بلاگ

  • محدودکننده جریان برای منبع تغذیه‌های آزمایشگاهی با رگولاتور 317

    محدودکننده جریان برای منبع تغذیه‌های آزمایشگاهی با رگولاتور 317

    زیاد پیش می‌آید مداری را طراحی می‌کنیم و در نخستین آزمایش آن نگران عبور بیش از حد جریان و آسیب دیدن افزاره‌های گاه گران‌قیمت مدار هستیم،. این مدار ساده یک راه حل عملی برای رفع دغدغه در چنین موقعیت‌هایی است ساخت یک محدودکننده جریان برای منبع تغذیه های بر مبنای تراشه ال ام 317

    .

    .

    با افزودن یک اوپتوکوپلر به یک منبع تغذیه‌ی آزمایشگاهی که بر اساس آی.سی. تثبیت‌کننده ‌ولتاژ از نوع LM317 ساخته شده باشد، دستیابی به  یک کنترل جریان دقیق امکان‌پذیر می‌گردد.

    من از این مدار برای تغذیه و همزمان محافظت از ترانزیستورهای گران‌قیمت فرکانس بالا در حین طراحی و آزمایش مدارهای رادیویی استفاده می‌کنم، مدارهایی که با کوچک‌ترین عدم تطابق و تنظیم نادرست «بار» در آن‌ها، به سرعت با کشیده‌شده جریان‌های زیاد و سوختن ترانزیستورها روبرو می‌شوند. علاوه بر این، چنین مدار «حسگر جریان» را می‌توان در مدارهای ساده‌تر ترانزیستوری-زینری منبع تغذیه هم به کار برد و آن‌ها را نیز به محدودکننده‌ی جریان مصرفی مجهز کرد.

    .

    مدار کامل محدودکننده جریان برای منبع تغذیه های بر مبنای تراشه ال ام 317

    .

    مدار بسیار ساده است و اصول کار آن به این شرح است که: هر گاه ولتاژ دو سر مقاومت 1 (مقاومت سری یا مقاومت شَنت) از حدود یک ولت تجاوز کند، دیود نورانی درون اوپتوکوپلر شروع به نورافشانی می‌کند و «ترانزیستور نوری» یا «فتوترانزیستور» مقابل آن را به راه می‌اندازد و ولتاژ کنترل‌کننده‌ی رگولاتور 317 را پایین می‌آورد که در نتیجه، ولتاژ خروجی رگولاتور 317 هم متناسباً کاهش پیدا می‌کند.

    دو دیودی که روی خط خروجی ولتاژ منبع تغذیه به صورت سری بسته شده‌اند، ولتاژ خروجی رگولاتور را 1/5 ولت بالاتر از از ولتاژ کنترل نگه‌می‌دارند تا جریان در شرایط اتصال کوتاه  پایین‌تر از حد موردنظر باقی بماند.

    توان قابل تحمل (واتاژ) و مقدار اهمی مقاومت سری مدار (مقاومت 1) بر حسب نیاز و محدوده‌ی مطلوب عملکردی مدار، توسط کاربر انتخاب می‌گردد. دیودها بایستی قادر به تحمل مقدار جریانی بالاتر از جریان گذرنده، در شرایط فعال شدن مدار محدودکننده، باشند. دیودهای معرفی‌شده در مدار، جریانی تا 3 آمپر را تحمل می‌کنند.

    اوپتوکوپلر می تواند از هر نوع مشابه دیگری باشد، اما باید به ترتیب پایه‌ها و انطباق با آنچه در مدار داده شده، دقت شود. پتانسیومتر از نوع خطی (linear) است که با حرف A مشخص می‌شود (مثلاً 5k A).

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    منبع تغذیه از (تقریباً) صفر تا 30 ولت، تا 20 آمپر (و بیش‌تر)

    بررسی یک منبع تغذیه با ولتاژ قابل تنظیم و محدودکننده‌ی جریان با آی.سی. LM723

    منبع تغذیه‌های تثبیت‌شده با ولتاژ قابل‌انتخاب و جریان بالا

    مدار یک منبع تغذیه‌ی آزمایشگاهی با ولتاژ و جریان قابل‌تنظیم

    یک منبع تغذیه‌ی آزمایشگاهی ساده و ارزان

    چگونه از سلامتی رگولاتور ولتاژ LM317 اطمینان پیدا کنیم؟

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2022-08-10 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • محاسبه و ساخت شنت برای سنجش جریان‌های زیاد

    محاسبه و ساخت شنت برای سنجش جریان‌های زیاد

    راهنمای ساخت شنت برای افزودن گام‌های اندازه‌گیری اضافی برای سنجش جریان‌های زیاد با مولتی‌مترهای معمولی که فقط تا 10 آمپر را می‌سنجند ساخت شنت برای سنجش جریان های زیاد با مولتی متر معمولی

    .

    .

    من، به عنوان یک دوستدار هواپیمایی مدل، از خیلی سال پیش با این چالش روبرو بودم که چگونه می‌توانم جریان‌های زیاد الکتروموتورها و مدارهای راه‌انداز آن‌ها را در خانه اندازه‌گیری کنم. البته در خانه یک کارگاه کوچک الکترونیک داشتم و می‌توانستم از قفسه‌ی آن مولتی‌متر خود را بردارم و از آن در اندازه‌گیری‌های الکتریکی استفاده کنم، اما اندازه‌گیری جریان‌های بالاتر از 10 آمپر با آن امکان نداشت.

    چون همه‌ی آمپرمترهای سنجنده‌ی جریان‌های زیاد به یک مقاومت شنت مجهز هستند، من هم چند تایی شنت درست کردم و سپس مقدار اهمی آن‌ها را اصلاح و برای ضرایب مختلف جریانی کالیبره کردم.

    .

    شنت های دست ساز برای سنجش جریان های 5 و 10 برابر با مولتی متر معمولی

    سمت چپ، مقاومت‌های موازی یا «شنت»، بالا: با ضریب 5 و پایین: با ضریب 10

    سمت راست، یک مولتی‌متر معمولی با اتصال 10 آمپری جداگانه

    (لازم به توضیح نیست که هنگام اندازه‌گیری، سلکتور انتخاب گام اندازه‌گیری باید روی 10 آمپر قرار داده شود!)

    .

    در نخستین گام خیلی ساده روی تکه‌ای تخته‌ی نئوپان (که این روزها به آن ام.دی.اف. هم گفته می شود) دو سوراخ به قطر 4 میلی‌متر و به فاصله‌ی برابر با فاصله‌ی میان جک «اتصال مشترک» (COM) و جک «اتصال 10 آمپر» (10A) بر روی مولتی‌متر خود ایجاد کردم. این تخته نقش یک «قرار» را برای ایستاندن و ثابت نگه‌داشتن فیش هایی که در ادامه شرح خواهم داد، بازی خواهد کرد و جزیی از شنت نیست.

    در سوراخ‌های نئوپان دو عدد «فیش جک‌دار» آب‌نقره داده، و نه آب‌طلادار را جا زدم. چرا آب‌نقره‌دار؟ زیرا با وجود این که اتصالات آب‌طلا‌دار «مقاومت محل اتصال» کمتری نسبت به اتصالات آب‌نقره‌ای دارند، اما همچنان برای من این معما باقی مانده که چرا باید در جریان‌های خیلی زیاد کنتاکت‌ها آب‌طلادار باشند، امری که در واقع فقط در شدت‌جریان‌های بسیارکم اهمیت پیدا می‌کند، چرا که در محدوده‌ی جریان‌های بسیار پایین است که مشکل قطعی‌های ناشی از خوردگی فلز در محل برقرار شدن کنتاکت بروز و اهمیت پیدا می‌کند. شاهد من دوشاخه‌های 16 آمپری دستگاه‌های پرمصرف خانگی و حتی اتصالات سه فاز تا چندین ده آمپری صنعتی هستند که هیچکدام روکش‌طلا ندارند!

    حال که فیش‌ها ثابت در جای خود قرار گرفته‌اند، یک نوار مسی باریک را چندین بار دور هر دو فیش می‌پیچیم و در واقع فیش‌ها را با این نوار به هم متصل می‌کنیم. در آخر، این نوار را به فیش‌ها لحیم می‌کنیم.

    .

    گام اندازه گیری 10 آمپر توسط سلکتور انتخاب شده و شنت دست ساز در اتصالات مربوطه جا زده شده است

    در این تصویر دیده می‌شود که گام اندازه‌گیری 10 آمپر توسط سلکتور انتخاب شده و شنت دست‌ساز در اتصالات مربوطه جا زده شده است

    .

    برای کالیبره کردن این شنت‌های دست‌ساز به این صورت عمل می‌شود که جریانی به مقدار تقریباً 10 آمپر را ابتدا بدون شنت و سپس با نصب شنت در مولتی‌متر اندازه می‌گیریم. سپس با سوهان یا چاقو به جان نوار مسی شنت خود می‌افتیم و آن‌قدر آرام آرام از آن کم می‌کنیم تا جریان سنجیده شده، در حضور شنت در مدار مولتی‌متر، به یک‌پنجم یا یک‌دهم مقدارسنجش بدون شنت برسد. انحراف اندازه‌گیری بر اثر گرمای تولیدی بسیار ناچیز و برای کاربردهای آماتوری و غیرحرفه‌ای قابل چشم‌‌پوشی است.

    بخت با من یار بود که مقداری ورق از جنس کنستانتان داشتم، آلیاژی که در بازه‌ی دمایی گسترده‌ای مقاومت الکتریکی آن پایدارتر از آلیاژها و فلزات دیگر باقی می‌ماند.

    البته، همان طور که پیش از این اشاره شد، انحراف مقدار اندازه‌گیری شده بر اثر تغییرات دمایی در یک شنت مسین چنان اندک است که اثر آن بر روی افت ولتاژ در شنت در بازه‌ی میلی‌ولت قرار می‌گیرد، موضوعی که در اندازه‌گیری 10، 20 یا 50 آمپر به ندرت محسوس و تاثیرگذار خواهد بود.

    خودتان می‌توانید عملکرد شنت را زیر یک جریان معین در دماهای مختلف آزمایش کنید و نتایج را با هم مقایسه کنید.

    یک نکته‌ی کوچک را هم، برای تئوریسین‌هایی که دوست دارند همه چیز را خیلی دقیق بدانند، اضافه کنم:

    برای آن‌هایی که اندازه‌گیری‌ها و مقادیر سنجیده شده با امکانات محدود و وسایل ساده (چیزی که این نوشتار به آن تکیه دارد و یک فرد بالای دیپلم از آن به عنوان خلاقیت و نبوغ یاد خواهد کرد) حتمی باید با فرمول‌ها و رابطه‌های ریاضی همراه باشند، محاسبات مقاومتی مرتبط، که با وسایل معمولی کارگاه من هیچ قابل اندازه‌گیری نیستند، آورده می‌شوند.

    برای آنانی که قصد دارند امکانات اندازه‌گیری مولتی‌متر خود را گسترش دهند، کافیست که شرح ساختی را که تشریح کردیم دنبال کنند و شنت را بسازند و به کار بگیرند. روشن است که در انتهای ساخت، کالیبراسیون باید بی برو برگرد و به دقت انجام شود.

    شنت‌ها (به فارسی «مقاومت‌های موازی» که به این نام بهتر فهمیده می‌شوند‌) تنها و تنها با آن نوع دستگاه‌هایی به کار برده می‌شوند که تفاوت‌هایی که بین نمونه‌های آن‌ها پیش می‌آیند، اندک باشند. اگر سوال کنید که این تفاوت‌ها از چه جنسی هستند، در پاسخ باید به «مقاومت داخلی» (Ri) مولتی‌مترها اشاره کرد. مقاومت داخلی مولتی‌مترها بسیار بالا و در حد مگااهم است. یک تولرانس 0/1% معادل تغییری در حدود مثبت و منفی یک کیلواهم است که می‌تواند در اندازه‌گیری یک کمیت مشخص با مولتی‌مترهای مختلف به نتایج متفاوتی رسید.

    در یک کلمه: فقط همان مولتی‌متری که شنت با آن کالیبره شده، اندازه‌گیری دقیق به دست می‌دهد و اگر شنت ساخته شده با مولتی‌متر دیگری، حتی از همان نوع و مدل، به کار برده شود، ممکن است نتایج قابل اعتمادی ایجاد نکند. بنابراین، برای هر مولتی‌متر باید شنت خودش را ساخت و با همان مولتی‌متر کالیبره کرد.

    در محاسبات زیر داریم:

    R= مقاومت به اهم

    L= طول به متر

    K= کاپا = رسانش الکتریکی ماده (برای مس 57 و برای کنستانتان 2)، بدون واحد

    A= سطح مقطع به میلی‌متر مربع

    متوسط فاصله‌ی دو فیش: 38 میلی‌متر

    .

    سطح مقطع ورق کنستانتان و ورق مس، هر دو برابر:      1×6 میلی‌متر

    مقدار مقاومت شنت با کنستانتان:         3/1667 میلی‌اهم محاسبه شد:

    .

    محاسبه مقدار مقاومت شنت با کنستانتان

    .

    مقدار مقاومت با مس: مانند روش بالا اندازه‌گیری می‌شود:

    .

    محاسبه مقدار مقاومت شنت با مس

    .

    که شنت حاصل با داشتن 111 میکرواهم، بسیار کم‌مقاومت است.

    پس، سطح مقطع نوار مسی باید یک بیست و هشتم سطح مقطع کنستانتان انتخاب شود.

    یعنی: میلی‌متر مربع 0/215 = 28 ÷ 6

    چون این سطح مقطع در مقابل عبور یک جریان 50 آمپری فوری ذوب می‌شود و می‌سوزد، باید طول نوار آنقدر بلندتر شود که جریانی به میزان کمینه 20 آمپر بر میلی‌متر مربع، یعنی کمینه 2/5 میلی‌متر مربع به دست آید که در این صورت طول برابر خواهد بود با:

    .

    محاسبه طول لازم نوار مسی برای ساخت شنت جریان زیاد

    .

    در نتیجه، سیم مسی با سطح مقطع 2/5 میلی‌مترمربع و طولی برابر با 45/2 سانتی‌متر را به شکل چنبره بپیچید، لحیم کنید و اندازه بگیرید و به همان شکل که گفته شد سطح مقطع آن را کاهش دهید و در انتها با سوهان‌زدن یک قسمت از مس به تنظیم دقیق مقدار جریانی برسید. اگر در سوهان زدن مقدار زیادتر از نیاز سوهان خورد، می‌توان مقدار آن را با ذوب و اضافه کردن مقداری سیم لحیم جبران کرد.

    همان گونه که پیش از این گفته شد، تفاوت مقاومت داخلی‌ها در مولتی‌مترهای مختلف باعث می‌شود که در محاسبات، مقاومتی اندکی بزرگ‌تر یا کوچک‌تر مورد نیاز باشد، اما این موضوع در عملِ اندازه‌گیری اثری ندارد. در بهترین حالت موضوع محاسبه را کلاً فراموش و از آن چشم‌پوشی کنید.

    در مولتی‌مترهای معمولی با دقت 1± دیجیت، دقت اندازه‌گیری با یک کالیبراسیون خوب، بیشینه در حدود ضرایب 5 یا 10 قرار خواهد داشت، به عبارت دیگر 5± یا 10± دیجیت. اما این دقت در 50 یا 100 آمپر و با یک نمایشگر 3/5 دیجیتی و در حالی که از یک شنت دست‌ساز استفاده شده، چقدر خواهد بود؟

    اگر برای من امکان تهیه‌ی ورق کنستانتان موجود نمی‌بود، من از ورق آهن استفاده می‌کردم، زیرا افزایش دمای شنت ساخته شده با آن تقریباً صفر می بود، شرایط متعارفی (دمای اتاق برابر 20 درجه‌ی سانتی‌گراد) که کالیبراسیون شنت در آن انجام می‌شود تقریباً همیشه در دسترس است و تاثیر گرما بر مقاومت الکتریکی آهن و تغییرات اهمی آن بسیار بسیار ناچیز است (چیزی در حدود چند میلی‌آمپر).

    اما نباید فراموش کنید که سیم‌های ارتباطی را باید از سیم با سطح مقطع 2/5 میلی‌متر مربع تدارک ببینید و گیره‌های مرغوبی به کار برید، چون طول مجموع این‌ها از شنت خیلی خیلی بیش‌تر است.

    من برای سیم‌های ارتباطی از سیم دوقلوی «فرا نَرم»، فوق منعطف (high flexible) با سطح مقطع 2/5 میلی‌متر مربع استفاده کردم و فیش‌های نقره‌اندود در انتهای این سیم‌ها لحیم کردم. اگر کسی میل داشت می‌تواند حتی سیم‌های با سطح مقطع 4 میلی‌متر هم به کار بگیرد.

    .

    استفاده از اتصالات خوب و ارتباطات تا جای ممکن کوتاه ضروری است

    .

    یک قاعده‌ی کلی در ساخت این افزاره ها و این نوع اندازه‌گیری‌ها، استفاده از اتصالات خوب و سیم‌های ارتباطی کوتاه است تا خطای اندازه‌گیری و خطای نمایش تا جای ممکن محدود شود.

    تصویر بالا عکسی از افزاره‌های اندازه‌گیری هستند که من سالیان درازی است از آن‌ها برای اندازه‌گیری جریان‌های بالا استفاده می‌کنم. برای بهبود سرعت و آسان‌تر کردن کار با دستگاه، در سیم‌های ارتباطی از اتصالات نر و ماده‌ی 6 پل جریان بالا کار کردم که در تصویر به صورت افزاره‌هایی مستطیل‌شکل مشکی و قرمز دیده می‌شوند.

    .

    نمونه ای از جک و فیش 6 پل جریان زیاد که در اینجا از هر 6 اتصال به صورت موازی استفاده می شود

    .

    دو جفت از این کانکتورهای 6 پل جریان بالا به سرعت و به راحتی از یک طرف به باتری و از طرف دیگر به مدار راه انداز موتور وصل می شوند و از طریق آنها اندازه‌گیری بدون مشکل و سریع انجام می‌گیرد.

    در تصویر زیر نحوه‌ی سیم‌بندی برای اندازه‌گیری جریان بالا در حضور شنت دست‌ساز دیده می‌شود.

    .

    شمای بلوکی ارتباط بین مولتی متر و شنت و دیگر اجزا برای اندازه گیری جریان بالا. استفاده از کانکتورهای جریان بالا ضرورت دارد

    شمای بلوکی ارتباط بین مولتی‌متر، شنت، باتری شارژشو (منبع جریان)، مدار راه‌انداز موتور (مصرف‌کننده)

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2022-03-15 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • نیمه رساناها در قلب نبردی جهانی

    نیمه رساناها در قلب نبردی جهانی

    کمبود جهانی نیمه‌رساناها پیامدهای عجیبی به ویژه از نظر ژئوپلیتیک دارد. موضوع چیست؟ در یک سال گذشته، تولیدکنندگان برای به دست آوردن این تراشه‌های الکترونیکی ضروری برای دستگاه‌های روزمره، از رایانه گرفته تا توستر، از ماشین لباس‌شویی تا کنسول‌های بازی ویدیویی، مشکل پیدا کرده‌اند چین در حال حاضر بیش از هر کشور دیگری در حال ساخت کارخانه تولید تراشه است

    .

    .

    آیا باید از یک گسست الکترونیکی وحشت داشت؟

    خودروسازان مجبور به بستن خط تولید خود شده‌اند. کنسول‌های بازی ویدیویی جدید در هیچ کجا یافت نمی‌شود. رهبران سیاسی وحشت زده‌اند: کمبود نیمه‌رساناها که به صنعت جهانی در یک سال گذشته آسیب رسانده، به بحرانی ژئوپلیتیک شبیه شده است. این امر آیه‌های مقدس «تجارت آزاد» را به صورتی بی‌رحمانه زیر سوال می‌برد. اما آیا دولت‌ها می‌توانند استقلال دیجیتالی خود را تضمین کنند؟

    کمبود جهانی نیمه‌رساناها پیامدهای عجیبی به ویژه از نظر ژئوپلیتیک دارد. موضوع چیست؟ در یک سال گذشته، تولیدکنندگان برای به دست آوردن این تراشه‌های الکترونیکی ضروری برای دستگاه‌های روزمره، از رایانه گرفته تا توستر، از ماشین لباس‌شویی تا کنسول‌های بازی ویدیویی، مشکل پیدا کرده‌اند. در ماه مه گذشته، کنسرسیومی از شرکت‌های آمریکایی از رییس‌جمهور کره جنوبی درخواست کرد تا آقای لی جایه یونگ، رییس سابق سامسونگ را که در حال حاضر به اتهام فساد در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، عفو کند(١). برای مقابله با آسیب‌پذیری ایالات متحده برای تامین تراشه‌ها، سامسونگ باید برنامه‌های سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری خود در این کشور را بدون تاخیر پیش ببرد. واشنگتن با در خطر بودن استقلال الکترونیکی خود، ناگهان گفتمان احترام به حاکمیت قانون و روندهای حقوقی خود را به فراموشی سپرد …

    چنین بحرانی می‌توانست روشنفکران مکتب فرانکفورت، منتقدان برجسته جامعه مصرفی را، با افشای سفاهت بنیادین «شهرهای هوشمند»، شاد کند: کمبود تراشه نیاز شهوانی ما به خودنمایی با خریدهای الکترونیکی را به تأخیر انداخته است. بدون وجود این نیمه‌هادی‌ها که گاهی قیمت آن‌ها برای هر قطعه فقط ١ دلار است، نمی‌شود گول‌زنک‌های آخرین مد، شیک، فانتزی و گران قیمت را به کار انداخت. خودرو برقی، تلفن هوشمند، یخچال هوشمند و مسواک متصل به شبکه هم در سیاه‌چاله‌ی بزرگ سرمایه‌داری جهانی ناپدید می‌شوند، گویی دشمنی نامریی به نمایشگاه لوازم الکترونیکی مصرفی لاس وگاس اعلام جنگ داده است.

    هر قدر هم این بحران غافلگیرکننده باشد، به هیچ وجه غیر معمول نیست: وفور و کمیابی در بازار ریزتراشه‌ها بصورتی متناوب ظاهر می‌شود. با این حال، کمبود کنونی بر زمینه‌ی پرسشی کلی از مزایای جهانی‌شدن و کاهش فعالیت صنعتی غرب رخ داده است. علاوه بر این، فناوری‌های جدید، مانند هوش مصنوعی، در چارچوب رویارویی ایالات متحده و چین هر چه بیشتر سیاسی می‌شود و اهمیتی استراتژیک می یابد. در نتیجه، یک بحران فنی پیش پا افتاده که ده سال پیش نمی‌توانست توجه کسانی را که در خارج بخش‌های مربوطه قرار داشتند به خود جلب کند، سردردهای وحشتناکی برای رهبران کره زمین ایجاد کرده است.

    همه‌گیری کووید -١٩ البته به این امر کمک کرده است. برای ادامه بقا در قرنطینه، بیش از همیشه لازم بود که به خدمات دیجیتالی دسترسی داشت، امری که وجود روترها، سرور (رایانه)‌ها و سایر دستگاه‌های مملو از ریزپردازنده‌ها را ضروری می‌کرد. مصرف‌کنندگان سپس ملال خود را در دریایی از لوازم خانگی غرق کردند و این امر باعث شد تقاضا برای مخلوط‌کن یا پلوپز به طور غیرمنتظره‌ای افزایش یابد. و بالاخره، اقدامات بهداشتی برای مدتی کوتاه کارخانه‌های نیمه‌رسانا را که عمدتا در تایوان، کره جنوبی و چین واقع شده بودند، تعطیل کرد.

    یکی از پیشرفته‌ترین شرکت‌ها در این زمینه، Yangtze Memory Technologies است که در شهر ووهان (چین) واقع شده. با این حال، سئول و تایپه که به دلیل برخورد سریع با همه‌گیری مورد تمجید قرار گرفتند، نتوانستند به مقدار کافی واکسن ذخیره کنند. شیوع اپیدمی در خطوط تولید باعث کندی هر چه بیشتر عملیات شد.

    بدین ترتیب دیپلماسی غیرمعمولی بر اساس «واکسن‌های در مقابل ریزتراشه» ظاهر شد: تایوان به طور قابل‌ملاحظه‌ای از اهرم منابع الکترونیکی خود برای تهیه دوز واکسن از متحدان مشتاق قطعات استفاده کرد. ژاپن که مشتاق جذب شرکت‌های تایوانی به خاک خود است، ١.٢٤ میلیون دوز واکسن «آسترازنکا»  به همسایه خود تحویل داد. واشنگتن که در ابتدا برای اهدای ٧٥٠ هزار دوز واکسن «مدرنا» برنامه‌ریزی کرده بود، تعداد آن را سه برابر کرد. در اواسط ماه ژوئن، تایپه بزرگ‌ترین تولید‌کننده‌ی تراشه‌های خود، Taiwan Semiconductor Manufacturing Company (TSMC)، و همچنین یکی دیگر از پرچمداران فناوری تایوانی، Foxconn، را موظف کرد تا مستقیماً برای خرید ١٠ میلیون دوز واکسن «بایونتک» با آلمان مذاکره کنند.(٢)

    .

    کمبود نیمه رساناها که به صنعت جهانی در یک سال گذشته آسیب رسانده به بحرانی ژئوپلیتیک شبیه شده اس

    .

    کمبود فعلی تراشه‌ها در ایجاد تاخیر در خط تولید صنایع خودرو تاثیری دوچندان داشته است، زیرا این بخش از صنعت، موتور رشد اقتصادی و منبع امید برای بهبود وضعیت پس از کووید -١٩ است. با این حال، ده‌ها سال است که این صنعت در مقابل آیه‌های مقدس «جهانی‌شدن» زانو زده: حداقلِ جنس در انبار برای به حداکثر رساندن صرفه‌جویی. تا زمانی که این زنجیره‌ی تأمین جنس کار می‌کند، تغییرات در بازار تقاضا سریعا قابل تنظیم است و نیازی به خرید و انبار قطعات غیرضروری از سوی شرکت‌ها نیست.

    .

    محدودیت‌های الگوی تولید بدون کارخانه

    به دلیل گسترش همه‌گیری، خودروسازان مجبور شدند در میزان ذخیره‌های خود تجدیدنظر کرده و سفارش‌های نیمه‌هادی خود را کاهش داده یا لغو کنند. اما آن‌ها پیش‌بینی نمی‌کردند که از یک طرف تقاضای جهانی برای تراشه بالا بماند و از سوی دیگر تقاضا برای خودروها به سرعت افزایش یابد. برای رعایت فاصله فیزیکی در دوران کورونا، بسیاری از مصرف‌کنندگان ترجیح دادند با خودروهای جدید خود جابجا شوند تا وسایل نقلیه عمومی مملو از جمعیت. و آن‌هم در حالی که در یک خودرو آخرین مدل ١٤٠٠ تا ٣٥٠٠ نیمه‌رسانا به کار گرفته می‌شود و تجهیزات الکترونیکی در حال حاضر بیش از ٤٠ درصد هزینه ساخت آنرا شامل می شود.(٣)

    واکنش طبیعی به این امر افزایش تولید ریزپردازنده‌ها بود. اما مجموعه‌ای از حوادث غیر منتظره، همراه با همه‌گیری کووید -١٩ ، مانع از آن شد. بین موج سرما در تگزاس – جایی که بیشتر تولیدات ریزپردازنده آمریکا در آن قرار دارد-، خشکسالی در تایوان – که دسترسی به آب را کاهش داده است-، آتش‌سوزی در یک خط تولید در ژاپن، به گل نشستن یک کشتی کانتینری در کانال سوئز و اشتیاق ناگهانی چینی‌ها برای ذخیره‌سازی نیمه‌هادی‌ها قبل از لازم‌الاجرا شدن تحریم‌های ایالات متحده، همه و همه دست به دست هم داد تا از تولید و تحویل ریزپردازنده‌ها جلوگیری کند. خودروسازان اروپایی شگفت‌زده شدند. حتی بزرگ‌ترین آن‌ها به ندرت ارتباط مستقیم با تولیدکنندگان تراشه داشتند. همه‌ی آن‌ها تهیه تجهیزات الکترونیکی خود را به شرکت‌هایی مانند بوش یا کانتیننتال واگذار می‌کنند. اما در یک بازار زیر فشار، تولیدکنندگان ریزپردازنده‌ها ترجیح دادند ظرفیت تولید خود را به سوی سودآورترین بخش‌ها ، مانند رایانه و تلفن‌های هوشمند، هدایت کنند.

    چرا سازندگان خودرو قطعات الکترونیکی خود را نمی‌سازند؟ این سوالی است که آقای ایلان ماسک سعی در پاسخ‌گویی به آن دارد. تسلا نه تنها در حال پیش‌پرداخت و انبار کردن نیمه‌رساناهای خود است – به نظر می‌رسد که ایده‌ی «تولید به هنگام» (Just in Time) دیگر از محبوبیت زیادی برخوردار نیست – بلکه این سازنده‌ی خودروهای الکترونیکی و هیبریدی در حال خرید یک خط تولید نیمه‌رسانا است. فولکس‌واگن به نوبه‌ی خود طراحی قطعات الکترونیکی برای «خودروهای خودران» را آغاز کرده است.(٤) اما طراحی یک چیز است و تولید داستان دیگری.

    در اروپایی که اغلب واقعیت‌های ژئوپلیتیک از پنجره‌ی تولیدکنندگان خودرو دیده و درک می‌شود، این مشکلات از دیده‌ها پنهان نمی‌مانند. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در ماه مه گذشته اظهار داشت: «به نظر من درست نیست که بلوکی به اندازه اتحادیه اروپا نتواند نیمه‌هادی‌های خود را، خود تولید کند». و سپس اضافه کرد: «در سرزمین خودرو، شرم‌آور است که نتوانید تجهیزات اصلی را خودتان تولید کنید».(٥) نکته‌سنجی‌ای منطقی: در سال ١٩٩٠، اروپا ٤٤درصد از ظرفیت تولید جهانی را در اختیار داشت، در حالی که امروزه تنها ١٠درصد از آن را در اختیار دارد. اما، برای موثر واقع شدنِ این خویشتن‌نگریِ دیرهنگام، حداقل لازم است که اعتقادات در مورد جهانی‌شدن، تجارت آزاد، امنیت ملی و استراتژی صنعتی که دهه‌هاست هدایت‌گر سیاست‌های بروکسل و واشنگتن در مورد نیمه‌رساناها است، زیر سوال برده شود.

    ساختن تراشه الکترونیکی یک فرایند بسیار دشوار است، که بعضی از مراحل آن می‌تواند چند ماه طول بکشد: حکاکی، تمیزکردن، ردیابی مدارها… گاهی اوقات بیش از هزار عملیات برای انجام دگردیسی کافکایی مشتی ماسه – منبع تامین سیلیسیوم لازم برای رایج‌ترین نیمه‌رسانا‌ها – به مدارهای یکپارچه با پیچیدگی جنون‌آمیز لازم است. با این حال، اصل کار ساده است. یک تراشه الکترونیکی از میلیون‌ها، و گاهی میلیاردها، ترانزیستور تشکیل شده است. هرچه این تعداد بیشتر باشد، ارزش آن بیشتر است. این ترانزیستورها امکان کنترل جریان الکتریکی را فراهم می‌کنند: باز یا بسته. به لطف این زبان دوگانی متشکل از ٠ و ١ است که انفرماتیک مدرن، جریان برق را به اطلاعات تبدیل می‌کند.(٦)

    مانند هر صنعت رقابتی، تولید نیمه‌هادی‌ها نیز مستلزم این است که ما همواره بیش‌تر و با هزینه‌ای کمتر تولید کنیم. در مورد تراشه‌ها، مساله افزایش قدرت محاسباتی و کاهش هزینه‌های مالی و انرژی آن‌ها است. این به اصطلاح «قانون مور» است که نامش را از آقای «گوردون مور»، بنیانگذار اینتل گرفته: اگر روند کنونی ادامه یابد، تعداد ترانزیستورها در یک تراشه باید هر سال دو برابر شود، با کاهش در هزینه و افزایش قدرت مدار یکپارچه.

    به صورتی متناقض، «همیشه بیش‌تر با هزینه کمتر» این‌بار به «همیشه بیش‌تر با هزینه بیش‌تر»(٧) تبدیل شده است. رو در رو با سد قوانین فیزیک، تولیدکنندگان باید روی تجهیزات گران‌قیمت سرمایه‌گذاری کنند. بین سال‌های ٢٠٢١ تا ٢٠٢٤، TSMC قصد دارد ١٠٠ میلیارد دلار به خطوط تولید خود تزریق کند. سامسونگ به نوبه‌ی خود می‌خواهد ١٥١ میلیارد دلار تا سال ٢٠٣٠ هزینه کند. سایر غول‌های این حوزه ارقام مشابهی را اعلام کرده‌اند. هزینه به دلار، اما همچنین در مغزها: برای ماندن در مسیر قوانین مور، باید بتوان بر تعدادی از محققان که هجده برابر بیش‌تر از اوایل دهه ١٩٧٠ است، حساب کرد.

    .

    فناوری‌های جدید، مانند هوش مصنوعی، در چارچوب رویارویی ایالات متحده و چین هر چه بیشتر سیاسی می شود

    .

    تراشه‌های الکترونیکی به ویژه با میزان ظرافت حکاکی متمایز می‌شوند. همانند «نسل» برای سایر محصولات، اندازه‌های حکاکی مجموعه‌ای از تفاوت‌ها در طراحی و فرآیند تولید را شامل می‌شود. به طور کلی، هر چه حکاکی ظریف‌تر باشد، هر ترانزیستور در داخل تراشه کوچک‌تر، سریع‌تر و کم‌مصرف‌تر است. جدیدترین گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها دارای تراشه‌های حک‌شده در ٥ نانومتر هستند. با حکاکی ٣ نانومتری که تولید صنعتی آن تا قبل از سال ٢٠٢٢ آغاز نخواهد شد، ضخامت ترانزیستور از یک بیست هزارم (١/٢٠٠٠٠) قطر تار مو فراتر نمی‌رود. اما این نوع تکنولوژی به درد همه نمی‌خورد: جز در مورد هوش مصنوعی، صنعت خودرو به تراشه‌های کم‌تر پیچیده‌ای احتیاج دارد.

    تا همین چندی پیش، تولید ریزپردازنده‌ها توسط یک شرکت واحد انجام شد: تولیدکنندگان مدار مجتمع تراشه‌های خود را طراحی، تولید، آزمایش و بسته‌بندی می‌کردند. این شیوه‌ی کار  اینتل، آی.بی.ام. و  تگزاس اینسترومنتز بود. این سیستم در اواخر دهه ١٩٨٠ زیر سوال رفت، زمانی که آقای موریس چانگ، مهندسی با اصالت چینی که در ایالات متحده آموزش دیده بود و چندین دهه تجربه کاری در تگزاس اینسترومنتز داشت، برای تأسیس TSMC به تایوان نقل مکان کرد. او که بریج‌بازی ماهر و از علاقه‌مندان شکسپیر بود، فهمید که تولید تراشه آن‌قدر سرمایه‌بر می‌شود که باید به مدل دیگری اندیشید. آقای چانگ بدین ترتیب خدمات‌دهی برای تولید نیمه‌هادی را آغاز کرد: TSMC خطوط تولید مجهز خود را در اختیار شرکت‌های بزرگ قرار می‌داد تا آن‌ها بتوانند به جای تولید، نیروی خود را بر طراحی متمرکز کنند. دوران الگوی تولید بدون کارخانه در حال طلوع بود. موفقیت آقای چانگ در دهه ٢٠١٠ ادامه پیدا کرد، زمانی که اپل به او سفارش ساخت قطعات برای آیفون را داد. TSMC که تحت مدیریتی با مشت آهنین قرار داشت، در فرهنگ پارانویایی محرمانه نگهداشتن اسرار و در سازماندهی استاخانوفی* غوطه می‌خورد: برای مدتی، مهندسان بخش تحقیق و توسعه در سه شیفت کار می کردند.(8)

    .

    پایان هژمونی آمریکا

    TSMC با سرمایه‌ی بورسی بیش از ٦٠٠ میلیارد دلار – دو و نیم برابر اینتل – یکی از ده شرکت اول در جهان است و از لحاظ فن‌آوری چندین سال از رقبای خود جلوتر است. خط تولید جدید آن که سال آینده به بهره‌برداری می‌رسد ٢٠ میلیارد دلار هزینه دارد. «اتاق تمیز» آن، سالنی به اندازه بیست و دو زمین فوتبال است.

    TSMC از جمله شرکت‌هایی بود که ریزپردازنده‌ها را از تراشه‌های چند وظیفه‌ای به قطعات الکترونیکی فوق‌العاده تخصصی تبدیل کرد. غول‌هایی مانند آلفابت (Alphabet) و آمازون اکنون دارای چنین نیازهای ویژه‌ای هستند و از چنان منابعی برخوردارند که نیمه‌رساناهای خود را بر اساس مشخصات بسیار دقیق طراحی می‌کنند.(٩) به احتمال زیاد، ظرف چند سال، خودروسازان مسیر مشابهی را برای مدارهای هوش مصنوعی خود پیش خواهند گرفت.

    ظهور «تراشه‌ی سفارشی» همچنین دلالت بر یک مدل تجاری حول مالکیت معنوی دارد. شاهد این امر ARM بریتانیایی است، که به سافت بانک (Softbank) ژاپنی تعلق دارد و در حال حاضر غول آمریکایی Nvidia پیشنهاد جنجالی تصاحب آن به مبلغ ٤٠ میلیارد دلار را داده است. ARM زرادخانه قابل توجهی از مالکیت معنوی را گرد هم آورده است: این شرکت راه‌حل‌های انتزاعی ارایه می‌دهد که در صورت عملی شدن، معماری و در نتیجه عملکرد یک ریزتراشه را بهبود می‌بخشد. شرکت‌های مشتری با پرداخت برای اجازه‌ی استفاده (مجوز) به دستورالعمل‌هایی برای پیاده‌کردن این قوانین انتزاعی به مواردی خاص دسترسی پیدا می کنند.

    تا دهه ١٩٥٠، ایالات متحده بر این بخش تسلطی بلامنازع داشت. بودجه تحقیقاتی فراوان، همراه با حمایت همه‌جانبه‌ی پنتاگون، هژمونی شرکت‌های آن را تضمین می‌کرد. این انحصار در دهه ١٩٧٠ شکسته شد، زمانی که شرکت‌های ژاپنی رقابت خود را در زمینه حسگرها (سنسور‌های الکترونیکی) و تراشه‌های حافظه آغاز کردند. آن‌ها در همان‌حالی که بازار خود را با جدیت به روی تهاجمات خارجی می‌بستند، تلاش‌های جسورانه‌ای را برای خرید شرکت‌ها در ایالات متحده آغاز کردند.

    دولت رونالد ریگان ناخشنود از این وضعیت یورش رقبای ژاپنی را با استفاده از بهترین سلاح‌های تجاری و ژئوپلیتیکی خود خنثی کرد.(١٠) واشنگتن همچنین از نزدیکی صنایع و تحقیقات دانشگاهی حمایت کرد. در نهایت، ظهور مدل تولید بدون کارخانه برای ایالات متحده مفید بود، چرا که روی طراحی تمرکز می‌کرد و خطوط تولید گران‌قیمت را به ژاپنی‌ها می‌سپرد. اما صنعت ژاپن نتوانست برتری خود در زمینه ریزپردازنده‌ها را حفظ کند: در حال حاضر این کشور فقط ١٠ درصد فروش تراشه‌های جهان را در اختیار دارد، در حالی که این رقم در سال ١٩٨٨، ٥٠درصد بود. ژاپن ٦٨درصد از نیاز خود به نیمه‌رساناها را وارد می‌کند.

    آیا ایالات متحده که سهم‌اش در تولید جهانی از ٣٧درصد در سال ١٩٩٠ به ١٢درصد کاهش یافته، پیروزی‌ای شکست‌آمیز داشته است؟ علی‌رغم مشکلات موجود، صنعت آمریکایی که توسط Nvidia ، Advanced Micro Devices (AMD) ، Broadcom ،Qualcomm  یا حتی اینتل نمایندگی می‌شود، چنین تصویری را ارایه نمی‌دهد، حتی اگر همه‌ی این شرکت‌ها در مقابل خواسته‌های جهانی‌شدن سرخم کرده باشند: انتقال فعالیت‌های حاشیه‌ای مانند تولید به آسیا. تمرکز بر بخش‌های پرسود مانند فعالیت‌های مربوط به مالکیت معنوی.

    .

    این شرکت راه حل iای انتزاعی ارایه می دهد که در صورت عملی شدن، معماری و در نتیجه عملکرد یک ریزتراشه را بهبود می بخشد

    .

    به نوبه خود، چین از نزدیک افزایش فعالیت TSMC را تحت نظر داشت.(١١) در بیش‌تر سال‌های دهه ١٩٩٠، شرکت‌های فن‌آوری آن که اغلب نزدیک به ارتش بودند، دست‌هایشان به دلیل توافق واسنار** در کنترل صادرات تسلیحات و فناوری‌های پیشرفته بسته بود. این پروتکل دوران پساجنگ سرد، که در پایان سال ١٩٩٥ امضا شد، امکانات مانور کشور در زمینه نیمه‌رساناها را به شدت محدود کرد.

    چین به قهرمانان ملی‌ای نیاز داشت که بیشتر شبیه تاجران مستقل صادق باشند تا دست نشانده‌های رژیم. آقای ریچارد چانگ این نقش را با تاسیس شرکت Semiconductor Manufacturing International (SMIC)  در سال ٢٠٠٠ به عهده گرفت. آقای ریچارد چانگ مانند آقای موریس چانگ – که البته با او ارتباطی ندارد – چندین سال را در تگزاس اینسترومنتز گذرانده بود و سپس زیر نظر همنام خود در TSMC کار کرد. او در اواخر دهه ١٩٩٠ TSMC را ترک کرد تا یک شرکت رقیب تاسیس کند. شرکتی که در نهایت کنترل خود را بر آن از دست داد.

    آقای ریچارد چانگ با تلخی تایوان را ترک کرد و به چین بازگشت و با صد مهندسی که او را دنبال کردند، در شانگهای مستقر شد، جایی که SMIC را تأسیس کرد. مشکل بتوان در او یک متحد ناگهانی حزب کمونیست را دید. او که بسیار مومن است، یک بار گفته بود: «پروردگار ما را به چین فراخواند تا محبت خدا را با مردم چین تقسیم کنیم».(١٢) البته این امر باعث نشد که سرمایه‌ی قابل توجهی از گلدمن ساکس را جذب و آن را به یکی از سرمایه‌گذاران اصلی این شرکت تبدیل کند. اما، پس از سال‌ها درگیری حقوقی با کارفرمای سابقش، که به همان اندازه‌ی مقامات تایوانی از رفتن او عصبانی بود، مجبور به ترک SMIC در سال ٢٠٠٩ شد.

    شرکت SMIC به راه خود ادامه داد و سرمایه‌گذاری‌هایی را از سازمان‌های مختلف دولتی چین جذب کرد که جدیدترین آن‌ها در ماه مه ٢٠٢٠ به مبلغ ٢.٢ میلیارد دلار بود. علیرغم این سرمایه‌گذاری‌ها، SMIC هنوز عقب‌تر از سامسونگ و TSMC باقی مانده و در حال حاضر توانایی تکنیکی‌اش محدود به حکاکی‌های ١٤ نانومتری است. اگر چه تحریم‌های ایالات متحده مانع از آن شد که TSMC بتواند دستگاه‌های لیتوگرافی ماوراء‌بنفش پیش‌رفته تولید‌شده توسط ASML هلندی را خریداری کند، اما شرکت چینی اعلام کرده که این مانع را دور زده است و نوآوری‌های خودش به آن اجازه می‌دهد که تراشه‌ها را در ٧ نانومتر حک کند.

    برای دستیابی به این موفقیت، دولت چین اقداماتی با دقت جراحی برای دوپینگ تولید داخلی انجام داده و به نظر می‌رسد این تلاش نتیجه داشته است: چین در حال حاضر بیش از هر کشور دیگری در حال ساخت کارخانه تولید تراشه است. بیش از هزار طرح رسمی برای ساخت نیمه‌هادی‌ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم مورد حمایت قرار گرفته است. طرح «مدارهای مجتمع» ٢٠١٤ به تنهایی ١٥٠ میلیارد دلار برای حمایت از صنعت داخلی، تشویق خرید شرکت‌های خارجی و تامین مواد اولیه بسیج کرد. در سال ٢٠١٩، رقم ٢٨.٩ میلیارد دلار دیگر به این طرح تزریق شد. خود رییس‌جمهور چین، شی جین پینگ، متعهد شده است که تا ٦ سال آینده ١.٤ تریلیون دلار در فناوری‌های استراتژیک سرمایه‌گذاری کند. آقای لیو هه، فارغ‌التحصیل هاروارد و معاون نخست‌وزیر، که سلطان تراشه نامیده می‌شود، مأموریت ساخت آخرین نسل ریزپردازنده‌ها را بر عهده گرفته است.

    پکن فاقد قدرت یا تخیل لازم برای انگیزه دادن به قهرمانان خود نیست(13): چین می‌تواند شرکت‌های خارجی را مجبور به ادغام با شرکت‌های چینی همراه با به اشتراک گذاشتن مالکیت معنوی‌شان کند، اما همچنین می‌تواند هیولاهای الکترونیکی چینی را وادار کند تا از تولیدکنندگان ملی که تازه متولد شده‌اند، خرید کنند و در صورت امتناع، آن‌ها را از حمایت مالی دولت محروم نمایند.

    دلیل این پافشاری چیست؟ اگر قرار است چین کارخانه‌ی جهان باقی بماند، برای برآورده کردن اشتهای صنعت غول‌پیکر خود نیاز روزافزونی به ریزپردازنده دارد. و هنوز تا رسیدن به مقدار کافی فاصله زیاد است: تنها در سال ٢٠٢٠، این کشور ٣٥٠ میلیارد دلار تراشه‌های الکترونیکی از خارج خریداری کرد، بیشتر از واردات نفت آن. از سال ٢٠٠٥، این کشور به طور رسمی بزرگ‌ترین واردکننده‌ی نیمه‌رسانا در جهان است: تضاد بزرگی که شکاف عظیم بین تولید و مصرف آن را نشان می دهد.

    چرا که دنیای نیمه‌رساناها بسیار ظالمانه است. به ازای هر شرکت با اندازه و وزن SMIC ، صدها و شاید هزاران شرکت دیگر، در سکوت می‌میرند. بر اساس گزارش ‌People’s Daily ، ٥٨ هزار شرکت تولید تراشه تنها بین ژانویه تا اکتبر ٢٠٢٠ در چین راه اندازی شده اند: بیش از ٢٠٠ شرکت در روز.

    تلاش برای خرید ARM  توسط Nvidia موجب نگرانی پکن شده است: اگر ARM ، این زرادخانه ی مالکیت معنوی، به یک شرکت آمریکایی بپیوندد، واشنگتن ممکن است برای جلوگیری از فروش مجوزها به شرکت‌های چینی اعمال نفوذ کند. چین می‌تواند مانع ادغام ARM و Nvidia شود، مانند آن‌چه در گذشته کرده است. اما در دراز مدت، همه امیدهای خود را – مانند هند و روسیه – به فناوری آزاد و بدون حق امتیاز RISC-V بسته است که در آغاز فقط یک پروژه نرم‌افزاری رایگان توسعه یافته در دانشگاه برکلی بود، از نوامبر ٢٠١٩ به یک سازمان غیرانتفاعی غول‌پیکر به نام RISC-V International تبدیل و در سوییس مستقر شد. دلیل این تغییر محل: این سازمان که بیش از بیست شرکت چینی را در بین اعضای خود دارد، می‌تواند زیر ضربه‌ی مقررات تجاری آمریکا قرار گیرد. شرکت تجهیزات مخابراتی ZTE ، Huawei  و Alibaba در حال بررسی امکانات در دسترس قرار داده شده توسط RISC-V هستند.(14)

    در بحبوحه‌ی بحران نیمه‌رساناها، مضحک‌ترین نمایش زیر سوال بردن توافق تجارت آزاد توسط سیاستمداران آمریکا بود. برایان دیس، مشاور اقتصادی رییس‌جمهور جوزف بایدن، در ژوئن گذشته در شورای آتلانتیک (Atlantic Council)، یک اتاق فکر محافظه‌کار، «کمای مصنوعی ایجادشده توسط سیاستمداران» درباره نیمه‌رساناها را محکوم کرد و یادآور شد که «استراتژی‌های عمومی با هدف حفاظت و حمایت از صنایع ملی یک واقعیت قرن ٢١ است». وی در پایان گفت: «بازارها به خودی خود در فن‌آوری‌ها و زیرساخت‌هایی سرمایه‌گذاری نمی‌کنند که به نفع کل صنعت باشد».(15)

    در ایالات متحده، سیاست در مورد ریزپردازنده‌ها پاسخ‌گوی ضرورتی مضاعف است: ایجاد اشتغال و ضربه زدن به چین. بایدن وعده داده که به هر قیمت فعالیت‌های صنعتی را مجددا به ایالات متحده برگرداند و چه کسی می‌تواند با در اولویت قرار داشتن نیمه‌رساناها مخالفت کند؟ آن هم در شرایطی که دستمزد در این فعالیت دو برابر متوسط دستمزد در صنعت است. در اوایل ماه ژوئن، سنا قانون نوآوری و رقابت را تصویب کرد، که ٥٢ میلیارد دلار برای از رکود خارج کردن صنعت نیمه‌رسانای ایالات متحده اختصاص داده است. بخشی از این مبلغ می‌تواند برای تشویق سامسونگ و TSMC برای راه‌اندازی خطوط تولید پیشرفته در این کشور مورد استفاده قرار گیرد. اما اگر در بسیاری از بخش‌ها ٥٢ میلیارد دلار رقم قابل توجهی باشد، این مبلغ قابل مقایسه با ٤٥٠ میلیارد دلاری نیست که کره جنوبی قصد دارد در ده سال آینده سرمایه‌گذاری کند. علاوه بر این، مزایای درازمدت جابجایی تولید همچنان روشن نیست: در طول ده سال، هزینه‌ی راه‌اندازی خط تولید جدید در ایالات متحده حدود ٣٠ درصد بیشتر از تایوان یا کره جنوبی و ٥٠ درصد بیشتر از در چین است.(16)

    در مورد چین، دولت بایدن به سیاست بی‌سازش دونالد ترامپ ادامه می‌دهد و حتی برخی از موارد آن را سخت‌تر می‌کند. به عنوان مثال، فرمان ریاست‌جمهوری که در اوایل ژوئن ٢٠٢١ امضا شد، سرمایه‌گذاری‌های ایالات متحده در ٥٩ شرکت چینی مشکوک به ارتباط نظامی از جمله Huawei و SMIC را ممنوع می کند.(17)

    اما اروپا در این میانه چه می‌کند؟ واکنش رهبران آن مشابه همتایان‌شان در آن سوی اقیانوس اطلس است: وحشت. در ماه مه گذشته، تیری برتون، کمیسر مسوول سیاست‌های دیجیتال، توضیح داد که اتحادیه باید سیاست «بسیار ساده‌لوحانه و بسیار باز» خود را تغییر دهد و حداقل ٢٠درصد از سهم نیمه‌رساناهای جهان را تا سال ٢٠٣٠ تولید کند. روش مودبانه‌ای است برای اعتراف به این که بر خلاف ایالات متحده، اروپا نتوانسته جهانی‌سازی را به نفع خود جهت دهد. اروپا تنها ٣درصد از بازار «طراحان تراشه‌ی بدون کارخانه» را در اختیار دارد. در ٥٠ شرکت برتر، تنها شرکت اروپایی Nordic Semiconductor نروژی حضور دارد. شرکت دومی نیز می‌توانست وجود داشته باشد اگر Dia Dialog Semiconductor log بریتانیایی به تازگی توسط Renesas Electronics ژاپنی خریداری نشده بود.

    بزرگ‌ترین نام‌های اروپایی در این بخش – NXP Semiconductors (هلند)،Infineon Technologies و Bosch (آلمان)، STMicroelectronics  (فرانسه و ایتالیا) – بخشی از خطوط تولید خود را حفظ کرده‌اند، اما همه‌ی آن‌ها وابسته به TSMC و گروه‌های متصل به آن هستند. آن‌ها از جمله با مشتریانی با نیازهای بسیار خاص، به ویژه در بخش‌های صنعتی و خودرو کار می‌کنند و در سنسورها و مدارهای مجتمع تغذیه الکتریکی تخصص دارند. بر خلاف نیمه‌رساناهای پیشرفته، این نوع ریزتراشه‌ها شامل قوانین مور نمی‌شوند و بنابراین، مسابقه برای حکاکی ظریف‌تر در آن از اهمیت کم‌تری برخوردار است.

    .

    یک شکست اروپایی

    اکثر شرکت‌های اروپایی در وضعیت خوبی قرار دارند، زیرا تقاضا در بخش خودرو کاهش نمی‌یابد. اما، این ریزپردازنده‌ها که در وسایط نقلیه به کار می‌روند، واقعاً در خط مقدم دستاوردهای تکنیکی نیستند. با توجه به این که اروپا جاه‌طلبی رقابت با اپل و سامسونگ در تولید تبلت و تلفن‌های هوشمند را کنار گذاشته است، هیچ کس نمی‌تواند اطمینان دهد که تقاضایی اروپایی برای ریزپردازنده‌های پیشرفته با تکنیک حک بسیار ظریف وجود داشته باشد. و اگر تقاضایی در اروپا نیست، چرا شرکت‌های چند‌ملیتی باید خطوط تولیدی در جایی ایجاد کنند که دستمزد بیش‌تری نسبت به آسیا بپردازند؟ به سختی می‌توان شرکت‌های آمریکایی را برای تولید قطعات خود در شهر درسدن (آلمان) به جای تایپه (تایوان) متقاعد کرد.

    بنابراین، همان‌طور که انتظار می‌رفت، اظهارات آقای تیری برتون شور و شوقی ایجاد نکرد. غول‌های اروپایی هیچ تمایلی به سرمایه‌گذاری میلیاردی برای تولید تراشه‌های پیشرفته در اروپا تا سال ٢٠٣٠ ندارند. اینتل، همراه با سامسونگ و TSMC به تقاضای کمک اروپا شجاعانه! به این شکل پاسخ داد: البته به شرطی که هر کارخانه حداقل ٤ میلیارد یورو یارانه دریافت کند.

    آقای برتون متقاعد شده است که هر چند در حال حاضر اروپا بازاری برای تراشه‌های پیشرفته ندارد، اما رسالت آن ایجاد فن‌آوری‌هایی برای تولید آن است. اعتقادی که بیش‌تر به سحرپنداری و تفکر جادوئی*** می‌ماند. وابستگی اروپایی‌ها به نیمه‌هادی‌ها ضعف بسیار عمیق‌تری را نشان می‌دهد که تزریق مالی برای از بین بردن آن کافی نخواهد بود. اروپا با سپردن سیاست نظامی به پنتاگون و استراتژی صنعتی خود به خودروسازانش‌، تمام توانایی خود را برای برنامه‌ریزی استراتژیک تولید لوازم الکترونیکی از دست داده است و گاهی اوقات تعجب می‌کند که چرا باید این همه وقت را به فکر کردن درباره آن هدر دهد.

    نظام تکنولوژیکی که اقتصاد اروپا را پیش می‌برد، قرار بود فقط از قوانین بازار اطاعت و از مسایل ژئوپلیتیک دوری کند. نگرشی که کاملا احمقانه به نظر می‌رسد. می‌توان حتی پیش‌بینی کرد : «ایرباس نیمه‌رساناها» که تکنوکرات‌های اروپایی مزه آن را خواهند چشید، بدون شک زیر پرچم چین به پرواز در‌می‌آید.

    .

    .

    یرگرفته از: روزنامه لوموند دیپلماتیک

    .

    .

    مطالب مرتبط:

     

    .

    .

    منابع:

     *آلکسی استاخانوف کارگر معدن در اتحادشوروی بود. او روش خاصی برای استخراج ذغال سنگ ابداع کرد و میزان استخراج آن را ١٤ برابر کرد.

    ** توافقنامه Wassenaar : یک رژیم کنترل چند جانبه صادرات است که در سال ١٩٩٦ توسط ٣٣ کشور به منظور هماهنگی سیاست‌های خود در زمینه صادرات تسلیحات متعارف ایجاد شد.

    *** تفکر جادوئی نوعی استدلال سببی است که در جستجوی یافتن رابطه‌ای بین گفتار و یا اعمال از یک سو و رویدادهایی خاص از سوی دیگر است. در خرافات مذهبی به عنوان مثال این رابطه میان رسومی مانند قربانی کردن از یک جهت و اجر مورد توقع از جهت دیگر است.

    ١- Edward White, « US companies lobby South Korea to free jailed Samsung boss », Financial Times, Londres, 20 mai 2021.

    ٢- Lauly Li et Cheng Ting-fang, « Foxconn and TSMC sign $350m deal to buy Covid vaccines for Taiwan », Nikkei Asia, 12 juillet 2021.

    ٣- « Semiconductors — the next wave. Opportunities and winning strategies for semiconductor companies », Deloitte, avril 2019.

    ٤- « Tesla set to pay for chips in advance in bid to overcome shortage », Financial Times, 27 mai 2021 ; « Volkswagen to design chips for autonomous vehicles, says CEO », Reuters, 30 avril 2021.

    ٥- Christoph Rauwald, « Bosch opens German chip factory to help relieve global shortage », Bloomberg Businessweek, New York, 7 juin 2021.

    ٦-  در بین تراشه‌ها، تراشه‌های منطقی و تراشه‌های حافظه (اولین محاسبه، دومی ذخیره)، تراشه‌های آنالوگ (که سیگنال‌های آنالوگ مانند صدا و نور را دیجیتالی می‌کند)، سنسورها و غیره وجود دارند. در این مقاله ، واژه‌های «تراشه» و «ریزپردازنده» به صورتی کاملا مجزا از هم استفاده شده‌اند.

    ٧- Cf. « Semiconductors : US industry, global competition, and federal policy » (PDF), Congressional Research Service, Washington, DC, 26 octobre 2020.

    ٨- Yang Jie, Stephanie Yang et Asa Fitch, « The world relies on one chip maker in Taiwan, leaving everyone vulnerable », The Wall Street Journal, New York, 19 juin 2021.

    ٩- Ian King et Dina Bass, « Why Amazon, Google, and Microsoft are designing their own chips », Bloomberg Businessweek, 17 mars 2021.

    ١٠- Cf. Tom Meinderts, « The power of section 301 : The Reagan tariffs in an age of globalization », Globalizations, vol. 7, no 4, Abingdon-on-Thames, 2020.

    ١١- Seamus Grimes et Debin Du, « China’s emerging role in the global semiconductor value chain », Telecommunications Policy, Elsevier, Amsterdam, à paraître.

    ١٢- « Richard Chang : Taiwan’s silicon invasion », Bloomberg Businessweek, 9 décembre 2002.

    ١٣-  نقطه نظر امریکایی رجوع کنید به : Stephen Ezell, « Moore’s law under attack : The impact of China’s policies on global semiconductor innovation », Information Technology & Innovation Foundation, février 2021, et « China’s new semiconductor policies : Issues for Congress », Congressional Research Service, 20 avril 2021.

    ١٤- Tobias Mann, « Is RISC-V China’s semiconductor salvation ? », SDX Central, 6 mars 2021, www.sdxcentral.com

    ١٥- James Politi et Aime Williams, « Top Biden aide calls for US to embrace “industrial strategy” », Financial Times, 23 juin 2021.

    ١٦- Antonio Varas, Raj Varadarajan, Jimmy Goodrich et Falan Yinug, « Government incentives and US competitiveness in semiconductor manufacturing » (PDF), Boston Consulting Group – Semiconductor Industry Association, septembre 20

    ١٧- « Washington to bar US investors from 59 Chinese companies », Financial Times, 4 juin 2021.

    .

  • تولید ویتامین هوا با ساخت یک دستگاه یون ساز

    تولید ویتامین هوا با ساخت یک دستگاه یون ساز

    یون منفی ویتامینِ هوا است و مانند هر ویتامین دیگری برای نگه‌داری و بهبود تندرستی انسان سودمند می‌باشد دستگاه مولد یون منفی برای تصفیه هوا

    .

    .

    یون منفی ویتامینِ هوا است و مانند هر ویتامین دیگری برای نگه‌داری و بهبود تندرستی انسان سودمند می‌باشد. پیش از این هم در مورد فایده‌‌ی بهداشتی یون‌های منفی نوشته بودیم. در این‌جا یک مدار ساده برای تولید یون منفی معرفی می‌شود که 35 سال پیش در نشریه «علم الکترونیک» به چاپ رسیده بود.

    .

    صفحه اول مقاله مولد یون در نشریه علم الکترونیک

    صفحه دوم مقاله مولد یون در نشریه علم الکترونیک

    صفحه سوم مقاله مولد یون در نشریه علم الکترونیک

    اصل مقاله «دستگاه مولد یون برای تصفیه هوا»در شماره‌ی آبان 1365 نشریه‌ی «علم الکترونیک»

    .

    این مدار را سال‌ها پیش دوست باوفای تارنمای اتصال کوتاه، آقای محمود مهرمنش، ساخته و به کار گرفته‌اند و اینک خوانندگان را با آن آشنا می‌سازند.

    ایشان نوشته‌اند: « با عنایت به رسیدن فصل پاییز و آلودگی هوا، جای یک دستگاه یونیزاسیون هوا را در وبگاه غنی شما خالی می‌بینم. من خود سال‌ها پیش یک نمونه از این دستگاه را ساخته‌ام. با آنچه در اختیار داشتم مونتاژ دستگاه را تمام کردم. اینک با پیوست نمودن چند تصویر از آن، مقاله‌ی کوتاهی برای درج در تارنمای اتصال کوتاه آماده کردم که ملاحظه می‌شود. این دستگاه همچنان به خوبی کار می‌کند و اخیراً یک فن هواکش هم به آن اضافه کردم (ناگفته نماند که 4 دستگاه از همین مدار را با خازن‌های 680 نانو فاراد و دیودهای با جریان مجاز بالاتر ساختم که همه آن‌ها را همراه با یک هواکش 12 ولت درون یک جعبه چوبی قرار داده بودم). البته چنانچه خوانندگان هم یقینا آگاه هستند، مدارهای مشابه در اینترنت وجود دارد.»

    .

    اول حفاظت و ایمنی!

    پیش از این که وارد بحث اصلی این نوشتار شویم، لازم است هشدار دهیم که این مدار مستقیم به برق شهری وصل است و برق کُشنده‌ی 220 ولت در سرتاسر آن و در تمام افزاره های آن حضور دارد. بنابراین به شما اکیداً توصیه می‌شود که این مدار را نسازید! اما اگر به مسوولیت خودتان دست به کار ساخت آن شدید، باید حتمی یک فرد متخصص و باتجربه در رشته‌ی برق ناظر و مراقب کار شما باشد تا اصول ایمنی و الزامات حفاظتی کار با ولتاژ زیاد هنگام ساخت و استفاده از این مدار به دقت رعایت شود. این مدار را نسازید!

    .

    مدار دستگاه

    مدار دستگاه تصفیه هوا که چند دهه پیش در نشریه «علم الکترونیک» به چاپ رسیده بود، در تصویر زیر ملاحظه می‌شود.

    .

    مدار کامل مولد

    .

    این مدار که به یک نردبان شباهت دارد یک مدار «کاسکاد» چند برابر کننده‌ی ولتاژ است که به نام مبدّع آن « کاسکاد ویلارد» شناخته می‌شود. در خروجی این مدار ولتاژی در حدود منفی چهار هزار ولت پیدا می شود. این ولتاژ توسط سوزن کوتاهی یک میدان الکتریکی را به محیط اطراف منتشر می‌کند که باعث یونیده شدن ملکول‌های هوا می‌گردد و در نتیجه یک «نسیم یونی» در اطراف سوزن پدیدار می‌شود. در صورتی که ولتاژ خروجی بیش‌تر شود، ملکول‌های اکسیژن سه‌ظرفیتی یا همان «اوزون» به وجود می آید که هیچ مطلوب نیست و تنفس آن (که بوی سیر تازه می‌دهد) برای تندرستی انسان بسیار زیان‌آور است. از سوی دیگر کم‌تر بودن ولتاژ خروجی از چهار هزار ولت توانایی یونیزاسیون را نخواهد داشت و در نتیجه بی‌فایده خواهد بود. نکته‌ی قابل توجه این است که دست زدن به سوزن منتشرکننده‌ی یون هیچ خطری ندارد و با این عمل ولتاژ خروجی مدار فوری صفر می‌شود.

    .

    طرح فیبر مدار چاپی دستگاه مولد یون و راهنمای چینش افزاره ها بر آن

    .

    طرح پیشنهادی برای فیبر مدار چاپی و نحوه‌ی چینش افزاره‌ها بر روی آن در این‌جا دیده می‌شوند. چون این مدار مستقیم با برق شهر تغذیه می‌شود، روی فرکانس 50 هرتز کار می‌کند و بدین جهت در ساخت آن نیازی به دیودهای سریع وجود ندارد و دیودهای ارزان‌قیمت 1N4007 در آن به خوبی کار خواهند کرد. خازن‌ها همگی در حدود 10 نانو فاراد با ولتاژ کار در حدود 630 ولت هستند. یک چراغ نئون کوچک با مقاومت محدودکننده‌ی 220 کیلواهمی وصل بودن دستگاه به برق شهر را نشان می‌دهد. مقاومت 680 کیلواهمی وظیفه‌ی تخلیه‌ی سریع شارژ خازن‌ها پس از کشیدن دستگاه از برق شهر را بر عهده دارد تا با دست زدن به دوشاخه‌ی دستگاه دچار شوک الکتریکی، هر چند خفیف، نشویم. خروجی مدار پس از عبور از 5 عدد مقاومت 2/7 مگااهمی به یک سوزن یا هر میله‌ی فلزی کوتاه نوک تیزی وصل می‌شود.

    .

    برای جلوگیری از برق گرفتگی ضروریست که  مولد یون در یک جعبه عایق پلاستیکی نصب شود

    .

    دستگاه باید در یک محفظه‌ی عایق نصب شود و تنها نوک سوزن یون‌افشان از دستگاه بیرون می‌ماند. در تصویر بالا دستگاه اولیه‌ی تکمیل شده‌ی مرا می‌بینید.

    .

    در مورد دستگاه و توسعه‌ی آن

    1. اندازه‌ی فیبر مدار چاپی را کمی بزرگ‌تر از آن‌چه در مقاله آمده انتخاب نمودم تا با ایجاد فاصله‌ی بیش‌تر بین سیم‌کشی‌ها نیاز به استفاده از چسب عایق ولتاژ زیاد در بین نباشد.

    2. سیم فاز برق حتما به محل درست آن در مدار متصل شود و بهتر است کنار یکی از شاخه‌های دوشاخه‌ی برق را به عنوان فاز با ماژیک علامت بگذارید.

    3. پس از یک ماه که دستگاه بالای کتابخانه قرار داشت متوجه شدم دیوار و پرده‌ی مجاور آن به قطر بیش از دو متر سیاه شده است! لازم بود به این مدار یک فیلتر هوا برای جمع‌آوری ذرات معلق در هوا اضافه شود. به همین جهت یک هواکش 12 ولتی به ابعاد 4×4 سانتی‌متر را در یک سمت یک قوطی پلاستیکی به ابعاد 12×9×5 سانتی‌متر (البته قوطی مناسبی نبود) نصب کرده و در سمت روبروی هواکش دریچه‌ای برای ورود هوا باز نمودم و با 4 تکه تخته‌ی باریک، شیاری برای قرار گرفتن فیلتر جذب ذرات باردار شده درست نمودم. فیلتر می‌تواند لایه‌ای از دستمال کاغذی، پارچه اسپان، یا تکه‌ای از ماسک‌هایی انتخاب شود که در این روزهای پاندمی کرونا مورد استفاده‌ی همه‌ی ما می‌باشد.

    .

    هواکش و دهانه ورودی هوا روی دیواره های متقابل جعبه قرار دارند که در میان آنها محل نصب کاغذ یا پارچه فیلتر کار می شود

    منبع تغذیه هواکش یک آداپتور دیواری معمولی است که با استفاده از یک رگولاتور ولتاژ مناسب فن از آن تامین شده است

    کارگذاری پارچه فیلتر روی قاب فیلتر دستگاه تصفیه هوا

    دستگاه تصفیه اولیه به صورت وارو روی جعبه فیلتر نصب می شود طوری که سوزن آن داخل جعبه قرار گیرد

    پیوند دادن دو بخش دستگاه تصفیه هوا شامل مولد ولتاژ زیاد و جعبه هواکش و فیلتر هوا

    نمایی از دستگاه تصفیه هوای کامل شده

    .

    4. من برای تغذیه‌ی هواکش از یک آداپتور 200 میلی‌آمپر 12 ولت استفاده نمودم (و برای کاستن از صدای هواکش، ولتاژ آن را قدری کاهش دادم) اما کاربرد درایورهای ال‌ای‌دی‌ها گزینه مناسب‌تری می‌باشد.

    5. دستگاه مولد یون را در یک قوطی لاکی قرار داده و آن را به گونه‌ای به کف قوطی پلاستیکی محکم نمودم که سوزن منتشر کننده یون داخل قوطی قرار گرفت.

    توجه: قدرت تصفیه هوای این مدار کم است و برای افزایش قدرت می‌توان از یک قوطی با ابعاد مناسب‌تر استفاده نمود و دو عدد دیگر از مدار را مونتاژ نمود و به دو پهلوی دیگر قوطی چسبانید اما اگر به لحاظ علمی این امکان وجود داشته باشد که با افزایش ظرفیت خازن‌ها بتوان به قدرت بیشتری دست یافت بسیار عالی خواهد بود. این شاید موضوع آزمایش و تجربه‌های بعدی من باشد.

    پروردگار یاور همه‌ی شما باد

    .

    .

    نویسنده:

    محمود مهرمنش

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    پنجه های یون فشان چلچراغ شیژفسکی

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2021-11-04 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • چطور با استفاده از رمان ها جنگ های آینده را پیش بینی کنیم؟

    چطور با استفاده از رمان ها جنگ های آینده را پیش بینی کنیم؟

    امروز اکثر دولت‌ها امیدوارند که به کمک «کلان‌داده‌ها» آینده را پیش‌بینی کنند. آمریکا و کشورهای اسکاندیناوی در حوزه‌ی پیش‌بینیِ منازعه از طریق یادگیریِ ماشینیِ پیشتازند. در بریتانیا، «مؤسسه‌ی آلن تورینگ» می‌کوشد با استفاده از هوش مصنوعی پیشاپیش به سیاست‌گذاران هشدار دهد یورگن ورتایمر بنیان گذار پروژه کاساندرا

    .

    .

    یورگن ورتایمر پژوهشگر دانشگاه توبینگن آلمان.

    وقتی که خودرویی با شیشه‌ی ‌دودی در خیابانی فرعی نزدیک به باغ گیاه‌شناسی توبینگِن توقف کرد، ممکن است توجه رهگذران تیزبین به پلاک غیرعادی آن جلب شده باشد. در آلمان، چند حرف اول پلاک معمولاً نشان می‌دهد که خودرو در کدام شهرستان ثبت شده است. اما حرف «وای» (Y) فقط مختص پلاک خودروی نظامیان است.

    در توبینگن به ندرت با نظامیان روبه‌رو می‌شویم. این شهر دانشگاهیِ زیبای قرن پانزدهمی که آلمانی‌های بزرگی همچون هگلِ فیلسوف و هولدرلینِ شاعر را پرورش داد، به لطف جمعیت دانشگاهی‌اش پایگاه حزب سبز آلمان است. در سال 2018، شاهد اعتراضات فزاینده‌ی دانشجویان این دانشگاه علیه طرح تأسیس بزرگ‌ترین پژوهشگاه هوش مصنوعیِ اروپا در این منطقه بودیم: به نظر دانشجویانی که یکی از تالارهای سخنرانی دانشگاه را اشغال کردند، حضور شرکت‌های تولیدکننده‌ی اسلحه در «دره‌ی سایبریِ» توبینگن لکه‌ی ننگی بر سنت روشنفکری این دانشگاه بود.

    با وجود این، دو افسر عالی‌رتبه‌ای که اونیفرم‌های خاکستری‌رنگ متمایل به سبزِ ارتش آلمان را بر تن داشتند و در 1 فوریه‌ی 2018 از خودروی مجهز به پلاک نظامی پیاده شدند، به قلمرو دشمن گام نهاده بودند تا بر سر همکاری با دانشگاهیان توافق کنند، آن هم درباره‌ی پروژه‌ای که تا آن زمان در هیچ نقطه‌ای از دنیا اجرا نشده بود.

    نام این طرح ابتکاری «پروژه‌ی کاساندرا» بود: قرار بود که پژوهشگران دانشگاه به مدت دو سال با استفاده از تخصص خود به وزارت دفاع آلمان در پیش‌بینی آینده کمک کنند.

    این دانشگاهیان متخصص هوش مصنوعی، دانشمند یا تحلیل‌گر مسائل سیاسی نبودند. این دو سرهنگ در اتاق کوچک بی‌روحی با گروه کوچکی از پژوهشگران ادبی به سرپرستی یورگن ورتمایر ــ استاد مو فرفری ادبیات تطبیقی که پیراهن یقه‌اسکیِ سیاه‌رنگی پوشیده بود ــ دیدار کردند.

    پس از خروج افسران ارتش، فضای اتاق آکنده از تشویش و نگرانی بود. هدایای نظامیان طلسم را شکسته و بابِ گفتگو باز شده بود اما هنوز نگرانی‌ها رفع نشده بود. ایزابل هولتز، دستیار ورتایمر، می‌گوید: «مطمئن نبودیم که پرو‌ژه را علنی کنیم یا نه.» دانشگاه حاضر نشده بود که به طور رسمی با وزارت دفاع ارتباط داشته باشد؛ به همین علت این پروژه از طریق «مؤسسه‌ی اخلاق جهانی» اجرا می‌شد، مؤسسه‌ای مستقل از دانشکده‌ها که توسط هانس کونگ، کاتولیک دگراندیش درگذشته، تأسیس شده بود. «فکر می‌کردیم که ممکن است به دفترهایمان رنگ بپاشند یا چیزی شبیه به آن.»

    نگرانی آنها بی‌جا بود. پس از علنی شدن پروژه، تیتر روزنامه‌ی محلی این بود: «کاساندرا دست به والتر پی‌پی‌کِی می‌برَد»، که اشاره‌ی هجوآمیزی به سلاح محبوب جیمز باند بود. به نظر نویسنده‌ی روزنامه‌ی «نسکار-کرونیک»، این تصور که وزارت دفاع می‌تواند با استفاده از ادبیات، وقوع جنگ‌های داخلی و فجایع بشری را پیش‌بینی کند به یک اندازه جذاب و ساده‌لوحانه بود. «باید از خود پرسید که چرا ارتش دارد هزینه‌ی چیزی را تأمین می‌کند که کاملاً بی‌ارزش است.»

    در نهایت، پس از شروع «پروژه‌ی کاساندرا» نه کسی به دفتر پژوهشگران رنگ پاشید و نه کسی به نشانه‌ی اعتراض دست به تحصن زد. هولتز می‌گوید: مردم «اصلاً ما را جدی نگرفتند. فکر می‌کردند که دیوانه‌ایم.»

    .

    یورگن ورتایمر بنیان گذار پروژه کاساندرا

    .

    ورتایمر می‌گوید که پیامبران و پیشگویان همواره به جنون متهم شده‌اند. بنا به اسطوره‌های یونانی، کاساندرای تروایی از موهبت پیشگویی بهره‌مند بود و پنهان شدن جنگجویان یونانی در داخل اسب تروا، مرگ آگاممنون ــ پادشاه موکنای ــ به دست همسر و فاسق‌اش، سرگردانیِ 10‌ساله‌ی اولیس، و قتل خود را پیش‌بینی کرد. اما همه‌ی هشدارهای او نادیده گرفته شد: در نمایشنامه‌ی آگاممنون، اثر آیسخولوس، کلوتایمنسترا می‌گوید: «او عقلش را از دست داده» و در ادامه گروه همسرایان به نشانه‌ی بی‌اعتنایی می‌گویند که رؤیاهای او «اوهام جنون‌آمیز و ضد و نقیضی است که ایزدان و ارواح به او تلقین کرده‌اند.»

    کاساندرا «همیشه راست می‌گفت اما هرگز کسی سخنان او را باور نمی‌کرد»؛ این تصور که رمان‌نویس‌ها کاساندراهای امروزی هستند، ممکن است عجیب‌وغریب به نظر برسد. در اینترنت فهرست‌های زیادی از کتاب‌هایی وجود دارد که رویدادهایی را پیش‌بینی کرده‌ بودند، اما اکثر این موارد چیزی نیستند جز پیشگویی‌هایی تصادفیِ نویسندگان داستان‌های علمی‌تخیلی که تجهیزات تکنولوژیک آینده‌گرایانه‌ را توصیف کرده‌اند.

    در سال 1914ــ سه دهه قبل از بمباران هیروشیما و ناگازاکی ــ اچ‌جی ولز در رمان دنیای آزادشده از بمب‌های اتمی‌ای سخن گفت که مواد رادیواکتیوشان میدان جنگ را آلوده می‌کند. در سال 1968، جان برونِر، نویسنده‌ی انگلیسی، در رمان ایستادن در زنگبار با خیال‌پردازی از تشکیل اتحادیه‌ی اروپا، ظهور چین به عنوان قدرتی جهانی، افول اقتصادیِ دیترویت و به قدرت رسیدن «رئیس‌جمهور اوبومی» سخن گفت.

    و البته باید به رمان 1984 جورج اورول هم اشاره کرد که در آن حکومتی تک‌حزبی با استفاده از «تله‌اسکرین» از طریق حالت چهره‌ی افراد و ضربان قلبشان آنها را شناسایی می‌کند ــ یعنی بیش از نیم قرن قبل از پروژه‌ی «منشور» یا همان «برنامه‌ی نظارتیِ» سازمان امنیت ملیِ آمریکا و استفاده‌ی چین از نرم‌افزار تشخیص چهره‌ برای ردیابی مجرمان.

    اما ورتایمر می‌گوید که نویسندگان بزرگ نوعی «استعداد حسّی» دارند. به نظر او، ادبیات معمولاً بستری برای پرداختن به روندها، حال‌وهوا، و به‌ویژه کشمکش‌های اجتماعی‌ای است که تا زمانی که علنی نشوند، سیاستمداران ترجیح می‌دهند آنها را نادیده بگیرند.

    «نویسندگان واقعیت را طوری نشان می‌دهند که خوانندگان می‌توانند بی‌درنگ دنیایی را در نظر مجسم کنند و خود را در آن بیابند. نویسندگان در قلمرویی فعالیت می‌کنند که هم ذهنی است و هم عینی، و به این ترتیب، تصاویری از هزارتوی عاطفیِ زندگی افراد در طول تاریخ می‌آفرینند.»

    او در اشاره به توانایی ادبیات برای تشخیص نوعی حال‌وهوای اجتماعی و انتساب آن به آینده، از بازگویی اسطوره‌ی کاساندرا توسط کریستا وولف، رمان‌نویس اهل آلمان شرقی، نام می‌برد. رمان کاساندرا، که در سال 1983 منتشر شد، توصیفی از تروا ارایه می‌دهد که بی‌شباهت به اواخر دوران جمهوری دموکراتیک آلمان نیست. تروای توصیف‌شده در این رمان در چنگ سوءظن بیمارگونه‌ی پلیس مخفیِ اشتازی‌مآبی گرفتار شده و با خطر جنگ نه چندان سردی روبه‌روست. کاساندرا، که از موهبت پیشگویی بهره می‌برد، نمادی از مخمصه‌‌ی خودِ نویسنده است: او از اضمحلال قریب‌الوقوع جامعه‌اش آگاه است اما مردسالاریِ نظامی هشدارهای وی را نادیده می‌گیرد.

    به نظر ورتایمر، اگر دولت‌ها بتوانند یاد بگیرند که چطور از رمان‌ها همچون نوعی زلزله‌نگار ادبی استفاده کنند، در این صورت شاید بفهمند که کدام کشمکش‌ها در آستانه‌ی درغلتیدن به ورطه‌ی خشونت است، و در نتیجه شاید با مداخله‌ی خود جانِ میلیون‌ها نفر را نجات دهند.

    در نگاه اول، به هیچ وجه چنین به نظر نمی‌رسد که ورتایمر فرد مناسبی برای بیرون کشیدن ادبیات از برج عاج باشد. او در سال 1947 در مونیخ به دنیا آمد. پدرش یهودی‌ای بود که پس از فرار از اردوگاه کار اجباری داخائو تا پایان جنگ در خفا به سر برد. او در اوج جنبش دانشجوییِ 1968 که در میان نسلی از آلمانی‌های جوان، شور و شوق ایجاد کرد به دانشگاه رفت اما درگیر فعالیت سیاسی نشد.

    ورتایمر، که به قول خودش از ازدحام و شلوغی گریزان است، هرگز در عمرش در تظاهرات‌ شرکت نکرده است. در عوض، در کتابخانه‌ها سرگرم کار روی پایان‌نامه‌ی دوره‌ی دکترایش درباره‌ی استفان گئورگ، شاعر شاخه‌ی آلمانیِ جنبش «هنر برای هنر»، بوده است: به نظر اعضای این جنبش، هنر فقط باید در خدمت هنر باشد. غیر از رابطه‌ی عشقی نافرجام با تیم فوتبال ناموفق «مونیخ 1860»، ادبیات نه تنها حرفه‌ بلکه تنها سرگرمیِ او است. صدای خش‌دار و لحن کشدارِ این باواریاییِ 74 ساله چنان غمگین است که نشان می‌دهد عشق و دلبستگی هم می‌تواند به بارِ خاطر تبدیل شود.

    همکارانش می‌گویند که در پسِ بی‌اعتنایی وی به سیاست، ذهنی وقّاد و عمل‌گرا نهفته است. هولتز می‌گوید: «به نظرم او صرفاً به این علت در اعتراضات سال 1968 شرکت نکرد که بقیه‌ی دانشجویان همگی در آن درگیر بودند. او همیشه تا حدی مستقل و تک‌رو بوده است.» در پایان دهه‌ی 2000، زمانی که دانشجویان سراسر آلمان در اعتراض به برنامه‌ی دولت برای اخذ شهریه از دانشجویان و ایجاد دوره‌های کارآمدتر کارشناسی و کارشناسی ارشد به سبک بریتانیا به پا خاستند، ورتایمر هم به صف حامیان آنها پیوست.

    وقتی بودجه‌ی دانشگاه‌ به جای دپارتمان‌های هنر و علوم انسانی بیش از پیش به «دره‌ی سایبریِ» توبینگن سرازیر شد، و مطالعات ادبی مجبور شد که سودمندیِ اجتماعیِ خود را ثابت کند، ورتایمر به کنشگری علاقه‌مند شد.

    در 15 دسامبر 2014، او نامه‌ای به اورسولا فون در لاین ــ رئیس فعلیِ کمیسیون اروپا و وزیر دفاع آلمان در آن زمان ــ فرستاد. ورتایمر توجه او را به مبارزه با بوکو حرام در شمال نیجریه جلب کرد ــ بوکو حرام گروهی تروریستی است که آموزش غربی را ممنوع می‌داند و به مدارس حمله می‌کند و کتابخانه‌ها را می‌سوزاند. ورتایمر به فون در لاین گفت که درگیری مسلحانه معمولاً پس از درگیری لفظی ــ و گاهی پس از منازعه بر سر کلمات ــ رخ می‌دهد، و بنابراین می‌توان برای جلوگیری از نبرد مسلحانه از کلمات استفاده کرد. ورتایمر گفت که دوست دارد که نظریه‌هایش در این حوزه را «به طور عملی در چارچوب صف‌آرایی‌های خارجی ارتش آلمان به کار بندد.»

    .

    یورگن ورتایمر نفر وسط در کنار ایزابل هولتز و فلوریان روگه

    .

    فون در لاین هرگز خودش به پیشنهاد ورتایمر پاسخ نداد. اما او در بهار 2015 نامه‌ای از مدیریت سیاسیِ وزارت دفاع دریافت کرد که او را به جلسه‌ای دعوت کرده بودند. بعد از دو سال صحبت و چند جلسه، این وزارت‌خانه به ورتایمر مأموریت داد تا پروژه‌ای مقدماتی را اجرا کند و نظریه‌اش درباره‌ی استفاده از ادبیات به عنوان «سامانه‌ی هشدار زودهنگام» را بیازماید. قرار بود که ببینند چطور می‌شد با مطالعه‌ی متون ادبی، جنگ در کوزوو و پیدایش بوکو حرام را پیش‌بینی کرد.

    در تابستان 2017، ورتایمر دو پژوهشگر دیگر را استخدام کرد: فلوریان روگه، دانشجوی فروتن دوره‌ی کارشناسی ارشد که سرگرم تحقیق درباره‌ی طنز دموکراسی‌ستیز در دوران جمهوری وایمار بود؛ و هولتز، که مشغول نگارش پایان‌نامه‌ی دکترایش درباره‌ی بلندپروازی‌های ادبی گروه بادر-ماینهوف بود. در اتاقی که محل تشکیل جلسات هفتگی این گروه بود نقشه‌های عظیم نظامی و قفسه‌هایی پر از آثار ادبی از نیجریه، کوزوو و الجزایر به چشم می‌خورد. هولتز می‌گوید: «احساس می‌کردیم که فرصت منحصر‌به‌فردی داریم تا نشان دهیم که توانایی ادبیات بیش از این‌هاست.»

    پیش‌بینی‌ کردن بحران‌های پیش‌بینی‌ناپذیر به دلمشغولیِ اصلی غرب در قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. در هزاره‌ی جدید این تصور رایج شد که اگر جامعه‌ی جهانی با عزم و اراده‌ی راسخ‌ واکنش نشان داده بود، هر دو نسل‌کشیِ بوسنی و رواندا قابل پیشگیری بود. جامعه‌ی جهانی به صورتی شتاب‌زده درگیر جنگ در افغانستان شد، و سپس به مداخله‌ای اشتباه در عراق دست زد. علت این بود که در اکثر موارد، توصیه‌های کارشناسانی که اختلافات سیاسی و منازعات فرقه‌ای در این مناطق را بررسی کرده بودند، نادیده گرفته می‌شد.

    حمله‌ی تروریستی به برج‌های دوقلوی نیویورک که هجوم به افغانستان را در پی داشت، نمونه‌ای از همان چیزی است که نسیم نیکولاس طالب در کتاب قوی سیاه (2007) توصیف می‌کند. «رویدادهایی مثل مشاهده‌ی قوی سیاه» به ندرت رخ می‌دهند، تأثیر شدیدی دارند و پیش‌بینی‌پذیر به نظر می‌رسند ــ البته فقط وقتی که به گذشته نگاه می‌کنیم. به نظر طالب، در دنیای بیش از پیش درهم‌تنیده، چنین رویدادهایی به طور تصاعدی رو به افزایش‌اند.

    یکی از علل تبدیل این کتاب به اثری پرفروش، تداوم بحران‌های پیش‌بینی‌ناپذیر بود: سقوط بانک لیمن برادرز (Lehman Brothers) در سال 2008، بحران بدهی در اتحادیه‌ی اروپا در سال 2009، بحران پناهجویی در سال 2015، برگزیت و ترامپ در سال 2016، و یک بیماری عالم‌گیر در سال 2020. حتی حالا که بحران کووید-19 محدود شده است، به نظر می‌رسد که بحران دیگری در راه است. تنها کاری که دولت‌ها می‌توانند انجام دهند این است که پیش‌بینی کنند بحران در چه حوزه‌ای رخ خواهد داد تا منابع خود را از قبل به آن اختصاص دهند. در دوران بوش-بلر می‌گفتند «به لطف بازنگری گذشته» فلان کار را انجام داده‌اند و به این وسیله اقدامات خود را توجیه می‌کردند؛ نسل بعدیِ رهبران دنیا می‌خواهند به موهبت آینده‌نگری نائل شوند.

    البته این امر از جهتی جدید نیست: وظیفه‌ی سازمان‌های اطلاعات خارجی این است که نسبت به بحران‌های قریب‌الوقوع هشدار دهند. آنچه جدید است این است که اطلاعاتی که زمانی فقط در دسترس جاسوسان بود حالا آزادانه در اینترنت موجود است و می‌تواند توسط دیگر نهادهای دولتی جمع‌آوری شود. امروز اکثر دولت‌ها امیدوارند که به کمک کلان‌داده‌ها آینده را پیش‌بینی کنند. آمریکا و کشورهای اسکاندیناوی در حوزه‌ی پیش‌بینیِ منازعه از طریق یادگیریِ ماشینیِ پیشتازند. در بریتانیا، «مؤسسه‌ی آلن تورینگ» می‌کوشد با استفاده از هوش مصنوعی پیشاپیش به سیاست‌گذاران هشدار دهد ــ عنوان این پروژه «تحلیل شهریِ جهانی برای دفاع انعطاف‌پذیر» است.

    آلمان، که در جنگ افغانستان سهم اندکی داشت و در عراق مداخله نکرد، حدود 43 میلیون پوند سرمایه‌گذاری کرده است تا بفهمد آیا می‌توان از داده‌ها برای پیش‌بینی منازعات بین‌المللی استفاده کرد یا نه. این کشور ۲/۶ میلیارد دلار دیگر هم برای گسترش فعالیت‌ها در این حوزه تا سال 2025 کنار گذاشته است. گل سرسبد این پروژه‌های پیشگوییِ ژئوپلیتیک عبارت است از نرم‌افزار مدیریت اَبَرداده‌ها که در دانشگاه نیروهای مسلح فدرال آلمان در مونیخ تولید شده است. عنوان آن «پیش‌نمایش» (Preview) است ــ مخفف اجباریِ «پیش‌بینی» (Prediction)، «تجسم» (Visualization) و «هشدار زودهنگام» (Early Warning). سرپرست این پروژه یک استاد سیاست بین‌الملل به نام کارلو ماسالا است. این پروژه اطلاعاتی را گردآوری می‌کند که می‌تواند به طور ضمنی نشان دهد که در کدام نقطه از دنیا به زودی بحرانی رخ خواهد دهد: خوراک‌های آر‌اس‌اس سایت‌های خبری، بانک‌های داده‌هایی که درگیری‌های نظامی، اعتراضات مدنی یا انفجار خودروهای بمب‌گذاری‌شده را پیگیری می‌کنند. داده‌های کلان‌تر ساختاری را هم به این نرم‌افزار می‌دهند: سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی، ساختارهای آموزشیِ منطقه‌ای، داده‌های تغییرات اقلیمی.

    همه‌ی این اطلاعات خام را به «واتسون» ــ سیستم عامل هوش مصنوعی آی‌بی‌ام ــ می‌خورانند تا آن را به نقشه‌هایی تبدیل کند که روی آن نقاط گوناگون با رنگ‌های مختلفی مشخص شده‌اند: سبز نشانه‌ی ثبات، نارنجی علامت بی‌ثباتی، و قرمز حاکی از تشدید قریب‌الوقوع درگیری است. یکی از مسوولان آلمانی می‌گوید که سامانه‌ی پیش‌بینیِ هوش مصنوعی چند ماه قبل از شورش در ایالت کابو دلگادو در شمال موزامبیک به دولت آنگلا مرکل هشدار داده بود ــ در این ایالت نیروهای امنیتی سرگرم مبارزه با ستیزه‌جویانی هستند که می‌خواهند حکومتی اسلامی برپا کنند. اما سامانه‌ی هشدار زودهنگام هنوز تکمیل نشده است: هدف این است که این سامانه سرانجام بتواند 18-12 ماه قبل از وقوع هر درگیری‌ای آن را پیش‌بینی کند.

    وقتی نوبت به واگذاری ارزیابی‌های راهبردی به الگوریتم‌ها می‌رسد، آلمان از دیگر کشورها محتاط‌‌تر است. ماسالا می‌گوید: «بعضی از تحلیل‌گران آمریکایی عقیده دارند که هوش مصنوعی سرانجام می‌تواند کاملاً جایگزین پیش‌بینیِ انسانی شود ــ ما چنین عقیده‌ای نداریم.» این آلمانی-ایتالیاییِ خوش‌مشرب و سرزنده که در شبکه‌های اجتماعی لحن جدیِ مسوولان کشورش درباره‌ی مسائل نظامی را دست می‌اندازد (حساب توئیتری او مزین به تصویر تیریون لنیستر، استراتژیست نظامیِ دائم‌الخمرِ «بازی تاج و تخت»، است)، می‌گوید: «الگوریتم ممکن است بتواند 84 درصد از کار را انجام دهد، اما ما آن را پشتیبان تحلیل‌گران می‌دانیم، نه جایگزین آنها.»

    .

    ادبیات و نهادهای ادبی یک دهه پیش از آغاز جنگ کوزوو در سال 1998، «راه را برای جنگ هموار کرده» بودند.

    واتسون، اَبَررایانه‌ی مشکل‌گشایی که در کانون پروژه‌ی «پیش‌نمایش» قرار دارد، 500 گیگابایت اطلاعات – معادل یک میلیون کتاب ــ را در یک ثانیه پردازش می‌کند. اما واتسون فحوای کلام و سیاق عبارت را به خوبی متوجه نمی‌شود. برای تکمیل مهارت‌های این رایانه باید از یک استاد ادبیات کمک می‌گرفتند.

    کارِ ورتمایر و دو دستیارش آسان نبود. فلوریان روگه می‌گوید: «در ابتدای پروژه، فکر می‌کردیم که بیشترِ وقت‌مان صرف مطالعه‌ در کتابخانه خواهد شد. اما به سرعت فهمیدیم که تعداد کتاب‌ها، آن هم به زبان‌هایی که بلد نبودیم، بیش از اندازه زیاد است.»

    آنها به فکر متن‌کاوی افتادند: مطالعه‌ی سرسریِ کتاب‌ها برای یافتن کلمات و اصطلاحات تهییج‌کننده و برانگیزنده و تهیه‌ی یک نقشه‌‌ی خوشه‌ای از احساسات توأم با مسائل، مناطق جغرافیایی یا سیاستمداران خاص. آنها با دپارتمان فناوری اطلاعات مشورت کردند. مشکل این بود که متن‌کاوی مستلزم آن است که نسخه‌ی دیجیتالی از همه‌ی کتاب‌ها فراهم شود و پژوهشگران واژگان مورد نظر خود را از قبل تعیین کنند تا جست‌وجو بی‌هدف نباشد. راگه می‌گوید: «اما به این ترتیب، استعاره‌ها، طعنه‌ها، کنایه‌ها و تضادهای موجود در متن، یعنی همه‌ی جنبه‌های ادبیِ مورد علاقه‌ی ما، نادیده می‌ماند. ما می‌خواستیم کتاب‌ها چیزی به ما بگویند که خودمان نمی‌دانستیم.»

    بنابراین، آنها تصمیم گرفتند که در عوض، بر «زیرساخت ادبی» تمرکز کنند: پیرامون یک متن چه اتفاقاتی رخ می‌دهد؟ مردم چطور به آن واکنش نشان می‌دهند؟ راگه می‌گوید: «می‌خواستیم ببینیم چه کتابی احساسات مردم را برانگیخته است؟ آیا کتابی جوایز دولتی و غیردولتیِ فراوانی دریافت کرده است؟ یا اینکه ممنوع شده و نویسنده‌اش مجبور به ترک کشور شده است؟» برای مثال، پس از سال 2010، رمان‌هایی درباره‌ی وضعیت اقلیت «بدون ملیت» در کویت منتشر شد. بسیاری از این رمان‌ها سانسور یا کمی پس از انتشار ممنوع شدند، و این پیش‌درآمدی بود بر سرکوب معترضان «بدون ملیت» در سال 2019.

    آنها فهمیدند که با مطالعه‌ی رمان‌های ترجمه‌شده نمی‌توانند به چنین روندهایی پی برند. راگه در کل مدت پروژه بیش از 30 رمان را سرسری نخواند. در عوض، این سه نفر با نویسندگان و منتقدان ادبی در مناطق مورد نظرشان تماس گرفتند و در کمال شگفتی با پاسخ گرم آنها مواجه شدند. وول سوینیکا، رمان‌نویس نامدار نیجریه‌ای، لینک مقالات در مطبوعات کشورش را به ورتایمر و همکارانش فرستاد و آنها را با نویسندگان دیگری مرتبط کرد. بقی کوفاج، نویسنده‌ی کوزوویی، سمیناری در سفارت‌خانه‌ی کشورش در برلین برگزار کرد. در مادرید و پاریس هم جلساتی با حضور رمان‌نویسانی از الجزایر، مراکش، مصر، اسرائیل و فرانسه برگزار شد که اکثرشان داوطلبانه هزینه‌ی شرکت در این جلسات را از جیب خود پرداختند.

    در سال 2018، چند هفته پس از سفر افسران ارتش آلمان به توبینگن، ورتایمر نتایج اولیه‌ی تحقیقات خود را در وزارت دفاع در برلین ارایه کرد. او از جنجال ادبی پیرامون نمایش‌نامه‌ی «لانه‌ی کبوتر» (1983)، اثر جووان رادولوویچ، که کشتار صرب‌ها توسط اوستاشه (حزب ناسیونالیست افراطی کروات) را شرح می‌دهد، سخن گفت. علاوه بر این، ورتایمر به اخراج نویسندگان غیرصرب از «کانون نویسندگان صرب» در سال 1986 اشاره کرد. او گفت که در سال‌های بعد، هیچ داستان عاشقانه یا قصه‌ای درباره‌ی دوستیِ آلبانیایی‌ها و صرب‌ها منتشر نشد، و در عوض تعداد رمان‌هایی که روایت‌های تجدیدنظرطلبانه‌ای از تاریخ ارایه می‌دادند، افزایش یافت. ورتایمر به نظامی‌ها گفت که ادبیات و نهادهای ادبی یک دهه پیش از آغاز جنگ کوزوو در سال 1998، «راه را برای جنگ هموار کرده» بودند.

    کارلو ماسالا در این جلسه حاضر بود. او می‌گوید: «اول فکر کردم که این حرف‌ها چرند و بی‌معناست.» اما او، که بخشی از مطالعات دانشگاهی‌اش را به منازعه در بوسنی اختصاص داده بود، به یاد آورد که پیش از افزایش تنش‌ها در یوگسلاوی سابق، ازدواج بین پیروان ادیان گوناگون کاهش یافته بود. «به نظر می‌رسید که در کوزوو هم می‌شد پیش از شروع جنگ، علایم نگران‌کننده‌ای را در عرصه‌ی ادبیات مشاهده کرد.»

    یکی از مسوولان وزارت دفاع که در این جلسه حضور داشت، می‌گوید: «این پرو‌ژه‌ی کوچکی بود که به میزان شگفت‌انگیزی نتایج سودمندی داشت. بر خلاف انتظارات اولیه، هیجان‌زده بودیم.»

    گروه ورتایمر برای دریافت بودجه‌ی دولتی باید با مؤسسه‌ی فرانهوفر در برلین رقابت می‌کرد؛ این مؤسسه بزرگ‌ترین سازمان پژوهش‌های کاربردی در اروپا است که همین پروژه‌ی مقدماتی را با رویکردی داده‌محور انجام داده بود. این مسئول وزارت دفاع، که مایل به افشای نامش نیست، می‌گوید که کاساندرا بهتر بود.

    «در آن زمان، سامانه‌های ما می‌توانستند درگیری‌ها را یک تا یک سال و نیم قبل از وقوع‌ پیش‌بینی کنند. کاساندرا وعده می‌داد که اغتشاشات را پنج تا هفت سال قبل از وقوع پیش‌بینی کند ــ این جدید بود.»

    وزارت دفاع آلمان تصمیم گرفت که بودجه‌ی پروژه‌ی کاساندرا را برای دو سال دیگر تمدید کند. آنها از ورتایمر و همکارانش خواستند که برای تبدیل استنباط‌های ادبی به داده‌ها روشی ابداع کنند تا مدیران و برنامه‌ریزان امور نظامی بتوانند از این یافته‌ها استفاده کنند: «نقشه‌های احساسیِ» مناطق بحرانی، به‌ویژه در آفریقا و خاورمیانه، که «تشدید لحن خشونت‌آمیز را به ترتیب زمانی» بسنجد.

    حالا کتاب‌ها در دسترس بود؛ اما چطور می‌توانستند یافته‌های خود را به دستگاه بخورانند؟ وظیفه‌ی دشوار پُر کردن شکاف میان علم و علوم انسانی، آن هم فقط در 12 ماه، به یولیان اشلیخت واگذار شد؛ او در سپتامبر 2019 به پروژه‌ی کاساندرا پیوست تا ببیند چطور می‌توان نقد ادبی را به داده تبدیل کرد. این دانشجوی 30 ساله‌ی سیاست، جامعه‌شناسی، و مطالعات اسلامی که سرگرم نگارش پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشدش درباره‌ی راهبردهای نوآوری طالبان بود، تنها عضو این گروه بود که از مطالعات ادبی سررشته نداشت.

    اشلیخت می‌گوید: «وقتی به پروژه پیوستم نسبت به موفقیت آن شک داشتم. حوزه‌ی کار من سیاست بود و در ابتدا فکر می‌کردم که آنها پا را از گلیم خود درازتر کرده‌اند. پس از اولین جلسه با خودم فکر کردم: چطور ممکن است چنین کاری را انجام داد؟»

    این گروه بیش از پیش به الجزایر علاقه‌مند شده بود، کشوری که در دوران بهار عربی چندان سروصدایی از آن بلند نشده بود. در انتخابات ریاست جمهوریِ سال 2014 تنها ۵۱/۷ درصد از رأی‌دهندگان به پای صندوق‌های رأی رفته بودند، امری که حاکی از دلسردی یا دل‌مردگیِ سیاسی بود، که خود ناشی از خاطره‌ی دردناک جنگ داخلی در دهه‌ی 1990 بود: اکثر صاحب‌نظران الجزایر را کشوری «باثبات» می‌دانستند.

    اما کتاب‌هایی که در الجزایر منتشر می‌شد، نشان می‌داد که در پسِ پرده تغییری در حال وقوع است. رمان عمار مزداد، یک روز بهاری (2014)، گروهی را دنبال می‌کند که به تظاهراتی می‌پیوندند که نیروهای امنیتی آن را با خشونت بر هم می‌زنند. رمان خاطرات‌گونه‌ی سعید سعدی، الجزائر، شکست دوباره (1991)، که در سال 2015 در منطقه‌ی قبائل در شمال الجزایر تجدیدچاپ شد، به قیام بربرها در سال 1980 می‌پردازد. رمان بوعلام صنصال، 2084: پایان دنیا (2015)، ویران‌شهری اورولی را توصیف می‌کند که در آن یک دیکتاتور اسلام‌گرا از دین برای کنترل ذهن و زبان مردم بهره می‌برد. صنصال، که قبلاً یکی از مقام‌های عالی‌رتبه‌ی دولت الجزایر بود، در آثارش از خیزش اسلام سیاسی در این کشور انتقاد کرده است. هرچند انتشار کتاب‌های او از سال 2006 در الجزایر ممنوع شده اما هنوز خوانندگان فراوانی دارد ــ آثار او نمونه‌ی بارزی از تواناییِ ادبیات برای دست گذاشتن روی موضوعات حساس است.

    اما تبدیل این علائم رمزآلود به اطلاعاتی قابل‌استفاده برای مسوولان سیاسی و نظامی دشوار بود. اشلیخت می‌گوید: «فهمیدیم که روش‌های متخصصان علوم انسانی و دانشمندان در ترسیم نقشه با یکدیگر تفاوت دارد. یک مورخ فرهنگ خواهد گفت: تخصص‌ام به من می‌گوید که این منطقه قرمز و آن منطقه زرد است. اما یک دانشمند می‌پرسد: چطور می‌فهمیم که یک منطقه‌ی زرد، نارنجی می‌شود؟»

    این پژوهشگران، نظامی برای تعیین میزان مخاطره ایجاد کردند که برای هر کتاب 9 شاخص را در نظر می‌گرفت: گستره‌ی مضمونی، سانسور متن، سانسور نویسنده، واکنش رسانه‌ها، جنجال پیرامون متن، جنجال پیرامون نویسنده، جوایز ادبی به نویسنده، جوایز ادبی به متن، استراتژیِ روایی. به هر یک از این شاخص‌ها امتیازی بین 1- و 3+ می‌دادند: هرچه امتیاز بیشتر بود، متن «خطرناک»تر بود.

    در برخی موارد، امتیازهای منفی ضروری بود. به شاخص استراتژی رواییِ کتابی که از دو دیدگاه، مثلاً از منظر دو اردوگاه متخاصم، روایت می‌شد، امتیاز صفر یا 1- می‌دادند. برای مثال، رمان زولتان دانی، مرده‌شور (2015)، فقط 12 امتیاز کسب کرد زیرا فقط به جنگ‌های یوگسلاوی می‌پرداخت، بی‌آنکه تصویر سیاه‌وسفیدی از قهرمانان یا اشرار ارایه کند. اشلیخت می‌گوید: «فهمیدیم که ادبیات می‌تواند منازعات را حل کند یا کاهش دهد. همه‌ی کتاب‌ها مناقشه‌برانگیز نیستند.»

    رمان‌های ویران‌شهریِ الجزایری امتیاز بسیار بیشتری به دست آوردند. پژوهشگران پروژه‌ی کاساندرا به کتاب مصطفی بن فضیل، پیکرنویسی، 20 دادند. این رمان کولاژگونه مبتنی بر خاطرات و نوشته‌های شتاب‌زده‌ی یک اخترفیزیک‌دان خیالی است که در روز انتخابات ریاست جمهوری در سانحه‌ی رانندگیِ مشکوکی کشته می‌شود. این کتاب حاکی از میل به تغییری دموکراتیک و نظم بخشیدن به خاطرات آشفته‌ی جنگ داخلی الجزایر در دهه‌ی 1990 است.

    هر کتابی که تأثیر بیشتری داشت، امتیاز بیشتری می‌گرفت: عیب و نقص (2018)، رمان مهیجی به قلم محمد شریف لاچیچی، که خشونت در زندان‌های الجزایر، نظام قضائی فاسد و جنبش اعتراضیِ روبه‌رشدی را توصیف می‌کرد، 22 امتیاز به دست آورد زیرا نویسنده‌ی نامدار کتاب با به پرسش کشیدن وضع موجود، توجه رسانه‌ها را جلب کرده بود. در بانک داده‌های 300‌ کتابیِ این پروژه، بیشترین امتیاز به رمان 2084 صنصال تعلق گرفت: گروه ورتایمر به آن 25 امتیاز دادند.

    نظام امتیازدهی پروژه‌ی کاساندرا معایبی داشت. شاخص‌های آن دقیق نبود: آیا فقط باید نقدهای مثبت و منفی در کشور محل انتشار کتاب را در امتیازدهی در نظر گرفت؟ آیا کتابی 24 امتیازی واقعاً دو برابر کتابی 12 امتیازی خطرناک است؟ تبدیل امتیازها به نقشه‌های احساسی هم دردسرساز بود: آیا مطالعه‌ی یک رمان ویران‌شهریِ الجزایری که رویدادهایش در دنیای دیگری رخ می‌دهد، واقعاً به فهم گرایش‌های سیاسیِ متفاوت اهالی شهرهای الجزیره و وَهران کمک می‌کند؟ روگه می‌گوید: «تبدیل ادبیات به اعداد دشوار است؛ مدام باید حد وسط را گرفت. تا به تعداد زیادی از کتاب‌ها امتیاز ندهید، ابهامات رفع نمی‌شود.»

    .

    اینکه بتوانیم آینده را پیش‌بینی کنیم یک چیز است، و اینکه بدانیم با این اطلاعات چه کنیم چیز دیگری است.

    اما معلوم شد که این لرزه‌نگار ادبی به خوبی کار می‌کند. در فوریه‌ی 2019، دو سال پس از آن که گروه ورتایمر به اهمیت الجزایر پی برده بود، اعتراضات مدنی در الجزیره و چند شهر دیگر آغاز شد و در نهایت به استعفای عبدالعزیز بوتفلیقه از ریاست جمهوری انجامید. در تابستان 2020 وقتی که ورتایمر یافته‌های گروه خود را با وزارت دفاع در میان گذاشت، به مفاد قرارداد برای تمدید پروژه پایبند مانده بود. این پروژه ثابت کرده بود که پیوند محسوسی میان ادبیات و رویدادهای تجربیِ تاریخی وجود دارد. افزون بر این، لغو سفرها و سمینارها به علت شیوع ویروس کرونا سبب شد که هزینه‌ی این تحقیق 34 هزار پوند کمتر از بودجه‌ی مقرر باشد.

    اعضای گروه ورتایمر را به جلسه‌ای با ستاد فرماندهی عملیات دعوت کردند. هولتز می‌گوید: «همه‌ی ما خیلی امیدوار بودیم. بی‌صبرانه منتظر بودیم تا یافته‌های خود را در میدان عمل به کار بندیم.»

    اما اندکی بعد به ورتایمر تلفن زدند. گفتند که پروژه‌ی کاساندرا در زمستان 2020 تعطیل خواهد شد.

    بعضی تعطیلی این پروژه را معلول کسری بودجه‌ی غیرمنتظره‌ی دولت در پی شیوع ویروس کرونا دانستند. بعضی دیگر این امر را به ترمیم کابینه نسبت دادند که هر پنج سال یک بار رخ می‌دهد، و در نتیجه‌ی آن یکی از حامیان اصلیِ این پروژه به مسکو اعزام شد و جای خود را به مسوولی داد که چیز زیادی درباره‌ی قول‌وقرارهای اولیه‌ی پروژه‌ی کاساندرا نمی‌دانست. وقتی از طریق مجاری رسمی با وزارت دفاع تماس گرفتم، یکی از سخنگویان این وزارت‌خانه تنها به ذکر این جمله بسنده کرد که «مایل‌ایم تأکید کنیم که از ارزشمندیِ این روش ابتکاری کاملاً آگاه‌ایم.»

    هولتز می‌گوید: «ضربه‌ی شدیدی بود، مخصوصاً چون انتظارش را نداشتیم.» بعضی از مسوولان هم در اظهارنظرهای غیررسمی از تعطیلیِ پروژه ابراز حیرت و تعجب می‌کنند. یکی از آنها می‌گوید: پیش‌بینی بحران از طریق ادبیات، «موفقیتی تضمین‌شده» بود. به لطف این پروژه نه تنها شبکه‌ای از داوطلبان متخصص و مشتاق می‌توانستند چند سال زودتر به پیش‌بینی منازعات کمک کنند بلکه هیات‌های دیپلماتیک هم به روایت‌های متفاوت مناسبی برای فرونشاندن آتش منازعات مجهز می‌شدند. به نظر یکی از دیگر مسوولان، شاید پروژه‌ی کاساندرا آن‌قدر خوب بود که کسی باورش نمی‌شد، و ممکن بود که پروژه‌های داده‌محور پرهزینه‌تر را از چشم مسوولان بیندازد.

    در اسطوره‌های یونانی، کسی به هشدارهای کاساندرا توجه نمی‌کند زیرا پس از این که او از ارتباط جنسی با آپولو خودداری می‌کند، آپولو خشمگین می‌شود و وی را نفرین می‌کند. در اقتباس مدرن کریستا وولف، سرداران تروایی می‌دانند که کاساندرا راست می‌گوید اما باز هم او را نادیده می‌گیرند. ورتایمر می‌گوید: «پریام‌شاه بنا به حسابگریِ سیاسی ترجیح می‌دهد که از واقعیت‌ها بی‌خبر بماند. من فکر می‌کردم که سیاستمداران مدرن فرق دارند، و جهل‌شان ناخواسته است. اما حالا فهمیده‌ام که به همتایان باستانیِ خود به شدت شباهت دارند: آنها هم ترجیح می‌دهند که از واقعیت‌ها بی‌خبر باشند.»

    ورتایمر در یکی از آخرین گزارش‌های خود به وزارت دفاع، در اواخر سال 2019، توجه آنها را به تحولات جالبی در قفقاز جلب کرده بود. کمی پیش از آن، وزیر فرهنگ آذربایجان کتاب‌هایی با مضامین آشکارا ضدارمنی، نظیر اشعار خلیل رضا اولوتورک، را در اختیار کتاب‌خانه‌های گرجستان قرار داده بود. ورتایمر هشدار داد که افزایش فعالیت‌های تبلیغاتی آذربایجان علیه ارمنستان حاکی از تشدید قریب‌الوقوع مناقشه‌ی ارضی با همسایه‌‌اش است.

    یک سال بعد جنگ درگرفت: در نبردی شش‌هفته‌ای بر سر ناگورنو-قره‌باغ شش هزار نظامی و غیرنظامی جان باختند. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، از این جنگ برای تأکید بر قدرت خود استفاده کرد و در دسامبر شکست ارمنستان را «پیروزی باشکوه» خواند. روسیه، متحد سنتیِ ارمنستان، موفق شد که از این منازعه برای افزایش نفوذ خود در منطقه استفاده کند. اما آلمان و اتحادیه‌ی اروپا فقط ناظر بودند و ساکت ماندند: اینکه بتوانیم آینده را پیش‌بینی کنیم یک چیز است، و اینکه بدانیم با این اطلاعات چه کنیم چیز دیگری است.

    ورتایمر از پایان یافتن پروژه‌ی کاساندرا عصبانی نیست. او می‌گوید: «من آدم تندخویی نیستم، فقط غمگین‌ام.» به هر حال، شاید این پروژه در آینده ادامه یابد. وزارت کشور آلمان به گروه او مأموریت داده است تا درباره‌ی آثار نامطلوبِ پنهانِ فرایند اتحاد مجدد آلمان تحقیق کنند. با جوزپ بورل، نماینده‌ی اتحادیه‌ی اروپا در امور خارجی و سیاست امنیتی، مذاکراتی انجام شده تا شاید پروژه‌ی کاساندرا را به بروکسل منتقل کنند. ورتایمر می‌گوید که دوست دارد که روش‌ خود را برای تحلیل تنش‌های ژئوپلیتیک در اوکراین، لیتوانی و بلاروس به کار بندد.

    بالای میز تحریر او در توبینگن یک نقشه‌‌ی دنیا آویزان شده که روی آن به فضای سفید کنار قاره‌ها روادید سفر چسبانده‌اند. او می‌گوید: «ادبیات در کانون زندگی من قرار دارد، اما علتش فقط این است که به نظرم ادبیات می‌تواند سکوی پرتاب به دنیای واقعی باشد.»

    .

    .

    نویسنده: فیلیپ اولترمن 

    برگردان: عرفان ثابتی

    .

    .

    منبع:

    این مقاله در تاریخ 1400/07/23 در نشریه اینترنتی «آسو»به نشانی aasoo.org منتشر شده است.

    .

    .


    فیلیپ اولترمن مدیر دفتر «گاردین» در برلین و نویسنده‌ی کتاب ارتباط با آلمانی‌ها است. آنچه خواندید برگردان این نوشته با عنوان اصلیِ زیر است:

    Philip Oltermann, ‘At first I thought this is crazy: the real-life plan to use novels to predict the next war’, The Guardian, 26 June 2021.

    .

    .

    .

  • آشنایی با فرستنده های موج متوسط – 2

    آشنایی با فرستنده های موج متوسط – 2

    ساختمان یک فرستنده 30 واتی موج متوسط

    در این نوشتار با ساختمان یک فرستنده‌ی لامپی-ترانزیستوری 30 واتی برای موج متوسط با مدولاسیون دامنه آشنا می‌شویم

    ساختمان یک فرستنده موج متوسط به قدرت 30 وات

    .

    .

    آشنایی با الزامات و محدودیت‌ها

    ساختن فرستنده‌ها ایرادی ندارد، اما استفاده کردن از آن‌ها که سبب انتشار امواج در محیط می‌شود، باید با الزامات «سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی» انطباق داشته باشد. هر گونه انتشار امواج رادیویی به دور از قوانین و دستورالعمل‌های این سازمان جرم محسوب می‌شود و در صورت وارد شدن خسارت به مثلاً یک سرویس رادیویی، فرد مجرم موظف به تادیه‌ی خسارت نیز هست.

    هدف از نوشتن این چند جمله آن بود که خواننده‌ی محترم بداند این تارنما در کنار انتشار مطالب علمی خود، آگاهی و هشدار لازم را به خوانندگان داده است. البته این تصمیم شخصی آنان است که در تجربیات علمی خود همواره رفتاری قانونی و مدنی داشته باشند، به ویژه در انتشار امواج در فضای رادیویی کشورمان.

    من توصیه می‌کنم که این مدار را نسازید و از آن استفاده نکنید!

    .

    پروژه ساخت یک فرستنده 30 وات موج متوسط

    .

    این فرستنده 30 وات توان خروجی را روی فرکانس قابل تنظیمی در بازه‌ی میان 800 کیلوهرتز تا 1/2 مگاهرتز تولید می‌کند. روی پانل دستگاه سه دکمه برای تنظیم فرکانس، مدولاسیون و توان خروجی تعبیه شده‌اند. پنجره‌ی توری‌داری که در سمت راست جعبه‌ی دستگاه دیده می‌شود، برای خروج هوای خنک‌کننده‌ی لامپ قدرت مدار پیش‌بینی شده است. اتصالات خروجی فرکانس بالا و ورودی برق روی پانل پشتی دستگاه قرار دارند.

    تصویر زیر اسیلوگرام ولتاژ خروجی این فرستنده را روی یک بار 50 اهمی (روی کانال 1 اسکوپ)، و ولتاژ سیگنال مدوله‌شونده را (روی کانال 2 اسکوپ) نشان می‌دهد.

    .

    نمایش مدولاسیون دامنه ی یک موج سینوسی روی پرده اسیلوسکوپ

    .

    سیگنال مدوله‌شونده یک موج سینوسی یک کیلوهرتز است که توسط یک مدار ساده با یک آی.سی. «فانکشن ژنراتور» تولید شده است و خواننده می‌تواند به جای آن هر مولد صوتی دیگری را به دلخواه خود جایگزین کند.

    همان طور که در تصویر بالا دیده می‌شود، مدولاسیون بسیار تمیزی روی سیگنال خروجی فرستنده صورت گرفته است. روی این تصویر پریودهای نسبتاً سریع موج حامل، یعنی موج فرکانس بالای مدوله‌کننده، قابل تشخیص نیست و فقط قلّه‌های پریودهای فرکانس بالا مانند دندانه‌هایی دیده می‌شوند و شکل کمی غیرعادی آن‌ها ناشی از دیجیتالیزه‌شدن در اسیلوسکوپ دیجیتالی است.

    از روی مقدار دامنه‌ی ولتاژ روی یک مقاومت بار، یک «بار مصنوعی»، می‌توان بیشینه‌ی توان خروجی فرستنده را با استفاده از رابطه‌ی ساده‌ی زیر حساب کرد:

    .

    روش محاسبه ی مقدار قله ای توان خروجی با اندازه گیری دامنه ولتاژ خروجی بر مقاومت بار 50 اهمی

    .

    روشن است که در این‌جا برای محاسبه‌ی توان از ولتاژ قله‌به‌قله (Peak to Peak)، یعنی UPP، استفاده می‌شود.

    بر روی تصویر نقش بسته بر پرده‌ی اسیلوسکوپ ولتاژ قله‌به‌قله‌ی موج حامل برابر 60 ولت خوانده می‌شود. از آن‌جا و بر اساس رابطه‌ی بالا توانی برابر با 9 وات بر روی مقاومت بار 50 اهمی حاصل می‌شود. با تغییر دادن دور سیم‌‌پیچ‌های ترانسفورماتور آنود و تغییر مکان هسته‌ی فریتی آن، طوری که با امپدانس بار 50 اهمی تطبیق بهتری پیدا کند، مدار ما توانست تا 30 وات توان رادیویی تولید کند.

    .

    نگاهی به درون فرستنده ی مونتاژ شده

    .

    اعضا و جوارح این فرستنده‌ی موج متوسط در تصویر بالا دیده می‌شود.

    در قسمت جلو سمت چپ ورودی 250 ولت از ترانس تغذیه‌ی مدار و پل دیود یکسوساز و خازن الکترولیت صافی تغذیه دیده می‌شوند. در کنار این خازن مقاومت آجری 20 واتی کاتود لامپ طبقه‌ی قدرت خروجی فرستنده ، که یک لامپ تلویزیون‌های قدیمی از تیپ PL504 است، قرار دارد. در سمت راست این لامپ الکترونی، مدار تنظیم و تشدید بار دیده می‌شود، که از دو خازن و ترانسفورماتور آنود (پیچیده شده روی یک میله‌ی فرّیت) تشکیل یافته است. پشت سر آن‌ها ترانس تغذیه و هواکش خنک کننده‌ی لامپ نصب شده‌اند.

    .

    نماییش فرستنده مونتاژ شده از بالا

    .

    عکس بالا را از بالا برداشتیم تا ترتیب و چینش افزاره‌های مدار بهتر نشان داده شوند و نمونه‌سازی از آن را آسان‌تر کند. در این تصویر به ویژه بخش ترانزیستوری مدار به خوبی دیده می‌شود. در قسمت پایین تصویر در سمت راست زیر خازن الکترولیت بزرگ، بخش تثبیت‌کننده‌ی ولتاز 24 ولت دیده می‌شود که تامین ولتاژ پایدار تغذیه‌ی بخش ترانزیستوری فرستنده را بر عهده دارد. تنها آی.سی. مدار یک «نوا‌ساز» (Melody Generator) است که با هدف مدوله کردن موج حامل فرستنده بدون نیاز به منبع صدای خارجی به کار گرفته شده است و استفاده از آن در کارکرد مدار به عنوان فرستنده هیچ نقشی ندارد.

    .

    مدار چگونه کار می‌کند؟

    مدار فرستنده‌ی ما به طور کلی از چهار بخش تشکیل یافته است و به همین ترتیب هم می تواند پشت سر هم ساخته شود و مورد آزمایش قرار گیرد. برتری فرکانس موج متوسط در این است که سیگنال آن را می‌توان تقریباً با تمام اسکوپ‌های معمولی ارزان‌قیمت دید و تغییرات آن را زیر نظر گرفت و تماشا کرد.

    .

    1 – مدار نوسان‌ساز

    در ساخت نوسان ساز که با ترانزیستور 1 شکل گرفته است، از مدار نوسانگر «مایسنر» استفاده شده. این ترانزیستور از تیپ BC548B به صورت یک طبقه‌ی «تقویت‌کننده‌ی سیگنال کوچک» بسته شده. تولید نوسان در این مدار تقویت‌کننده را از طریق برگرداندن سیگنال خروجی این مدار به ورودی خودش، به انجام رسانده‌ایم. با خازن متغیّر 2 می‌توان فرکانس نوسانات تولید شده در این طبقه را بین 800 کیلوهرتز تا 1/2 مگاهرتز تنظیم کرد. برای گرفتن نتیجه‌ی مطلوب، باید مشخصات القاگر 1 را که در مدار تشدید یا «مدار تانک» قرار دارد، با آزمایش و سعی و خطا (ابعاد استوانه‌ی پایه بوبین، نوع هسته، تعداد دور پیچش) تغییر داد و ساخت.

    .

    مدار کامل قسمت نوسانگر فرکانس بالا و مدولاتور صدا و تقویت کننده ی اول

    .

    من برای ساختن القاگر 1 از ترانس آی.اف. یک رادیو ترانزیستوری موج متوسط قدیمی استفاده کردم. ترانس‌های آی.اف. (ترانسفورماتور فرکانس میانی با فرکانس تنظیم‌شده روی 455 کیلوهرتز) دارای یک هسته‌ی فریتی قابل تنظیم و یک خازن موازی هستند. ابتدا این خازن و سیم‌پیچ روی ترانس را باز کرده و از آن جدا می‌کنیم. مقدار اندوکتانس داده شده روی شماتیک بالا (150 میکروهانری) را از پیچیدن 70 دور سیم لاکی 0/12 میلی‌متر روی آن به دست آوردم. پیچش فیدبک از همان سیم و شامل 5 دور است.

    .

    برای سیم پیچ های مدار نوسانگر مابسنر از یک ترانس آی اف قرمز رنگ رادیو استفاده می شود

    .

    اصولاً، در صورتی که مقادیر خازن فیدبک (خازن 5) و شبکه‌ی دکوپلاژ امیتر شامل خازن 3 و مقاومت 3 متناسباً تطبیق داده شوند، هر نوع پایه‌بوبین مشابه دیگری هم در این مدار قابل استفاده است.

    کارکرد این مدار نوسانگر هنگامی رضایت‌بخش به حساب می‌آید که در خروجی آن (پس از خازن 4) یک سیگنال سینوسی تمیز، بدون شکستگی و اعوجاج و با دامنه‌ی ثابت در بازه‌ی فرکانسی پیش‌بینی شده قابل مشاهده و اندازه‌گیری باشد.

    .

    2 – مدولاتور

    مدار مدولاتور با به کار گیری از یک ماسفت دو گِیته (Dual Gate MOSFET) از تیپ BF981 یا BF960 ساخته شده که به صورت «ضرب‌کننده» مداربندی شده است. این طبقه وظیفه دارد فرکانس کم موج صوتی و فرکانس بالای موج حامل را با هم بیامیزد و مخلوط کند. تقسیم‌کننده‌ی ولتاژهایی که روی دو گیت قرار داده شده‌اند، سطح دو سیگنال صوتی و حامل را طوری تنظیم می‌کنند که هیچ‌گونه بُرش و شکستگی در سیگنال‌ها پدیدار نشود. این طبقه با یک سیگنال سطح بالای صوتی و یک سیگنال سطح اندک فرکانس بالا کار می‌کند، چرا که به این ترتیب بهترین و تمیزترین سیگنال مدوله حاصل می‌گردد. سیکنال صوتی پس از ورود به مدار، توسط یک «پیش‌تقویت‌کننده (ترانزیستور 2) تقویت شده و از طریق خازن دکوپلاژ 8، و سیگنال فرکانس بالا از طریق مدار تقسیم ولتاژ شامل مقاومت‌های 4 و 10 به سطح و دامنه‌ی مطلوب رسانده شده و سپس به گیت‌های ماسفت فرستاده می‌شوند. (در اینجا دامنه‌ی سیگنال رادیویی در حدود 0/1 ولت قله به قله مطلوب است.)

    حالا، محصول درآمیخته در خروجی ماسفت دربردارنده‌ی اجزای فرکانس صوتی و فرکانس رادیویی است و باید از یک فیلتر بالاگذر عبور داده شود. کیفیت مدولاسیون با مشاهده‌ی سیگنال در این نقطه قابل ارزیابی است. در صورتی که همه چیز درست باشد، تغییر و تنظیم تا مرز قطع مدولاسیون (جایی که بخش فرکانس بالا صفر می‌شود) امکان‌پذیر خواهد بود، بدون این که هیچ نوع شکستگی در جزء صوتی بوجود آید.

    .

    3 – فیلتر بالاگذر

    این بخش فقط شامل خازن 9 و مقاومت‌های بیس ترانزیستور 4، یعنی مقاومت‌های 13 و 14 است. وظیفه‌ی این خازن و دو مقاومت این است که جزء صوتی را پشت در فیلتر نگه‌دارد و تنها به جزء فرکانس بالا اجازه‌ی گذار و ورود به طبقه‌ی تقویت‌کننده‌ای دهد که در پیرامون ترانزیستور 4 ساخته شده است. در خروجی این تقویت‌کننده، باید روی پرده‌ی اسکوپ یک سیگنال مدولاسیون دامنه‌ی تمیز مشاهد شود. خطی‌بودن مدولاسیون دامنه را می‌توان بوسیه‌ی یک اسکوپ در مُد کاری XY به بهترین حالت ارزیابی کرد، به این ترتیب که آنچه به «مثلث مدولاسیون» معروف است، روی پرده‌ی اسکوپ نقش بندد. در صورتی که سیگنال صوتی به محور X داده شود و روی محور Y سیکنال فرکانس بالای مدوله شده قرار گیرد، در نتیجه باید یک مثلت تمیز روی پرده‌ی اسکوپ پدیدار شود. هر گونه انحراف در اضلاع این مثلث نشانه‌ی یک شکستگی در سیگنال است.

    .

    4- تقویت‌کننده‌ی قدرت

    تا اینجا توانستیم یک سیگنال با مدولاسیون دامنه با کیفیت رضایت‌بخش تولید کنیم. حالا وقت آن است که این سیگنال را به صورت مقتضی تقویت کنیم. در این‌جا من از یک لامپ الکترونی از تیپ PL504 از یک گیرنده‌ی تلویزیون قدیمی بهره‌گیری کردم.

    .

    مدار طبقه تقویت نهایی آنتن و منبع تغذیه ی آن

    .

    مدار راه اندازی و تحریک این لامپ، مدار درایور، با استفاده از یک طبقه تقویت‌کننده با ترانزیستور 1 از تیپ BF871 ساخته شد که مستقیم با ولتاژ تغذیه‌ی 350 ولتیِ قله‌به‌قله‌ی آنود لامپ تغذیه می‌شود و سیگنال راه‌اندازی لامپ را با دامنه‌ی تقریبی 50 ولت قله‌‌به‌قله به آن تزریق می‌کند. این ترانزیستور یک ترانزیستور ولتاژ بالا است که ولتاژ کلکتور به امیتر آن می‌تواند تا 300 ولت هم برسد. از طرف دیگر، فرکانس قطع آن تا 100 مگاهرتز است و چون ظرفیت خازنی بسیار کمی از خود نشان می‌دهد، می‌توان از آن در مدارهای فرکانس بالا نیز استفاده نمود. بیشینه‌ی توان این ترانزیستور در حدود 1/5 وات است.

    به علت ولتاژ کار بسیار بالای این ترانزیستور، برای اجتناب از تلف توان زیاد در مدار، برای تامین ولتاژ بایاس آن از کاربرد یک شبکه‌ی تقسیم‌کننده‌ی ولتاژ مقاومتی چشم‌پوشی شده است. به این دلیل، برای تنظیم نقطه کار ترانزیستور فقط از مقاومت 2/2 مگااهمی، مقاومت 2، استفاده شد که پایداری این طبقه را تا حدودی با چالش روبرو خواهد ساخت. در نتیجه، بخشی از وظیفه‌ی پایدارسازی این طبقه بر دوش مقاومتِ از نظر اهمی بزرگِ 3/3 کیلواهمی دکوپلاژ امیتر، مقاومت 4، خواهد افتاد. ظرفیت خازن موازی با این مقاومت، خازن 4، به عمد کوچک انتخاب شده تا پاسخ فرکانس طبقه‌ی قدرت مقداری خطی‌تر شود. در این بخش از مدار لزومی به ضریب تقویت خیلی زیاد وجود ندارد. سیگنال خروجی این ترانزیستور روی مقاومت 15 کیلواهمی و 5 واتی کلکتور ظاهر می‌شود. برای افزودن بر مقدار و دامنه‌ی ولتاژ فرکانس بالا، سری با این مقاومت یک القاگر در مسیر تغذیه‌ی کلکتور ترانزیستور بسته شده است.

    ولتاژ فرکانس بالا از خازن 5 عبور کرده و مستقیم به «شبکه‌ی کنترل» لامپ (g1) می‌رود. این لامپ برای کار در «کلاس آ» تنظیم شده است. برای رسیدن به این کلاس کاری، وجود یک ولتاژ منفی اولیه بر روی شبکه‌ی لامپ ضرورت دارد که توسط مقاومت 6 روی پایه‌ی کاتود لامپ ایجاد می‌شود. خازن 7 که موازی با آن بسته شده، از برگشتِ غیرضروریِ بخش فرکانس بالا جلوگیری می‌کند.

    حوزه‌ی خروجی و «بار» لامپ دربردارنده‌ی یک ترانس قدرت و خازن 6 است. این دو افزاره به همراه یکدیگر مدار تشدید بار را شکل داده‌اند که روی فرکانس تقریبی 900 کیلوهرتز تنظیم شده‌اند. با کوپلاژ خیلی نزدیک و فشرده‌ی پیچش‌های این ترانس، از پدیدار شدن ضربان‌ها و پیک‌های رزونانسی پیش‌گیری می‌شود. مقدای از سیگنال خروجی از روی دور دهم پیچش اولیه برداشته شده و از طریق مقاومت 7 که یک مقاومت 5 واتی 750 اهمی است، به «شبکه‌ی شتاب‌دهنده»، (g2)، برگردانده می‌شود. به این صورت یک «بازخور» خیلی ساده و موثر ایجاد می‌شود که به کارکرد خطی مدار تقویت‌کننده‌ی قدرت لامپی بهبود می‌بخشد. امپدانس پیچش خروجی ترانس آنود باید با «مقاومت موجی» کابل کواکسیال 50 اهمی از نوع RG-58، که آن را به آنتن یا مصرف‌کننده وصل خواهد کرد، تطبیق داشته باشد تا از برگشت انرژی فرکانس بالا به مدار تقویت قدرت و اتلاف آن به صورت گرما و داغ شدن افزاره‌های مدار و تخریب آن‌ها پیش‌گیری شود. در این خصوص می‌توان چنین فرض کرد که یک مقاومت 50 اهمی مستقیم و بدون هیچ کابلی به ترانس آنود وصل می‌شود و سپس آن‌قدر تعداد دور پیچش آن کم و زیاد می‌شود که روی مقاومت بالاترین ولتاژ ممکن اندازه‌گیری شود (بالاترین توان فرکانس بالا). با رسیدن به این نقطه، در واقع «مقاومت داخلی مجموعه‌ی تقویت‌کننده‌ی قدرت» نیز روی 50 اهم قرار می‌گیرد.

    .

    داده‌های ترانسفورماتور آنود

    نوع هسته:

    میله‌ی فرّیتی از یک رادیوی موج متوسط، به طول 8 سانتی‌متر و قطر 1 سانتی‌متر

    پیچش آنود:

    65 دور سیم لاکی به قطر 0/35 میلی‌متر، با اندوکسیون حدود 138 میکروهانری روی 1kHz

    پریز  شبکه دوم:

    در فاصله‌ی 10 دور از سمت خط مثبت تغذیه با اندوکسیون حدود 30 میکروهانری روی 1kHz

    پیچش ثانویه:

    17 دور که با سیم لاکی به قطر 1 میلی‌متر، با اندوکسیون حدود 12/7 میکروهانری روی 1kHz

    .

    با استفاده از این فرستنده‌ی موج متوسط می‌توان آزمایش‌های متنوعی را روی فرکانس بالا انجام داد. نمونه‌هایی از این موارد در بخش‌های بعدی این مجموعه ارایه خواهد شد.

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    یک مدار ساد‌ه‌ی نوسانگر کریستالی

    ساخت یک نوسانگر همه‌کاره برای رادیوآماتورها

    ساخت یک نوسانگر پرقدرت فرکانس بالا با مدار پوش-پول

     

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2021-09-19 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • دیکتاتوری دیجیتالی

    دیکتاتوری دیجیتالی

    به چینِ جهان غرب خوش آمدید! سازمان بهداشت جهانی توصیه می‌کند که کشورهای جهان در رابطه با لزوم تزریق واکسن کووید-19 و فواید آن به جای سیاست اجبار، سیاست اقناع را مد نظر گیرند. اما آقای امانوئل مکرون شیوه دیگری را در پیش گرفته است دیکتاتوری دیجیتالی

    .

    .

    به چین غربی خوش آمدید! سازمان بهداشت جهانی (WHO) توصیه می‌کند که کشورهای جهان در رابطه با لزوم تزریق واکسن Covid-19 و فواید آن به جای سیاست اجبار، سیاست اقناع را مد نظر گیرند. اما آقای امانوئل مکرون شیوه دیگری را در پیش گرفته است.

    رئیس جمهوری که مدافع «لیبرالیسم» بی حد و حصر در همه‌ی عرصه‌ها می‌باشد، با آزادی‌های عمومی به عنوان یک متغیر تعدیل‌کننده برخورد می‌کند و آن را در مقابل دغدغه‌های عاجل کنونی – پزشکی، امنیتی و حتی جنگی، ناچیز می‌شمارد. ممانعت از سوار شدن میلیون‌ها نفر در قطارها و یا جلوگیری از ورود آن‌ها به رستوران‌ها و سینماها در صورتی که نتوانند مجوز بهداشتی خود را ارائه دهند، که در بسیاری از موارد خود کسبه باید آن را بررسی کنند، از ورود به دنیای دیگری خبر می‌دهد. دنیایی که درگوشه‌ای از کره خاکی، یعنی در چین وجود دارد. در آن‌جا، افسران پلیس با عینک‌های متصل به دوربین‌های حرارتی که بر روی کلاه ایمنی‌شان نصب شده است، می‌توانند فردی را که تب دارد از میان توده مردم تشخیص دهند(١). آیا ما هم خواستار چنین جهانی هستیم؟

    به واقع بدون مقاومت حمله تهاجمی فن‌آوری دیجیتالی‌ای را پذیرفته‌ایم که زندگی شخصی و حرفه‌ای، مبادلات و مراودات و انتخاب‌های سیاسی ما را ردیابی می‌کند. ادوارد اسنودن در پاسخ به این سوال که آیا هنگامی که یک تلفن همراه هک می‌شود، چگونه می‌توان از تبدیل شدن آن به سلاح علیه خودمان جلوگیری کرد، گفت: «انسان‌ها برای محافظت از خود در برابر سلاح‌های هسته‌ای چه می‌توانند بکنند؟ در برابر سلاح‌های شیمیایی یا بیولوژیکی چطور؟ در مواجهه با برخی از صنایع و در برخی حوزه‌ها هیچ حفاظتی وجود ندارد و به همین دلیل است که ما تلاش می‌کنیم گسترش آن‌ها را محدود سازیم.»

    آقای مکرون مسیر دیگری را برگزیده و جایگزین کردن شتابان مبادلات انسانی را با تعداد زیادی سایت اداری، روبات، پاسخگوی صوتی، کد ره‌گیری و نرم‌افزار کاربردی، تشویق و ترغیب می‌کند. از این پس رزرو بلیط و خرید آنلاین مستلزم ارائه مشخصات کارت بانکی، شماره تلفن همراه و حتی کارت شناسایی می‌باشد. در دورانی نه چندان دور، امکان داشت به صورت ناشناس سوار قطار شد و یا بدون آن که فیلم‌برداری شود، از شهری گذر کرد و هیچ اثری هم از عبور و مرور خود بر جای نگذاشت. در آن زمان، هم کودک‌ربایی، هم حملات تروریستی و هم بیماری‌های همه‌گیر – و حتی جنگ وجود داشت. از این پس رعایت «اصل احتیاط» حد و مرزی نخواهد داشت. برای مثال، آیا ملاقات در رستوران با شخصی که روزی به خاورمیانه سفر کرده و یا فردی که سابقه بحران‌های شدید روحی دارد یا در تظاهرات ممنوعه شرکت کرده و یا به یک کتابفروشی آنارشیستی سری زده است، مجاز خواهد بود؟ احتمال تمام‌نکردن وعده غذایی در رستوران به دلیل انفجار یک بمب، ترکش گلوله‌ی کلاشینکف یا مشتی در صورت زیاد نیست، اما صفر مطلق نیز نیست… بنابراین، آیا به زودی همه رهگذران نمی‌بایست یک «مجوز عبور مدنی» متضمن فقدان سابقه کیفری و تأیید پلیس به همراه داشته باشند؟ تنها در این صورت آن‌ها می‌توانند بی سر و صدا در موزه‌ی آزادی‌های عمومی که دیگر به «حلقه‌ی مفقوده جمهوری» تبدیل شده است، پرسه زنند.

    .

    .

    نویسنده: Serge HALIMI

    دبیر هیات تحریریه لوموند دیپلوماتیک

    برگردان: مرمر کبیر

    .

    .

    پانویس‌ها:

    ١ ـ مقاله «فوریت بهداشتی، پاسخ امنیتی» نوشته فلیکس ترگر، منتشره در نشریه‌ی لوموند دیپلماتیک، ماه مه ٢٠٢٠

    .

    .

    منبع:

    لوموند دیپلماتیک فارسی با اندکی حک و اصلاح

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2021-08-29 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • مصدق در ۲۸ مرداد از رادیو بهره نگرفت

    مصدق در ۲۸ مرداد از رادیو بهره نگرفت

    به مناسبت 68- مین سالگرد کودتای ننگین 28 مرداد 1332

    تانک جنگی کودتاگران در برابر ساختمان بی سیم پهلوی

    .

    .

    مصدق

    دولت دکتر محمد مصدق که با پافشاری برای در دست گرفتن کنترل کامل منابع نفتی کشور دشمنی دولت های غربی را به جان خریده بود، سرانجام در ۱۹ ماه اوت سال ۱۹۵۳ برابر با ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ خورشیدی توسط سرلشکر فضل‌الله زاهدی که از حمایت ایالات متحده برخوردار بود، سرنگون شد. کودتا علیه دولت مصدق پس از آن امکان‌پذیر شد که ابتدا دولت آمریکا طی عملیاتی موسوم به «عملیات آژاکس» ایران را در آشوب و هرج و مرجی فرو برد که راه را برای سقوط مصدق هموار کرد. در آن زمان دولت آیزنهاور در آمریکا نگران آن بود که این طرح به بیراهه کشیده شود.

    والتر اسمیت معاون وزیر خارجه وقت به کاخ سفید اطلاع داد که سازمان سیا برای مقابله با این احتمال، آماده شده‌ است تا در صورت شکست کودتا یک جنگ چریکی دراز مدت و دامنه‌دار علیه فعالان سیاسی در ایران به راه بیندازد.

    اسمیت در این یادداشت نوشته‌ است: «تا امروز سیا موفق شده ده نفر را با دستگاه های گیرنده و فرستنده رادیویی در نقاط مختلف ایران بگمارد تا در صورت لزوم با این سازمان تماس برقرار کنند. عده دیگری هم برای پیوستن به آنها تعلیم می‌بینند.»

    در همان حال، در پایگاه «ویلوس فیلد» در لیبی که در آن زمان در اختیار آمریکا بود اسلحه و مهمات برای این منظور انبار شده بود. به گفته اسمیت این مقدار اسلحه و مهمات برای مسلح کردن ده هزار نفر کفایت می‌کرد. او می‌گوید که این تجهیزات می‌توانست در عرض سه تا چهار هفته به ایران برسد. اسلحه و مهمات قرار بود در تهران و تبریز همراه با محموله‌های مخفی طلا و پول نقد به دست افراد خاصی برسد.

    دستور کودتا از طرف چرچیل و آیزنهاور صادر شده بود. اولی به خاطر انتقام ملی شدن صنعت نفت و دومی به خاطر ترس از حاکم شدن کمونیسم بر ایران. خلع دکتر مصدق به وسیله انجام کودتا یک بار هم قرار بود در سال ۱۳۳۱ بیفتد، اما مصدق متوجه شد و با تعطیل کردن سفارت انگلیس در تهران و اخراج تمام دیپلمات‌های انگلیسی، این برنامه را ناکام گذاشت. غروب روز ۲۴ امرداد ۱۳۳۲ گروهی از افسران سیا در ویلای امنی در تهران گرد هم آمدند. قرار بود در نیمه شب آن روز رمز کلیدخوردن «عملیات آژاکس» با عنوان «حالا دقیقاً نیمه شب است» از رادیو بی‌بی‌سی اعلام شود. عملیات آژاکس در ۴ مرحله انجام می‌شد:

    • تبلیغات منفی و دروغ پراکنی در مساجد، جراید، خیابان‌ها توسط “شبکه بدامن” علیه مصدق در مورد روابط او با حزب توده و شوروی.
    • خلع مصدق از نخست وزیری با فرمان شاه.
    • تظاهرات گروه‌هایی از مردم به نفع شاه و سلطنت.
    • ظاهر کردن پیروزمندانه سرلشکر زاهدی به عنوان نخست وزیر جدید از سوی شاه.

    از ساعات اولیه صبح ۲۸ امرداد جمعیتی از اوباش و فواحش از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند. با شروع تظاهرات، گروه هایی از مردم نیز تحت تأثیر این جوّ به صف شعاردهندگان علیه مصدق پیوستند و از سوی دیگر، نظامیانی که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند، همراه جمعیت شدند.

    ساعاتی پس از ظهر درگیری های بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد. عده ی اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه ی توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود.

    .

    radio2 Radio1 ایستگاه رادیو-1

    تصرف اداره فرستنده بی سیم (رادیو تهران) در روز وقوع

    کودتای 28 مرداد 1332

    .

    تا بعد از ظهر خیابان‌ها در کنترل اوباشی بود که به طرفداران مصدق حمله می‌کردند. دفترهای احزاب و نشریات طرف‌دار مصدق یا حزب توده غارت شد و به آتش کشیده شد. منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخست‌وزیری داد و در خانه همسایه‌اش پناه گرفت. اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. میراشرافی، نماینده ی مجلس، فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند.

    به پیام رادیویی میراشرافی، فردی که 25 سال بعد،در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب، اعدام شد، در نشانی زیر گوش دهید:

    .

    فرمان عزل مصدق

    توسط میراشرافی، نماینده ی مجلس، از رادیو خوانده شد

    .

    .

  • آشنایی با فرستنده های موج متوسط – بخش 1

    آشنایی با فرستنده های موج متوسط – بخش 1

    در این مجموعه، به مرور با مدارها و طرز ساختن تعدادی فرستنده‌ی موج متوسط آشنا می‌شویم. این بخش:

    در چند دقیقه یک فرستنده کوچک موج متوسط بسازید

    ساخت یک فرستنده کوچک موج متوسط

    .

    .

    موج متوسط دقیقاً یعنی چه؟

    هنگامی که از موج متوسط صحبت می‌کنیم، در واقع داریم از امواج الکترومغناطیسی می‌گوییم. امواجی که طیف بسیار وسیعی از فرکانس‌ها را در بر دارد و هر بخش آن در جایی به کار برده می شود: از امواج مافوق بلند که در ناوبری دریایی و مخابرات زیردریایی‌ها و پژوهش‌های اتمسفری، مانند «پروژه هارپ»، مورد استفاده قرار دارد تا امواج رادیویی بلند و متوسط و کوتاه و خیلی کوتاه که سخن‌پراکنی رادیو-تلویزیونی و مخابرات ماهواره‌ای و ناوبری جهانی را بر عهده دارند، تا امواج فروسرخ و نور مریی و فرابنفش و پرتوهایی مانند ایکس و گاما و تشعشعات کیهانی که هر کدام در جایی در خدمت بشر قرار گرفته است.

    .

    طیف رادیویی امواج الکترومغناطیسی و تقسیم بندی و کاربردهای ویژه آن

    .

    همان طور که در جدول بالا در مورد طیف رادیویی امواج الکترومغناطیسی دیده می‌شود، بخش‌های مهمی از این طیف به دقت تقسیم‌بندی شده و به کاربرد ویژه‌ای اختصاص داده شده است. در همه‌ی کشورهای جهان سازمان‌هایی بر استفاده از طیف فرکانس نظارت دارند و برای استفاده‌کنندگان از آن قواعد و قوانینی را وضع می‌کنند. معمولاً این قوانین در نشست‌های «اتحادیه بین‌المللی مخابرات» (ITU) مورد بحث و بررسی و تصویب قرار می‌گیرند و در همه‌ی جهان با اندکی تفاوت در جزییات مانند هم هستند. در نتیجه، صدای ایستگاه‌های فرستنده با هم تداخل نمی‌کنند و امواج متفرقه باعث بروز خطا در یک ابزار حساس پزشکی، که جان بیماری به آن بسته است، نمی‌شود و… در یک کلام همه می‌توانند از امواج الکترومغناطیسی با خیال راحت و با کیفیت بالا بهره‌برداری کنند.

    موج متوسط، یا «امواج با فرکانس متوسط» مطابق جدول بالا به فرکانس‌های 300 کیلوهرتز تا 3 مگاهرتز اطلاق می‌شود. رادیوهای موج متوسط معمولاً بازه‌ی فرکانس526/5 تا 1606/5 کیلوهرتز را دریافت می‌کنند. به این گیرنده‌ها «رادیو AM» هم گفته می‌شود که کوتاه‌شده‌ی «مدولاسیون دامنه» (Amplitude Modulation) است.

    عصر و دوران موج متوسط رو به پایان است و در بسیاری از کشورها همین حالا هم به آخر خط رسیده است. مثلاً در آلمان آخرین ایستگاه فرستنده‌ی رادیویی موج متوسط این کشور با نام «دویچلند فونک» (Deutschland Funk) در آخرین روز سال 2015 برای همیشه خاموش شد. این روز برای کسانی که عمری را با صداهای خش‌خش و سوت و فش‌فش و بالا و پایین رفتن بلندی صدای رادیوهای موج متوسط گذرانده بودند و به آن‌ها عادت داشتند، روز سیاهی بود. اما چه می‌شود کرد… رسم زندگی و زمانه این است: نو که اومد به بازار، کهنه میشه دل‌آزار! ظهور عصر دیجیتال و همراه با آن رشد رسانه‌های دیجیتال و پیدا شدن ایستگاه‌های رادیویی دیجیتالی، مخابرات آنالوگ، به ویژه بر روی موج متوسط را که متضمن مصرف برق بسیار بسیار زیاد، عدم امکان پخش «داده» همراه با صوت و علاوه بر این‌ها، کیفیت پایین صدا است، به شکلی بدون بازگشت از صحنه‌ی رقابت حذف کرد.

    در مقایسه با کشورهای کم‌مساحت اروپایی، موج متوسط به علت پوشش بسیار گسترده‌ای که دارد، در کشور وسیعی مانند ایران ماندگاری بیش‌تری دارد. بدین دلیل، در ایران همچنان تعداد قابل توجهی مراکز فرستنده‌ی موج متوسط در حال خدمت‌رسانی هستند که جزییات آن‌ها را می‌توان در سایت «شبکه‌های رادیویی» خواند. همچنین، سایت‌هایی در نت صدای رادیوهای مختلف جهان را پخش می‌کنند. مثلاً در اینجا می‌توان «رادیو ایران» را بیست و چهار ساعته به صورت «پخش زنده‌» شنید.

    امروزه باند رادیویی موج متوسط نسبت به دهه‌های پیش بسیار خلوت و ساکت است، اما همچنان روی آن صداهایی از غریبه‌هایی در دوردست‌ها به گوش می‌رسد. در اینجا و اینجا و اینجا می‌توان از پوشش جهانی ایستگاه‌های فرستنده‌ی موج متوسط و فرکانس‌های مورد استفاده آگاهی ‌هایی به دست آورد.

    .

    آشنایی با الزامات و محدودیت‌ها

    ساختن فرستنده‌ها ایرادی ندارد، اما استفاده کردن از آن‌ها که سبب انتشار امواج در محیط می‌شود، باید با الزامات «سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی» انطباق داشته باشد. هر گونه انتشار امواج رادیویی به دور از قوانین و دستورالعمل‌های این سازمان جرم محسوب می‌شود و در صورت وارد شدن خسارت به مثلاً یک سرویس رادیویی، فرد مجرم موظف به تادیه‌ی خسارت نیز هست.

    هدف از نوشتن این چند جمله آن بود که خواننده‌ی محترم بداند این تارنما در کنار انتشار مطالب علمی خود، آگاهی و هشدار لازم را به خوانندگان داده است. البته این تصمیم شخصی آنان است که در تجربیات علمی خود همواره رفتاری قانونی و مدنی داشته باشند، به ویژه در انتشار امواج در فضای رادیویی کشورمان.

    من توصیه می‌کنم که این مدار را نسازید و از آن استفاده نکنید!

    .

    ساخت یک فرستنده‌ی کوچک موج متوسط

    مداری که در زیر دیده می‌شود، می‌شود گفت کاریکاتوری از یک فرستنده‌ی موج متوسط است و بهتر است که آن را یک «نوسان‌ساز موج متوسط» نامید که از قضا می‌توان صدایی را هم بر آن سوار کرد!

    این مدار مربوط به یک کیت آلمانی است که بیست سال پیش آن را خریده و ساخته بودم، اما همچنان در بازار الکترونیک موجود است.

    پس از مونتاژ مدار، یک تکه سیم به طول 30 سانتی‌متر به عنوان آنتن به آن وصل کردم، تغذیه‌ی آن را به عهده‌ی یک آداپتور دیواری گذاشتم و خروجی صدای رایانه‌ام را به اتصال ورودی صدای آن دادم. رادیوی موج متوسط دستی‌ام را روشن کردم. جایی در حوالی یک مگاهرتز صدای «هام» بلندی شنیده می‌شد که نمی‌توانست سرچشمه‌ای بجز آداپتور بی‌کیفیت داشته باشد. آن را با یک باتری 9 ولتی عوض کردم: صدای سوار بر امواج این فرستنده‌ی کوچک با کیفیتی ممتاز از بلندگوی رادیو شنیده می‌شد.

    بنا به نوشته‌ی تولیدکننده، با تغییر دادن موقعیت هسته‌ی فریت درون سیم‌پیچ این مدار، می‌توان فرکانس‌های میان 520 تا 1600 کیلوهرتز را از آن به دست آورد.

    رادیو به دست، گشتی در تمام خانه زدم و در همه‌ی اتاق‌ها سیگنال را با کیفیت خوبی دریافت کردم. از خانه که بیرون رفتم، اما، دیگر خبری از سیگنال فرستنده نبود. قدرت فرستندگی آن بسیار اندک است و اگر دیواری بین فرستنده و گیرنده وجود داشته باشد، برد آن به 5 تا 8 متر محدود خواهد بود و البته خیلی هم خوب است! و باید هم این طور باشد! بیش از این می‌تواند خطرناک شود، زیرا ایجاد اخلال رادیویی ممنوعیت شدیدی دارد. با این توان اندک، فرستنده‌ی من نمی‌تواند مزاحم هیچ همسایه‌ای شود. البته حتی راه انداختن همین توان کم رادیویی هم ممنوع است، اما چون برد خیلی کمی دارد کسی را سر لج نمی‌آورد و وقتی آدم شاکی نداشته باشد، از قاضی هم خبری نخواهد بود!

    در اینجا عکس‌هایی از فرستنده‌ی مونتاژ شده دیده می‌شوند.

    .

    مدار مونتاژ شده فرستنده موج متوسط روی فیبر مدار چاپی فایبرگلاس

    .

    درباره‌ی مدار

    این فرستنده‌ی کوچک بر اساس یک مدار نوسانگر شناخته‌شده‌ی «کولپیتس» ساخته شده است. نوسانگر کولپیتس نوسان‌های سینوسی تولید می‌کند. فرکانس تقریبی این نوسان‌ها توسط القاگر L و خازن‌های 3 و 4 تعیین می‌شود. سیگنال خروجی این مدارهای نوسان‌ساز از دامنه خوبی برخوردار است. مدار با یک باتری 9 ولتی تغذیه می‌شود و در حدود 1/5 میلی‌آمپر جریان مصرف می‌کند. ولتاژ کار را می‌توان تا 12 ولت بالا برد.

    .

    مدار کامل فرستنده کوچک موج متوسط

    .

    القاگر به کار رفته در این مدار می‌تواند یک ترانسفورماتور فرکانس میانی (ترانس آی.اف.) رادیوهای سوپرهترودین باشد که پوشش فلزی آن را جدا کرده، خازن موازی درون آن را بیرون آورده، سیم‌پیچ‌های آن باز شده و نهایتاً روی لوله‌ی عایق باقی‌مانده (که یک هسته‌ی فریت هم دارد)، با سیم لاکی خیلی نازک (0/10 میلی‌متر) 80 تا 100 دور پیچیده می‌شود. برای به دست آوردن فرکانس دلخواه باید تعداد دور پیچش این القاگر را کم و زیاد کرد. البته از هر قرقره‌ی سیم‌پیچ فرکانس بالای دیگری که قطر لوله‌ی آن در حدود سه میلی‌متر و دارای هسته‌ی فریت قابل تنظیم باشد نیز می‌توان در این مدار استفاده کرد.

    همه‌ی خازن‌ها از نوع سرامیک عدسی هستند، به جز خازن 1 که یک خازن الکترولیت با ظرفیت کم 220 نانوفاراد تا 1 میکروفاراد و در صورت امکان از نوع تانتال است. خازن الکترولیت معمولی هم در مدار به خوبی کار خواهد کرد.

    ترانزیستور به کار رفته در این کیت یک ترانزیستور تیپ مثبت (PNP) ساخت فیلیپس به شماره JA101Q است. مشخصات این ترانزیستور را در «داده‌برگ» آن می‌بینید. به جای این ترانزیستور می‌توان از هر ترانزیستور کوچک تیپ مثبت BC با ضریب تقویت بالا و یا ترجیحاً هر نوع تیپ مثبت BF که عموماً ترانزیستورهایی با پاسخ فرکانسی بالاتری هستند، استفاده کرد.

    .

    چینش افزاره ها روی فیبر مدار چاپی مدار فرستنده کوچک موج متوسط

    .

    مدار روی یک تکه فیبر مدار چاپی از نوع مرغوب فایبرگلاس ساخته شده، اما می‌توان آن را به صورت‌های دیگری هم مونتاژ کرد. فقط باید دقت کرد که تا جای ممکن افزاره‌ها به هم نزدیک و پایه‌های آن‌ها کوتاه باشد.

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    یک مدار ساد‌ه‌ی نوسانگر کریستالی

    ساخت یک نوسانگر همه‌کاره برای رادیوآماتورها

    ساخت یک نوسانگر پرقدرت فرکانس بالا با مدار پوش-پول

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2021-07-26 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • چگونه نیروی یک الکترومگنت را حساب کنیم؟

    چگونه نیروی یک الکترومگنت را حساب کنیم؟

    در این‌جا با روش محاسبه‌ی توان کشش و جذب آهنرباهای برقی آشنا می‌شویم چگونه نیروی یک الکترومگنت یا آهنربای برقی را حساب کنیم

    .

    .

    سولنوییدها یا همان «الکترومگنت»ها آهنرباهای برقی هستند که آن‌ها را به سادگی با پیچیدن سیم روکش‌دار دور یک فلز آهنی استوانه‌ای (یا با هر مقطع دیگری) درست می‌کنند. مقدار نیرویی که توسط این آهنربای ساده‌ی برقی تولید می‌شود، به سادگی با قرار دادن اندازه‌ها و دیگر مشخصات مگنت در این فرمول به دست می‌آید:

    .

    فرمول تعیین نیرویی که توسط یک آهنربای برقی تولید می شود

    .

    برقرار شدن جریان برق در این سیم‌پیچ موجب پدیدار شدن یک میدان مغناطیسی می‌شود که بر اشیای فرّومگنت اطراف خود، مانند چیزهای آهنی و فولادی، تاثیر گذاشته و آن‌ها را به سوی خود جذب می‌کند. پیوستن نیروهای مغناطیسی و الکتریکی و تاثیر آن‌ها بر یک چیز باردار شده را «قانون لورنس» (Lorentz Force) می‌خوانند و به وسیله‌ی آن «نیروی لورنس» را که «نیروی مغناطیسی وارد از میدان مغناطیسی به هادی حامل جریان» است، تعریف می‌کنند.

    محاسبه‌ی نیرو بر اساس فرمول بالا انجام می‌گیرد که در آن داریم:

    µ0       ضریب نفوذ مغناطیسی خلأ برابر با  مقدار ثابت ضریب نفوذ مغناطیسی خلا

    F          نیرو بر حسب نیوتن،

    N         تعداد دور سیم‌پیچ،

    I           جریان بر حسب آمپر،

    g          طول فاصله‌ی میان سولنویید و قطعه‌ی فلزی،

    A          مساحت مقطع هسته بر حسب هر واحد طولی که برای g در نظر گرفته اید (مثلاً سانتی‌متر و سانتی‌مترمربع).

    اگر سولنوییدی در اختیار دارید، با قراردادن مشخصات آن در فرمول بالا می‌توانید نیروی آن را محاسبه کنید. به عنوان مثال، فرض کنیم که شما یک الکترومگنت با 1000 دور سیم‌پیچی دارید که سطح‌مقطع هسته‌ی آن نیم مترمربع است و جریانی برابر 10 آمپر از آن عبور می‌کند. نیرویی که این آهنربای الکتریکی بر یک قطعه آهن در فاصله‌ی یک و نیم متری آن وارد می‌کند، برابر است با:

     

    فرضیات:

    N=1000, A=0/5m2, I=10A, g=1/5m

    مقادیر بالا را در فرمول قرار می‌دهیم و نیروی موثر بر قطعه‌ی فلزی را به دست می‌آوریم:

    .

    مثالی از تعیین نیروی یک آهنربای برقی فرضی

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    طرز ساختن یک دستگاه آهنرباساز

    تجربه ساخت یک آهنربای قوی و ساده

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2021-07-18 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .