در بالون ها

    خوب نبودن مشخصه ی SWR در یک بالون در بیشتر موارد معلول خطاهای ساختمانی و اجرایی آن است. معمول ترین این خطاها عبارتند از:

    مقاومت موجی خط انتقال صحیح نیست:

    .

    امپدانس بالون جریان

    .

    • خیلی دراز بودن سیم های اتصال،
    • نامناسب بودنِ امپدانس پیچش،
    • نامناسب بودن روش پیچیدن پیچش های بالون.

    .

    دو روش برای اندازه گیری SWR

    در تصویر زیر دو روش برای اندازه گیری SWR یک بالون ارایه شده است. یک روش با به کار گیری یک دستگاه «تحلیل گر شبکه» و یک «پل اندازه گیر SWR» یا همان «VSWR سنج» است. در روش دوم این کار به وسیله ی یک دستگاه «تحلیل گر موج ایستاده» انجام گرفته است.

    .

    دو روش برای آزمایش نسبت موج ایستاده در بالون ها

    .

    آزمایش ضریب تضعیف بالون

    تعیین میزان تضعیف سیگنال در یک بالون با روش زیر میسّر است.

    .

    تعیین میزان تضعیف سیگنال در یک بالون

    .

    بخش آخر این مقاله، «پیوست ها»، را به زودی در همین وبگاه بخوانید.

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -6

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -5

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -4

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -3

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -2

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -1

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-05–11 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -6

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -6

    در این رشته مقاله ها با ترانسفورماتورهای فرکانس بالای تبدیل امپدانس موسوم به «بالون» و ریزِ جزییات فنی آنها به طرزی موجز و دقیق و موثر آشنا می شویم و راه های ساختن انواع و اقسام بالون ها را یاد می گیریم بالون

    .

    .

    بالون هیبریدی: ترکیب بالون ولتاژ و بالون جریان

    نکات مهم در بالون های هیبریدی عبارتند از:

    .

    بالون هیبریدی - ترکیب بالون ولتاژ و بالون جریان

    .

    یک بالون ولتاژ و یک بالون جریان به صورت متوالی (سری) بسته می شوند،

    • هر یک از این بالون ها کار خود را به بهترین نحو انجام می دهد و اگر از وظیفه ی یکی چیزی باقی بماند، دیگری انجام آن را به عهده می گیرد.
    • بالون ولتاژ، مستقل از امپدانس آن، ولتاژ روی بار را متعادل می کند. این بالون در اغلب موارد وظیفه ی یک ترانس تطبیق را هم به عهده می گیرد و امپدانس را تبدیل می کند.
    • بالون جریان 1:1 برای امپدانس های نامعین، به عنوان یک چوک مسدودکننده ی نامتعادل، از بالون ولتاژ در مقابل جریان های نامتعادل بر روی خط انتقال (فیدر) محافظت می کند.
    • بالون ولتاژ و بالون جریان، هر کدام بر روی یک هسته ی مجزا پیچیده می شود. به این ترتیب از بروز تاثیرات متقابل به واسطه ی فلوی مغناتیسی پیش گیری می شود.

    .

    بالون با رفتار مبدّل و نسبت تبدیل امپدانس (بالون هیبرید)

    ساختن یک «بالونِ مبدل» با نسبت تبدیل امپدانس (مثلاً 1:4 ، 1:6 ، 1:9) که همزمان بتواند جریان های غلافی را نیز تضعیف کند، مستلزم به کار گیری دو هسته است.

    .

    بالون با رفتار مبدل و نسبت تبدیل امپدانس - بالون هیبرید

    .

    این هدف با ترکیب یک «بالون نامتعادل/نامتعادل» (UnUn) یا یک «بالون ولتاژ» به عنوان مبدّل امپدانس، سری با یک «بالون جریان» به عنوان چوک مسدود کننده (مجموعاً: بالون هیبرید) حاصل می شود. به عبارت دیگر:

    یک هسته برای بالون جریان – یک هسته ی جداگانه برای مبدل با باند پهن.

