بلاگ

  • چگونه «انتشار الکتریکی نیرو» کشف شد؟

    چگونه «انتشار الکتریکی نیرو» کشف شد؟

    نزدیک به 130 سال پیش «هاینریش هرتس» تاثیرگذاری امواج الکترومغناتیسی از راه دور را به اثبات رساند. شوربختانه، او خیلی زود از دنیا رفت و هرگز از اهمیت و گستردگی کاربردهای کشف خود آگاه نشد

    چگونه «انتشار الکتریکی نیرو» کشف شد؟

    .

    .

    زمان دقیق کشف «هرتس» را نمی توان تعیین کرد، همان طور که نمی توان زمان اختراع ترانزیستور توسط «باردین»، «برتن» و «شاکلی» را به دقت بیان کرد. آنها در دفتر روزانه ی آزمایشگاه خود در تاریخ 24 دسامبر 1947 – زیر سرفصل شماره ی 38139-7 نوشته اند که روز پیش از یک «واحد»  40 برابر تقویت گرفتیم. منظور از آنچه که در این یادداشت «واحد» خوانده شده، ترانزیستور اولیه است که البته چون هنوز نام ترانزیستور ابداع نشده بود، این طور نامیده شد. بعدها این باصطلاح “واحد” «ترانزیستور اتصال نقطه ای ژرمانیومی» نام گرفت.

    هاینریش هرتس که از سال 1885 به دانشگاه هایدلبرگ دعوت شده بود، در فاصله ی سال های 1886 تا 1888 روی انتشار امواج الکتریکی در فضای باز و در طول سیم ها کار کرد و قوانین آن را کشف نمود و در کنار این ها درستی نظریه ی نوریِ الکترومغناتیس متعلق به «ماکسوِل» را در عمل به اثبات رساند. با این کشف ها جدایی مطلق ماهیت نور و الکتریسیته به کناری نهاده شد. با دانستن مطالب بالا برای خواننده روشن می شود که چرا دانشگاه کارلسروهه در 1988 برای هرتس جشن یک صدمین سالگرد کشفیاتش را می گیرد، با وجود این که هرتس نتیجه ی نهایی پژوهش های خود را در 20 سپتامبر 1889 زیر عنوان «در خصوص رابطه ی نور و الکتریسیته» به 62-مین گردهمآیی پژوهشگران علوم طبیعی و پزشکان آلمان در هایدلبرگ رونمایی کرده بود.

    .

    هاینریش هرتس به عنوان فرزند یک وکیل دعاوی در 22 فوریه سال 1857 (درست 159 سال پیش) در هامبورگ متولد شد. در شهرهای دِرِسدِن، مونیخ و برلین تحصیل کرد. در 23 سالگی رساله ی خود را زیر عنوان “در مورد خودالقایی در کُره های چرخان” نگاشت، دستیار هلم هولتز بود، در 1883 در شهر کیل دکترا گرفت، در 1885 به دانشگاه هایدلبرگ دعوت شد، در 1889 در دانشگاه بُن به استادی منصوب شد، در اول ژانویه 1894 درگذشت.
    هاینریش هرتس

    .

    این کار برای هرتس بسیار پرچالش بود – او چگونه می بایستی برای جمعی که در مورد موضوع اطلاعات محدودی داشتند، به شکل قابل فهمی سخنرانی کند، بدون این که توضیحات او در چشم این «متخصصان» سطحی ارزیابی نشود؟

    حال بیایید ببینیم که این بخش از دانش فیزیک پیش از آغاز آزمایش های هرتس چگونه به نظر می رسید؟ «گوستاو هرتس»، نوه ی هرتس و پروفسور برنده ی جایزه ی نوبل در یک صدمین سالگرد تولد پدر بزرگش در 24 فوریه 1957 در هامبورگ در سخنرانی خود گفت که در سال های دهه ی 80 قرن نوزدهم، ساختمان های آموزشی و دانشکده های مکانیک و ریاضیات سخت به یکدیگر نزدیک بودند. به این مجموعه بخش های جنبی مانند مثلاً آکوستیک نیز تعلق داشتند. همین وضعیت برای علم اپتیک نیز وجود داشت، زیرا می دانستند که نور از امواج ترانسورسال با سرعتی برابر 300 هزار کیلومتر بر ثانیه تشکیل شده، اما علم و اطلاعی از ماهیت فیزیکی آن نداشتند. فرض می شد که این امواج فقط می توانند در داخل یک «محیط مادی» انتشار پیدا کنند و از این بابت بود که چیزی به نام «اِتِر» یا «اتر نور» را فرض کردند که محیط انتشار امواج نور باشد و مثلاً نور خورشید را به زمین برساند. با وجود این، در مطالعه ی عمیق و محاسبات دقیق باز هم تناقض هایی خودنمایی می کردند.

    آنچه که به علم الکتریسیته مربوط می شد، از دو شاخه ی مجزا تشکیل یافته بود. فرضیه ی «تاثیر از دور» موافقان بیشتری داشت. فرضیه ای که بی واسطه به قانون جاذبه ی نیوتن متصل بود، و از آن «قانون کلمب» برای تشریح جاذبه ی بین بارهای مثبت و منفی منتج شده بود. جوهر سخن این دسته، این گزاره ی مشهور بود: «اثر نیرو با مربع فاصله تناسب معکوس دارد». این استدلال از نوعی «نیروی دور» سخن می راند که به صورت لحظه ای و با سرعت بینهایت منتشر می شد.

    .

    موضع مخالف «فارادی»

    موضع مخالف این نظریه در اختیار دانشمند انگلیسی، «مایکل فارادی»، بود. ماکسول به او یک تئوری داده بود که می گفت باید «امواج ترانسورسال الکتریکی» ای وجود داشته باشند که با سرعت نور منتشر می شوند. حالا با داشتن این نظریه می شد به این نتیجه ی نهایی رسید که نور چیزی جز همین امواج الکترومغناتیسی نیست. در ابتدا این دیدگاه نمی توانست جایی برای خود باز کند، چرا که «تئوری نیروی دور» مدت زیادی آموزه ی مسلط اذهان دانشمندان زمان شده بود.

    تنها آزمایش و تجربه می توانست اثبات کند که کدام یک از این دو نظریه واقعاً صحت دارد. گوستاو هرتس چنین ادامه داد: هر دو نظریه در پیشگویی های خود، تا موقعی که بحث بر سر یک «سیستم بسته»، مثلاً یک اِلِمان گالوانیک، یک مدار بسته ی جریان، یک لامپ و یا یک الکتروموتور بود، کاملاً موفق بودند. همین طور هر دو مسیر فکری می توانستند رفتار یک ترانسفورماتور را توضیح دهند. در جریان های غیربسته، مثلاً بگوییم در خازن ها، روابط طور دیگری می شدند. در اینجا، اگر بخواهیم خیلی کوتاه بیان کنیم، بر اساس نظریه ی ماکسول، می بایستی یک مدار بسته نیز همان میدان مغناتیسی را ایجاد کند که یک مدار باز بوجود می آورد. اما از دیدگاه نظریه ی تاثیر از دور چنین نبود.

    .

    انگیزش از طریق یک مسابقه ی علمی

    می توان با گوستاو هرتس موافق بود که پرسش بالا که ذهن دانشمندان زمان را به خود مشغول کرده بود، پرسشی به غایت آکادمیک بود. همین پرسش نقطه ی شروع کار پژوهشی هاینریش هرتس شد و او در نهایت به آن پاسخ گفت. آنچه که او را به این کار مصمم کرد، یک پرسش جایزه دار بود که «هرمان فون هِلم هولتز»، استاد او در برلین، آن را به مسابقه گذاشته بود. او این مساله را حل ناپذیر می انگاشت، چرا که برای این فیزیکدان برجسته و آزمایشگر بااستعداد محرز شده بود که با ابزار و وسایل در دسترس، تاثیرات میدان های الکترودینامیک متغیّر، بسیار کوچک تر از آنند که بشود آنها را به نحو قابل قبولی اثبات نمود. هرتس ابتدا این مساله را به کناری نهاد، اما هنگامی که در کارلسروهه، جایی که در سال 1885 به مقام پروفسوری نایل شده بود، در حین آزمایش با یک سیم پیچ بزرگ که آن را به یک «ایندوکتوریوم» (کوئل جرقه یا همان قرقره ی رومکورف) وصل کرده بود، جرقه های کوچکی را دید، که در جاهای مشخصی پدیدار می شدند و در جاهای دیگر نه، دوباره به تحقیق بر آن مشغول شد. هرتس نتیجه گرفت که در سیم پیچ نوسان هایی بوجود آمده اند، بدون این که خازنی به مدار متصل شده باشد.

    باید دانست که نوسان های الکتریکی در آن زمان به خوبی شناخته شده بودند. تخلیه ی بار ذخیره شده در یک «بطری لایدن» (Leiden Buttle) در یک سیم پیچ، یک جریان نوسان کننده ایجاد می کرد و فرد می توانست به کمک تخلیه ی الکتریکی از طریق ایجاد جرقه، تا یک میلیون نوسان در ثانیه ایجاد کند. آن چه که به آن فکر نشده بود و کسی از آن اطلاع و آگاهی نداشت، وضعیتی بود که بتوان در یک قطعه سیم بدون وصل کردن یک خازن نوسان ایجاد کرد.

    مشاهدات هرتس اما ثابت می کردند که: می توان چیزهایی را هم که شکل و فُرم یک مدار شناخته شده ی نوسانی شامل خازن و سیم پیچ را ندارند، به نوسان درآورد. این موضوع پایه ی تصمیم هرتس به ساخت یک «نوسانگرِ باز» شد که تشکیل شده بود از یک سیم به طول 150 سانتی متر با دو جوشن خازن و یا دو کُره ی خازن در دو انتهای آن و یک «شکاف جرقه» که درست در وسط این سیم با بریدن آن ایجاد می شد. فاصله ی زیاد میان دو جوشن خازن در دو انتهای سیم، مقدار ظرفیت خازنی را به شدت پایین می آورد، طوری که تعداد نوسانات در ثانیه (فرکانس کار) این مجموعه را بسیار بالا می برد. همچنین، انتشار موج از این وسیله بسیار موثرتر از انتشار از مدارهای بسته بود. به این ترتیب هرتس توانست شکل ابتدایی و نیاکانی آنتن «دایپل» را ابداع کند و توانست در محدوده ی فرکانس 100 مگاهرتس، که امروزه در باند سخن پراکنی اف.ام. قرار دارد، کار کند.

    .

    از راه های فرعی به سوی شهرت

    پس از پیمودن چند راه فرعی و گمراهی های موقتی، بالاخره هرتس مساله ای را که باید به او شهرت جهانی می داد، حل کرد: اثبات این که مطابق با نظریه ی ماکسول، می توان امواج الکتریکی ای تولید نمود که با سرعت نور در فضا منتشر شوند.

    اولین آزمایش ها و فرض ها روی این پرسش متمرکز بودند که آیا امواجِ سیمیِ شناخته شده، با امواج الکتریکی در فضا از نظر سرعت یکسان هستند یا خیر. هرتس برای روشن کردن این مطلب یک دستگاه نمایشگر ابداع کرد که وجود نوسان ها در محیط را آشکار می کرد. این وسیله چیزی نبود بجز یک سیم حلقه شده به قطر 30 سانتی متر که روی یک شکاف جرقه ی کوچک نصب می شد. هر گاه این حلقه توسط میدان های الکترومغناتیسی به نوسان الکتریکی درمی آمد، در آن ولتاژی ظاهر می شد که نهایتاً به جرقه زدن در فاصله ی جرقه منجر می گردید. هرتس این وسیله ی نشان دهنده را «رزوناتور» یا «تشدیدگر» نامید. او از این وسیله برای اندازه گیری شدت نوسان های الکتریکی نیز استفاده نمود.

    هرتس در آغاز کارش موفق شد ابتدا انتشار نوسان های الکترومغناتیسی را در فاصله ای تا 10 متر به اثبات برساند.

    در خصوص آنچه که به سرعت این امواج مربوط می شد باید گفت که در اوایل کار، پدیده ی ناآشنای انعکاس امواج از دیوارهای آزمایشگاه، هرتس را به نتایج غلطی سوق داد و به این نتیجه ی اشتباه رسید که گویا سرعت این امواج با سرعت نور تفاوت دارد.

    .

    هرتس به اشتباه خود پی می برد

    چندی نمی گذرد که هرتس به اشتباه خود پی می برد و تلاشی را برای اندازه گیری طول موج با استفاده از این پدیده آغاز می کند. اما برای انجام این آزمایش به فضای بزرگ تری نیاز داشت. از این رو به درخواست او سالن تدریس بزرگ او (با 15 متر پهنا، 14 متر درازا، و 6 متر ارتفاع سقف) بازسازی می شود و لوله های مزاحم گاز برداشته می شوند. روی یکی از وجوه این سالن صفحه ی بزرگی از جنس روی به عنوان بازتابنده نصب می شود. به دستور او روی صندلی های سالن الوارهایی قرار داده می شوند تا او بتواند در طول آنها قدم بردارد.

    پس از این که نوسانگر در سمت دیگر سالن به کار انداخته می شد، هرتس با رزوناتورش طول الوارها را آهسته می پیمود و جاهایی را که جرقه ها روی رزوناتور پیدا می شدند و جاهایی که از جرقه زدن خبری نبود، به عبارت دیگر جاهایی را که انرژی منتشر شده از فرستنده و بازتاب یافته از صفحه ی روی دیوار یکدیگر را خنثی و حذف می کردند، پیدا می کرد. به این وسیله تعیین طول موج ممکن می شد. اولین طول موجی را که او اندازه گیری کرد 9 متر بود. همزمان دریافت که این امواج با سرعت نور منتشر می شوند.

    .

    ابزار اصلی مورد استفاده توسط هاینریش هرتز
    دستگاه های اصلی هاینریش هرتس. بالا: انواع رزوناتورها برای امتحان امواج الکتریکی در محیط، پایین: نوسانگر بزرگ (موج دهنده)

    .

    در نتیجه ی این آزمایش ها، برای هرتس قطعیت نظریه ی ماکسول به اثبات رسید. اما برای این که این امر به نحو قانع کننده ای در ناظر اثر کند، تصمیم به انجام تجربیات دیداری (اپتیکی)، به عنوان مثال با استفاده از نورافکن، گرفت. این نمایش ها با استفاده از یک آینه ی مقعر پارابولیک فلزی با دهانه ی 1/2 متری و در ارتفاع 2 متری صورت گرفت، به این صورت که در کانون این آینه نوسانگر را قرار داد. در بادی امر موفقیتی به دست نیامد. زیرا امواج، خود را مانند پرتو نوری که در آینه ی مقعر دسته می شوند و از دهانه ی آن در مسیر مستقیم بیرون می زنند، منتشر نمی کردند، بلکه به صورت دلخواه در تمام جهات پخش می شدند. هرتس علت این موضوع را فهمید: بازتابنده برای طول موجِ به کار رفته خیلی کوچک بود. بازتابنده ی مناسب بایستی ده برابر بزرگ تر باشد. ساخت چنین بازتابنده ی عظیمی، اما، ممکن نبود، بنابراین هرتس با کم کردن طول موج نوسانگر به حدود 60 سانتی متر و قرار دادن یک رزوناتور در کانون بازتابنده ی مشابه دیگری، پروژه ی خود را تکمیل کرد.

    .

    آینه های مقعر از جنس ورق روی.

    چپ: با نوسانگر، و

    راست: با رزوناتور روی کانون آنها.

    از این بازتاب دهنده ها هرتس برای بررسی  همسانی ویژگی های نور و امواج الکتریکی استفاده می کرد.

    آینه های مقعر برای فرستنده و گیرنده از ورق روی

    .

    نظریه ی ماکسول به طرز درخشانی تایید شد

    به این ترتیب، هرتس درستی نهایی و قطعی این امر را که قوانین اپتیک برای امواج الکتریکی هم معتبر هستند، و این که امواج تولیدشده رفتاری همانند نور پلاریزه شده دارند، به اثبات رساند.

    آزمایش های بعدی، و از جمله آزمایش با یک توری مسدودکننده، ساخته شده از سیم های موازی، برای اثبات پلاریزه بودن امواج الکتریکی و همچنین محاسبه ی امواج، چه آنالوگ مانند نور و چه به کمک منشوری از قیرِ سفت به وزن 600 کیلوگرم، به نحو تاثیرگزاری یکسانی ماهوی امواج الکتریکی و نور را به اثبات رساندند.

    دنیای دانش این نتایج را فوراً پذیرا شد. هرتس هم با انتشار مقالات و ایراد سخنرانی ها سهم خود را در عمومیت پیداکردن یافته هایش ادا نمود. او همواره در سخنان اش عبارت «انتشار نیروی الکتریسیته» را به کار می برد.

    همه ی این تلاش ها، اما، برای هرتس در حکم مانعی هم بود. می توان با اطمینان گفت که به زبان امروزین، بر روی اهمیت اقتصادی و تجاری این کشف ها هیچ فکری نشده بود. مشخص است که هرتس، به عنوان یک دانشمند، به طور کامل از دنیای تجارت و اقتصاد دور بوده است. علایق او در عرصه های دیگری بودند. او آثار باارزشی در خصوص الکترودینامیک اجسام ساکن و متحرک نگاشت که مسیر اینشتین را به سوی نظریه ی نسبیت آماده کرد، او به مطالعه ی نفوذ پرتوهای کاتودی در مواد پرداخت، مشغول تعیین یک نوع درجه بندی سختی برای مصارف کانی شناسی شد، طرح آمپرسنجی با استفاده از داغ شدن سیمی که انبساط طول آن متناسب با جریان گذرنده اش بود را ریخت، روی تاثیر نورهای فرابنفش بر تخلیه ی الکتریکی کار کرد و…

    در سال 1889 هرتس دعوتی به شهر بُن را قبول کرد. استادش، هلم هولتز، پس از این تصمیم برایش نوشت:

    .

    …دوست گرامی… خیلی متاسفم که به برلین نمی آیید. اما، همان طور که پیش از این نیز به شما گفته ام، اعتقادم بر این است که شما… در انتخاب شهر بن به عنوان مقصد اول، کاملاً درست عمل کرده اید. فردی که هنوز کارهای علمی ناتمام زیادی در برابر خود دارد و مایل به سرانجام رساندن آنهاست، بهتر است که از اقامت در شهرهای بزرگ دوری کند…

    از نامه ی هرمان فون هلم هلتز به هاینریش هرتس، دسامبر 1888

    .

    من ساختمان «کلاوسیوس» را با باغ آن برای اقامتم در بن انتخاب کردم که در آن یک درخت بلوط زیبا نیز وجود دارد… اما یک اشکال کوچک در کار است. از اتاق های این ساختمان تا 4 سال پیش به عنوان کلینیکِ درمانی استفاده می‌شده و علیرغم این که اندود داخلی دیوارها و پوشش کف اتاق‌ها نوسازی شده اند، پزشکان به من اخطار کرده‌اند که این محل برای زندگی یک خانواده‌ی جوان مناسب نیست، زیرا ممکن است هنوز محیط این خانه آلوده باشد…

    به این علت به پزشکی که قبلاً در آنجا زندگی می‌کرد مراجعه کردم. او به من گفت… از میکروب‌های باقیمانده نباید ترس زیادی داشته باشم.

    از نامه ی هرتس به پدر و مادرش، دسامبر 1888 / ژانویه 1889

    .

    اینجا اوضاع به حد وصف ناپذیری آرام است…. متأسفانه این بیماری مرا، و به دنبال من الیزابت را به سختی مبتلا کرده است. خدا می‌داند که این حالت زکام چقدر سخت و ناراحت‌کننده است.

    از نامه ی هرتس به پدر و مادرش، 1892

    .

    10 مه. در طول غیبت الیزابت و بچه‌ها، یک تپه‌ی ماسه‌ای بزرگ در باغچه درست کردم و در آن یک غار جادو (برای بازی بچه ها) تعبیه نمودم.

    27 ژوییه. مرض زکام بدخیم می‌شود. کار را قطع کردم و درازکشیدم.

    برگرفته از یادداشت‌های روزانه هاینریش هرتس– 1892

    .

    به گفته ی ماکس پلانک، “… بیماری هرتس که ابتدا به عنوان یک کسالت بی‌خطر فرض شده بود،  علیرغم معالجات، به بهبودی منجر نشد، بلکه علایم آن به مرور زمان رو به افزایش نهاد… اما با شروع فصل زمستان… آدم نمی‌خواست، آدم نمی‌توانست احتمال بروز واقعه‌ای بی‌بازگشت را بپذیرد”…

    .

    29 آگوست. پدر و مادرم در مسیر بازگشت به هامبورگ به بادن آمدند.

    6 اکتبر. عمل جراحی بزرگ.

    7 اکتبر. دشواری شدید در بلع.

    9 اکتبر. درد شدید.

    11 اکتبر. دوباره سعی کردم بایستم. تبم شدید است.

    برگرفته از یادداشت های روزانه هاینریش هرتس- 1892

    .

    … متأسفانه از چندی پیش نیرویم به تحلیل رفته است… اما هنوز به روزی امید دارم که بتوانم دوباره خودم را کاملاً متمرکز کنم.

    برگرفته از نامه به پدر و مادرش، 1892

    .

    متأسفانه از خودم نمی‌توانم خبر خوشی بنویسم. حالم اصلاً بهتر نمی‌شود، و تنها موضوعی که شاید تسلا ‌دهنده باشد- اگر بتوان آن را تسلا نامید- این که بنا به تجربه، چنین نوع بیماری‌هایی معمولاً خیلی طولانی می‌شوند…

    از نامه به پدر و مادرش، اکتبر 1892

     

    19 اکتبر. روز و روزگارم تیره و تار است.

    28 اکتبر. غده‌ی پشت گوشم دایماً بزرگ‌تر می‌شود؛ تلاش برای خارج کردن چرک آن بی‌نتیجه ماند.

    29 اکتبر. دکتر «والب»، پروفسور «ویتسل» را خبر کرد و عمل جراحی انجام شد. عمل برای شکافتن استخوان پشت گوش در جمجمه بود.

    برگرفته از یادداشت‌های روزانه هاینریش هرتس- 1892

    .

    باید قبول کنید که من به آن گروه از آدم‌ها تعلق دارم… که زندگی کوتاهی را تجربه می‌کنند… این سرنوشت را من برای خودم انتخاب نکرده‌ام و آن را دوست ندارم. اما در برابر سرنوشت بایستی تسلیم شد.

    از نامه به پدر و مادرش، دسامبر 1893

    .

    هاینریش هرتس در یکم ژانویه 1894 بر اثر عفونت خون، احتمالاً ناشی از میکروب‌های کلینیکی که محل زندگیش شده بود، درگذشت. او به هنگام مرگ 36 سال داشت. بعد از او تجربیات و کارهای نظری او توسط مخترعان عملی به کار گرفته شدند.

    باید از خود پرسید که هاینریش هرتس چه اثری بر رشد و توسعه ی فیزیک می توانست داشته باشد، اگر در سال 1894 در سن 36 سالگی بر اثر بیماری گوش و حنجره درنگذشته بود. ماکس پلانک در سال 1900 نظریه ی کوانتوم را ارایه کرد، پنج سال بعد نظریه ی نسبیت اینشتین عرضه شد، و در 1913 «نیلز بوهر» مدل اتم هیدروژن را تکمیل کرد.

    ممکن بود تاثیر هرتس بر همه ی این کشف ها کم می بود، چرا که او اساساً درسِ صنعتگری خوانده بود. او تجربه گری بود که عملاً آموخته بود و کمتر مردی برای تئوری و نظریه پردازی بود. نباید از یاد برد که او در جوانی به تراشکاری پرداخت و حتی یک بار هم برای مدت کوتاهی در امور ساختمانی مشغول شد.

    این که پس از اثبات همسانی طبیعتِ نور و امواج الکتریکی و پیش از همه اثر راه دور آن توسط هرتس، این دانش چه راهی را در پیش گرفت، بر همگان روشن است. مردانی مانند «پوپوف»، «مارکونی»، «اسلبی» (Slaby)، «براون»، «پولزن» (Poulsen) و بسیاری دیگر با تلاش خود موفق شدند از سال های 1895/1897 سنگ بنای چیزی را بگذارند که زندگی بشر امروز را عمیقاً تحت تاثیر خود قرار داده است: رادیو، تلویزیون، و مخابرات.

    .

    .    

    مطالب مرتبط:

    قرقره ی رومکُورف، سیم پیچ صاعقه!

    بیایید با هم جادوی مخابرات بی سیم را دوباره کشف کنیم!

    .

    .

    منبع:

    مجله Funkschau

    کتاب Elektrik Universum
    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-02–13 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • قرقره ی رومکُورف، سیم پیچ صاعقه!

    قرقره ی رومکُورف، سیم پیچ صاعقه!

    «سیم پیچ صاعقه»، «سیم پیچ مولّد جرقه» و «قرقره ی رومکُورف» برخی از نام های یک وسیله ی الکتریکیِ تاریخی هستند که به کمک آن و با استفاده از پدیده ی خودالقایی در روزهای نوجوانی دانش و صنعت الکترونیک، پالس های ولتاژ بالا تولید می شد

    تمبر پست آمریکا در مورد توسعه الکترونیک

    .

    .

    ساختمان قرقره رومکورف.

    «سیم پیچ صاعقه»، «سیم پیچ مولّد جرقه» و «قرقره ی رومکُرف» برخی از نام هایی برای یک وسیله ی الکتریکیِ تاریخی هستند که به کمک آن در روزهای نوجوانی دانش و صنعت برق، با استفاده از پدیده ی خودالقایی، پالس های ولتاژ بالا تولید می شد. در نوشته های اولیه ی دانشمندان علم الکتریسیته از این دستگاه به عنوان «ایندوکتوریوم» یاد شده است. این وسیله در قرن نوزدهم و در اوایل قرن بیستم به شکل های مختلف در کاربردهای زیر مورد استفاده قرار داشته است:

    • برای تولید پالس های ولتاژ بالا تا 250 کیلوولت،
    • اجرای فرایندهای تخلیه ی الکتریکی با سطوح انرژی بالا، باید یادآور شد که تا پیش از اختراع این وسیله، فقط «الکتریسیته ی اصطکاکی» یا «الکتریسیته ی ساکن» به صورت بارهای مجزّا در اختیار دانشمندان بود. بارهایی که به وسیله ی دستگاه هایی چون «الکتروفور» و «مولّد وان در گراف» و «ماشین ویمزهورست» تولید می شدند.
    • انجام مقایسه هایی با تخلیه های الکترواستاتیکی مانند برق زدن های صاعقه مانند.

    .

    الکتروفور ماشین ویمزهورست ماشین وان در گراف

    الکتروفور

    Electrophorus

    ماشین ویمزهورست

    Wimshurst Machine

    مولّد وان در گراف

    Van der Graaf Generator

    .

    ساختمان و طرز کار

    قرقره ی رومکورف دربردارنده ی یک ترانسفورماتور با «ضریب تبدیل» بسیار بزرگ می باشد. به عبارت دیگر، پیچش اولیه ی این ترانس از تعداد دور کمی سیم بسیار ضخیم تشکیل یافته، در حالی که پیچش ثانویه ی آن در بر دارنده ی تعداد دور بسیار زیادتر از سیم نازک تری است. عبور جریان در اولیه ی ترانس توسط وسیله ای موسوم به «چکّش واگنر» کنترل می شود.

    .

    چکش مایر

    .

    این چکش سازو کاری مانند زنگ اخبار دارد و مسیر جریان را به طور متناوب قطع و وصل می کند، به این صورت که یک کنتاکت الکتریکی از لحاظ مغناتیسی به هسته ی ترانس مرتبط شده است. بسته بودن این کنتاکت سبب عبور جریان i1 از پیچش اولیه ی ترانس می شود. با مغناتیسی شدن هسته ی ترانس، زبانه ی کنتاکت به سمت آن کشیده شده و کنتاکت را باز می کند که این خود سبب قطع جریان و غیرمغناتیسی شدن هسته و رها شدن آن کنتاکت می شود. این امر باعث وصل مجدد جریان و تکرار چرخه ی بالا می شود. تصویر زیر متغیرهای ولتاژ و جریان را بر حسب زمان در چرخه ی کاری مدار نشان می دهد.

    .

    روند تغییرات زمانیِ ولتاژ و جریان طی چرخه های کاری یک قرقره ی رومکورف تغییرات ولتاژ و جریان در قرقره رومورف بر حسب زمان طی چرخه های کاری

    .

    هنگام باز شدن مدار و قطع جریان، مقدار جریان در زمان بسیار کوتاهی افت می کند و به سرعت به صفر می رسد که این امر به یک تغییر شدید در میدان مغناتیسی سیم پیچ منجر می شود. بنا به «قانون اندوکسیون» با پایین رفتن i1 در پیچش ثانویه یک پالس با ولتاژ بالا پدید می آید (در تصویر بالا روند این ولتاژ با منحنی قرمز رنگ u2 نمایش داده شده است). دامنه ی این ولتاژ با «نسبت دور» پیچش های اولیه و ثانویه و همچنین سرعت قطع جریان متناسب است.

    برای بهینه سازی عملکرد این مدار، یک خازن با کنتاکت های «چکش واگنر» موازی بسته شده است. این مدار بندی شبیه یک شبکه ی «اسنابر» است که از یک طرف شدت ایجاد جرقه در مدار را کم می کند و از طرف دیگر به همراه اولیه ی سیم پیچ یک مدار تشدید تشکیل می دهد که دارای «فرکانس تشدید»ی برابر با فرکانس تشدید سیم پیچ ثانویه و «ظرفیت های خازنی پراکنده» ای که با آن موازی هستند، می باشد. به این ترتیب یک «ترانسفورماتور تشدید» (Resonance Transformer) ساخته شده است که انتقال بهینه ی انرژی از اولیه به ثانویه ی ترانس را امکان پذیر می سازد. به موازات منبع تغذیه یک خازن نصب می شود تا ضربه ی پالسی که بر اثر بسته شدن کلید به وجود می آید، از منبع تغذیه دور نگه داشته شود.

    در تصویر زیر متغیرهای ولتاژ و جریان بر حسب زمان در چرخه ی کاری قرقره ی رومکروف با خازن دیده می شود.

    .

    روند تغییرات زمانیِ ولتاژ و جریان طی چرخه های کاری یک قرقره ی رومکورف دارای خازن تشدید (رزونانس) روندِ تغییرات زمانی ولتاژ و جریان بر حسب زمان در چرخه ی کاری قرقره ی رومکروف با خازن

    .

    چکش واگنر به علت خال زدن و سوختن کنتاکتِ آن نه برای استفاده در توان های بالا مناسب بود، و نه حتی در توان های کم، به دلیل سرعت پایین عملکرد مکانیسم آن، فرکانس کاری اش از 200 هرتز بالاتر می رفت. در توان های بالاتر وسایل دیگری مانند «چرخ صاعقه» و «کلید جیوه ای» مورد استفاده قرار داشتند، وسایلی که از مدار مغناتیسی ترانسفورماتور، یعنی از هسته ی ترانس، مجزّا بودند و فرکانس کلیدگری را به چند کیلوهرتز می رساندند. با این ترتیبات قرقره ی رومکورف در ساخت اولین تجهیزات فرستنده ی بی سیم برای انتقال اطلاعات تله گرافی مورد استفاده قرار گرفت. توسط نمونه ای از همین دستگاه تله گراف بی سیم، آخرین پیام های مورس تقاضای کمک  توسط افسر بی سیم کشتی تیتانیک مخابره شدند.

    .

    اتاق مخابرات بی سیم کشتی تیتانیک

    تصویری از اتاق مخابرات کشتی تیتانیک.

    قرقره ی رومکورف در گوشه ی سمت راست میز کار دیده می شود.

    .

    نقشه فنی بی سیم مارکونی کشتی تیتانیک

    نقشه فنی مدار فرستده-گیرنده ی بی سیم تله گرافی کشتی تیتانیک.

    این دستگاه مخابراتی ساخت شرکت «مارکونی» بود.

    (برای دیدن تصویر در اندازه ی بزرگ تر، روی آن کلیک کنید)

    .

    .    

    مطالب مرتبط:

    بیایید با هم جادوی مخابرات بی سیم را دوباره کشف کنیم!

    «چگونه انتشار الکتریکی نیرو» کشف شد؟

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-02–13 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • « ژول دزد » : دزد انرژی!

    « ژول دزد » : دزد انرژی!

    در الکترونیک «سارقِ ژول» یا «ژول دزد» به مداری متشکّل از افزاره های منفرد گفته می شود که یک اختلاف پتانسیل الکتریکی مستقیم را به ولتاژ بالاتری تبدیل می کند و مانند یک «خون آشام» (ژول آشام) تا آخرین قطره و ذره ی نیروی باتری را می مکد! ژول دزد

    .

    .

    در الکترونیک «دزدِ ژول» یا «ژول دزد» به مداری متشکّل از افزاره های منفرد گفته می شود که یک اختلاف پتانسیل الکتریکی مستقیم را به ولتاژ بالاتری تبدیل می کند. نام «سارق ژول» که به آن در انگلیسی Joule thief می گویند، برگرفته از نام انگلیسیِ «سارق جواهرات» است که Jewel thief خوانده می شود و نوعی بازی با کلماتی است که ضرباهنگ یا نوشتار همسانی دارند و استفاده از آنها، نوعی تداعی و تداخل معانی مضحک ایجاد کرده است و مانند این است که این مدار مانند یک «سارق جواهرات» تا آخرین ذره ی نیروی الکتریکی باتری، حتی باتری های کم رمقی که در مصارفِ دیگر جواب نمی دهند و قابل استفاده نیستند را، می دزد! نام «ژول» در این نامگذاری به این علت به کار رفته که ژول در فیزیک یکای انرژی است.

    .

    تصویر 1:

    مدار «ژول دزد» با یک دیود نوری به عنوان بار.

    در این مدار با در نظر گرفتن مقادیر ولتاژ و جریان معمول، می توان برای سیم پیچ از یک هسته فریت حلقوی استفاده کرد که دور آن دو پیچش 20 دوری از سیم لاکی 0/15 میلی متر پیچیده شده باشد.

    هر نوع ترانزیستور منفی سیگنال کوچک مانند BC547B می تواند مورد استفاده قرار گیرد.  

    مقدار اهمی مقاومت باید در حدود یک کیلو اهم قرار داشته باشد.

    چنین مداری می تواند دیود نوری را حتی با یک باتری که فقط 0/35 ولت در خود دارد، روشن کند!

    مدار اولیه ژول دزد

    .

    تاریـخـچه

    در شماره ی نوامبر 1999 مجله ی Everyday Practical Electronics نویسنده ای به نام Z. Kaparnik در ستون «ایده های خوانندگان» مداری را تحت نام «مدار میکرو چراغ قوه» معرفی کرد. مداری که از یک ترانزیستور و یک سیم پیچ با دو پیچش شکل گرفته بود، و یک «وارونگر ولتاژ افزاینده بر اساس بازخورد مثبت» را تشکیل می داد. فرد دیگری به نام Clive Mitchell این مدار را با استفاده از یک ترانزیستور منفی (NPN) از نوع BC549، یک مقاومت یک کیلواهمی، و یک سیم پیچ با دو پیچش و یک دیود نورافشان سفید ساخت. او این مدار را با یک باتری معمولی 1/5 ولتی از قواره ی AA تغذیه کرد و به آن نام «سارق ژول» نهاد. پس از این، این عبارت عمومیت پیدا کرد و برای تمام مدارهای مشابه به کار برده شد.

    .

    مدار چگونه کار می کند؟

    مدار «سارق ژول» به عنوان یک مبدّل یا وارونگرِ افزاینده با شاخصه ی «خود-نوسانی» (Self-oscillating) کار می کند. ولتاژ پیشرو ال.ای.دی. نور سفید در حدود 3 ولت است، و بلافاصله پس از روشن کردن مدار نورافشانی نمی کند. ترانزیستور مدار به صورت متناوب و چرخشی سیم پیچ را به خط تغذیه وصل می کند که از این طریق «انرژی مغناتیسی» در آن ذخیره می گردد. این انرژی در زمان مسدود بودن، ولتاژ بالایی را القا می کند (پدیده ی اندوکسیون) که این خود روان شدن جریانی از میان دیود نوری را امکان پذیر ساخته و انرژی ذخیره شده در سیم پیچ را در آن تخلیه می کند.

    .

    فرآیند شروع به کار مدار

    پس از اتصال مدار به منبع ولتاژ، جریانِ اندکی از طریق مقاومت و پیچش ثانویه ی سیم پیچ به سوی پایه ی بیس ترانزیستور روان می شود و آن را به حالت هدایت می برد. در این جا، جریان بالاتری از راه پیچش اولیه ی سیم پیچ و مسیر میان کلکتور-امیتر ترانزیستور برقرار می گردد. بر اثر این جریان، «چگالی فلوی مغناتیسی» در هسته ی سیم پیچ بالا می رود. این تغییر مثبت در چگالی فلو به پیچش ثانویه ولتاژی را القا می کند که به علت «سری بودن» پیچش های سیم پیچ با منبع تغذیه ی مدار هم قطب است و در نتیجه باعث افزایش جریان بیس در ترانزیستور می شود. حالا، ترانزیستور مدار به علت این «تزویج» یا به عبارت دیگر «بازخورد مثبت»، بیش تر اشباع می شود و بهتر هدایت می کند. پایین آمدن مقاومت اهمی مسیر کلکتور-امیتر ترانزیستور باعث می شود که عملاً اولیه ی سیم پیچ به طور مستقیم به منبع تغذیه وصل شود. جریان سیم پیچ به صورت تقریبی – با چشم پوشی از تلفات ها – مطابق قانون خودالقایی (اندوکسیون) افزایش می یابد:

    .

    اندکسیون

    .

    فرآیند خاموش شدن مدار

    خاموش شدن ترانزیستور دو تاثیر متفاوت دارد.

    اثر اصلی در این واقعیت نهفته است که ظرفیت سیم پیچ برای ذخیره انرژی مغناتیسی به خاطر کاربرد هسته ای از جنس ماده ی «فرّیت» محدود است. نظر به این که جریان گذرنده از سیم پیچ به مرور زمان به طور پیوسته افزایش می یابد، میدان مغناتیسی هم که توسط این پیچش پدید می آید بالا می رود. می دانیم که چگالی فلو پس از عبور از مقدار معینی، دیگر به بالاتر رفتن میدان جواب نمی دهد. این وضعیت که به ویژگی های ماده ی تشکیل دهنده ی هسته ی پیچش بستگی دارد، «اشباع هسته» خوانده می شود. در این نقطه است که افزایش چگالی فلو متوقف می شود. نتیجه این است که ولتاژ القا شده بر روی پیچش ثانویه دچار کاهش شده و به نوبه ی خود جریان بیس ترانزیستور را پایین می آورد. این امر باعث می شود که هدایت ترانزیستور کمتر شود. حالا، چگالی فلوی کاهش یابنده در سیم پیچ، یک ولتاژ القایی در خلاف جهت ولتاژ منبع تغذیه در ثانویه ی سیم پیچ ایجاد می کند که این خود باعث پایین رفتن هر چه بیشتر جریان بیس ترانزیستور می شود. این بازخورد (فیدبک) منفی نهایتاً سبب مسدود شدن ترانزیستور می شود. چون چگالی فلوی کاهش یابنده در هسته، در سیم پیچ اولیه نیز یک ولتاژ القایی ایجاد می کند، و پلاریته ی این ولتاژ حالا به صورت سری با منبع ولتاژ قرار دارد، روی کلکتور ولتاژی پدید می آید که بیش تر از ولتاژ تغذیه ی مدار است. حال این ولتاژ قادر است عبور جریان از درون دیود نوری را ممکن سازد. عبور جریان از دیود نوری به منزله ی تخلیه ی انرژی ذخیره شده در هسته ی سیم پیچ به دیود نوری و تبدیل آن به نور است.

    اثر دوم بر چگونگی «تقویت جریان در یک ترانزیستور دو قطبی» به ازای جریان کلکتور آن موثر است. این اثر هم در باز شدن مجدد ترانزیستور موثر است. ابتدا، هنگام ناچیز بودن جریان کلکتور، متناسب با افزایش جریان کلکتور، ضریب تقویت جریان اندکی افزایش می یابد. پس از رسیدن جریان کلکتور به مقدار معینی، ضریب تقویت جریان شروع به کاهش می کند. چون مقدار جریان بیس توسط مقاومت، ولتاژ تغذیه و ولتاژ القا شده در سمت ثانویه ی سیم پیچ تعیین می شود، از این نقطه به بعد جریان کلکتور دیگر افزایش پیدا نخواهد کرد، و بالاتر رفتن چگالی فلو در ثانویه ی سیم پیچ نیز متوقف می گردد. در پی این حالت، ولتاژ القایی در ثانویه هم پایین می آید و همراه آن جریان بیس کمتر می شود. حالا با پدیدار شدن بازخورد منفی، ترانزیستور هم به حالت قطع می رود.

    .

    چـرخـه

    در هر دو حالت چرخه ی کار مدار پس از تخلیه ی کامل انرژی مغناتیسیِ  هسته ی سیم پیچ تکرار می شود، زیرا به علت وجود ولتاژ تغذیه از طریق مقاومت و حالا سیم پیچی که در حال تخلیه ی انرژی خود است، دوباره جریان بیس می تواند برقرار شود. فرکانس کار این مدار، در صورت پایین نگاه داشتن ولتاژ تغذیه و جریان ها در حدود 50 کیلوهرتز خواهد بود.

    .

    اصلاحات و تغییرات

    ولتاژ القا شونده در پیچش اولیه ی سیم پیچ در طول زمان تخلیه ی چگالی فلوی مغناتیسی هسته، توسط مداری که با دیود نوری شکل گرفته، محدود می شود. اگر دیود نوری به عنوان مصرف کننده یا «بار» از مدار حذف شود، تنها «ظرفیت های خازنی پارازیتی»این ولتاژ القایی را تحت تاثیر قرار داده و محدود می کنند. در این حالت ولتاژ القایی می تواند به مقادیری تا صدها برابر ولتاژ تغذیه افزایش یابد، که به علت تجاوز این ولتاژ از ولتاژ مجاز کلکتور-امیتر ترانزیستور باعث تخریب آن شود.

    .

    تصویر 2:

    مدار توسعه یافته ی  ژول دزد برای ایجاد یک ولتاژ پایدار و ثابت در خروجی.

    مقدار ولتاژ خروجی توسط ولتاژ شکست دیود زینر محدود و تثبیت می شود.

    مدار توسعه یافته ی ژول دزد

    .

    این افزایش تقریباً دلبخواه ولتاژ القایی هم می تواند برای تامین یک ولتاژ خروجی تثبیت شده ی بالاتر از ولتاژ منبع تغذیه مورد استفاده قرار گیرد. اگر به جای دیود نوری یک دیود پرسرعت و یک خازن به صورت سری در مدار قرار دهیم، ولتاژ القایی سبب شارژ شدن خازن خواهد شد. با موازی بستن یک دیود زینر با این خازن، ولتاژ شارژ خازن تا حد مورد نظر تنظیم و تثبیت و محدود می گردد.

    .

    کـاربـرد

    ولتاژ پیشرو دیود نوری های سفید خیلی بالاتر از ولتاژ نامی باتری های قلمی معمولی (1/5 ولت) قرار دارد. اگر نخواهیم باتری های ویژه و گران قیمت مخصوص چراغ قوه هایی را که دارای دیود نوری های سفید هستند، بخریم، لازم است ولتاژ تغذیه ی دیود نوری ها را با اضافه کردن این مدار به چراغ قوه، افزایش دهیم.

    به علت کمی افزاره های مصرفی و سادگی ساخت، این مدار بهترین انتخاب برای تولید ارزان چراغ قوه است.

    .

    .    

    مطالب مرتبط:

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-02–07 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • نخستین «آنتنِ نور» برقیِ جهان

    نخستین «آنتنِ نور» برقیِ جهان

    چگونه یک «نانوآنتن» را به کمک جریان برق وادار به انتشار نور کردند: این فیزیک دانان دانشگاه «وورتزبورگ» آلمان هستند که برای نخستین بار در جهان موفق به انجام آن شدند. این دانشمندان «آنتن نور» خود را که فقط 250 نانومتر درازا دارد، در مجله ی تخصصی «نیچر فتونیکز» معرفی کرده اند آنتن نور

    .

    .

    منابع بسیار کوچک نور که با برق کارکنند در آینده بسیار مورد استفاده خواهند بود – مثلاً در نمایشگرهای گوشی های هوشمند. در این کاربردها به دلیل گسترش پیوند ها با فن آوری های سه بُعدی، لازم است که تعداد پیکسل ها به سرعت افزایش داده شوند. همچنین در تراشه های رایانه ای «منابع نوری نانویی» می توانند به کار برده شوند تا داده ها با تلفات کم با سرعت نور میان هسته های پردازشگر مختلف تبادل پیدا کنند.

    .

    اصول کار آنتن نور

    .

    .

    یکی از راه های رسیدن به چنین منابع نوری را فیزیک دانان وورتزبورگی در مقاله ی پیشتازانه ی خود نشان داده اند: آنها در مجله ی تخصصی «نیچر فتونیکز» (Nature Photonics) برای نخستین بار روش تولید نور را با استفاده از یک نانوآنتن از جنس طلا که با نیروی برق کار می کند، تشریح کرده اند.  

    ساخت این آنتن در گروه کاری پروفسور «برت هِشت» (Bert Hecht) و در دانشکده ی «فیزیک تکنیکی» دانشگاه وورتزبورگ به انجام رسیده است.

    .

    به کار بردن قوانین و اصول فن آوری آنتن در نـور

    چگونه می توان یک «آنتن نور» را تجسم کرد؟ «هِشت» می گوید: “چنین آنتنی در بیشتر جوانب همانند برادر بزرگ ترش در تلفن های همراه است. نتیجه ی آن این است که آنتن مورد بحث امواج الکترومغناتیسی را منتشر می کند – اما نه به طور دلخواه، بلکه بنا به طرح ساختمانی آنتن، در یک طول موج و به یک شکل کاملاً معیّن.”

    ساختمان آنتن نور

    انطباق دادن قوانین فن آوری آنتن در محدوده ی نانو بر نور، چالش بزرگی محسوب می شود. فیزیک دانان وورتزبورگی می بایستی این مشکلات را به جان بخرند و با آن دست و پنجه نرم کنند. در پایان راه، با ساخت یک ساختار نانویی هوشمندانه موفقیت با آنان بود: آنتن نور آنها دو بازو دارد که هر کدام به یک سیم اتصال منتهی می شوند و انتهای آنها خیلی نزدیک به هم، تقریباً چسبیده به هم، قرار دارند.

    فضای بسیار کوچک میان بازوها با نوعی ذرات نانویی از جنس طلا پوشیده شده است که یکی از بازوها را لمس می کند اما با نوک بازوی دیگر فاصله دارد. این فاصله ی شکاف مانند در حدود یک نانومتر است. این شکاف چنان کوچک است که با قرار گرفتن یک ولتاژ میان آن، الکترون ها می توانند بنا بر آنچه در مکانیک کوانتم «اثر تونل» خوانده می شود، از آن عبور کند. بر اثر این گذر الکترون ها، نوسان هایی با فرکانس در محدوده ی نور ایجاد می شود.

    .

    طول بازوهای آنتن تعیین کننده ی رنگ نور است

    آنتنی که به این شکل ساخته شده است، امواج الکترو مغناتیسی را به صورت نور مریی تولید می کند و همزمان، طول بازوهای آنتن رنگ نور تولید شده را تعیین می کنند. پروفسور «هِشت» اضافه می کند: “به این ترتیب ما جمع و جور ترین منبع الکتریکی نور را ساخته ایم که به علاوه، ویژگی های آن هم با دستکاری هندسه ی آنتن قابل تنظیم می باشد.”

    در کل می توان گفت که چنین آنتن هایی قابل ساخت هستند، اما تا رسیدن به پختگی لازم برای کاربردی کردن آنها هنوز کارهایی برای انجام باقی مانده است. از یک طرف فیزیک دانان باید روی بازدهی اختراع خود کار کنند: آنتن نور هنگام کار خود هنوز مقدار زیادی جریان الکتریکی را به صورت گرما هدر می دهد. از سوی دیگر، پایداریِ کاریِ آنتن باید ارتقا داده شود، زیرا تا امروز ساختار نانویی طلای به کار رفته در آن فقط چند ساعتی کار می کند.

    خوانندگانی که مایل به مطالعه ی مقاله ی این فیزیک دانان هستند، می توانند به آن مراجعه کنند:

    .

    “Electrically driven optical antennas”

    Johannes Kern, René Kullock, Jord Prangsma,

    Monika Emmerling, Martin Kamp and Bert Hecht

    Nature Photonics

    Advance Online Publication, 

    17. August 2015,  DOI: 10.1038/nphoton.2015.141

    .

    امکانات تماس با گروه کاری مربوطه:

    Prof. Dr. Bert Hecht

    Physikalisches Institut

    Universität Würzburg

    Tel.: 0049 – 931 – 31-85863

    hecht@physik.uni-wuerzburg.de

    .

    .    

    مطالب مرتبط:

    .

    .

    منبع:

    https://www.uni-wuerzburg.de

    .

    .

  • همه چیز از یک لپ‌تاپ شروع شد

    همه چیز از یک لپ‌تاپ شروع شد

    یک روز با محمودرضا خادمی، شوالیه فروشندگان اینترنت در ایران 160204-0001-محمودرضا خادمی

    .

    .

    خادمی را وقتی در جمع دوستی ببینید دیگر آن مبارز خستگی‌ناپذیر اینترنتی‌ها نیست. در تصویر جاافتاده از او، محمودرضا طی یک و نیم دهه اخیر یکی از صداهای خستگی‌ناپذیری است که نه‌تنها مدافع صدها کسب و کار ریز و درشت حوزه اینترنت بوده‌اند بلکه در عین حال برای رفع انحصار از پهنای باند کشور، عادلانه شدن قیمت و بهبود کیفیت دسترسی به شبکه جهانی استدلال و بحث کرده‌اند و حتی در مواقعی فریاد کشیده‌اند. با این رویکرد دیگر داشتن عنوان ریاست بر شرکتی که نامش آزاد نت است برای وی عجیب نیست. اما در خلوتش دوستدار ادبیات، موسیقی، شعرا، نویسندگان و حتی سیاستمدارانی درگذشته یا عزلت‌گزیده است. اسب‌سواری، خلبانی و کوهنوردی فقط بخشی از برون‌داد شخصیت کوهستانی وی‌ هستند.

    شاید شما هم اگر این تک‌نوشته را بخوانید حدس بزنید که نه‌تنها کاراکتر محبوب خادمی برآمده از سرشت عشیره‌ای و ایلیاتی وی است بلکه در عین حال این دوستدار طبیعت و زندگی ناگزیر طرفدار دوآتشه ارتباطات مردمی است.  کودکی که روزی در یکی از دورافتاده‌ترین ایستگاه‌های راه‌آهن کشور به دنیا آمده است باید هم هر خطی را که هموطنانش و جهان را به یکدیگر متصل می‌کند، پاسدار باشد؛ روزگاری پدرش خطوط راه‌آهن را پاس می‌داشت و حالا پسرش اتصالات اینترنت را گرامی می‌دارد.

    در این سفر پرخطر از تنگ پنج تا حافظ شمالی با ما هم‌قدم باشید. 

      160204-0001-محمودرضا خادمی

    سال تولد:

    1335


    محل تولد:

    تنگ پنج


    سوابق تحصیلی:

    دیپلم ادبی،

    دانشجوی انصرافی


    سوابق مدیریتی:

    مدیرعامل داتک،

    مدیرعامل آزادنت،

    رئیس کمیسیون اینترنت و افتا،

    عضو هیات مدیره سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران و کشور

    .

    محمودرضا خادمی متولد یکی از دورافتاده‌ترین ایستگاه‌های راه‌آهن ایران در سال ۱۳۳۵ است؛ «تنگ پنج». ایستگاه راه‌آهنی با تنها ۱۰ خانوار جمعیت در ۲۴ بهمن آن سال شاهد تولد فرزند سوم مسئول خط متنفذ ایستگاه بود. پدر با داشتن سابقه‌ای ایلیاتی از خاندان مشهور «پاپی» حالا با همسر و خانواده در حال گسترشش در میانه راه درود و اندیمشک، کارمند اداره‌ای است که در آن زمان شاهرگ حیاتی کشور به شمار می‌آمد.

    .

    160204-0002-تنگ پنج

    .

    تنگ پنج در حقیقت در میانه یکی از دور از دسترس‌ترین راه‌های ایران واقع شده و شاید هنوز هم یکی از معدود امکانات دسترسی به آن از طریق جاده مخروبه و صعب‌العبوری بازمانده از جنگ جهانی دوم باشد. چنان کودکی بکری در دامان طبیعت زیبا ولی خشن آن خطه در میانه لرستان و اهواز دارد که هنوز هم وقتی درباره ستیغ برف‌خیز زادگاهش حرف می‌زند، می‌شود برق ایلیاتی را در چشمانش دید:«ما در نقطه‌ای از کشور زندگی می‌کردیم که شاید فقط در مسافرت‌ها ماشین می‌دیدیم و اگر اشتباه نکنم تا شش سالگی حتی چشمم هم به هیچ اتومبیلی نیفتاد. باید حتماً می‌رفتیم شهر تا چشم‌مان به این مظاهر زندگی شهری می‌افتاد.»

    تنگ پنج طبیعت عجیبی هم دارد؛ دارای دو پله مرتفع کاملاً صیقلی با ده‌ها متر ارتفاع و سپس رود پرآبی است که از میان تنگه و دره‌ای محصورشده توسط طبیعت با شتاب می‌گذرد. عکس‌ها را که با یکدیکر نگاه می‌کنیم می‌گوید برایش عجیب است که چرا در این دوران پیشرفت ارتباطات و حمل و نقل این منطقه تبدیل به یک باشگاه صخره‌نوردی نشده است.

    .

    160204-0003-پل سزار

    .

    پدرش یکی از مدیران جوان و میانی در دایره خطوط راه‌آهن است و بر حسب ارتقا گرفتن و ماموریت به تدریج در همان حوالی از ایستگاهی به ایستگاه دیگر منتقل می‌شود تا در گذر زمان خانواده نیز به تدریج به مدنیت نزدیک‌تر شوند. همین زندگی اردونشینی روحیه خاصی به محمود جوان تزریق می‌کند. آنها در فاصله تولد پسر دوم تا دورقمی شدن سنش ابتدا به «تله‌زنگ» و سپس به «تنگ هفت» مهاجرت می‌کنند تا پدر مسوولیت‌هایش را در راه‌آهن بی‌وقفه پی بگیرد: «اسم محل تولد من و ایستگاهی که در سال‌های بعد رفتیم، از تنگه‌های زیبا و صعب‌العبوری گرفته شده که در آن واقع شده‌اند و البته به تدریج پدرم به ایستگاه‌هایی منصوب می‌شد که مرکزیت داشتند.»

    .

    کودکیِ بکرِ خادمی هنوز در روحیه‌اش موثر است.

    .

    شش فرزند خانواده روابط بسیار نزدیکی حتی تا به امروز با هم دارند و با توجه به تعلق مادر و پدر به همان ده مشهور «خانگاه» که فاصله چندانی تا ایستگاه‌های محل زندگی آنها ندارد، این نظام دوستی به نحو محسوسی در کل خاندان گسترش یافته است؛ خانگاه تا ایستگاه «چم سنگر» تنها ۱۳ کیلومتر فاصله دارد. حتی با وجود خانه و خانواده‌ای به این بزرگی هم پیوندهای بچه‌ها با محیط پیرامونی و بومی روستاهای اطراف هر ایستگاه بسیار جدی است. مدرسه‌های روستا کوچک، مختلط و در هم هستند. هر کلاس اغلب بین دانش‌آموزان اول تا سوم ابتدایی یا چهارم تا ششم مشترک است. خاطراتش از تله‌زنگ واضح‌تر می‌شوند: «برای ما تا سنین بالاتر هیچ حسرتی برای زندگی شهری وجود نداشت. روحیه ما بر حسب همان فضای روستا و کوهستان شکل گرفته بود و برای همین احساس فقدانی نمی‌کردیم. البته پدر در تلاش برای ارتقای خانواده آنها را در مسیر مرکز استان پیش می‌برد.»

    .

    مدرسه

    خیلی خوب اولین معلم‌مان آقای ادیب را به یاد دارم که مثل بیشتر معلم‌ها تابستان‌ها به شهرش یعنی خرم‌آباد بازمی‌گشت. تقریباً همیشه از معلم‌ها خاطرات خوبی داشتیم حتی با وجود اینکه آن سال‌ها معلم‌ها خیلی هم تنبیه می‌کردند ولی تنها خاطره بدمان تنبیه خواهر بزرگ‌ترم بود که یک کلاس بالاتر از من می‌نشست و معلم ناخواسته با یک ترکه‌ زد به دماغش. پدرم خیلی برخورد بدی با آن معلم کرد ولی هر چقدر من و برادرم تنبیه می‌شدیم برایمان خاطره بدی نبود. به خصوص مواقعی که هر سال شب سیزده‌به‌در سعی می‌کردیم تکالیف کل عید را بعد از برگشتن از طبیعت انجام بدهیم ولی خب خواب‌مان می‌برد و نمی‌رسیدیم و تنبیه می‌شدیم.

    .

    زندگی کمپی

    را‌ه‌آهن در آن زمان سعی می‌کرد حداقل‌های زندگی رفاهی را برای کارمندانش در هر ایستگاه فراهم کند و برای آنها در ایستگاه یک پزشکیار و بیمارستانی مجهز در اندیمشک و درود فراهم کرده بود. به هر حال در مواقعی که یک موقعیت اضطراری پیش می‌آمد از وسیله‌ای تاکسی‌مانند به نام «درزین» که روی ریل حرکت می‌کرد استفاده می‌کردیم تا مجروح یا مصدوم را به بیمارستان برسانیم. چون تنها وسیله رفت و آمد در آن کمپ‌ها همین درزین‌ها بود.

    .

    وضعیت عمومی خانواده در قیاس با محیط اطراف‌شان چندان هم بد نیست. خانه‌هایی که کودکان خانواده خادمی در آنها به دنیا آمده‌اند ساخت یک شرکت آلمانی است به نام «کام‌ساکس» که در تاسیس راه‌آهن شمال جنوب ایران در زمان رضاخان نقشی کلیدی ایفا کرده است. خانه‌ها طراحی و ساخت مقبولی دارند و هنوز بعد از قریب به 80 سال بسیاری از آنها در ایستگاه‌های باسابقه ایرانی که از ویرانی‌های جنگ تحمیلی جان سالم به در برده‌اند، باقی هستند. بسیاری از کارگران راه‌آهن در خانه‌های حلبی زندگی می‌کردند و آخر هفته‌ها برخلاف روسای ایستگاه و کارمندان رسمی به ده‌شان برمی‌گشتند. به این ترتیب خانواده‌های کارمندان هر ایستگاه در حقیقت با یکدیگر جامعه کوچکی را می‌سازند.

    اولین مدرسه‌اش دبستان کمال است در تنگ هفت: «ایستگاه بزرگ‌تری بود در پایین‌دست ایستگاه «کشور» که آن هم فقط یک جاده شنی بسیار صعب‌العبور داشت ولی ایستگاه ما حتی آن را هم نداشت. غیر از کارمندان راه‌آهن و معدود کسبه خرد بیشتر جمعیت کشاورز بودند. من هم همیشه در کلاس جایی بودم بین دوم تا سوم در یک کلاس 30 نفره. البته نفر اول رفیقم بود که همیشه هم مرا در درس شکست می‌داد.»

    تقریباً کاری نیست که او طی این سال‌ها از بازار تا تولید و از شرکت تا صنف تجربه نکرده باشد.

    .

    زندگی پدر

    پدرم از دیرباز آدمی به شدت اجتماعی بود و جایگاه ایلیاتی خانواده نیز این را تشویق می‌کرد. او در راه‌آهن هم چهره باسابقه‌ای بود که در اداره ساختاری که اهمیت زیرساختی برای کشور داشت، نقش ایفا می‌کرد؛ شاید خیلی هم با نظرات سیاسی داغ من و برادرم در همه موارد موافق نبود. دوره ۲۱ مجلس فقط در اثر اعمال نفوذ یکی از سران ارتش انتخاب نشد و چند هزار رای در همان منطقه‌ای که کاندیدا شده بود، آورد. بودنش در «طایفه پاپی» لرستان نیز برای او نفوذ رای به ارمغان می‌آورد. در دهه آخر پهلوی دوم پس از انقلاب سفید اراده‌ای برای شکستن و تضعیف سران ایلات وجود داشت که روی پدر من هم تاثیر گذاشت. خودش تا آخرین سال‌ها مخالف این بود که ما کارهای سیاسی تندی انجام دهیم ولی برخلاف ظاهر امروزی‌اش بسیار آدم معتقد و متعهدی بود و در آستانه انقلاب با من و برادرم همراهی می‌کرد تا فقط مراقب‌مان باشد و آسیبی نبینیم. بعدها که پس از انقلاب ناگهان بازنشسته شد در ده‌ونک با تلاش فراوان برای خودش یک کتابفروشی باز کرد تا اینکه در سال‌های بعد به خاطر مشکل ریه‌اش کلاً به شهریار رفت. نظم من هم متاثر از پدرم، و میراث خودش است.

    .

    مدرسه رفتن در ایستگاه‌‌ها هم تجربه جالبی است. بسیاری از دهات اطراف برای خود مدرسه ندارند و به همین دلیل باید کودکان پای پیاده تا مدرسه ایستگاه بیایند که البته گاهی کیلومترها فاصله دارد: «الان که به گذشته نگاه می‌کنم حتی یک شب هم خاطرم نمی‌آید که ما در خانه، محصل مقیم نداشته باشیم. همیشه دو یا سه پسربچه‌ای بودند که چون راه‌شان دور بود مجبور می‌شدند شنبه تا پنجشنبه را خانه ما بمانند و آخر هفته را به ده‌شان برگردند. این‌طور مناسبات در فامیل ما حتی تا امروز هم خیلی زیاد است و همه از دهاتی که با ما قرابت و نزدیکی داشتند، بعدها هم بچه‌هایشان را برای دبیرستان پیش‌مان به اندیمشک می‌فرستادند.»

    سال ۴۵ با ارتقای پدر به «اَزنا» می‌روند که اولین شهر محل زندگی‌شان است. در آن زمان ازنا، در ۵۰ کیلومتری «دُرود»، هنوز بخش است ولی با داشتن امکانات رفاهی شهری یک تجربه جدید برای محمود و سایر بچه‌هاست: «احساس‌مان این بود که از زندگی کمپی و روستایی رها شده‌ایم ولی مادرمان خیلی راضی نبود. احساس می‌کرد فضا و دست و بال بازتری برای خانه و زندگی در همان کمپ‌ها در اختیار داشته است.»

    .

    انقلاب

    شاید مشخص‌ترین خاطره من از انقلاب این باشد که چون فرمانده پادگان یکی از بستگان و خود پادگان بسیار نزدیک خانه بود، معمولا شب ها به خانه برمی‌گشتم. روز ۱۷ شهریور هم به خانه برگشتم ولی فردا ساعت ۴ صبح تلفن خانه زنگ خورد و جناب سرهنگ فامیل‌مان به پدرم گفت به محمود بگویید بیاید پادگان حکومت‌نظامی شده. از ظهر روز شنبه دیگر ارتش در خیابان‌های اهواز مستقر شد ولی زمستان همان سال با نزدیک شدن انقلاب دیگر پادگان‌ها را رها کردیم و دو ماه مانده به خدمت انقلاب شد. جالب است بدانید وقتی به پادگان برگشتیم یک گروه انقلابی موسوم به گردان ۲۲۱ سوار زرهی را تاسیس کرده بودیم و برای همین من خود کارت سربازی‌ام را امضا کردم.

    .

    تا کلاس هشتم را در ازنا هستند و سپس به اندیمشک می‌روند. کل زندگی بسته به پست‌های پدر است. 14 ساله است که فقط یک سال را در اندیمشک می‌گذرانند تا به اهواز بروند؛ شهری که دیگر تا پس از انقلاب در آن ساکن می‌شوند. در اهواز الگوی زندگی خانواده ارتقا پیدا می‌کند. پدر که پیش از این یک بار هم برای عضویت در مجلس کاندیدا شده و تحت فشار ارتش شاهنشاهی به حاشیه رانده شده، این بار در اهواز از شورای شهر سر درمی‌آورد و بر حسب جایگاه خانوادگی و فعالیت‌های اجتماعی‌اش از چهره‌های سرشناس شهر می‌شود. با آمدن دلارهای نفتی وضعیت کارمندان بهبود پیدا می‌کند. معیشت خانواده نیز بر حسب ارتقای پدر بهبود می‌یابد و این بار یک خانه سازمانی جدید در دل اهواز میزبان آنهاست: «تا قبل از انقلاب و بازنشسته شدن پدرم همیشه در خانه‌های سازمانی خود راه‌آهن زندگی می‌کردیم که شاید از مزایای زندگی ما بود ولی بعدها تبدیل به معایب شد چون به این ترتیب هیچ وقت دنبال صاحبخانه شدن نبودیم. این شد که بعد از انقلاب هیچ خانه‌‌ای در هیچ جا نداشتیم.»

    در دبیرستان سعدی اهواز رشته ادبی را آغاز می‌کند که متاثر از علاقه پدر به ادبیات و تمایل برادرش به این شاخه است. شاید احمدرضا خادمی، برادر بزرگ‌تر را بسیاری از قدیمی‌های بازار نشر به سبب نشر خوشنام «باغ آینه» بشناسند. سال ۵۶ که دیپلمش را می‌گیرد به سربازی می‌رود؛ همین شروع سیاسی شدن اوست: «چهار ماه آموزشی برایم بسیار سخت بود چون اصلاً تجربه جدایی از خانواده را نداشتم ولی پدرم اعمال نفوذ کرد تا خود دوره سربازی را در اهواز بگذرانم. بسیاری از هم‌دوره‌‌ای‌های من اهل نجف‌آباد و تبریز بودند و همین باعث می‌شد اخبار سیاسی در پادگان‌ها نفوذ کند و برادرم هم همیشه ذهن سیاسی داشت که این موضوع موجب نگرانی پدرمان می‌شد.»

    .

    به خوی عشیره‌ای خودش واقف است.

    .

    انقلاب که می‌شود آنها یکی از گروه‌های انقلابی هستند که کنترل شهر و پادگان را در دست می‌گیرند و حتی کارت پایان خدمتش را خودش امضا می‌کند: «چون همه فرماندهان گردان فراری یا زندانی بودند ما آن گردان را اداره می‌کردیم. روز خداحافظی کارت‌مان را فرستادیم برای مهر و تایید، برگرداندند که چرا از سمت گردان امضا نشده و فقط مهر کرده‌اید من هم امضا کردم فرستادم که شد کارت پایان خدمت رسمی من تا امروز. انقلاب بود دیگر.»
    بعد از سربازی کنکور قبول می‌شود که همزمان با بازنشستگی ناگهانی پدرش است. نمی‌شود نقش جریانات سیاسی اوایل انقلاب به ویژه حزب توده در برخورد با نیروهای سنتی ادارات در آن زمان را نادیده گرفت ولی به هر حال با برخورد صورت‌گرفته، پدرش با ۳۱ سال سابقه از راه‌آهن محبوبش به‌اجبار جدا می‌شود. همزمان محمودرضا در دانشگاه مشهور جندی‌شاپور اهواز قبول می‌شود ولی به واسطه وضعیت جدید پدرش یک ترم مرخصی می‌گیرد که آغاز انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌هاست. زنجیره وقایع به نوعی ادامه پیدا می‌کند که حتی تا امروز هم محمود هرگز پیگیر تحصیلات عالیه نشده است.

    سال ۵۹ تنها چند ماه مانده به آغاز جنگ به تهران می‌آیند و زندگی متفاوتی را از سر می‌گیرند که تجسم آن، کار در یک مرکز پخش کوبلن است. دوختن این طرح‌های آماده طی سال‌های جنگ در جبهه و پشت جبهه به گونه‌ای فراگیر رواج پیدا کرده بود و برای همین وقتی برادرش و دیگران دست به تاسیس یک کارگاه چاپ و توزیع کوبلن می‌زنند با تکیه بر این گرایش عمومی در اوایل دهه ۶۰ کار به سرعت گسترش می‌یابد: «شاید این روزها باورش برایتان دشوار باشد ولی آن روزها بسیاری از رزمندگان وقتی حمله‌ای در کار نبود در سنگرها می‌نشستند و کوبلن می‌بافتند. برای همین هر ماه یکی می‌آمد تهران کلی کوبلن و نخ می‌خرید و برمی‌گشت به جبهه. هر کسی هم که از جبهه بازمی‌گشت یکی از این کوبلن‌ها را می‌برد قاب‌سازی، قاب می‌کرد می‌زد به دیوارش. هنوز هم خیلی از رزمنده‌ها چنین تابلو‌هایی در خانه‌هایشان دارند.»
    تجارت‌شان با تکیه بر محبوبیت این محصول در شهرهای جنگ‌زده در حال گسترش است ولی طی دو سال نخستین که در بازار است خیلی سریع می‌فهمد برای کاسبی ساخته نشده. برای مدتی هم کارمندی را امتحان می‌کند. به سفارش یکی از آشنایان به دفتر مراکز نفت‌خیز در خیابان جمهوری می‌رود و در دفتر رفاهی کارکنان نفت جنوب استخدام می‌شود. این دفتر وظیفه‌ای خدماتی برای خدمات‌رسانی به کارکنان و کارگران شرکت نفت در جنوب کشور بر عهده دارد و خادمی نیز به عنوان مسئول پرواز، هماهنگی‌های سفر آنها با هواپیمایی نفت را به میادین نفتی فراهم می‌کند. یک سال و اندی بعد سرانجام از کار دفتر‌نشینی خسته می‌شود و در حالی که از کاغذ‌بازی کارد به استخوانش رسیده، به بازار بر‌می‌گردد. با همراهی برادرش این ‌بار یک حجره در بازار می‌گیرند و و دوباره فروش کوبلن را آغاز می‌کنند؛ محصولی که در بازاریابی و فروشش تخصص دارند.

    .

    ایلیاتی

    راستش خودم خیلی به این فکر نکرده‌ام که تقریباً هر کاری را در زندگی‌ام انجام داده‌ام برحسب دوستی و قوم و خویشی بوده؛ حتی کسب و کار فعلی من در «آزاد نت» با یک دوستی شروع شد، یا اولش رفتم در دفتر «داتک» که فقط کار خودم را بکنم. بدون شک عقبه عشیره‌ای زندگی کردن و بزرگ شدن هم در این ماجرا تاثیر دارند. این کلونی بودن در سرشت و خون من مانده است. همیشه جمعی زندگی کرده‌ام و همیشه به فکر دیگران بوده‌ام. تا به یاد دارم همیشه در خانه ما مهمان بوده است؛ چه اهواز، چه اندیمشک، چه ازنا. هیچ وقت در خانواده ما چیزی به نام هتل معنا نداشته. اگر در ده ما در لرستان سر غذا وارد خانه شوید بعد از غذا خوردن از شما می‌پرسند چه کسی هستید و با کی کار دارید. قبل پذیرایی هیچ وقت از خط و ربط شما نمی‌پرسند. این است که من هنوز هم همان آدم عاطفی هستم و این در سرشت ام بافته شده.

    .

    این زندگی تا سال ۷۲ ادامه پیدا می‌کند بی‌آنکه هیچ ردپایی از فناوری اطلاعات در آن باشد. یک سال بعد دیگر مطمئن است که نه کارمند است نه بازاری، برای همین روحیه ماجراجویش او را متقاعد می‌کند که بهتر است به سراغ تولید برود. حال و هوای سیاسی و اقتصادی نیز به همین سمت می‌رود. دولت دوم هاشمی رفسنجانی شروع به دادن وام‌های تولیدی کم‌بهره می‌کند و وقتی این خبر به گوش خادمی که ‌رغبتی برای کار در بازار نداشته، می‌رسد نتیجه رفتن وی به سمت تولید است.

    در خرم‌آباد یک کارخانه تولید پودرهای گیاهی و سبزیجات خشک می‌سازند و هدف‌شان رفتن به سمت صادرات پودر سیر است. کارخانه پس از سال‌ها تلاش در ۷۶ به بهره‌برداری می‌رسد ولی به محض شروع تولید بازیگران چینی وارد این بازار می‌شوند و بازار به سرعت قلمرو آنها می‌شود. سرازیری سقوط برای آنها خیلی زود شروع می‌شود. به تدریج که از عهده بازپرداخت بدهی‌های خود به بانک برنمی‌آیند، مشخص می‌شود در حال فرو رفتن در باتلاق یک کسب و کار بی‌سرانجام هستند. در سال ۷۹ به اتفاق شریکش به این جمع‌بندی می‌رسند که به آخر خط رسیده‌اند و کارخانه را جمع می‌کنند. مغازه‌اش در بازار و همه پس‌اندازش را پای این بلندپروازی می‌گذارد: «هنوز که هنوز است خود سازه کارخانه استوار در شهرک صنعتی خرم‌آباد پابرجاست و از این سمتش باد داخل می‌شود و از سمت دیگر بیرون می‌رود. حالا شاید در پیوست تبلیغ کردیم یکی آمد خرید. در آن شهرک از ۶۰ واحد صنعتی و کارخانه حتی دو موردش هم پا نگرفت.»

    .

    فناوری

    دو ماه قبل از روزی که وارد کار آی.‌تی. شدم، برادر سومم از ایتالیا برایم یک لپ‌تاپ توشیبا فرستاده بود. رویش ویندوز ۳ نصب بود. گفت چرا شماها اصلاً از این وسایل استفاده نمی‌کنید؛ ایمیل آمده، اینترنت آمده و غیره. یکی از دوستان هم بدون دانستن من برایم ایمیل ساخت و آن دوستم بهم یاد داد با دایال‌آپ از خرم‌آباد به اینترنت وصل شوم و برای همین اولین ایمیلم را هم برای همان دوستم فرستادم که دستت درد نکند ما هم وارد این دنیا شدیم. برایم خیلی جذاب بود. در آن زمان دوستش سایتی پیدا کرده بود که یک کلمه را سرچ می‌کردی می‌رفت در چند موتور جست‌وجو می‌گشت و ما هم شاخ درمی‌آوردیم. مثلاً برای کارخانه دنبال یک قطعه بودیم می‌آمدیم پیش او، و هرچند یک جست‌وجوی ساده یک ربع طول می‌کشید ولی خیلی عشق می‌کردیم. خودش یک توشیبا داشت و با کارت شبکه اکسترنال صبح تا شب به اینترنت وصل می‌شد و خیلی از شب‌ها حتی خانه هم نمی‌رفت.

    .

    دوباره با جیب خالی به تهران بازمی‌گردد و عطای تولید را به لقایش می‌بخشد.  یکی از دوستان صمیمی‌اش از سال ۷۱ در تهران شرکتی نرم‌افزاری دارد. خدمات ماهواره‌ای و اینترنت به مشتریانش می‌دهد. او دوست خادمی است و برای همین با سابقه یک ارتباط نیم‌قرنی میان دو خانواده خیلی سریع پیشنهاد یک تغییر سرنوشت‌ساز را به خادمی می‌دهد: «پیشنهاد داد بیا کارهایت را در شرکت ما انجام بده. چند ماه بعد گفت بیا یک کمکی هم به ما بکن.» نشان به این نشان که با مشاوره و پیگیری مطالبات از مشتریان کار به جایی رسید که سال ۸۰ با کمتر از یک سال فعالیت مدیرعامل می‌شود.
    شرکت را درست در دوران جنینی تحویل می‌گیرد؛ در شرایطی که هنوز عرصه اینترنت در کشور تبدیل به یک کسب و کار تمام و کمال نشده و با نظم و نسق مشهوری که دارد آن را رشد می‌دهد: «شرکت در روز نخست مدیریت من تنها هشت کارمند داشت که شش نفر فنی و بقیه مربوط به بخش فروش بودند. ما اینترنت را در حقیقت مگابیتی هفت هزار دلار آن روزها می‌فروختیم. هر کسی هم یک مگابیت «رسیو» می‌گرفت و ۱۲۸ کیلو «سِند». مشتریان هم ادارات دولتی به ویژه شرکت نفتی‌ها یا کشتیرانی بودند. در واقع به شرکت‌هایی می‌فروختیم که ارتباطات بین‌المللی داشتند. مثلاً برای شرکت نفت در حقیقت فروشنده اینترنت یک شرکت هلندی بود و ما فقط امکان تماس را روی دکل‌های نفتی فراهم می‌کردیم. مالی و نصب و نگهداری در وهله اول بر عهده ما بود.»

    .

    تاجر

    اینکه می‌پرسید من تاجر موفقی هستم یا نه واقعاً بستگی دارد به اینکه شما تاجر را چگونه تعریف می‌کنید. من این را می‌پذیرم که دارای روحیه بیزینسی نیستم ولی اگر توفیقی هم در جایی بوده به دلیل تکیه بر مدیریت یک مجموعه به دست آمده. همیشه سعی کرده‌ام در قدم اول ساختار سازمانی را که به آن وارد می‌شوم نظم دهم و بعد به دنبال اهداف تجاری‌اش باشم.

    .

    اینترنت

    من از روز اول شیفته خود اینترنت شدم و بر حسب آن کارش را نیز دوست داشتم. راجع به اینترنت این ماهیتش را که فرد را به جهان وصل می‌کرد و به او آگاهی می‌داد، بسیار دوست داشتم. به هر حال به خاطر تاثیرش بر دسترسی به اطلاعات همیشه از کاری که انجام می‌دادم راضی بودم و شاید تنها استثنا همین یک سال اخیر باشد که در من این حس از بین رفت؛ آن هم به دلیل مشکلاتی که در همین بخش ISP به وجود آمد و رقابت‌های ناسالمی وجود داشت. شغل خدمات اینترنت را من همیشه دوست داشتم چون شرکت‌ها و آدم‌ها غیر از استفاده از جنبه تجاری خدمات ما در عین حال یک بهره فرهنگی هم می‌برند. وقتی به چشم یک کاربر به آن نگاه می‌کنم که روزبه‌روز سرویس‌ها و خدمات بیشتری بر این بستر عرضه می‌شد، واقعاً از کارم لذت می‌برم. جنبه اجتماعی این شغل برایم بسیار ارزش دارد.

    .

    به تدریج اینترنت هم شروع کرد به ارزان شدن و همه‌گیر شدن، و طی چهار سالی که در داتک ماندگار شده به تدریج ساختار سازمانی را نظم می‌دهد و از حالت پراکندگی خارج می‌کند: «من همیشه در هر ساختاری که کار کردم سعی کردم در وهله اول به آنجا نظم سازمانی بدهم.»

    طی همین دوره هم در «کمیته اینترنت» انجمن شرکت‌های انفورماتیک وارد می‌شود و قدم اول را در یک مسیر طولانی صنفی برمی‌دارد. در آن زمان خود امیرحسین سعیدی نایینی که رئیس وقت انجمن است، ریاست کمیته اینترنت انجمن را بر عهده دارد چون باید یکی از اعضای هیات مدیره این سمت را عهده‌دار باشد ولی در حقیقت معرف خادمی و شخصیت کمیته اینترنت کسی نیست جز ناصرعلی سعادت. موسس «ندا رایانه» و رئیس حال حاضر سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کل کشور در آن زمان ارشد‌ترین عضو کمیته است و به اتفاق خادمی در زمینه هولوگرام ‌کردن کارت‌ها و تصحیح دلال‌بازی روی توزیع کارت‌های اینترنتی کار می‌کنند. در دوره آخر انجمن که در کمیته اینترنت می‌نشیند، دیگر از سمت داتک نیست و به عنوان نماینده «آزاد نت» حاضر شده است.

    .

    ماجراجویی را باید بخش جدایی‌ناپذیر شخصیتش دانست.

    .

    موسیقی و شعر

    مدتی پس از اینکه به تهران آمدیم از اوایل دهه 60 بر حسب علاقه‌ای که به موسیقی داشتم رفت و آمدم با کانون چاوش و تشکیلات آقای لطفی شروع شد. در آن زمان کار من بر حسب علاقه نظارت بر ضبط بود. یعنی در تمام کارهایی که طی دهه ۶۰ ضبط شده من هم حضور داشتم؛ البته چون سه‌تار یاد می‌گرفتم اوایل به عنوان شاگرد یکی از اساتید می‌رفتم ولی چون گوش خوبی داشتم به تدریج گوش می‌کردم و یاد می‌گرفتم کی باید ضبط تکرار شود. اولین استادم فیروزی بود ولی بعدها پیش استاد مشکاتیان، مژگان شجریان و مدت‌ها زیر نظر جمال سماواتی آموزش دیدم. اگر واقعاً طی این مدت از محضر هر کدام از این اساتید سودی برده بودم حتماً تا الان پدیده‌ای شده بودم. همه از گروه شیدا و عارف بودند؛ یا خدمت استاد علیزاده هیچ وقت شاگرد نبودم ولی در رفت و آمد بودم. در همان دوره بر حسب ارتباطات برادرم به عنوان یک ناشر مستقل با بسیاری از شعرا و نویسندگان از احمد شاملو گرفته تا دیگران آشنا بودم که بسیاری متاسفانه در قید حیات هم نیستند.

    .

    ذات اینترنت به عنوان ابزاری آگاهی بخش او را در این حرفه نگه داشته است.

    وقتی سال ۸۲ قصد رفتن از داتک را می‌کند شرکت دیگر یکی از بازیگران اصلی بازار با بیش از ۸۰ کارمند است. رفتنش از داتک هم به دلایل مدیریتی کلان شرکت باز‌می‌گردد هم به تغییر در ترکیب سهامداران؛ ولی خادمی ترجیح می‌دهد فقط به حرف زدن درباره دلیل اول بسنده کند: «من به موسسین شرکت می‌گفتم ما که در زمینه عمده‌فروشی اینترنت یا به قول شما امروزی‌ها، B2B  قوی هستیم چرا باید وارد گرفتاری‌های کاربر نهایی شویم، ولی موسس شرکت عقیده داشت که به هر حال مصرف‌کننده نهایی آنجاست و ما باید وارد آن لایه بشویم. زمان اثبات کرد حق با او بوده است و بازار را درست می‌بیند.»
    چون فکر می‌کند نمی‌تواند دیدگاه‌هایش را با او یکی کند اسفند‌ماه آن سال مراسم خداحافظی‌اش از داتک برگزار می‌شود و به خانه می‌رود.

    سرمایه‌گذار آزاد نت در فاصله عید نوروز بر حسب روابط مشترکی که با خادمی دارد از او دعوت می‌کند برای پست مدیریت عاملی شرکتی که در حوزه اینترنتی سه سالی است تاسیس شده، جلسه داشته باشند. روز بیستم فروردین با کسب اجازه از دوست و همکار قدیمی اش، به آزاد نت می‌رود.

    شرکت یکی از دو جین ISP هایی است که دارند در سراسر کشور فعالیت می‌کنند ولی چون از یک طرف سهامدارانش بالای سر اجراییات کار نیستند و از طرف دیگر بنیاد مستضعفان یکی از سهامداران اصلی است، از سال ۷۹ تکان چندانی نخورده است. شرکت با حدود ۴۰ کارمند در وضعیت چندان خوبی نیست و با زیان انباشته قابل توجه شبیه چالشی جذاب برای مهارت‌های مدیریتی خادمی است: «اتفاقاً یکی از ویژگی‌هایی که من برای خودم تعریف می‌کنم همین مهارت در جمع و جور کردن جاهای درهم و برهم است. ناخواسته در این زمینه تخصصی پیدا کرده‌ام که باید در زمینه اجرایی فعالیت کنم.»
    یک‌ سال که می‌گذرد تازه متوجه شرایط دشوار مالی آزاد نت می‌شود ولی طی این مدت روند بهبود شرکت شروع می‌شود و حتی سال ۸۵ هم بالاخره نقطه سربه‌سر را رد می‌کند. طی این مدت سهام بنیاد نیز توسط دیگران خریداری و اصلاحات از داخل شرکت آغاز می‌شود. نیروهای زائد را که بر حسب روابط وارد شرکت شد‌ه‌اند به سرعت حذف می کند و با بهینه کردن نیروها، هزینه‌های جاری را نیز کاهش می‌دهد. پهنای باندی را که بی‌مصرف از «سروش رسانه» و جاهای دیگر خریداری شده جمع و جور می‌کند و با گسترش بازاریابی فروش را نیز افزایش می‌دهد؛ در سال دوم هم سهامدار می‌شود که در حقیقت پاداشی برای تاثیر عمیق او بر وضعیت تجاری شرکت است.

    حرفه و خاستگاه پدرش به عنوان یک مدیر عالی‌رتبه راه‌آهن هنوز هم در سبک مدیریت و دیدگاه زندگی او موثر است.

    در دور اول سازمان به پیشنهاد سعادت در لیست برنده قرار می‌گیرد و بعد از انتخابات هم باز پشت سر ناصر در کمیسیون اینترنت ایفای نقش می‌کند ولی چندی بعد به پیشنهاد سعیدی نایینی و هیات رئیسه به کمیسیون افتا مهاجرت می‌کند که آغاز این شاخه در یک نهاد صنفی است. هر چند خادمی اصرار می‌کند که سررشته‌ای از شاخه امنیت فضای تبادل اطلاعات ندارد ولی در نهایت با توضیحات سعیدی قانع می‌شود که باید هر کدام از اعضای هیات مدیره در حد توان خودشان ایفای نقش کنند و از این رو با همراهی خود فعالان امنیتی بازار موفق می‌شود کمیسیونی را برای اولین بار تاسیس کند که بعدها اهمیتی راهبردی می‌یابد. جمعی از «کام‌گارد» گرفته تا «امن‌افزار شریف» این کمیسیون را تاسیس و با «شورای عالی افتا» که در آن زمان هنوز باقی مانده بود، نیز همکاری می‌کنند: «اصلی‌ترین کار ما در دوره اول سازمان نظام صنفی رایانه‌ای معرفی سازمان بود که انصافاً با همکاری خود شرکت‌های حوزه امنیت این معرفی به خوبی در حوزه انجام شد و پرجلسه‌ترین و پرمحتواترین و منظم‌ترین کمیسیون آن دوره از سازمان شد.»

    برایشان سال ۸۶ یک سال رویایی است با رشدی صد درصدی در آزاد نت، که بعدها به شیبی خطی تبدیل می‌شود: «این اتفاق در آن سال‌ها برای بقیه هم رخ داد چون ناگهان ذائقه مردم در استفاده از اینترنت تغییر کرد و به سمت چندرسانه‌ای رفت. ولی از سال‌های بعد رشد آزاد نت به صورت خطی ادامه داشته است و به دنبال تامین اینترنت شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ بوده‌ایم.»

    .

    سعیدی

    وقتی به انجمن رفتم با وجود اینکه سعیدی‌ نایینی مثلاً رئیس کمیته اینترنت بود ولی همه کارها را به ناصر سعادت سپرده بود و برای همین تا مدت‌ها بعد از نزدیک سعیدی را ندیدم. وقتی سعیدی را دیدم که دیگر آن دوره از انجمن تمام شده بود و در دوره بعد سهیل مظلوم رئیس انجمن بود. شاید این حرف که من از تمامی جهات با سعیدی فرق دارم، درست باشد ولی باز هم خیلی دوستش دارم و حتی از ابتدای برخوردمان هیچ حس منفی‌ای به او نداشتم. ما سر خیلی از موارد و کارها با هم اختلاف نظر جدی داریم و به عبارتی دنیای متفاوتی با یکدیگر داریم ولی در عین حال بسیار قبولش دارم و صداقتش را باور دارم چون پایش روی زمین است. شاید مخالف شما باشد ولی ثابت‌قدم است و هیچ وقت روی هوا حرف نمی‌زند.

    .

    ازدواج

    شاید یکی از دلایلی که من خیلی دیر ازدواج کردم در کنار مسایل دیگر این بود که پدر و مادرم را خیلی دوست داشتم و فکر می‌کردم شاید اگر ازدواج کنم دیگر نمی‌شود خیلی در کنار آنها باشم. البته این فقط یکی از دلایل است وگرنه از یک جایی به بعد هم به قول عزیزی که نمی‌شود نامش را برد، خود همان دیر شدن، دلیل اصلی به تعویق افتادن بود؛ این شد که پارسال در ۵۷ سالگی ازدواج کردم.

    .

    دور دوم سازمان نظام صنفی با کنار رفتن سعادت از هیات مدیره، خادمی در یکی از دوره‌های سخت سازمان، رئیس کمیسیون اینترنت می‌شود که همزمان با دولتی ‌شدن خدمات از یک سو و امنیتی شدن آن از سوی دیگر بود. در این دوره که پرویز رحمتی جایگزین سعیدی نایینی شده، اتفاقاً یکی از چالش‌های آن زمان که از دور اول سازمان به میراث مانده بود، جریان خصوصی‌سازی مخابرات است. در دوره دوم، پروانه بزرگ‌ترین کارتل ارتباطی کشور در شرایطی صادر می‌شود که کمیسیون اینترنت سازمان به ریاست خادمی با دغدغه فراوان رویداد‌ها را دنبال می‌کند. هیات رئیسه وقت سازمان نظام صنفی رایانه‌ای که خادمی هم در آن عضو بود، هرچند ناچیز، سعی می‌کنند حفره‌هایی را در این فرآیند آشکار کنند که سال‌های بعد به خوبی نمایان می‌شوند: «در آن دوره یکی از نقاط پررنگ فعالیت هیات رئیسه این بود که با وجود جدا شدن شرکت‌های PAP باز ما در تمامی مذاکرات‌مان با دولت مسائل این شرکت‌ها را در رئوس صحبت‌هایمان قرار دادیم.»

    رویکرد ویژه خادمی نگاهی تخصصی به مساله رفع انحصار از اینترنت در لایه‌های متفاوت است: «یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که من از ابتدای فعالیتم در صنف به ویژه طی بهار ۸۵ و زمان مدیریت آقای خسروی در «سازمان تنظیم مقررات ارتباطات رادیویی» پیگیری کردم، مساله «پهنای باند» بود. همان روز اولی که اعلام کردند شما باید از شرکت ارتباطات زیرساخت اینترنت بگیرید و نباید مستقلاً از ماهواره برای اینترنت استفاده کنید، این حرف را زدم. تا همین امروز هم پای آن هستم که از توزیع پهنای باند در ایران رفع انحصار شود نه تامین آن.»

    ایستگاه ناشناخته تنگ پنج جایی است که خادمی در آن چشم به جهان گشود.

    در این روایت هرچند اهمیت امنیتی ورود پهنای باند به ایران نفی نمی‌شود ولی برای حفظ رقابت باید دست‌کم یک فروشنده دیگر غیر از شرکت ارتباطات زیرساخت حق فروش آن را به ایران داشته باشد. همین تئوری را تا امروز هم در جلسات مختلف با وزارت ارتباطات تکرار کرده است: «همیشه وقتی این موضوع را مطرح می‌کنیم سری تکان می‌دهند و لبخند می‌زنند تا بعداً بگویند بابا حوصله داری!؟ ولی واقعیت این است که اگر حتی بخش خصوصی را امین این ماجرا نمی‌دانند کافی است اجازه بدهند اپراتورهایی مانند «همراه اول» یا «ایرانسل»، بنیاد مستضعفان یا دیگران بفروشند. مشکل تلفن همراه در کشور نیز با همین الگو حل شد و مشکل اینترنت هم فقط با ایجاد رقابت در شاخه توزیع حل می‌شود. دو بازیگر که با یکدیگر در رقابت باشند اینترنت با قیمت صد برابر به دست مصرف‌کننده نمی‌رسد.»

    .

    مدیریت

    من هر جایی که می‌روم باید حتماً همان اول تمامی اختیارات ممکن را بگیرم و برای شیوه مدیریتی‌ام اصلاً اختیارات عادی پاسخگو نیست و دردی از من دوا نمی‌کند. اگر به من بگویند با این آیین‌نامه اختیارات برو جلو یا بگویند مصوبه هیات مدیره کجاست اصلاً پایبند نمی‌شوم؛ اینجای کار کاملاً لُری است و باید با خان و خان‌بازی داخل شرکت را اداره کنم. قبول دارم باید نظارت و حسابرسی باشد ولی اگر بگویند مثلاً برای خرید فلان دستگاه برو مجوز بگیر، اهلش نیستم؛ از روز اول هم نبودم.

    .

    هیات رئیسه

    در دوره‌ ریاست آقای سعیدی نایینی و همکاری با آقای مظلوم در هیات مدیره اول سازمان انصافاً با توجه به کمیسیون افتا که زیر نظر من بود با من کار چندانی نداشتند و شاید فقط اگر می‌خواستیم کمک یا مصوبه‌ای برای کارمان بگیریم به سراغ هیات رئیسه می‌رفتیم. شاید طی آن دوره در حوزه عمومی سازمان در مواردی من نظرات دوستان را نپسندیدم ولی واقعیتش این است که خیلی پیش می‌آمد در زمینه اداره یک جمع و یک سازمان درس‌هایی از سعیدی نایینی یاد بگیرم. جایی که لازم بود اقتدار داشت و جایی که لازم بود تعامل می‌کرد. شاید آن روزها خیلی این موضوع را که در ساختار، هیات رئیسه باشد، نمی‌پسندیدم ولی بعدها به این نتیجه رسیدم که هرچند در ساختار سازمان این ترکیب دیده نشده ولی بودن هیات رئیسه ضروری است. بدون آنها کارها هرز می‌رفت. کلیات در هیات مدیره تصویب می‌شد و هیات رئیسه پیگیری می‌کرد. تصمیمات سازمان یا حتی خود رئیس سازمان در حد اداره سازمان بود و تصمیمات هیات مدیره در حد اداره کل صنف بود. فقط باید این تصمیمات شفاف باشد.

    .

    مجوزگیری

    اینکه ما در این سال‌ها هیچ وقت به سراغ پروانه‌های مهم این حوزه نرفتیم به نحوه تفکر سهامداران شرکت بازمی‌گردد که مختارند با توجه به دیدگاه و شرایط‌شان تصمیمات کلیدی را اتخاذ کنند. کاری که من انجام دادم مطلع کردن آنها از شرایط و ویژگی‌های جدید بود و در زمینه این تصمیمات حتماً محدودیت‌هایی وجود دارد. این بازار دارای آمار شفافی نیست؛ وگرنه ما تازه فهمیده‌ایم بین تمام هم‌رده‌های خودمان در شاخه ISDP که همه بالای ۱۰ سال دارند، رتبه بین دوم و سوم را داریم که موقعیت نادری است.

    .

    در کنار پیگیری جدی برای تعدیل قیمت‌ها قبول ندارد که خوردن برچسب حمایت از ISPها به نسبت شرکت‌های PAP لزوماً برچسب بدی است: «شاید شما از دید تجاری به این رویکرد اعتراض کنید ولی از رویکرد صنفی این موردی که مطرح می‌کنید برای من نکته بدی نیست. بالاخره درست یا نادرست دولت در یک بازه این پروانه را به عده زیادی از مردم داده است و آنها هم دنبال این کسب و کار رفته‌اند. شما نمی‌توانید در صنف بگویید که این گروه چون ضعیف‌ هستند باید نابود شوند. همین نگاه باعث شد بالاخره از سال پیش کاغذهای به ظاهر بی‌مصرفی که به عنوان پروانه دست ما بود، ارزشی پیدا کند و بدون شک همان کمیسیون اینترنت باعث این جریان شد.»

    در تیرماه ۸۸ که ناگهان کلیه دسترسی‌های شرکت‌های تلفن اینترنتی موسوم به VoIP بسته می‌شود، دامنه فعالیت و خدمات خادمی و همراهانش یک محک جدی می‌خورد. اتحاد و هوشمندی صنف در رو‌به‌رو شدن با این رویداد ناگهانی، باعث شد یکی از مهم‌ترین چالش‌ها به کمک روحیه خاص رحمتی حل شود: «اگر جایی هم ما صدایمان کمی بالاتر می‌رفت ایشان همه امور را کنترل می‌کرد. عجیب است که در آن دوره بازخوردهای عجیبی هم از سوی برخی از فعالان بازار فناوری می‌گرفتیم که آقای رحمتی تاکید می‌کرد اصلاً لازم نیست به این برخوردها جواب بدهید. وقتی با حدود 10 روز وقفه دوباره سرویس‌ها به کار می‌افتد دست‌کم این حسن باقی مانده است که شرکت‌هایی که بدون مجوز در این زمینه فعالیت می‌کنند هم دیگر از بازار بیرون رفته‌اند. در پایان این ماجرا تقریباً از ۸۰ شرکت فعال در حوزه VoIP تنها حدود ۵۰ تا باقی می‌مانند که همگی ترافیک، کسب و کار و چارچوب مشخصی دارند. رویکرد افراطی به این حوزه نیز در همان بطن اصلاح می‌شود. در آن زمان پایه‌های دو تعاونی یا کنسرسیوم گذاشته شد که اگر تعاملاتش شکل می‌گرفت همه آن شرکت‌ها هم می‌توانستند دو پروانه ملی در سطح FCP بگیرند ولی اختلافات صنفی مانع از انجام کار می‌شود.»

    تاکید دارد اگر شیفته کسی هم شده نه بر حسب مصالح سیاسی یا اقتصادی که بر حسب منش شخصی آنها بوده

    .

    اینترنت اشتباهی

    این برخورد اشتباهی است که فکر کنیم لزوماً همیشه دغدغه کاربر نهایی این است که اینترنت ارزان‌تری بخرد. در تمامی این سال‌ها هم تلاش این بوده که اینترنت را در سمت مصرف‌کننده به سمت رایگان شدن پیش ببرند در حالی که من معتقدم بسیاری از مشتریان نیاز دارند که شده حتی یکصد هزار تومان هزینه کنند ولی در مقابل به جای اینترنت ۲۵۶ اینترنتی ۱۰ مگابیتی بگیرند. کیفیت خوب بیشتر مورد نیاز است.

    .

    اشتباه قانونگذاری

    ما همیشه گفتیم این اشتباه است که وقتی عده‌ای دارند در بازاری فعالیت می‌کنند اکثریت عددی آنها را جدا کنید و با برداشتن شش تا حداکثر 10 عدد از آنها بقیه را چون ضعیف‌تر هستند، دور بریزید و رهایشان کنید تا روند امور، تکلیف آنها را مشخص کند. واقعاً هم سناریو این بود که بازار تکلیف شما را نابود خواهد کرد. باز هم تاکید می‌کنم به نظر بنده مهم‌ترین توفیقی که کمیسیون‌های اینترنت طی این سه دوره داشتند، جلوگیری از تمدید پروانه شرکت‌های PAP بود تا پروانه جامعی صادر شود. این پروانه جامع هم یک‌شبه که به وجود نیامد؛ سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی کشور از سال ۹۰ با کمک دانشگاه امیرکبیر پژوهش‌هایی آغاز کرد که خود من ۲۰ جلسه‌اش را شرکت کرده بودم و نتایج اش بایگانی شده بود. بعد از همان گفت‌وگویی که با سازمان رگولاتوری درگرفت، پرونده از بایگانی آمد بیرون و تیم دکتر عباسی مشاوران جدیدی را به خدمت گرفت که در نهایت نتیجه‌اش شد پروانه FCP فعلی و تکلیف خیلی از کسب و کارهای فعلی را مشخص کرد.

    .

    اسب تا هواپیما

    در تمامی این سال‌ها کوهنوردی جزء لاینفکی از شخصیت من بوده و هفته‌ای دو بار به باشگاه اسب‌سواری می‌رفتم، برای سواری با اسب بسیار زیبایی که داشتم به نام پیران. از بچگی سواری سنتی هم بلد بودم ولی بعدها کار آی.‌تی. تمامی فرصتم را گرفت و این عادت هم از سرم افتاد.

    .

    رئیس بعدی

    بزرگ‌ترین چالش ما در زمان آقای صدری به عنوان رئیس کمیسیون اینترنت مشکل پهنای باند بود. انصافاً هرچند ایشان بسیار گرفتار بودند و در مواقعی هم حضور نداشتند ولی در مقاطعی که نیاز به استفاده از همراهی و شناخت‌شان از مدیران بود پای کار بودند. مثلاً در دوره‌ای سر قیمت پهنای باند با رفتن آقای تقی‌پور ناگهان مصوبه افزایش ۵۰ درصدی قیمت پهنای باند آمد که همه واقعاً سراسیمه شدیم؛ کمیسیون با حضور صدری به سازمان رگولاتوری رفت و پافشاری جمعی بر این بود که نمی‌شود با این شرایط کار را ادامه داد. بلافاصله همان روز آقای فرقانی هم که رئیس سازمان تنظیم مقررات بودند، مصوبه را ابطال کردند و بنابراین نمی‌شود گفت در دور سوم کمیسیون اینترنت کمیسیون منفعلی بود. شاید ایرادات ساختاری به کل سازمان در آن دوره، به کمیسیون اینترنت هم وارد باشد ولی در کنار آقای صدری انصافاً آقای فروزنده نهایت تلاشش را کرد که به عنوان نایب رئیس جمع حفظ شود و موضوعات مورد پیگیری قرار گیرند. خود مجید صدری هم در مقاطع حساسی همراهی کردند.

    .

    خادمی تا پایان مدیریت اش در دور دوم سازمان بر کمیسیون اینترنت و حتی پس از آن با جدیت پیگیر باقی‌ ماندن شرکت‌های ISP در روند مذاکرات با سازمان تنظیم مقررات است تا در نهایت رضایت بازیگران قدیمی‌تر و خرده‌پا جلب شود. وقتی رئیس وقت سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در «سمینار طیف» خبر از تمدید قریب‌الوقوع پروانه شرکت‌های PAP می‌دهد، برخوردش با خادمی در راهرو تبدیل به یک جنجال رسانه‌ای و صنفی می‌شود. در آن جلسه هیچ نامی از شرکت‌های ISDP برده نمی‌شود و همین موضوع مشاجره‌ای را پیش می‌آورد که با درایت طرفین ختم به خیر می‌شود: «اگر امروز این کاغذهای دست ما ارزش نداشت که من به این راحتی حاضر نمی‌شدم توافق کنم. من و شاید خیلی‌های دیگر جل و پلاس‌مان را جمع می‌کردیم می‌رفتیم جلو در مجلس می‌خوابیدیم و شاید به هزار نهاد نظارتی دیگر متوسل می‌شدیم. ما توانستیم دکتر عمیدیان و همکاران‌شان را قانع کنیم که بالاخره حقوق محتسب کسانی که 10، 20 سال هرچند ضعیف در این زمینه کار کرده‌اند هم صاحب ارزش است و نمی‌شود یک‌شبه همه زندگی آنها را نادیده گرفت. همین جلوگیری از تمدید پروانه شرکت‌های PAP با هر میزانی مهم‌ترین دستاورد کمیسیون اینترنت بود. بدون شک شاید به این پروانه ایرادات فراوانی وارد باشد ولی در هر صورت باز هم همین که تمام و کمال تمدید نشده برای ما یک دستاورد است.» برای مقایسه تمام روسای رگولاتوری استدلالی دارد که شاید بسیاری را شگفت‌زده کند:«اجازه دهید در این مقایسه حساب مسعود داوری‌نژاد را از بقیه جدا کنم. چون از یک طرف ایشان واقعاً در بدو تاسیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در آن حضور داشته‌‌اند و من هم در آن بازه خیلی درگیر امور امروز نبودم. ولی از آقای خسروی به این سمت، انصافاً از لحاظ تعامل با بخش خصوصی آقای کرم‌پور مدیر قابل تحسینی بودند. شاید امروز هم در زمان آقای عمیدیان بشود همین حرف را زد چون به تدریج تعامل سازمان ایشان با بخش خصوصی افزایش پیدا کرده. بعد از سمینار طیف نگاه رگولاتوری به سازمان به کل تعدیل شد.»

    در جمع‌بندی حضورش در آزاد نت می‌گوید: «امروز از اینکه یک شرکت سرپا و فعال و خوشنام را که سهم مقبولی از بازار دارد، مهیا کرده‌ام راضی هستم.»

    .

    .

    نویسنده:

    آرش برهمند

    .

    .    

    مطالب مرتبط:

    گفت و گو با مهندس خادمی

    محمودرضا خادمی: گرانی و نابرابری در اینترنت

    درآمد 7 میلیون دلاری دولت از پهنای باند

     

    .

    منبع:

    ماهنامه «پیوست» http://peivast.com

    160204-0004-لوگوی نشریه پیوست

    .

    .

  • چند کلمه درباره ی «مدولاسیون دلتا»

    چند کلمه درباره ی «مدولاسیون دلتا»

    «مدولاسیون دلتا» روش ساده ای برای دیجیتالی کردن سیگنال های آنالوگ است و نوع اصلاح شده ای از «مدولاسیون رمز پالسی» (PWM) به حساب می آید

    مدولاسیون دلتا

    .

    .

    «مدولاسیون دلتا» (DM = Delta Modulation) روش ساده ای برای مدولاسیون برای دیجیتالی کردن سیگنال های آنالوگ است و نوع اصلاح شده ای از «مدولاسیون رمز پالسی» (PWM) است.

    در مدولاسیون دلتا، از سیگنال آنالوگی که قرار است دیجیتالیزه شود، در فاصله های زمانی معیّن نمونه برداری می شود (تصویر 1) و مقدار این نمونه با نمونه ی برداشت شده ی پیشین مقایسه می شود.

    .

    فرآیند مدولاسیون و دمدولاسیون.

    در صورتی که تفاوتی بین دو نمونه وجود نداشته باشد، تراز منطقی در خروجی مدولاتور بر وضعیت «سیگنال ساعت» (Clock) در لحظه ی نمونه برداری منطبق خواهد بود و اگر در این زمان سیگنال ساعت در تراز منطقی 1 باشد، خروجی مدولاتور هم در تراز 1 قرار خواهد داشت و اگر سیگنال ساعت در تراز منطقی صفر باشد، خروجی مدولاتور در تراز صفر واقع خواهد شد.

    حال، اگر نمونه ی جدید نسبت به نمونه ی پیش از آن مثبت باشد، یک 1 منطقی در خروجی مدولاتور ظاهر می شود. اما اگر نمونه ی جدید منفی تر از نمونه ی پیش تر باشد، خروجی مدولاتور به تراز صفر منطقی خواهد رفت.

    از نظر فن آوری مدار، ساختن چنین مدولاتوری نسبتاً ساده است (تصویر 2).

    .

    بلوک دیاگرام مدار مدولاتور و دمدولاتور دلتا.

    «قطار بیت» های دریافتی از مدولاتور دلتا در سمت گیرنده، برای بازیابی و بازسازی سیگنال آنالوگ اولیه، به یک مدار «انتگرال گیر» فرستاده می شوند. یک «فیلتر پایین گذر» پس از انتگرال گیر، فرکانس نمونه برداری را از سیگنال آنالوگ جدا می کند.

    مقدار فرکانس نمونه برداری در مدولاتورهای دلتا به نحوی انتخاب می شود که حتی تغییرات سریع سیگنال آنالوگ نیز در جریانِ نمونه برداری باعث بروز خطای بزرگی نشوند. به عنوان مثال، در دیجیتالی کردن مکالمات تلفنی توسط مدولاتور دلتا، از سیگنال آنالوگِ صحبت که دارای پهنای باندی بین 300 هرتز و 3/4 کیلوهرتز هست، در هر ثانیه 64 هزار بار نمونه برداری می شود. به عبارت دیگر، مکالمه ی دیجیتالی شده دارای «نرخ داده» (Data rate) ای برابر 64 هزار بیت بر ثانیه (64kBit/s) خواهد بود. در صورتی که در مرحله ی بازسازیِ سیگنال آنالوگ کیفیت بالاتری مدّ نظر باشد، بایستی نمونه برداری از سیگنال آنالوگ با سرعت بالاتری صورت پذیرد.

    .

    .

    مطالب مرتبط:

     

    .

    .

    منبع:

    مجله Funkschau

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-01–29 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • سیم لاکی: آشنایی با نمره سیم های ناآشنا

    سیم لاکی: آشنایی با نمره سیم های ناآشنا

    در کشور ما سیم های لاکی همیشه با قطر آنها شناخته می شوند، اما گاهی در سایت ها و نشریات آمریکایی و انگلیسی این سیم ها با نمره معرفی می شوند قرقره های سیم لاکی

    .

    .

    از سیم لاکی ها در پیچیدن انواع سولنوئیدها، آهنرباهای برقی و الکتروموتورها استفاده می شود. در پیچیدن  ترانسفورمرها نیز، چه آنها که در منابع تغذیه و مدارهای صوتی مورد استفاده قرار می گیرند، و چه آنهایی که در مدارهای فرکانس بالا کاربرد دارند، از سیم لاکی بهره گیری می شود. سیم لاکی در ساخت تعدادی از افزاره های برقی و الکترونیکی مانند رله ها، کنتاکتورها، شیرهای برقی (Electro valve) ، حساسه های القایی و غیره نقش اساسی ایفا می کند.

    .

    برخی کاربردهای سیم لاکی

    .

    در کشور ما سیم های لاکی همیشه با قطر آنها شناخته می شوند، اما گاهی در سایت ها و نشریات آمریکایی و انگلیسی این سیم ها با یک «نمره» معرفی می شوند که معمولاً باعث سردرگمی خواننده می شود و همیشه این پرسش را به وجود می آورد که این نمره سیم دارای چه قطری است؟

    در اینجا جدول هایی را تقدیم کرده ایم که در آنها قطر نمره سیم های انگلیسی یعنی BWG=British wire gauge و نمره سیم های آمریکایی یا AWG=American wire gauge ارایه شده است.

    .

    جدول راهنمای قطر نمره سیم های آمریکایی

    .

    جدول راهنمای قطر نمره سیم های انگلیسی

    .

    .    

    مطالب مرتبط:

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2016-01–27 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • بیش تر بدانیم: RX چیست، TX کدام است؟

    بیش تر بدانیم: RX چیست، TX کدام است؟

    همه ی دوستداران الکترونیک، به ویژه علاقه مندان به مخابرات و رادیوآماتورها می دانند که RX به معنی «گیرنده» و TX به معنی «فرستنده» است. اما حرف X در این مخفف ها به چه معنی است؟ مخابرات تله گرافی

    .

    .

    همه ی دوستداران الکترونیک، به ویژه علاقه مندان به مخابرات و رادیوآماتورها می دانند که RX به معنی «گیرنده» و TX به معنی «فرستنده» است. اما حرف X در این مخفف ها به چه معنی است؟

    بد نیست بدانیم که در گذشته های دور، در حدود 100 سال پیش، موقعی که الکترونیک روزهای کودکی و نوجوانی خود را طی می کرد و هنوز استانداردهای دقیق  برای همه ی عرصه های آن وضع نشده بود و خیلی مطالب تعریف صحیحی نداشت، «بی سیم چی» ها که با دستگاه بی سیم اطلاعات را از طریق «رمز مورس» یا همان خط و نقطه های معروف رد و بدل و مخابره می کردند، برای ساده شدن کار وقت گیر «مورس زدن»، تعداد بسیار زیادی مخفف برای کلمات پرمصرف ابداع کرده بودند و با مورس زدن این کلمات کوتاه شده، بر سرعت کار خود می افزودند و همچنین قیمت مخابره را که نرخ آن به صورت کلمه شمار و حروف شمار محاسبه می شد، کاهش می دادند. هنوز هم معروف است، کسی که کم حرف می زند یا کم توضیح می دهد، می گویند: “طرف تله گرافی صحبت می کند”!

    .

    رادیوآماتورها در سال های دهه 1930

    .

    از جمله، برای کلمه ی Receiver (گیرنده) و  Transmitter (فرستنده) حرف اول شان، یعنی به ترتیب R و T را می گرفتند و به جای بقیه ی حروفِ هر یک از این کلمات، حرف X را به دنبال حرف اول مورس می زدند. به این ترتیب است که مخفف های RX و TX برای گیرنده و فرستنده به وجود آمدند.

    امروزه از X در دنیای رادیو آماتورها به جای تعدادی از کلمات استفاده می شود. مثلاً پیشوند Trans را در نظر بگیرید. از این پیشوند در نام های Transmitter و Transceiver و Transverter استفاده شده است که در ادبیات رادیوآماتوری به ترتیب به صورت X-mitter و X-Ceiver و X-Verter نگاشته می شوند.

    کریستال کوارتز هم از آن عبارت هایی است که با X کوچک شده اند، به این ترتیب که Crystal به صورت Xtal نوشته می شود. واژه ی «کریسمس» که به جای Christmas به صورت Xmas نوشته می شود، اما، تاریخچه ی بسیار قدیمی تری دارد و به قرن شانزدهم و سال 1550 میلادی بر می گردد. در زبان لاتین X صدای Chi می دهد و کلمه ی Christos به معنی ناجی (منظور عیسا مسیح) با X شروع می شده و به این علت، حرف X در پیکرنگاری به معنی مسیح یا «کریست» بوده است. آماتورهای آمریکایی Christmas و Crystal را هم خانواده فرض کرده و کریستال را هم Xtal نوشتند.

    علاوه بر این ها، به این دسته واژه های «ایکس دار» می توان مواردی چون DX به جای Long Distance، و WX به جای Wetter و TRX به جای Transceiver نیز اشاره کرد که وسیعاً مورد استفاده قرار دارند.

    .

    نوار کاغذ تله گراف که خط ها و نقطه ها روی آن نقش می بست

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    .

    .

    www. etesalkootah.ir ||   2016-01–26 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • ساخت یک ترموستات برای فرمان وسایل گرمایشی

    ساخت یک ترموستات برای فرمان وسایل گرمایشی

    گرم کردن با نیروی برق، به ویژه برای محیط های بسته، بهترین روش گرمایش است. تبدیل نیروی برق به انرژی گرمایی نه تنها بسیار تمیز است و هیچ گاز خطرناک یا دوده ای تولید نمی کند، بلکه به سادگی و به دقت قابل کنترل و تنظیم و نظارت است لوگوی ترموستات

    .

    .

    توجه کنید که در این مدار

    ولتاژ شبکه ی برق شهری 220 ولت حضور دارد.

    این ولتاژ برای انسان و دیگر موجودات زنده کُشَنده است!

    اتصالی در این مدار می تواند سبب بروز

    آتش سوزی و انفجار قطعات شود!

    به شما توصیه می کنم این مدار را نسازید!

    اما اگر با مسوولیت خودتان به این کار دست زدید، پیشنهاد می کنم این کار را در حضور فرد دیگری که مراقب شماست، انجام دهید.

    .

    گرم کردن با نیروی برق، به ویژه برای محیط های بسته، بهترین روش گرمایش است. تبدیل نیروی برق به انرژی گرمایی نه تنها بسیار تمیز است و هیچ گاز خطرناک یا دوده ای تولید نمی کند، بلکه به سادگی و به دقت قابل کنترل و تنظیم و نظارت است. اما بسیاری از گرمکن های برقی فاقد ترموستات هستند و یا ترموستات مکانیکی از نوع «بی متال» دارند که مستقیماً داخل وسیله ی گرمایشی قرار دارد و در حقیقت نه دمای اتاق، بلکه دمای اطراف خود گرمکن را تا حدودی ثابت نگه می دارد!

    در اینجا مدار ساده ای را معرفی می کنیم که توان الکتریکی وارده به گرمکن برقی را با کنترل فاز برق ورودی به آن، به نرمی بین صفر تا 95% توان اسمی آن، کنترل می کند.

    همان طور که در تصویر زیر دیده می شود، مدار از تعداد کمی افزاره های الکترونیکی ارزان قیمت تشکیل شده و در چند ساعت به طور کامل ساخته و آماده ی نصب و استفاده می شود.

    .

    مدار ترموستات برای کنترل وسایل گرمایشی برقی

    .

    ضمن یادآوری مجدد این نکته ی مهم که تمام بخش های این مدار به شبکه ی برق شهری وصل می شود و بسیار خطرناک است، خوب است بدانیم که این مدار یک طراحی خالص AC است. افزاره های به کار رفته در طرح شامل «ترایاک»، «دیاک»، خازن، مقاومت پتانسیومتر و «ترمیستور»، همگی افزاره های جریان متناوب هستند. در این مدار برای سرکوب کردن پالس های ولتاژی که به علل مختلف روی شبکه ی برق شهری وجود دارند، از دو عدد دیود زینر استفاده کرده ایم که پشت به پشت به هم بسته شده اند. اما اگر شما یک «وریستور» از نوع اکسید فلزی  یا به انگلیسی MOV=Metal Oxide Varistor با همین مشخصات در اختیار داشتید، می توانید از آن به جای دو دیود زینر ذکر شده استفاده کنید. تنها وسایل غیر AC در این مدار ترانزیستورهای آن می باشند که یک «زوج مکمل» هستند و می بایستی کلکتورهای آنها را از طریق دو دیود به هم وصل می کردیم تا در حقیقت از مجموع این 4 افزاره، یک «ترانزیستور AC» درست کنیم، ترانزیستوری که در هر دو نیم سیکل برق، هم نیم سیکل منفی و هم نیم سیکل مثبت، عمل کند. این تدبیر خیلی خوب جواب می دهد، اما اگر مشخصات ترانزیستورها به اندازه ی کافی به هم نزدیک نباشد، می تواند سبب شود که ترایاک در یک نیم سیکل زودتر از نیم سیکل دیگر «آتش شود» (به هدایت برود). این امر می تواند در معدودی از حالات باعث سوار شدن یک جزء DC روی خط شبکه ی AC شود که ممکن است به مشکلاتی منتهی گردد. بدین دلیل، خوب است که در انتخاب دو ترانزیستور به کار رفته در این مدار دقت بیشتری گردد که مشخصات آنها تا حد ممکن به هم نزدیک و به قول انگلیسی  Matched Pair باشند.

    خوب، حالا فرض می کنیم که کار مدار با یک نیم سیکل مثبت آغاز شود. با بالارفتن ولتاژ، مقاومت 22 کیلواهمی مدار را تغذیه می کند. دیود زینر بالایی ولتاژ ورودی به مدار از طریق این مقاومت را روی 42 ولت نگه می دارد، در حالی که دیود زینر پایینی فقط در حالت هدایت قرار دارد. پتانسیومتر 100 کیلواهمی طوری تنظیم شده که ولتاژ بیس-امیتر ترانزیستورها درست در مرز کفایت برای هدایت ترانزیستور مثبت (PNP) قرار داشه باشد. خازن به آرامی شروع به شارژ شدن می کند تا موقعی که ولتاژ آن، در طول زمان این نیم سیکل، به 32 ولت برسد. در این ولتاژ «دیاک» آتش می شود و به حالت هدایت می رود و شارژ خازن را در ترایاک تخلیه می کند. در نتیجه، ترایاک هم آتش شده و برای باقی مانده ی این نیم سیکل به وضعیت هدایت می رود و ولتاژ تغذیه ی مدار کنترل پیش از خود را قطع (صفر) می کند.

    در نیم سیکل منفی همه چیز همان طور که در نیم سیک مثبت بود، عیناً تکرار می شود، به استثنای این که زینرها نقش خود را با هم عوض می کنند و ترانزیستور منفی (NPN) به حالت هدایت می رود. در هر دو حالت، آن ترانزیستوری که بیکار می ماند، پیوند بیس-امیترش 0/6 ولت معکوس دریافت می کند و کلکتورش توسط دیود مربوطه ایزوله و جداسازی می شود.

    اگر دمای اتاق تنها اندکی افزایش یابد، مقدار اهمی مقاومت NTC کمی کاهش می پذیرد. این امر موجب کم شدن ولتاژ بیس-امیتر ترانزیستورها می شود. در نتیجه جریان کلکتور-امیتر ترانزیستورها به شدت تنزل می کند و به این ترتیب، ترایاک بسیار دیرتر در طول زمان حضور نیم سیکل آتش می شود. بنابراین، مقدار توانی که توسط ترایاک به مصرف کننده (بار، که مثلاً یک المنت گرمکن است) منتقل می شود، به شدت کاهش پیدا می کند. حال اگر دما به اندازه ی کافی بالا برود، مثلاً بر اثر تابش نور آفتاب از پنجره به داخل اتاق، دیگر شارژ خازن اصولاً به 32 ولت نخواهد رسید و ترایاک هیچ آتش نمی شود و مصرف کننده (المنت گرمکن) به طور کامل بدون جریان می ماند. در طول توالی سیکل ها خازن مرتباً به صورت مثبت و منفی پر خواهد شد، اما مقدار انرژی ذخیره شده در آن چنان نیست که ولتاژ آن را به 32 ولت برساند. بنابراین دیاک هرگز آتش نمی شود و المنت گرمکن خاموش باقی می ماند. در سیکل های بعدی خازن به صورت منفی و مثبت شارژ خواهد شد، هیچگاه ولتاژ کافی برای آتش کردن دیاک به دست نمی آورد و بروز حالت مشکل برانگیزی را که در برخی طراحی ها وجود دارد و به آن Odd-Cycle Firing می گویند، حذف می کند.

    در دماهای کمتر، ترانزیستورها اشباع هستند و ترایاک را، در همان لحظات آغازین رسیدن دامنه ی نیم سیکل به 42 ولت، آتش می کنند. به این ترتیب مصرف کننده می تواند در حدود 95% کل انرژی را از مدار دریافت کند.

    .

    نکات عملی در ساخت و کاربرد دستگاه

    تلفات توان روی مقاومت 22 کیلواهمی از توان اتلافی روی گرمکن در زمان کاهش توان خروجی مدار بیش تر است و هنگامی که گرمکن کاملاً قطع باشد این توان به حدود 2 وات می رسد. افت ولتاژ در ترایاک در حدود 1/5 ولت است. بنابراین، با داشتن یک گرمکن 2 کیلوواتی، تلفات درون ترایاک در حدود 15 وات خواهد بود! روشن است که ترایاک داغ می شود و برای دفع حرارت به گرماگیر نیاز دارد. زبانه ی فلزی پشت ترایاک به پایانه ی  یکی از آنودهای آن وصل است و مستقیماً با برق شبکه در ارتباط می باشد. به این علت ترایاک را نمی توان با پیچ و مهره به بدنه ی فلزی ترموستات وصل کرد، زیرا بدنه ی آن برقدار خواهد شد! لازم به ذکر نیست که از این طور بی مبالاتی های خطرناک باید اکیداً دوری کرد. تنها راه درست، استفاده از ترایاک هایی است که زبانه ی گرماگیر آنها از داخل عایق شده اند و از نظر الکتریکی خنثی می باشند. این ترایاک ها در همه ی فروشگاه های معتبر الکترونیک به فروش می رسند.

    هم ترایاک و هم مقاومت 22 کیلواهمی، و به درجاتی کمتر بقیه ی افزاره های این مدار گرما تولید می کنند و اگر شما در انتخاب محل استقرار ترمیستور دقت نکنید، این حرارت بر عملکرد ترمیستور تاثیر خواهد گذاشت و باعث خطای عملکرد ترموستات خواهد شد. از سوی دیگر باید توجه کرد که در صورت قرار دادن ترمیستور در نقطه ای دور از ترموستات و کشیدن سیم طولانی بین دو عضو دستگاه، این خطر وجود دارد که سیم ارتباطی مانند یک آنتن عمل کرده و انرژی فرکانس بالای ناشی از فرستنده های اطراف، گوشی های تلفن و حتی WLANها به آن القا و جذب شوند و باعث روشن و خاموش شدن های “بی دلیل” مدار ترموستات شوند که می تواند به نوبه ی خود خطراتی را به وجود بیاورد. بهتر آن است که ترمیستور و بقیه ی مدار ترموستات را نزدیک هم و به صورتی قرار دهید که جریان هوا بتواند به صورت عمودی در جعبه ی آن جریان داشته باشد و ترمیستور در پایین ترین نقطه در داخل جعبه و افزاره های مولد گرما در بالای آن مستقر باشند. حتی می توان به کمک چند قطعه ی کوچک آلومینیومی نوعی جداسازی حرارتی در داخل جعبه بین ترمیستور و قسمت های گرم مدار ایجاد نمود. به هر حال، توجه داشته باشید که ترمیستور باید دمای اتاق را حس کند، نه چیز دیگر!

    .

    طرح فیبر مدار چاپی و راهنمای چینش افزاره ها

    .

    طرح فیبر مدار چاپی پیشنهادی و ترتیب چینش افزاره ها بر روی آن در تصویر بالا دیده می شود. محل استقرار ترایاک مخصوصاً در لبه ی فیبر طراحی شده تا امکان نصب آسان گرماگیر و یا پیچ گردن آن به بدنه ی فلزی جعبه ی ترموستات (با رعایت نکاتی که در بالا گفته شد) وجود داشته باشد.

    مشخصات اجزا و افزاره ها در نقشه آمده است. ترمیستور (NTC) باید در هوای 25 درجه (شرایط متعارفی) در حدود یک کیلواهم مقاومت داشته باشد. زینرهای 42 ولتی را از سری کردن زینرهای دیگر (مثلاً 30+12 ولت) نیز می توان درست کرد. توان 1 یا 1/3 وات برای این زینرها ضروری است.

    .

    زمینه های کاربرد این ترموستات

    علاوه بر استفاده از این ترموستات ساده و ارزان در وسایل گرمایشی خانه، از آن می توان برای کنترل دمای آکواریوم ماهیان آب های گرمسیری، در فرآیندها و فعل و انفعالات کنترل شده ی شیمیایی، و اصولاً در هر جای دیگری که خطای اندازه گیری در حدود 2 درجه ی سانتی گراد قابل قبول باشد، بهره گیری نمود.

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    http://etesalkootah.ir/1394/06/01/Adjustable_Thermostat_with_Hystersis

    http://etesalkootah.ir/1394/04/15/How_to_Build_Zener_Diode_with_Desired_V_and_W

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2016-01–24 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

  • مدار یک مولد موج سینوسی 3 فاز

    مدار یک مولد موج سینوسی 3 فاز

    این مدار ساده می تواند 3 شکل موج سینوسی تولید کند که نسبت به یکدیگر 120 درجه اختلاف فاز دارند مولد 3 فاز

    .

    .

    همان طور که در مدار دیده می شود، این مولد از سه طبقه ی ترانزیستوری تشکیل یافته که به صورت متوالی به هم وصل شده اند. هر کدام از این طبقات ترانزیستوری روی پایانه های بیس خود یک مدار «ثابت زمانی مقاومت-خازنی» (RC-Timing Constant) شامل یک مقاومت 10 کیلواهمی و یک خازن یک میکروفارادی دارند.

    وظیفه ی اساسیِ این مقاومت و خازن ایجاد اثر تاخیریِ لازم برای تولید 3 سیگنال با اختلاف فاز 120 درجه ای نسبت به هم است.

    .

    مدار مولد سینوسی یه فاز

    .

    هنگامی که کلید دستگاه را زده و آن را روشن می کنیم، به نظر می رسد که مدار قفل می شود و هیج حرکتی در آن به وجود نمی آید، اما به دلیل این که هیچگاه ظرفیت همه ی خازن ها نمی تواند دقیقاً و 100% با هم برابر باشد، یکی که اندکی ظرفیت اش پایین تر از بقیه است، زودتر پُر می شود و استارت شروع توالی کار مدار را از طریق ترانزیستور مربوطه اش می زند.

    بیایید فرض کنیم به خاطر ضریب خطای خازن ها و یکسان نبودن مقدار ظرفیت آنها، خازن متصل به بیسِ ترانزیستور میانی پیش از همه شارژ شود. این امر سبب می شود که ترانزیستور وسطی پیش از بقیه ی ترانزیستورها به حالت هدایت برود و در این لحظه، بیس ترانزیستور سمت راست را به زمین مدار وصل کند و مانع هدایت آن شود (مسیر کلکتور-امیتر باز می ماند). اما در همین زمان خازن روی بیسِ ترانزیستور سمت چپ یا سمت راست در حال شارژ شدن هستند. این شارژ، وقتی به مقدار لازم رسید، ترانزیستور میانی را وادار به قطع شدن می کند. قطع شدن این ترانزیستور موچب هدایت ترانزیستور سمت راست خواهد شد.

    این روند کشمکشی (Push-Pull) به زنجیره ای از توالی ها و تکرارهای منظم در هدایت و قطع ترانزیستورها منجر می شود که حاصل آن پیدا شدن سیگنال هایی با یک الگوی سه فاز روی کلکتور ترانزیستورها است. با توجه به منحنیِ تدریجیِ پر و خالی شدن خازن ها، سیگنال های حاصل سینوسی خالص خواهند بود.

    مقاومت 2/2 کیلواهمی که در نقشه با رنگ قرمز مشخص شده است، در تولید و توالی و تاخیرِ سیگنال های 3 فاز نقش حیاتی دارد و بدون آن مدار از کار خواهد افتاد. ممکن است لازم باشد مقدار آن را در مدارتان مقداری کمتر یا بیشتر بگیرید.

    همان گونه که پیش از این گفته شد، درجه ی اختلاف فازِ میان سیگنال های تولید شده را می توان با تغییر دادن مقدار RC روی بیسِ ترانزیستورها کم و زیاد کرد. اختلاف فاز میان خروجی ها با مقادیر داده شده روی نقشه 120 درجه خواهد بود.

    در زیرِ نقشه، اسیلوگرامِ شکل موج های خروجی مدار دیده می شوند که کیفیت سینوسی بسیار خوبی دارند.

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2016-01–23 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.