.
.
یادی از برگزاری اردوی رادیوآماتوری جزیره کیش
.
|
اعلام گروه مشهور تماس دوردست «راکال» (Rockall DX-Group) مبنی بر برگزاری یک اردوی مخابراتی در مقیاس بزرگ از ایران و تازه آن هم، از جزیره کیش (IOTA AS-۱۶۶)، که آخرین بار EP۶T در سال ۲۰۰۲ از آنجا تماس رادیوآماتوری برقرار کرده بود، موجب شادی بسیار زیاد محافل علاقهمند به تماس دوردست (Dxer) رادیوآماتوری شد. همان طور که انتظار میرفت، برگزاری این «برنامهی اکتشاف راهدور» (Dxpedition) تحت شناسهی EP۶T به یک موفقیت بزرگ منتهی شد. از شانزدهم تا بیست و هفتم ژانویهی ۲۰۱۵ (۲۶ دی تا ۷ بهمن ۱۳۹۳) تیم ۱۰ نفرهای که عموماً بلژیکی بودند، ۶۸۰۴۴ تماس (QSO) برقرار کردند که از آنها ۳۴۲۰۱ تماس مورس (CW)، ۲۸۳۵۱ مورد تماس تک باند جانبی (SSB) و ۵۴۹۲ مورد به صورت تلهتایپ (RTTY) بود. این تماسها با ۱۶۷۴۳ رادیوآماتور مختلف برقرار گردید که از میان آنها ۶/۶۹% آنها شناسهی آماتوری اروپایی داشتند. |
.
.
مطابق معمول، اعضای گروه تماس دور دست «راکال» پس از اجرای هر برنامهی اکتشاف راه دور، دور هم جمع میشوند تا خود را آماده کنند و پیش از هر چیز، به جستجوی مقصد تازه و پرچالشی بپردازند. یکی از این مقصدها، پس از برنامهی «بوروندی» در آفریقا و با شناسهی ۹U۴U، ایران بود، هدفی به غایت پرچالش.
پاتریک، ON۴HIL، از پیش تماسهایی با چند رادیوآماتور ایرانی برقرار کرده بود، اما برنامهریزیها وقتی واقعاً آغاز شد که پاتریک و من، ON۷RU، به دیدار سفارت ایران در بروکسل رفتیم تا با این نمایندگی ایران در محل تماس برقرار کنیم و هدف خود از تقاضای روادید و اقامت در ایران را برای کنسول تشریح کنیم. این ملاقات به واقع دروازههایی را بر ما گشود و بر این اساس پاتریک و همسرش، بتی، به تهران، پایتخت ایران پرواز کردند تا برای مسوولان سازمان تنظیم مقررات رادیویی امکانات و تواناییهای سرگرمی رادیویی خود را شرح دهیم.
دکتر فرد، مدیر این اداره، موضع بسیار مثبتی داشت و حمایت خود را از ما اعلان کرد، امری که ما شادی شنیدن آن را با باز کردن یک جعبهی بزرگ شکولات پرآوازهی بلژیکی دو چندان ساختیم[۱].
از این لحظه به بعد ما مشغول ارسال پستیِ انبوهی از مدارک به ایران شدیم، اما این بار به یک واحد دیگر این سازمان. حجم این کاغذبازی و ارسالهای پستی به قدری زیاد بود که برخی از اعضای گروه ناامید شده و قصد داشتند به جستجوی مقصد دیگری مشغول شوند. اما پاتریک کلهشقی کرد و در نهایت عملاً یک مجوز رادیویی صادر شد.
.
|
تیم EP۶T بیش از ۶۸ هزار QSO از جزیرهی کیش برقرار کرد. (ایستاده از چپ به راست) مارک ON۴AMX، کارلو ON۴BR، لوک ON۶CC، هنک ON۴HIL، پاتریک ON۴HIL، رولاند PA۳EWP، کوستاس SV۱DPI، و محمد EP۳MIR. نشسته: فرانک ON۷RU و سمت راست ویم ON۶DX |
.
همهی این کارها بدون پشتیبانی محمد، EP۳MIR، ناممکن میبود. محمد (مبینی)، خود شخصاً چندین بار با سازمان تنظیم مقررات نشست و گفتگو داشت تا مانعی را رفع کند یا تلاش کند که درخواست ما مُهر «غیرفوری» نخورد و به ته کشوی میز مسوولی منتقل نگردد. یکی از این موانع این موضوع بود که گویا یکی از اعضای گروه ما، پیش از این از مبداً اسراییل تماس رادیوآماتوری داشته بوده است. ادارهی مقررات به پاتریک گفته بود که این موضوع مشکل بزرگی ایجاد کرده است.
یک همهپرسی بسیار فوری در میان اعضای گروه روشن کرد که هیچ یک از اعضای گروه هیچگاه در اسراییل فعالیت رادیویی نداشتهاند. با مشخص شدن این موضوع که گویا مسوولی پیشوند ۵Z۴ را با ۴Z۵ اشتباه کرده، سوءتفاهمها رفع شد و خیال ما را بسیار راحت کرد. البته باری دیگر می بایستی انبوهی کاغذبازی به انجام برسد تا مشکل کاملاً رفع گردد.
.
چراغ سبز!
عاقبت ما از ادارات ایران چراغ سبز نهایی را گرفتیم و تیم ما مشغول آمادهسازی دستگاههای رادیویی، آنتنها، رادیالها و تمام چیزهای ضروری دیگر شد.
همان طور که در اردوی رادیوییِ پیشین هم موضوعیت داشت، بالاترین هدف این بود که در کوتاهترین زمان ممکن تجهیزات مخابراتی برپا شوند و روی آنتن برویم. ما به هیچ وجه نمیخواستیم وقت ارزشمند خود را به هدر بدهیم تا مثلاً جک و فیش لحیم کنیم یا خودمان را خیلی با تنظیم آنتنها مشغول سازیم. دو هفته پیش از سفر به ایران، گروه برای بار آخر در مرکز روکال دور هم جمع آمد تا تجهیزات را بستهبندی کند، ۳۰ بسته و کارتن را شمارهبندی کند و جدول دقیقی از آنها و محتویاتشان تنظیم نماید. بسیار مهم بود که بدانیم هر قطعه و تجهیز در کدام بسته قرار دارد تا کنترل گمرک ایران را با موفقیت و بدون اصطکاک پشت سر بگذاریم، زیرا از پیش به ما اطلاع داده بودند که این کنترلها بسیار دقیق خواهند بود.
.
سفر به تهران
در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵ (۲۵ دی ۱۳۹۳) تیم آماده شده بود و تلاش میشد حتی المقدور سریعتر پرواز کنیم. نفرات این اردو از این اعضا تشکیل یافته بود: پاتریک ON۴HIL، لوک ON۴IA، مارک ON۶CC، رولاند PA۳EWP، کارلو ON۴BR، هنک ON۴AHF، ویم ON۶DX، مارک ON۴AMX، کوستاس SV۱DPI، و بندهی حقیر فرانک ON۷RU.
تیم پشتیبانی شامل تئو ON۴ATW، ماکس ON۵UR و همسران و شریکان زندگیمان بودند که با آرزوی زدن یک بوسهی خداحافظی به روی ماه ما، همهی ما و بارمان را به فرودگاه بروکسل رساندند!
بارها تحویل داده شدند و صورتحساب چند هزار دلاری (فقط برای پرواز رفت از بروکسل به تهران) به خاطر زیاد بودن و اندازههای خارج از استاندارد بارها پرداخت شد. شرکت هوایی روسیه به نام «ایروفلوت»، هم بار و اثاثها و هم تیم را مطمئن و به سلامت از بروکسل، پایتخت بلژیک، ابتدا به مسکو و سپس از مسکو به تهران رساند. در آنجا ما در فرودگاه تازهساز امام خمینی فرود آمدیم. در آنجا گذرنامهها و روادید، بدون بروز کوچکترین مشکلی، کنترل شدند.
ما خوشحال بودیم که بارمان نیز به طور کامل و سالم به مقصد رسیده بود و حالا در انتظار ارایهی مدارک آنها به گمرک فرودگاه بودیم. در حالی که ما در مسیر کنترل گمرک ایستاده بودیم، در پشت دیوار شیشهای سالن ترانزیت فرودگاه، میزبان خود EP۳MIR را دیدیم که منتظر ما بود. در اینجا ما با غافلگیری بسیار خوشآیندی روبرو شدیم و آن حضور شخص دکتر فرد، مدیر سازمان تنظیم مقررات رادیویی، و همچنین EP۳MIR و EP۳CQدر فرودگاه و پشتیبانی آنان در ترخیص بار و تجهیزات تیم از گمرک فرودگاه بود. علاوه بر این، ما میبایستی برخی از بستهها را باز کنیم تا اثبات شود که شماره سریال دستگاهها با اطلاعات درج شده در مدارک گمرکی مطابقت دارند. در اینجا حضور دکتر فرد موثر بود و ایشان برای ما یک گواهی صادر کردند که به ما اجازه میداد همهی تجهیزات خود را بدون کنترلهای بعدی به جزیرهی کیش حمل کنیم.
.
یک چالش کوچک
وقت از نیمه شب گذشته بود که ما فرودگاه را ترک کردیم. EP۳MIR انتقال ما به فرودگاه دیگر تهران، فرودگاه بینالمللی مهرآباد، را سازماندهی کرده بود و ما پس از یک سفر تقریبی ۴۵ دقیقهای به آنجا رسیدیم. افراد بسیار مهربان بودند و همه می خواستند جزییات بیشتری از برنامههای ما بدانند.
.
.
پرواز ما از تهران به مقصد نهاییمان، کیش، در ساعت ۶ صبح انجام میشد. به این دلیل ما چند ساعتی را در فرودگاه مهرآباد وقت آزاد داشتیم. اما هیجان قلبی و آدرنالین خون ما چنان بالا بود که نمی توانستیم بخوابیم. در نتیجه، وقت خود را به گفتگو با میزبان و همقطاران ایرانی خود گذراندیم. در حدود ساعت ۴ صبح به سوی گیتها رفتیم تا بارهای خود را تحویل دهیم. روشن است که کارمندان گیتها از حجم نامعمول بار ما بسیار متعجب بودند، اما همه چیز بیهیچ مشکلی به انجام رسید. پیش از گام نهادن در سالن امن پرواز، بارهای دستی ما توسط ماموران پلیس کنترل شدند. با وجود تمام مدارک ممهور به مُهرهای رسمی، به ما اجازه داده نشد که دستگاههای رادیویی K۳ را در بار دستی به داخل کابین هواپیما ببریم. ما تا پیش از این با چنین محدودیتی روبرو نشده بودیم. در آخرین دقایق پیش از پرواز، دستگاههای گرانقیمتی را که برای اردوی مخابراتی ما نقش کلیدی داشتند، لای دستمال پیچیدیم و در دل آرزو کردیم که آنها پرواز به جزیرهی کیش را سالم و از همه مهمتر با حفظ قابلیت کاری از سر بگذرانند.
.
.
خوشبختانه دستگاهها از عهدهی این پرواز به خوبی و بیهیچ آسیبی برآمدند. مدت پرواز از تهران به کیش در حدود دو ساعت بود. به لطف مهر و امضاهای رسمی مجوزها، در کیش توانستیم به سرعت و به سادگی تجهیزات خود را دریافت کنیم. همه چیز در یک اتوبوس بارگیری شد و ما ربع ساعت بعد در محل پایگاه مخابراتی خود بودیم.
.
برقراری ایستگاه مخابراتی
با وجود این که تا این لحظه ۲۴ ساعت بود که سر پا بودیم، اما هنوز نیروی کافی داشتیم که بتوانیم فوری استقرار آنتن را آغاز کنیم. ما هفتهها پیش از سفر از بلژیک طرح و برنامهی برپاکردن آنتنها را به دقت ریخته بودیم، طوری که هر عضو گروه دقیق میدانست که در چه مرحلهای چه وظیفهای بر عهده دارد.
چون دیگر ظهر شده بود، برپاکردن یک آنتن هکس بیم (Hexbeam) و آنتنی برای باندهای ۳۰ متر تا ۱۶۰ متر را آغاز کردیم. درست کنار ویلای ما زمین خالیافتادهای به اندازهی ۱۰۰ متر در ۱۰۰ متر وجود داشت که در اختیار ما بود. کمی پیش از برپاکردن آنتن ۱۶۰ متر، یک نگهبان پیش آمد و ادعا کرد که ما اجازه نداریم این زمین را مورد استفاده قرار دهیم، مسالهای که طبعاً برای ما یک حالت سرگردانی ایجاد کرد. در این جا EP۳MIR هر چه در توان داشت انجام داد تا نگهبان را قانع کند که ما حق استفاده از این زمین را داریم، اما تلاش او بیفایده بود… ما می بایستی همهی آنتنها را برچینیم. به این دلیل، در ابتدا ما فقط توانستیم یک آنتن عمودی برای باند ۴۰ متر و یک هکس بیم را برپاکنیم. استفاده از یک کمباینر (Combiner) به ما این امکان را داد که آنتن هکس بیم روی سه باند به طور همزمان به کار گرفته شود.
در روز بعد EP۳MIR آسمان و زمین را به جنبش درآورد تا ما یک مجوز مناسب برای برپاکردن آنتنهایمان دریافت کنیم. تلاش او پیروزمندانه بود: در حدود ۲۴ ساعت بعد ما توانستیم موافقت لازم را بگیریم.
با شهامت ناشی از سرخوشی این موفقیت، آنتنها را سوار کردیم، اما، با وجود این، خورشید غروب کرده بود که کارمان به سرانجام رسید. این طور بود که ما یک غروب دیگر را از دست دادیم.
.
|
چپ: آنتن یاگی ۵ عضوی برای باند ۱۰ متر، راست: محوطهی آنتنهای EP۶T با هکس بیم ۱۷ متری، آنتن عمودی برای ۸۰ متر، آنتنهای عمودی “فازی شده” برای ۳۰ متر، هکس بیم برای ۱۰ متر و ۱۵ متر و ۲۰ متر، یاگی ۵ عضوی برای ۱۰ متر و ۴-راستگوشه (۴-Square) برای ۴۰ متر، آن چه که در عکس ها دیده نمی شوند: هکس بیم برای ۱۲ متر و L– وارونه برای ۱۶۰ متر. |
.
مخابره با علامت مشخصهی EP۶T
کار مخابره را با پنج ایستگاه آماده به کار آغاز کردیم و بلافاصله با بهمنی از تماسها روبرو شدیم. همان طور که انتظارش میرفت، این موضوع ابعاد بزرگی داشت و به ویژه علایم از اروپا و روسیه خیلی خوب دریافت میشدند.
در نخستین روز میخواستیم با بیشترین تعداد ممکن از قویترین سیگنالها (اروپا) تماس برقرار کنیم و این کار را در روز بعد با آمریکای شمالی ادامه دهیم، زیرا ما دو روز ارزشمند را در باندهای پایین از دست داده بودیم.
ما روی باندهای پایین تر از ۳۰ متر تا ۱۶۰ متر با شرایط دریافت بسیار مشکل و با QRM بسیار قوی روبرو شدیم. در بروز این مشکل منابع متفاوتی مسوولیت داشتند. قویترین آنها که منشاء یک سیگنال اختلالی با قدرت S۹+۲۰dB بود، در ویلای همسایه قرار داشت و چون مالک آن در جزیره نبود، شوربختانه امکان ورود به آن وجود نداشت.
در این اوضاع، هنک ، ON۴AHF، ایدهی درخشانی مبنی بر ایجاد اتصال کوتاه را مطرح کرد. گفتیم و کردیم! فیوز اصلی ویلای همسایه سوخت و وضعیت QRM در چشم بهم زدنی بهتر شد و به مقدار “فقط” S۹ کاهش پیدا کرد. ما آنتنهای مختلفی را به کار گرفتیم تا اختلالات را کم کنیم، اما در نهایت برنده نشدیم.
به سادگی باید گفت که QRM تولید شده در دستگاههای باتریخور، رولرهای برقی و دیگر منابع اختلال خیلی قویتر از آن بودند که بشود نویز حاصل از آنها را به میزان قابل قبولی کاهش داد. دردناک بود: در حالی که رادیوهای ما از نظر فنی در سطحی بودند که صدای افتادن یک سوزن در نعلبکی را میشنیدند، گوشهای ما میبایست با این QRM وحشتناک کنار بیایند.
خوشبختانه روی باند فرکانسهای بالاتر مشکل کمتر بود و از عهدهی QSO های زیادی برآمدیم.
.
.
این موضوع سبب شد که روزانه در حدود هشت هزار تماس در دفترچهی ثبت ارتباطها (Logbook) درج شود. از همان ابتدا معلوم بود که مسیر گسترش انتشار امواج (propagation) به سوی آمریکای شمالی بسیار مشکل خواهد بود. ما پیشبینی ستو، K۶TU، را به کار گرفتیم و بر اساس تشخیصهای او در سایتاش دریافتیم که فقط یک بازهی زمانی به مدت چند ساعت برای تماس مطمئن با آمریکای شمالی وجود دارد.
علیرغم شرایط غیربهینهی انتشار امواج، نهایتاً ۶۶۶۳ تماس با آمریکای شمالی برقرار گردید.
دو ساعت پیش از غروب در محل ما، مورسزدن روی باند ۴۰ متر را شروع میکردیم تا با آمریکا شمالی کار کنیم، که در نتیجه – در زمان طلوع آفتاب آنها – به ایستگاههایی از تگزاس گرفته تا KH۶ دسترسی پیدا کردیم. البته به خاطر QRM شدید در سمت ما، متاسفانه در لیست تماسهای ما درج نشدند. اغلب ما دو نفری همزمان گوش میدادیم تا سیگنالهای ضعیف را تا حدودی بهتر دریافت کنیم.
پس از رسیدن به رکورد ۵۰ هزار QSO، فکر کردیم که چه بسا حجم انبوه تماسها رو به کاهش بگذارد، اما اشتباه میکردیم و تماسگیرندگان از تمام اطراف و اکناف جهان همچنان ما را صدا میزدند. آنتن ۵ عضوی باند ۱۰ متر کمک کرد تا سیگنالهای ضعیف ایستگاههای کوچک را بشنویم، زیرا این آنتن از نسبت جلو به عقب بهتری در مقایسه با یک هکسبیم برخوردار است و به خاطر این ویژگی میتواند سیگنال برخی جهتها را بهتر دریافت کند.
.
.
گزارشهای خوب را به ویژه روی باند ۳۰ متر دریافت کردیم. آنتن عمودیای که برای این باند نصب کرده بودیم، خیلی خوب جواب میداد، در حالی که روی همین ۳۰ متر هم میبایستی با QRM بجنگیم. همهپرسی ما در صفحهی اینترنتی EP۶T با اقبال خوبی روبرو شد و تقاضای زیادی در خصوص ارتباط رادیویی با ایران روی باند ۱۶۰ متر را نشان داد. تقریباً همهی رادیوآماتورهایی که در رایگیری شرکت کرده بودند به یک QSO روی ۱۶۰ متر به عنوان یک نقطهی باند (Band Point) تازه نیاز داشتند. ما در ۱۶۰ متر همان آنتن را به کار گرفتیم که در اردوی ۹U۴U به کار برده بودیم: یک L– وارونه که به یک دکل به ارتفاع ۲۷ متر محکم شده بود. البته ما تعداد رادیالها را دو برابر کردیم و از ۲۰ به ۴۰ رساندیم.
درست است که ما واقعاً گزارشهای خوبی دریافت کردیم، اما فقط در روز سوم بود که مارک، ON۶CC، توانست روی ۱۶۰ متر اولین QSO را با آمریکای شمالی برقرار کند. به یاد دارم که لوک، ON۴IA، با چه آب و تابی به من گفت که ایستگاهها از آنتنهای پرچمی دوّار به عنوان آنتن گیرنده استفاده میکنند.
.
خوشبینی در پایان اردو
همان طور که همه میدانیم، شوربختانه همهی چیزهای خوب یک موقعی به پایان خود میرسند. با بیش از ۶۸ هزار تماس در دفترچهی ثبت تماسها، در شب آخر فقط آنتن چهار راستگوشهی عمودی (Four-Square Vertical) برای ۴۰ متر باقی مانده بود. در این شب من خواب را بر خود حرام کردم و شادمانه با چند ایستگاه دیگر از آمریکای شمالی و جنوبی تماس برقرار کردم. شناسهی آخرینِ این ایستگاهها، یعنی YY۸JJM را، در دفترتماسها ثبت کردم.
هنوز ۳۰ دقیقه از برزدن آفتاب نگذشته بود که ما تنها ایستگاه و آنتن باقیمانده را برچیدیم، زیرا به فاصلهی چند ساعت می بایستی همه چیز در محل موعود آمادهی حمل باشد. ما یک سفر ۲۴ ساعتهی دیگر در پیش داشتیم.
حضور و دیدار دوباره با دکتر فرد در فرودگاه تهران برای ما غافلگیرانه و شادیبخش بود. روشن است که ما از او بار دیگر به خاطر پشتیبانی گرانقدر او سپاسگزاری کردیم و بین ما هدایایی رد و بدل شدند. مهمترین چیز برای ما شنیدن این کلام بود که اردوی رادیویی ما درهای قفلشدهای را بازکردند که به احتمال زیاد در آینده نیز مفتوح باقی خواهند ماند.
.
.
نکتهی جالب دیگر این بود که ما در طول اقامتمان در ایران با جوانان زیادی روبرو شدیم که به شدت به کار ذوقی رادیوآماتوری علاقه نشان میدادند. من اطمینان دارم که در آیندهی نزدیک شنوندهی صدای ایستگاههای بیشتری از ایران خواهیم بود. تا به حال ۶۰ نفر توانستهاند از عهدهی امتحان رادیوآماتوری برآیند و امیدوارند که در کوتاهمدت شناسهی ایستگاه آماتوری خود را دریافت کنند. آنان برای پیشآمادگی این امتحان از یک درسنامه استفاده میکنند که – با پشتیبانی مالی تیم راکال – از زبان هلندی به فارسی برگردانده شده است.
در کنار دکتر فرد، ما از محمد، EP۳MIR، و دوست او آقای علی سپاسگزاریم. این دو مرد چنان از خود برای کار ما مایه گذاشتند، که ما توانستیم به طور کامل روی برنامهی اردوی رادیویی متمرکز باشیم. تشکر دیگری هم از ایستگاههای پایلوت تئو ON۴ATW، بیورن ON۹CFG، ماکس ON۵UR ف و فلوید N۵FG و همچنین از پشتیبانان باشگاه خودمان و شرکتهای اسپانسر داریم که بدون حمایت آنها این اردوی اکتشافی راهدور اجراشدنی نمیبود.
و همین طور تشکری داریم از تک تک حامیان منفرد: شمایان از طریق هدایای مالی خود اجرای این ارود را ممکن ساختید. بر این اساس، شما هم میتوانید این حرکت را اردوی اکتشافی راهدور خودتان بخوانید! علاوه بر این، سپاس قلبی ما متوجه همسران و یارانمان است که این تیم دیوانه با نقشه های دور و دراز را مورد حمایت قرار دادند. ما قول میدهیم که این کار را دیگر تکرار نکنیم – در هر صورت نه به این زودیها! اطلاعات دیگر و تصویرها در سایت اینترنتی ما در دسترس هستند. رونالد، PA۳EWP، در حال کار روی یک دی.وی.دی. است که به زودی از طریق همین سایت در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
.
.
ترجمه به آلمانی: دکتر مارکوس دورناخ DL۹RCF
..
منبع ترجمهی فارسی: نشریهی رادیو آماتوری آلمانی «فونک آماتور»
تاریخ انتشار: شمارهی ژوئن ۲۰۱۵
.
پانویسها:
|
www.etesalkootah.ir || ۲۰۱۸-۰۲-۲۰ © 20۱۵ www.etesalkootah.ir © All rights reserved. تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو، تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه استفاده کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است. |












با سلام و تشکر از زحمات شما استاد گرامی آقای فرزاد رئیس دانای عزیز