    • مبدل امپدانس با باند پهن برای نسبت تبدیل مورد نظر،
    • بالون جریان 1:1 که جریان نامتعادل را سرکوب می کند.

    کاربردهای این نوع بالون ها، به عنوان مثال، عبارتند از:

    • در مسیر فرستنده – کابل هم محور (کواکسیال) – بالون: «لوپ تمام موج» ،
    • در مسیر فرستنده – کابل هم محور – بالون: دایپل چندبانده،
    • در مسیر فرستنده – کابل هم محور – بالون: آنتن تجمیع جریان (Current Sum Antenna) ،
    • در مسیر فرستنده – کابل هم محور – بالون: Windom Antenna ،
    • در مسیر فرستنده – کابل هم محور – بالون: آنتن سیمی از نوع سیم دراز Long Wire .

    .

    بالون هیبریدی بر اساس طراحی«ویپرمن»

    این بالون بر اساس طراحی رادیوآماتور، آقای «ویپرمن» (Wipperman) با شناسه ی آماتوری DG0SA ساخته می شود و در آن «بالون جریان» در سمت 50 اهمی قرار می گیرد.

    .

    بالون هیبریدی 1 به 4 بر اساس طراحی ویپرمن

    .

    بالون هیبریدی بر اساس طراحی«رُز»

    این بالون بر اساس طراحی رادیوآماتور، آقای «رُز» (Roos) با شناسه ی آماتوری ZS1AN ساخته می شود و در آن «بالون جریان» در سمت 200 اهمی قرار می گیرد.

    .

    بالون هیبریدی 1 به 4 بر اساس طراحی رز

    .

    بالون هیبریدی 2/25: 1

    در اینجا از یک بالون ولتاژ، که به صورت «اتوترانسفورماتور» برای تبدیل امپدانس مداربندی شده، و یک بالون جریان برای متقارن کردن آن استفاده شده است. اتوترانسفورماتور در بر دارنده ی سه پیچش متوالی (سری) است.

    .

    بالون هیبریدی 1 به 2 و یک چهارم

    .

    نرخ تبدیل امپدانس در اتوترانسفورماتور به صورت 2 به 3 است یعنی در حالی که خروجی 113 اهمی به اولین و آخرین پایانه های سری پیچش ها وصل شده (سه سوم = 1)، ورودی 50 اهمی در مدار دو تا از پیچش ها (دو سوّم) قرار داده شده است.

    می دانیم که در ترانسفورماتورها نسبت امپدانس های اولیه و ثانویه با عکس مربع دورهای اولیه و ثانویه متناسب است. بنابراین، خواهیم داشت:

    .

    نسبت تبدیل امپدانس بر حسب مربع تعداد دور پیچش های اولیه و ثانویه است

    .

    و از اینجا درمی یابیم که امپدانس خروجی این بالون 2/25 برابر ورودی، یعنی در حدود 113 اهم است.

    .        

    آشنایی با بالون های فشرده – سری AMA

    شرکت آلمانی «هوفی» (Hofi)  در سبد تولیدات خود سری بالون های کمپکتی با نام تجارتی «فریتسل» (Fritzel) با تیپ «آ.ام.آ.» دارد. در این محصولات هر دو بالون های ولتاژ و جریان دور یک هسته ی فریت پیچیده شده اند. برخی از رادیوآماتورها این محصولات را نمی پسندند و به عنوان یک تولید اشتباهی از آن یاد می کنند. در اینجا ما با یکی از آنها با مدل AMA2 و دلایل مخالفان آن آشنا می شویم:

    .

    بالون هیبریدی فشرده-بالون جریان و ترانس تبدیل امپدانس روی یک هسته ی فریت پیچیده شده اند

    .

    همان طور که در تصویر دیده می شود، این بالون شامل یک ترانس تبدیل امپدانس 1:2 و یک بالون جریان 1:1 است. بالون اخیر از دو رشته سیم لاکی تابیده شده تشکیل یافته که دور همان هسته ی ترانس تبدیل پیچیده شده است.

    به عقیده ی نویسنده، بر روی بالون جریان، فلوی مغناتیسی که توسط ترانس ایجاد می شود، اثر می گذارد و در نتیجه انرژی نامتقارن از طریق فلوی مغناتیسی در بالون جریان القا می شود. به این ترتیب، بالون جریان در این مجموعه فایده ای نخواهد داشت.

    علاوه بر این، نحوه ی ساخت این بالون (استفاده از سیم لاکی با عایق معمولی) آن را در مقابل ولتاژهای بالا آسیب پذیر می سازد.

    محصولات این تولیدکننده را در نشانی www.hofi.de ملاحظه خواهید کرد.

    .

    ادامه دارد …

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -7

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -5

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -4

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -3

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -2

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -1

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-04–26 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -5

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -5

    در این رشته مقاله ها با ترانسفورماتورهای فرکانس بالای تبدیل امپدانس موسوم به «بالون» و ریزِ جزییات فنی آنها به طرزی موجز و دقیق و موثر آشنا می شویم و راه های ساختن انواع و اقسام بالون ها را یاد می گیریم بالون

    .

    .

    بالون جریان 50 اهمی با نسبت تبدیل امپدانس 1:1

    نظر به این که یک بالون یک «ترانسفورماتور خط انتقال»است، خودِ خط انتقال مورد استفاده نیز بایستی دارای یک مقاومت موجی برابر با 50 اهم باشد تا بتوان در مجموعه ی بالون و خط انتقال به عدد SWR خوبی دست پیدا کرد.

    .

    بالون جریان 1 به 1

    .

    در تصویر بالا بالون به این صورت پیچیده شده که ابتدا 12 دور سیم دوقلو روی یک نیمه ی هسته، و سپس 12 دور دیگر روی نیمه ی دیگر هسته پیچیده می شود. امپدانس هر یک از این پیچش ها 100 اهم است که با موازی بستن آنها به مقاومت موجی 50 اهم دست پیدا خواهد شد. به جهت پیچش سیم پیچ ها دقت کنید!

    روش دیگر پیچیدن بالون 1:1 و 50 اهم در تصویر زیر دیده می شود. این روش اول بار توسط فردی با نام «جو رایزرت» (Joe Reisert) پیشنهاد شد. پیچش با کابل کواکسیال 50 اهم (یا سیم دوقلوی موازی 50 اهمی) روی یک هسته ی فریت حلقوی انجام می شود. با وجود این که به نظر می رسد جهت پیچش ها روی دو نیمه ی هسته متفاوتند، اما جهت پیچش از لحاظ مغناتیسی همسو است. این روش پیچیدن این برتری ساختمانی را دارد که در آن ورودی و خروجی در مقابل هم واقع اند و به این دلیل چنین بالونی به خوبی در مسیر عبور کابل انتقال قابل نصب می باشد.

    .

    بالون جریان با نرخ تبدیل امپدانس 1 به 1 بر اساس طراحی Joe Reisert

    .

    بالون هایی که با این روش ساخته می شوند دارای SWR خوب و ظرفیت خازنی پایینی هستند، زیرا ورودی و خروجی آن با فاصله از یکدیگر قرار دارند.

    .

    پیچش یکسان – دستاوردهای گونه گون

    در تصویر زیر دیده می شود که با اشتباه در بستن سرسیم ها، یک بالون جریان به سرعت به یک بالون ولتاژ و یا یک بالون نامتعادل/نامتعادل (UnUn) تبدیل می شود.

    .

    پیچش یکسان و دستاوردهای گونه گون

    .

    بالون ولتاژ 1:1 و 1:4

    بالون های ولتاژ نسبت به خط زمین (GND) ولتاژهای متعادل و متوازن تولید می کنند.

    .

    بالون جریان 1 به 1 و 1 به 4

    .

    ترانس های تطبیق امپدانس نامتعادل/نامتعادل با باند پهن

    .

    ترانس های تطبیق امپدانس نامتقارن به نامتقارن با باندپهن

    .

    خط انتقال متعادل – نصب بالون در پی «تیونر آنتن»

    تحویل دادن «سیگنال متعادل» به دایپلی که در وسط خود و با یک خط انتقال به صورت «فیدر تخت» شامل دو سیم متوازی تغذیه می شود، ضروری است.

    .

    خط انتقال متقارن و نصب بالون در پی تیونر آنتن

    .

    در چنین موقعیتی، به جای انجام کار مشکل و پرزحمت ساخت و استفاده از یک تیونر آنتن (ATU) با خروجی متعادل، می توان از یک تیونر آنتن معمولی با خروجی نامتعادل، به همراه یک بالون مناسب در پی آن، استفاده نمود.

    شرایط لازم برای یک انتشار موج خوب را می توان با نصب یک بالون جریان 1:1 برای امپدانس های نامعین (سلف با اندوکسیون بالا) میان تیونر آنتن و فیدر به دست آورد.

    توجه کنید که چنین بالونی باید قادر به تحمل ولتاژهای بالا باشد. برای این منظور لازم است که در ساخت آن هسته ای بزرگ تر از معمول استفاده شود و سیم برای پیچش ها از نوع دارای عایق تفلون به کار برده شود.

    کاربرد بالون های مبدل به دقت بیشتری نیاز دارد، زیرا در آنتن های کوچک (کوچک تر از نیم لاندا) ممکن است از بیشینه ی مجاز فلوی مغناتیسی تجاوز شود.

    .

    بالون جریان 1:1 برای امپدانس های نامعیّن

    به آنتن های تشدیدنشده و چندبانده، بسته به باند و طول خط انتقال امپدانس های خارج از مقادیر معمول ظهور پیدا می کنند. بنابراین، در چنین شرایطی از بالون انتظار رفتار مسدودکننده ی شدیدتری می رود. از اینجاست که یک «بالون برای امپدانس های نامعین» از یک هسته ی فریت حلقوی و یک پیچش با اندوکسیون مسدودکننده، یک چوک، تشکیل شده که تا حد ممکن بزرگ باشد. اندوکسیونی در حدود 200 میکروهانری در فرکانس مثلاً 1/8 مگاهرتز، مقاومت القایی برابر 2/2 کیلواهم دارد.

    بالون باید در مقابل ولتاژهای بالا مقاوم باشد. استفاده از خط انتقال با عایق تفلونی (PTFE) توصیه می شود. در صورت استفاده از دو رشته سیم لاکی به هم تابیده به عنوان خط انتقال برای تنظیم آنتن های کوتاه (با طول کمتر از نیم لاندا)، با خطر جرقه زنی همراه است.

    .

    بالون جریان 1 به 1 برای امپدانس های نامعین

    .

    فیلمی که در اینجا معرفی شده، روش ساخت یک بالون 9:1 را نمایش داده است. همچنین در اینجا و اینجا یک بالون حاضری از این نوع مورد بررسی قرار گرفته است.

    .

    ادامه دارد …

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -6

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -4

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -3

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -2

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -1

    .

    .

    آخرین به روز رسانی: ششم اسفند 1398

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-04–24 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -4

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -4

    در این رشته مقاله ها با ترانسفورماتورهای فرکانس بالای تبدیل امپدانس موسوم به «بالون» و ریزِ جزییات فنی آنها به طرزی موجز و دقیق و موثر آشنا می شویم و راه های ساختن انواع و اقسام بالون ها را یاد می گیریم بالون

    .

    .

    چگونگی ساخت بالون

    در این بخش این مطالب را می آموزیم:

    • چالشی به نام «هسته»: هسته ی فرّیتی و هسته با گَرد آهن
    • پارامترهای هسته، پیچش و امپدانس
    • شکل های مختلف بالون ها، شماتیک بالون ها و شماتیک پیچش ها
    • بالون جریان 1:1 – مسدودکننده ی امواج غلافی
    • بالون با نسبت تبدیل
    • بالون دوگانه یا هیبرید
    • بالن نامتعادل به نامتعادل یا UnUn
    • برهَم کُنِش یا اثر متقابل: خط انتقال میان بالون – تیونر آنتن
    • در ساخت بالون به چه چیز باید دقیق شد: چالش ها

    .

    چالشی به نام «هسته»

    .

    هسته های فریت حلقوی یا تورویید از مواد مختلف و در اندازه های متفاوتساخته می شوند

    .

    در یک «بالونِ جریان» انرژی مفید از طریق «امواج ترانسورسال» در طول خط انتقال جابجا می شود و در حالت ایده آل هیچ فلوی مغناتیسی در هسته ایجاد نمی کند، زیرا جریان های مساوی، اما مختلف الجهت میدان مغناتیسی در داخل هسته، همدیگر را خنثی می کنند. دکوپلاژ از طریق مقاومت القاییِ پیچش ایجاد می شود که فقط برای جریان های نامتعادل موثر خواهد بود.

    در نتیجه، برای هسته کار اندکی برای انجام دادن باقی می ماند و آن هنگامی است که بالون عدم تعادل ها یا به عبارت دیگر عدم تقارن های ناشی از جریان های نامتعادل را اصلاح و جبران می کند. فقط جریان های نامتعادل هستند که در هسته فلوی مغناتیسی تولید می کنند.

    در «بالون های ولتاژ» قسمت قابل توجهی از انرژی از طریق فلوی مغناتیسی در هسته انتقال می یابد. این امر ایجاب می کند که هسته ای از مواد دارای تلفات کم و از لحاظ ابعاد فیزیکی، به اندازه ی کافی بزرگ انتخاب شود.

    .

    هسته های گَـرد آهن

    هسته های RF گرد آهن با پرسکاری سرد از پودر «آهن کربنیل» بسیار خالص شده در زیر فشار بسیار زیاد ساخته می شوند.

    نفوذپذیری یا رسانش مغناتیسی یا پرمابیلیته ی هسته های گرد آهن کمتر از هسته های فریت است.

    هسته های پودر آهن به ویژه درخور کاربرد در مدارهایی مانند نوسانگرها و فیلترها، یعنی جاهایی که ضریب Q یا بهره ی بالایی مورد نظر است، می باشند. این هسته ها توان های بالا را تحمل می کنند. این هسته ها، اما، به عنوان بالون کمتر مناسب هستند، زیرا به علت پرمابیلیته ی پایینی که دارند، پیچیدن تعداد دور زیادی لازم خواهد شد تا به خودالقایی (اندکسیون) مورد نظر دست یافت.

    هسته های حلقوی (تورویید) گردآهن که توسط تولیدکنندگان معتبری مانند «میکرومتال» یا «امیدون» در بازار قرار دارند، با پرمابیلیته های متنوع ساخته و با رنگ رمزبندی و مشخص می شوند.

    برای فیلترها و مدارهای نوسانی اغلب از انواع زیر بهره گیری می شود:

    ماده ی شماره 2 (قرمز)، پرمابیلیته 10µ برای فرکانس های 1 تا 30 مگاهرتز،

    ماده ی شماره 6 (زرد)، پرمابیلیته 8µ برای فرکانس های 2 تا 50 مگاهرتز.

    .

    هسته های فریت از نوع گرد آهن

    .

    پرمابیلیته µr مقداری است برای نمایش

    هدایت یا نفوذپذیری مغناتیسیِ یک ماده.

    پرمابیلیته ی هوا µr = 1 است. هر گاه درون سلفی که هسته ی هوایی دارد، هسته ای با پرمابیلیته ی µr = 10 جا زده شود،

    مقدار خودالقایی یا اندوکسیون سلف 10 برابر بیشتر خواهد شد.

    .

    هسته های فریت

    فریت ها «مواد مغناتیسی نرم»ی هستند که از «زینتر»کردن اجزای ساختمانی آنها درست می شوند. این مصالح عبارتند از اکسیدآهن (هماتیت) و اکسیدها و کربنات های فلزات دیگر. فریت ها یا اصلاً رسانای الکتریسیته نیستند، و یا رسانش بسیار ناچیزی دارند. آنها مانند سرامیک سخت و بسیار شکننده هستند. فریت ها را به شکل های گوناگونی پرس می کنند.

    .

    فریت منگنز-روی: MnZn

    فریت های MnZn پرمابیلیته هایی تا حدود 5000µ و بیشتر دارند. در فرکانس های بالا تلفات این نوع فریت ها بر اثر «جریان های گردابی» بالا می رود.

    در این گروه فریت های زیر معمولاً مورد مصرف بیش تری دارند:

    Fair Rite / Amidon                 #77        µ = 2000

    Siemens / TDK-EPCOS         N30       µ = 4500

    .

    نمونه ای از روش نامگذاری هسته های فریت حلقوی یا تورویید

    .

    فریت های نیکل- روی: NiZn

    این فریت ها دارای نفوذپذیری مغناتیسی (پرمابیلیته) تا 1500µ هستند و انواع پرمصرف آنها عبارتند از:

    Fair Rite / Amidon                    FT #33    µ = 600

    Fair Rite / Amidon                    FT #43    µ = 800

    Fair Rite / Amidon                    FT # 61   µ = 125

    Ferroxcube                               4C65      µ = 125

    Wuerth                                      4W620   µ = 620

    .

    هسته های شرکت Wuerth از نوع 74270097 ساخته شده از ماده ی 4W620 به قطر بیرونی 61 میلی متر، قطر درونی 5/35 میلی متر و بلندی 13 میلی متر برای ساخت بالون در توان های بالا مناسب است. انجمن رادیو آماتوری آلمان (DARC) این هسته ها را با نام RK1 عرضه می کند. این هسته ها مشابه FT240-43 ساخت شرکت «امیدون» هستند. اگر به هسته ی بلندتر (ضخیم تر) ی نیاز باشد، می توان هسته ی Wuerth از نوع 74270191  یا RK4 را به کار برد.

    .

    در ساخت بالون های باند پهن در محدوده ی امواج کوتاه،

    فریت های NiZn بهترین انتخاب هستند.

    .

    مقاومت جریان متناوب (امپدانس) یک بالون

    مقادیر اندازه گیری شده برای یک هسته ی فریت حلقوی امیدون از نوع #43 در تصویر زیر دیده می شوند.

    .

    بررسی امپدانس بالون

    .

    با اندازه گیری امپدانس بالون درمی یابیم که:

    • مقاومت القایی با بالارفتن پرمابیلیته µ ی ماده ی هسته متناسباً افزایش می یابد (Z ~ µ)،
    • مقاومت القایی متناسب با مربع تعداد دور N سیم پیچ بالا می رود (Z ~ N2)،
    • ظرفیت خازنی سیم پیچ متناسب با تعداد دور تغییر می کند (Z ~ N)،
    • اندوکسیون سیم پیچ و ظرفیت خازنی در حلقه های این پیچش در ارتباط با یکدیگر یک فرکانس تشدید ایجاد می کنند که به نام «خود تشدیدی» (self-resonance) خوانده می شود،
    • فرکانس«خود تشدیدی» با بالارفتن تعداد دور به سمت پایین متمایل می شود.

    .

    ادامه دارد …

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -5

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -3

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -2

    بـالـون: شناخت، ساخت، سنجش -1

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-04–23 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .