بلاگ

  • داستان من – قسمت 8

    داستان من – قسمت 8

    از گم‌شدن کارت تا کلیدخوردن جریان رادیوآماتوری

    زندگی من-رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

    .

    .

    خوب، ماجرایی که در همسایگی پیش آمد باعث شد جدی‌تر به موضوع فکر کنم. نهایتاً این مساله یک تخلف فنی به حساب می‌آمد، زیرا من از سال 1376 مجوز رادیوآماتوری داشتم، فقط تمدید نشده بود. به فکر افتادم که سری به سازمان تنظیم مقررات رادیویی بزنم و ببینم چه خبرهای تازه‌ای هست.

    به سازمان رفتم. در آن زمان کارمندانی به نام‌های خانم جنگجو و خانم اعتصامی در رابطه با کار رادیوآماتوری فعالیت می‌کردند. من هر چقدر داخل مدارکم را جستجو کرده بودم اثری از مدارک رادیوآماتوری یافت نمی‌شد.

    من به ایشان گفتم که سن من الان بالای 50 سال است و از 16 سالگی در حال تلاش برای گرفتن مجوز کار رادیوآماتوری هستم، چقدر دیگر باید صبر کنم؟ من در مدت باقیمانده زندگی فرصت زیادی برایم باقی نمانده است. لطفا هر کاری از دست شما برمی‌آید انجام دهید.

    در اینجا یکی از کارمندها زحمت کشید و به آرشیو قدیمی که در ساختمان دیگری قرار داشت مراجعه کرد و برای رفتن به آنجا از سازمان خارج شد و با استفاده از تاکسی یا خودرو شخصی به آنجا رفت و با مراجعه به بایگانی در زیرزمین ساختمان توانست کارت دوم من را بیابد و از آن کپی بگیرد و کپی را برای من بیاورد.

    من مدت زیادی به دنبال این کارت در خانه جستجو کرده بودم و هیچ اثری از آن نیافته بودم (البته حدود یک سال بعد آن را در انبار قطعات صنعتی خودم، در لای یک کتاب آموزشی میکروپروسسور بر پایه 68000 یافتم!).

    موضوع جالب سوالی بود که مسوولین سازمان از من پرسیدند و آن این بود که “آیا الان شما در خانه فرستنده‌گیرنده دارید و از آن استفاده می‌کنید؟”

    پاسخ من البته مثبت بود!

    سوال کردند: “چقدر برد دارد و تا کجا می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟”

    گفتنم: “محدودیتی ندارد. کل کره زمین را زیر پوشش دارم!”

    سوال کردند: “آیا استفاده شما از فرستنده و گیرنده بانی مزاحمت برای ارگان‌هایی مانند پلیس نیست؟”

    گفتم: “اصلا و ابدا! به دلیل این که حوزه فعالیت من در باند اچ.اف. و حدود فرکانس 14 مگاهرتز است و حدود فعالیت ارگان‌ها بالای 120 مگاهرتز است. حتی اگر بیسیم آنها در محدوده 10 متری داخل خانه ما باشد و فیلترهای مورد استفاده من بدترین حالت را داشته باشد، کماکان آنها وجود دستگاه‌های من را حس نمی‌کنند.”

    با پیدا شدن این کارت که در نوشته بالا به آن اشاره کردم و درخواست از سازمان و پایان یافتن زمان ریاست (آقای) احمدی‌نژاد، و همچنین زحمات آقایان رضا باطبی (صحبت با وزیر ارتباطات در نمایشگاه)، علی قنبری و خودم (پیگیری ارتباط با وزیر در همان نمایشگاه) و عوامل موثر دیگر که من از آنها اطلاع نداشته‌ام و هنوز هم ندارم، راه افتادن جریان فعالیت رادیوآماتوری کلید خورد.

    ادامه دارد…

    قسمت 9

    قسمت 7

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    سر و جان فدای کریستال کوارتز

    از یادداشت های یک رادیوآماتور

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-17 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • داستان من – قسمت 7

    داستان من – قسمت 7

    جیمزباند وارد می‌شود یا تردید همسایه‌ها

    زندگی من-رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

    .

    .

    من مرتبا در زیرزمین با رادیو داد و بیداد می‌کردم! دایم داشتم پیام‌های  cq cq cq delta xray را پشت میکروفن تکرار می‌کردم و در پی آن برقراری یک مکالمه و گوش‌های همسایه‌های کنجکاو!

    بالاخره یکی از همسایه‌ها که آدم شهرستانی ساده‌ای بود و می‌گفت که دکترای جامعه‌شناسی دارد و استاد پروازی به کرمانشاه است، به یک همسایه دیگر که یک دندان‌پزشک بازنشسته بود می‌گفت که نمی‌دانم این همسایه ما که در زیرزمین انگلیسی داد و بیداد می‌کند و آنتن وصل کرده پشت بام جاسوس است و یا …؟ و همسر من که از خرید برگشته بود قسمتی از مکالمه این دو نفر را می‌شنود و در این قسمت متاسفانه کلمه جاسوس هم بود و موضوع را به من می‌گوید.

    خوب، باید فکری می‌کردم. من نزد آن همسایه می‌روم و از او سوال می‌کنم که: “آیا بلند صحبت کردن من در زیرزمین بانی اذیت شما شده است؟”

    پاسخ این است که: “نه! صدای شما به بالا نمی‌رسد.”

    سوال: “آیا کنجکاو هستید که من چکار می‌کنم؟ دوست دارید توضیح دهم؟”

    پاسخ با ترس و لرز: “نه! به من چه ربطی دارد؟”

    سوال: “آیا شما تصور می‌کنید من جاسوس هستم؟”

    پاسخ: “به من ربطی ندارد!”

    سوال: “خوب نمی‌دانید هر دو سرِ این موضوع برای شما باخت است؟ اگر من جاسوس باشم این برای شما خطرناک است و بهتر بود سکوت می‌کردید. اما اگر من جاسوس نباشم برای شما که به من تهمت زده‌اید خطرناک است و برگشت آبروی من برای شما گران تمام می‌شود.”

    با ترس: “نه، من نگفتم! شاید کسی گفته باشد، حتی من نشنیدم و …. “

    این گفتگوی سرپایی در تمام مدت برای من موضوع شوخیِ خنده‌داری بود. کاملاً خونسرد و مسلط به بحث به ایشان گفتم: “می‌توانید بروید کلانتری و از من شکایت کنید. آدرس کلانتری را به ایشان دادم و گفتم کلانتری به شما پاسخ نمی‌دهد و شما را به دادسرا می‌فرستد. آدرس دادسرا را دادم و گفتم در دادسرا تشکیل پرونده هزینه زیادی ندارد و روز دادگاه درخواست کارشناس از فلان اداره خواهد شد. این هم آدرس اون اداره و تقریبا در دو یا سه جلسه موضوع بسته می‌شود. اگر دوست داشته باشید، در جریان شکایت به شما کمک کنم، فردا شنبه وقت ندارم، ولی یک‌شنبه ساعت هفت و نیم در خدمت شما هستم!”

    و در آخر لبخندی کوچک و خداحافظی…

    ادامه دارد…

    قسمت 8

    قسمت 6

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    سر و جان فدای کریستال کوارتز

    از یادداشت های یک رادیوآماتور

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-17 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • داستان من – قسمت 6

    داستان من – قسمت 6

    از یک تجهیز اوراق تا آشنایی با غریبه‌ها زندگی من-رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

    .

    .

    در تصویر زیر با علامت شناسایی EP3MT در قفسه سمت راست ردیف دوم در تصویر، در بالاترین طبقه آن رادیوی ساخت «تلفونکن» را رویت می‌فرمایید. اولین تماس و صحبت من با پاتریک ON4HIL، که در آن زمان کال ساین من EP3MT بود، در این محل بود.

    .

    تجهیزات رادیویی من در انباری خانه ای که اولین تماس های رادیوآماتوری ام را در آن برقرار کردم

    .

    پیش از این برای شما گفته بودم که حدود سال‌های بین 1385 الی 1387 من از شخصی که شغل ایشان خرید و فروش تجهیزات مخابراتی دست دوم بود یک فرستنده‌گیرنده مارک «کِنوود» گرفتم که ابتدا سالم نبود و یک بورد و چند لامپ کم داشت و قسمت تغذیه آن هم خراب بود.

    هر چقدر سعی کردم ایشان این فرستنده‌گیرنده را به من نفروختند و فقط آن را به صورت امانت به من دادند.  تعمیر آن پس از چند سال، با تلاش‌های گاه و بیگاه، بالاخره پایان یافت. یادم هست زمان انتهای ریاست جمهوری (آقای) احمدی‌نژاد بود، اوایل سال 1392. من با خرید حدود 40 متر سیم RG58 ساخت چین، ارتباط یک آنتن دایپل را، که جهت بازو‌های آن شمال و جنوب و پوشش آن شرق و غرب بود و حدود 250 سانتی‌متر از کف پشت بام فاصله داشت، با زیرزمین برقرار کردم. محل آن در تهران در ابتدای خیابان جلال آل‌احمد، در شمال شرقی فلکه صادقیه بود. ساختمان دارای 5 طبقه بود و فرستنده در زیرزمین همین ساختمان و در داخل انباری، که عکس آن را در بالا دیدید، قرار داشت. آنتن روی بام را با همان کابل 40 متری به فرستنده و گیرنده وصل کرده بودم. بگذریم که البته 22 متر کابل کافی بود ولی چون کابل من 40 متری بود همان طور استفاده کردم و آن را نبریدم: خوب، SWR– متر نداشتم و کور کار می‌کردم.

    تصویری از این آنتن در زیر دیده می‌شود. ملاحظه می‌شود که اتصال کابل به آنتن مستقیم و توسط یک ترمینال سیم از جنس چینی بی هیچ واسطه‌ای انجام شده بود.

    .

    آنتن دایپل جهت بازوها شمال و جنوب و پوشش شرق و غرب با 250 سانتی متر فاصله از کف پشت بام

    .

    اولین تماس با یک ایستگاه روسی در حدود مدار قطبی شمالگان بود. به من حق بدهید که بعد از حدود 37 سال انتظار کشیدن برای برقراری تماس رادیوآماتوری، آن قدر ذوق‌زده شوم که در حدود 10 روز اندکی کمتر از 10 هزار تماس برقرار کنم! یکی از این تماس‌ها با ON4HIL بود: فردی به نام پاتریک.

    یادم هست که من در فرکانسی که به یک رادیوآماتور اروپایی تعلق داشت، صحبت می‌کردم. توضیح این که زمانی که یک رادیوآماتور روی فرکانس خالی درخواست مخاطب تماس می‌دهد، دیگر از آن به بعد دیگر این فرکانس به ایشان تعلق دارد تا وقتی که رها کند. خوب، این فرکانس به ایشان تعلق داشت. بنابراین پاتریک در همان فرکانس از من خواست که من 5k up کنم. اولین بار بود، ولی فهمیدم منظورش چیست و پنج کیلوهرتز بالاتر رفتم و تماس برقرار شد.

    ایشان به من فهماند که قصد دارد بعداً با من در تماس باشد. من برای این که راه تماس مطمئنی داشته باشیم، نشانی ایمیل خود را به ایشان گفتم و او هم آن را یادداشت کرد:

    کال ساین EP3MT

    ایمیل EP3MTM

    منطقه EP3

    MT محمد تهرانی

    «ام» اضافی در نشانی ایمیل به دلیل این بود که گوگل شناسه 5 حرفی قبول نمی‌کرد.

    بعدا پاتریک ایمیل فرستاد و ارتباط برقرار شد.

    ادامه دارد…

    قسمت 7

    قسمت 5

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    سر و جان فدای کریستال کوارتز

    از یادداشت های یک رادیوآماتور

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-17 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • داستان من – قسمت 5

    داستان من – قسمت 5

    رادیوآماتوری من و عروج به بهشت! زندگی من-رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

    .

    .

    سرگذشت رادیوآماتوی من بدین گونه بود که در سن کمتر از 18 سالگی اولین درخواست خود را به اداره تله‌کمونیکاسیون در یکی از خیابان‌های اطراف پل سیدخندان دادم که آن زمان پاسخ کتبی دادند که «فعلا از سوی این اداره مجوز فوق صادر نمی‌شود.».

    یک بار پس از انقلاب در یک نمایشگاه در محل دایمی نمایشگاه‌های تهران غرفه‌ای بود که «غرفه رادیوآماتوری» نام داشت (من قبل و پس از انقلاب تا سال 1380 از تمامی نمایشگاه‌ها به طور خیلی دقیق بازدید می‌کردم و از سال 1380 یک مرتبه کلاً بازدید از نمایشگاه‌ها را قطع کردم.) و در آن غرفه شخصی بودند که آقای «عبدالله سجادیان» نام داشتند. ایشان در حضور ما با یک رادیوآماتور خارجی صحبت کردند و عشق نهفته من به رادیوآماتوری با این تماس ایشان هزاران برابر شد، اما متاسفانه کمبود تجهیزات، کمبود خیلی چیزها و مهم‌تر از همه کمبود فرهنگِ تلاش برای به دست آوردن خواسته‌ها، نداشتن جسارت برای پیدا کردن راهی برای بدست آوردن خواسته‌ها، این عشق را سرکوب ‌کرده بود.

    اینجا بود که فهمیدم و ایمان آوردم موجودی به نام «رادیوآماتور» واقعی است و تخیّلی نیست.

    در یکی از نمایشگاه‌های بعدی، در یکی از غرفه‌ها شرکتی از کشور آلمان حضور داشت. نام این شرکت «تلفونکِن = Telefunken» بود که مقداری تجهیزات مخابراتی آورده بود. در این غرفه یک رادیو وجود داشت که اچ.اف. بود و دمدولاتور اس.اس.بی. داشت. من سه روز و نیم کامل جلوی غرفه ایستادم و این رادیو را که وز وز می‌کرد تماشا می‌کردم. کار به جایی رسیده بود که کارکنان آلمانی این غرفه کم‌کم داشتند تصور می‌کردند که من هم جزیی از دکور سالن هستم!

    .

    رادیوی مخابراتی ساخت شرکت آلمانی تلفونکن

    .

    با توجه به قوانین ایران و دیدِ بد من به قوانین و شرایط اجتماعی آن زمان، اصلا تصور نمی‌کردم یک روز بتوانم آن را بخرم. البته سال‌ها بعد در سال 1376 توانستم یکی از آن را از یک اوراق‌فروشی نزدیک به محله گود عبدی بخرم که بدنه تمیزی نداشت (خط و خش داشت و ضربات جزیی دیده بود) و روشن کردن و استفاده از آن اجازه داد که من چند ساعتی لذتِ در بهشت زندگی کردن را تجربه کنم! البته این رادیو فقط گیرنده است.

    البته توجه داشته باشید استفاده از رادیوی اچ.اف. از نظر راه اندازی خیلی آسان نیست و نیاز به آنتنی دارد که از دیگر اشیاء دور باشد و افق دید خوبی داشته باشد و محل مناسب نیاز دارد که حتی امروز هم من از داشتن آن محروم هستم و گاهی شاید سالی یک یا دوبار و هر بار حداکثر 8 ساعت به بیرون شهر بروم و با آنتن قابل نصب روی خودرو، ضمن تست وضعیت جوی، سعی کنم چند تماسی بگیرم.

    ادامه دارد…

    قسمت 6

    قسمت 4

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    سر و جان فدای کریستال کوارتز

    از یادداشت های یک رادیوآماتور

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-17 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • داستان من – قسمت 4

    داستان من – قسمت 4

    زایش اینترنت یا زبان سرخپوستی تاسیس مرکز آی اس پی

    .

    .

    من از سال 1378 به بعد دوباره به سمت طراحی و ساخت مدارات اتوماسیون صنعتی بازگشتم. همچنین، در این زمان اینترنت به وجود آمده بود که من با یکی از دوستانم در تهران یک مرکز آی.اس.پی. بنیان‌گذاری کردیم که شامل یک آپارتمان 90 متری در خیابان آپادانا در نزدیک پل سید‌خندان و حدود 260 خط تلفن و یک خط «لیزد لاین» (Leased Line) و یک «دیش رسیور» در باند C بود. در این زمان من استفاده از نرم افزار «یاهو مسنجر» را یاد گرفتم.

    کار بی‌وقفه، از ساعت 8 صبح تا 1 الی 2 شب، در یک شرکت که طرف قرارداد اتوماسیون با من بود، بانی آن شد که گنجینه‌ی کلمات انگلیسی عامیانه در ذهن من بزرگ‌تر شود. البته مطالعه کتاب‌های گروه 300 الکتور به زبان انگلیسی و کتاب‌های زبان برنامه‌نویسی و سیستم عامل به زبان انگلیسی و الان چت عامیانه باعث شده بود من از گنجینه‌ی لغات خوبی برخوردار بشوم، ولی متاسفانه در دستور زبان فقط نمی‌توانم به خودم نمره‌ی بهتری از صفر بدهم و انگلیسی صحبت کردن من مانند حرف‌زدن سرخپوست‌های فیلم‌های وسترن است که به زبان سفید‌پوست‌ها صحبت می‌کنند و این مشکل تا امروز هم ادامه دارد.

    ادامه دارد…

    قسمت 5

    قسمت 3

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    سر و جان فدای کریستال کوارتز

    از یادداشت های یک رادیوآماتور

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-17 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • داستان من – قسمت 3

    داستان من – قسمت 3

    از بیل گیتس تا استادی با دیپلم هنرستان زندگی من-رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

    .

    .

    از هنگام جوانی که من زندگی اقتصادی خود را شروع کردم همیشه جای خالی ابزاری مانند کامپیوتر را در جامعه و در زندگی بشری حس می‌کردم. درست است که من علاقه زیادی به فعالیت ارتباط رادیویی داشتم، ولی امیدی به آن نداشتم که فعالیت فنی روی رادیو بتواند گره‌های اقتصادی زندگی آدمی مثل من را باز کند.

    دوستی من با رادیوآماتورهای کوشنده و پرتلاشی مانند آقای داوود علی‌پور و علی قنبری به زمان نزدیک انقلاب 57 ایران یا یکی دو سال بعد از انقلاب بازمی‌گردد. این دو دوست من امید داشتند که گسترش دانش ارتباط رادیویی بتواند در حرکت اقتصادی موثر باشد ولی من نه! حتی تا امروز این موضوع بین ما سه نفر با این گونه دید مطرح نشده و شاید هیچ وقت مطرح نشود، ولی من با این که آدم مدرک‌گرایی نبوده‌ام و برای مدارک تحصیلی ارزش فوق‌العاده‌ای قایل نمی‌شدم، همیشه در دانش طراحی سخت‌افزار و طراحی نرم‌افزار کامپیوتر پیشتاز بودم و پایه اقتصادی زندگی‌ام روی آن بنا شده و همیشه به ارتباط رادیویی به دید یک تفریح نگاه می‌کردم و هنوز این دید ادامه دارد. لذا، حرکت آشنایی‌ام با «جانوری» به نام میکروپروسسور یا همان آی.سی. سی.پی.یو.، قبل از انقلاب فرهنگی دهه‌ی 60 و در دانشگاه علم و صنعت تهران رخ داد.

    آشنایی فقط در حد شنیدن نام این آی.سی. و دانستن دو شماره به طور نمونه بود: آی.سی. 4040 ساخت اینتل و آی.سی. 8080 ساخت اینتل که کمی بعد از آن، یا همان زمان، آقایی به نام «بیل گیتس» که یک دانش‌آموز بود، به اینتل خبر داد که توانسته مفسر «بیسیک» را روی 8080 بنویسد و تست کند. البته چون پول کافی برای خرید این آی.سی. نداشته، یک سیمولاتور 8080 روی کامپیوتر دبیرستان اجرا کرده و مفسر یا «اینترپِرِتر» بیسیک را روی آن تست کرده است. البته این خبر چند سال بعد به گوش من رسید. زمانی که این خبر به دستم رسید، داشتم با «ماشین لنگویج» زد هشتاد دست و پنجه نرم می‌کردم. البته در جمع در حدود 5 ساعت با یک زد ایکس 81 بازی کرده بودم و یک بار از ساعت 1 شب تا 7 صبح توانسته بودم از یک کامپیوتر آتاری 600 ایکس.ال. استفاده کنم.

    .

    آی سی 8080 ساخت اینتل

    .

    تقریبا از سال 64 به بعد بود که خدمات حرفه‌ای خودم را روی برنامه‌نویسی روی کامپیوترهای خانگی شروع کردم که این حرکت تا سال 1378 ادامه داشت و محصول آن، نوشتن هزاران برنامه حسابداری، انبار‌داری و موتور پول و نرم‌افزار‌های خاص کامپایلر به زبان C و . . . شد که حتی بعضی از آنها پروژه‌های سنگین دانشگاهی بودند به طوری که حتی استفاده از برخی از نرم‌افزا‌هایی که نوشته بودم برای اولیای دانشگاه نیز سنگین بود.

    پس از حضور ممتد در دانشگاه برای آموزش نرم‌افزار‌های ایجاد شده، کم کم جذب دانشگاه شدم و با همان مدرک دیپلم اتومکانیک و معرفی‌نامه‌ی کتبی از یک آموزشگاه زیر نظر سازمان آموزش فنی و حرفه ای استان گیلان، در دانشگاه مشغول تدریس شدم و  واحد‌های زبان برنامه‌نویسی اسمبلی، زبان C، پاسکال، فرترن، ساختمان داده‌ها، سخت‌افزار و مبانی کامپیوتر را آموزش می‌دادم.

    ناگفته نماند، اولین بار آموزش‌دادن و کلاس‌داری  را در شرکتی به نام «زرگان کامپیوتر» در تهران فرا گرفتم. زرگان کامپیوتر در آن زمان یک شرکت خدمات پستی مانند شرکت تیپاکس بود و با تکیه بر شرایط من و بنیه‌ی مدیر‌عامل آن که دانش‌آموخته‌ی مدرسه عالی کامپیوتر قبل از انقلاب بود (آقای رضا ساسانی) تبدیل به یک غول آموزشی در رشته کامپیوتر شد.

    البته من اداره کردن کلاس و کند‌تر کردن مطالب تدریس شده را از این آقا یاد گرفتم ( چون قبل از آن مطالب را فشرده و تُند یاد می‌دادم و کسی قادر به یاد گیری نبود!)

    اما چرا گیلان؟ من پس از آشنایی با همسرم در تهران و ازدواج با ایشان  به استان گیلان مهاجرت کردم و شرکتی به نام «زرین کامپیوتر» ایجاد کردم که فعالیت اصلی آن آموزش کامپیوتر بود و زیر پوشش این آموزشگاه طراحی نرم‌افزار، فروش و تعمیرات کامپیوتر نیز انجام می‌دادم و همچنین با شرکت‌های مختلف قرارداد پشتیبانی برای سامانه‌های کامپیوتری‌شان منعقد می‌کردم.  من علاوه بر تامین هزینه زندگی‌مان می‌توانستم کمی هم پس‌انداز کنم و به مرور، با کار و تلاش و با همدلی خانواده توانستیم شرایط رضایتبخشی از نظر اقتصادی ایجاد کنیم.

    ادامه دارد…

    قسمت 4

    قسمت 2

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    سر و جان فدای کریستال کوارتز

    از یادداشت های یک رادیوآماتور

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-17 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • داستان من – قسمت 2

    داستان من – قسمت 2

    نبرد میان دیجیتال و فرکانس بالا، یا “تماس قطبی”

    زندگی من-رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

    .

    .

    کارنامه‌ی دیپلم متوسطه همراه با معرفی‌نامه به سازمان نظام وظیفه را در مقابل خود داشتم. باید کارنامه را می‌گرفتم و رسید معرفی به نظام وظیفه را امضا می‌کردم. بله، سربازی در پیش بود، بدون هیچ راه دیگری. من، اما، به دلیل تماشای فیلم «اولین خون» با شرکت سیلوستر استالونه و تنفر از جنگ هیچ‌وقت آن رسید و کارنامه را نگرفتم و به سربازی هم نرفتم و در تمام مدت جنگ غایب از خدمت بودم. حتی خانواده‌ام تحت تاثیر این تصمیم من قرار گرفت. من حدود 3 ماه از خانه خارج شدم و در طبقه 11 ساختمان سعدی در شهرک غرب با یکی از دوستانم هم خانه شدم.

    پس از بازگشایی دانشگاه‌ها به مجتمع شهید شمسی‌پور رفتم و در کلاس میکرو‌پروسسور استاد کریم زرپاک شرکت کردم و ریزپردازنده‌های «زد 80» و «8080» را یادگرفتم. 8080 هشت بیتی حتی ضعیف‌تر از «زد 80» بود. هدف کلاس ساخت پروژه ی مینیمم سیستم Z80 و به طور دقیق ساخت UART یونیورسال آسنکرون رسیور ترانسمیتر، یعنی هسته‌ی مودم بود.

    سال 1360 زمانی بود که هنوز شرکت آی.بی.ام. کامپیوتر شخصی (پی.سی.) را ابداع نکرده بود و حتی کومودور-64 هم ساخته نشده بود، اما کومودور پت و زد.ایکس.-80 و زد.ایکس.-81 و اپل-2 وجود داشت که البته ما فقط عکس آن‌ها را می‌دیدیم. «اپل 2 ای کامپتیبل» در تایوان ساخته می‌شد. عکس‌هایش را می‌دیدیم و حسرت می‌کشیدیم.

    نبودن ابزارهای اندازه‌گیری فرکانس بالا و گرانی زیاد آنها از یک طرف و «منطقی‌بودن» مدارات لاجیک و تجربه‌های زیبایی مانند پایین آوردن سرعت پالس ساعت برای بررسی وقایع رخ داده با سرعت کم و به عبارتی «تریِس کردن» (trase) برنامه برای عیب‌یابی یا «دیباگ»، من را مرتباً از مدارات آر.اف. دور کرده و به مدارات کامپیوتری نزدیک‌تر می‌کرد.

    به هر حال پروژه‌ی مینیمم سیستم «زد هشتاد» ساخته شد. دیباگ برنامه بایوس آن را با «کامپیوتر لاله» ساخت ایران انجام دادیم، تجربه‌ای که بسیار لذت‌بخش بود.

    این ورود به عرصه‌‌ی دیجیتال به فعالیت در رشته اتوماسیون ختم شد و تا به حال ادامه دارد.

    در کنار آن، فعالیت‌های رادیو‌آماتوری فقط در حد مطالعه ادامه داشت. اولین درخواست را برای دریافت گواهی‌نامه‌ی رادیوآماتوری در همان 16 و یا 17 سالگی، در سال‌های پیش از انقلاب به اداره تله‌کمونیکاسیون دادم و ارتباط با این سازمان را سال به سال ادامه دادم.

    بعد از انقلاب در سال 1376 امتحان رادیوآماتوری برگزار شد که در سال 1380 به صدور گواهی‌نامه منتهی شد. پس از این بود که یک دستگاه فرستنده-گیرنده‌ی نیمه‌لامپی مارک «کِنوود» را از یکی از دوستان امانت گرفتم که خراب بود و اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، یک بورد کم داشت، دو تا لامپ نداشت، مکمل انتخاب ولتاژ کم داشت… تعمیر آن و ساخت بورد مربوطه و راه‌اندازی این دستگاه 3 سال به طول انجامید! و بالاخره در آخر  سال 1391 راه‌اندازی شد.

    .

    گواهی نامه ی رادیوآماتوری که در سال 1380 دریافت کردم

    .

    فراموش نمی کنم که اولین تماس من با کال ساین EP3MT با یک ایستگاه روسی در حوالی قطب شمال برقرار شد!

    ادامه دارد…

    قسمت 3

    قسمت 1

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    سر و جان فدای کریستال کوارتز

    از یادداشت های یک رادیوآماتور

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-16 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • داستان من – قسمت 1

    داستان من – قسمت 1

    «مجله دانشمند» و هزاران سوال بی‌جواب در ذهن من …
    زندگی من-رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

    .

    .

    مجموعه‌ای که در اینجا در چند قسمت به خوانندگان گرامی تقدیم می‌شود، بخشی از زندگینامه‌ی آقای محمد مبینی، رادیوآماتور پیشکسوت است که توسط خود ایشان نگاشته شده و ایشان با مهر فراوان آن را برای انتشار در اختیار این تارنما قرار دادند. اهمیت چنین «اتوبیوگرافی» پیش از هر چیز روشن کردن آن مسیر پر پیچ و خمی است که امر «رادیوآماتوری» از ابتدا تا امروز در کشور ما پیموده است. در کنار آن شرح زندگی آقای مبینی که در دوران پهلوی آغاز می‌شود و با تجربه‌های انقلاب و انقلاب فرهنگی و جنگ همراه می‌شود، به معنای حقیقی کلمه یک «حکایت موفقیت» است. حکایتی که می‌تواند چراغ راه نسل امروز باشد. رادیوآماتور پیشکسوت محمد مبینی

    .

    .

    مقدمه

    سال‌های آغازین: از رادیوگوشی تا انقلاب فرهنگی

    من، محمد مبینی، متولد 22 خرداد 1339، در یکی از محله‌های تهران که «دروازه شمیران» نام دارد به دنیا آمدم و فرزند دوم خانواده بودم. در حدود 15 سالگی به علم الکترونیک علاقه‌مند شدم و با ساختن رادیو‌گوشی فعالیت خود را آغاز کردم و در سن 17 سالگی با رویت مرتب چند صفحه آخر «مجله دانشمند» که بعضی از اوقات نقشه واکی‌تاکی 27 مگاهرتز را از طرف آقای «علی اکبر شهبازی» چاپ می‌کرد، خیره می‌شدم و در رویای خود واکی‌تاکی داشتم. این قدر خطوط نقشه را دنبال می‌کردم تا پی می‌بردم که با فشار دادن یک گروه کلید، دستگاه به یک فرستنده و با رها‌کردن همان گروه کلید به گیرنده تبدیل می‌شود.

    هزاران سوال بی‌جواب در ذهن داشتم: این بوبین‌ها چند دور است؟ خارجی‌ها چگونه یک رادیو را تنظیم می‌کنند که همه رادیو‌ها رادیو ایران را درست در یک نقطه می‌گیرند؟ چرا وقتی آی.اف.‌ها را می‌چرخانیم، دیگر رادیو در تمام جهات دریافت خوبی ندارد؟ و . . . .

    یک بار به «آموزشگاه آفرین» مراجعه کردم که در کلاس رادیو ثبت نام کنم. به نظرم دو مشکل اساسی وجود داشت:

    1) قیمت کلاس و تجهیزات لازم با بودجه من جور در نمی‌آمد

    2) برخورد منشی شرکت که برای من توضیح داد که مطالب آموزشی داخل کلاس چیست، بسیار سطحی و ناکافی بود و فقط گفت: “یک کلاس است. از این رادیو‌های یک موج می‌سازید”. همین!

    به نظر من جالب نیامد. آن زمان کسی نبود به من بگوید دانشگاه‌ها، هنرستان‌های سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای، و آموزش و پرورش همین اطلاعات را مجانی می‌دهند! جایی که مبلغ و قیمت مطرح نباشد، اطلاعات انتقالی بی‌نهایت ارزش دارد. هدف آموزش است. آموزشی که به کسب آلوده نیست و پاک و زلال است …

    خوب،

    پس از مدتی مجله «رادیو تلویزیون» به عنوان ویژه‌نامه از مجله دانشمند جدا شد و به صورت مستقل به چاپ می‌رسید.

    .

    برگی از مجله ی رادیو تلویزیون _ اولین نشریه برای آماتورها و متخصصان رشته های برق و الکترونیک

    .

    با گسترش جهانیِ علم الکترونیک به عرصه‌های جدیدی مانند خودرو، تجهیزات پزشکی، مخابرات ماهواره‌ای و انفورماتیک، و همچنین حضور روزافزون الکترونیک در صنایع مختلف، نام مجله‌ی «رادیو تلویزیون»، پس از انتشار 35 شماره، به «مجله الکترونیک» تغییر یافت.  حالا این مجله‌ی تازه را می‌خواندم.

    .

    روی جلد یکی از اولین شماره های مجله ی الکترونیک که جایگزین مجله ی رادیو تلویزیون شده بود

    .

    هنوز هم توان علمی و فنی و مالی کافی برای ساختن مدارات و استفاده از اطلاعات موجود در مجله را نداشتم. هنوز به مدارات خیره می‌شدم و با دیدن بیش از حد مدارات و توجه به تشابهات و اختلافات مدارت و عملکرد اعلام شده از طرف کسی که مدار را معرفی کرده بود به کار ترانزیستور و بقیه قطعات الکترونیک پی می‌بردم.

    ضمناً هنوز ساخت کیت‌های تولید‌شده از طرف «موسسه مهران کیت» و «جنرال الکترون کیت» به صرفه‌ترین و عملی‌ترین راه برای ساخت یک مدار الکترونیکی بود.

    .

    نمونه ای از یک آگهی جنرال الکترون کیت

    .

    آقای فرزاد رئیس‌دانا در آن زمان برای من شخصی بود که مطلقاً دست نایافتنی بود. من باور نمی‌کردم که اگر با دفتر ایشان تماس بگیرم و از ایشان یا مسوول دفتر ایشان وقت بگیرم، می‌توانم حضوری طی مدت 4 دقیقه بدون تلف‌کردن وقت زیادی از ایشان حضوراً تشکر کنم و بگویم که نتیجه زحمات شما تمام امید ما به زندگی است. ندانستن این که آقای فرزاد قابلیت دسترسی دارد، یک فقر فرهنگی بزرگ بود.

    مثل دانش‌آموزی که در مقطع ابتدایی اصلا تصور نمی‌کند که معلم او یک آدم معمولی است و ممکن است بیمار شود یا مشکل داشته باشد یا به سینما برود یا …

    فقر فرهنگی در آن زمان بیداد می‌کرد، حداقل در مورد من این‌طور  بود. به هر حال… بگذریم

    طرح‌های آقای محمد عاملی عالی بودند، ولی من جسارت ساخت آنها را نداشتم. تنها به خود اجازه می‌دادم که فرستنده اف.ام. با 2 و یا 3 ترانزیستور بسازم و با بالا بردن ولتاژ تغذیه آن، بعضی اوقات تا 35 ولت، و آنتن خوب و اندازه‌گیری توان آر.اف. انتشاری از آنتن دایپل 102 مگاهرتز و پخش موزیک از اف.ام. 102 مگاهرتز به شعاع تا حدود 2 یا 3 کیلومتر یک دایره حداکثر تا قطر 6 کیلومتر را زیر پوشش فرستنده خود بگیرم.

    الان دیگر منبع تغذیه با رگولاتور هم طراحی می‌کردم و می‌ساختم. خوب هم کار می‌کردند. محاسبه مدارات را با شرکت در کلاس‌های «دانشگاه علم و صنعت» بدون هزینه یاد می‌گرفتم.

    در آن زمان شرکتی در خیابان ویلا وجود داشت به نام «کوولت» که صاحب آن شخصی به نام آقای «دکتر انجرقلی» بود. ایشان استاد دانشگاه بودند. ضمناً به تصور من ایشان اولین وارد‌کننده آی.سی.‌های تی.تی.ال. و سی.موس بودند. البته شرکت «اکو کیت آبادان» و «شرکت دالبی» در دولت‌آباد هم وجود داشتند، اما شرکت کوولت دم دست‌تر و کیت‌هایی، که آنها را پروژه می‌نامید، ساده‌تر و ارزان‌تر بودند.

    به طور مثال کیت شمارنده دیجیتال یک رقمی که از یک آی.سی. تی.تی.ال. 7490 و یک 7447 و یک سون سگمنت MAN71 ساخت HP و یک قطعه مدار چاپی تشکیل شده بود حدود 22 تومان (220 ریال) قیمت داشت. ساخت این کیت‌ها من را با «لاجیک» و مدارات منطقی آشنا کرد.

    من پس از آشنایی با مدارات لاجیک به دانشگاه علم صنعت رفتم و در کلاس «لاجیک دیجیتال 1» به استادی آقای دکتر نادری شرکت کردم. روش تدریس ایشان بسیار جالب بود و جنب و جوش من در کلاس بانی شد که چند نفر از دانشجویان از من خواستند که برای ایشان کلاس کمکی ایجاد کنم. من هم این کار را کردم، با توجه به این که در هنرستان در رشته اتومکانیک هنرجو بودم و هنوز دیپلم هم نگرفته بودم!!

    من از این که دیدم دانشجویان اصلا علاقه به یادگیری ندارند و فقط دنبال سوالات امتحانی می‌گردند، شوکه و ناراحت شدم. از این که دیدم

    آنها از تکرار مطالب راضی نیستند و گفتند: «اگر ما این‌ها را می‌خواستیم یاد بگیریم خوب آقای نادری یاد می‌داد» و این که «ما فقط دنبال گرفتن نمره هستیم» … حیرت زده بودم و این موضوع را در کلاس مطرح کردم که «هر کدام از شما یک صندلی را اشغال کرده‌اید و این حرکت شما بانی آن است که به ازای هر کدام از شما یک نفر علاقه‌مند حقیقی از این کلاس‌ها حذف شده است. با این حرکت خود، ناخواسته بانی خجالت‌کشیدن دانشجویان و ادامه نیافتن آن کلاس شدم. به هر حال، در علم و صنعت بود که منطق مدارات ترتیبی و ترکیبی را که دو نوع کلی مدارات دجیتال بود، یاد گرفتم.

    بالاخره دیپلم را گرفتم و سپس انقلاب از راه رسید و جنب و جوش تحولات عمیقی که در کشور به وجود آمد، از جمله « انقلاب فرهنگی»، برای نسل من به معنی پایان درس‌خواندن در مقطع دیپلم به دلیل بسته‌شدن دانشگاه‌ها بود. البته من خیلی هم درس‌خوان نبودم، اما آنچه که اتفاق افتاد، مسیر زندگی من و مانند من را عوض کرد.

    ادامه دارد…

    قسمت 2

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    سر و جان فدای کریستال کوارتز

    از یادداشت های یک رادیوآماتور

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-16 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • بنیان گذاری نخستین انجمن رسمی رادیوآماتوری ایران

    بنیان گذاری نخستین انجمن رسمی رادیوآماتوری ایران

    این هفته، پس از بیش از نیم قرن تلاش دوستداران مخابرات آماتوری، نخستین انجمن رسمی رادیوآماتوری ایران بنیاد نهاده شد

    لوگوی انجمن رادیوآماتوری پارسیان

    .

    با همت و تلاش و پیگیری خستگی‌ناپذیر گروهی از رادیوآماتورهای پیش‌کسوت، آرزوی 50 ساله‌ی دوستداران مخابرات غیرحرفه‌ای برآورده شد و در روز هفتم بهمن ماه جاری اولین انجمن قانونی رادیوآماتوری ایران با نام رسمی «انجمن رادیوآماتوری پارسیان» تاسیس شد.

    هیات موسس این انجمن عبارتند از آقایان:

    .


    نام اعضای هیات موسس در کنار لوگوی انجمن رادیوآماتوری پارسیان

    .

    تا پیش از این، افراد و جمع‌های متعددی در طول نیم قرن تلاش کرده بودند تا به وضعیت رادیوآماتوری ایران سر و سامانی ببخشند و راه را برای فعالیت مجاز رادیوآماتوری در کشور باز کنند که هر بار اگر به بن‌بستی نرسیده بودند، تنها موفق به کسب دستاوردهای اندک و موقتی شده بودند که البته همان‌ها هم درخور تحسین و قدردانی است. حرکتی که امروز به تاسیس انجمن رادیوآماتوری پارسیان انجامید، اما، از ابتدای سال جاری و مشخصاً از دهم فروردین ماه 1396 با ملاقات‌ها و دیدارهایی بین دوستداران و عاشقان رادیوآماتوری آغاز شد. این همفکری‌ها و همیاری ها جرقه‌ای شد برای روشن شدن چراغ تشکل‌های رادیوآماتوری در ایران.

    اولین جلسه ی هیات موسس انجمن در تاریخ بیست و دوم آبان ماه سال جاری در محل کار آقای علیپور واقع در خیابان جمهوری و با حضور همه‌ی اعضای موسس برگزار شد. در این نشست نشانی جدید انجمن (محل فعلی) و تاریخ نقل‌مکان (1396/11/21) تعیین گردید. علاوه بر این، آقای علی قنبری به عنوان نماینده‌ی تام‌الاختیار هیات موسس برای مراجعات و مکاتبات با ادارات و وکیل انجمن در طول فرآیند ثبت انجمن انتخاب شدند.

    .

    یکی از نشست های هیات موسس انجمن رادیوآماتوری پارسیان

    .

    در نشست دوم هیات موسس، اعضای هیات مدیره‌ی موقت انجمن انتخاب شدند و در واقع این جلسه‌ی هیات موسس، همزمان اولین نشست هیات مدیره‌ی انجمن نیز شد.

    نگارنده‌ی این نوشتار از راه دور، اما به طور دایمی و منظم، در جریان تلاش‌های ارزشمند و بی‌وقفه‌ی این دوستان رادیوآماتور قرار داشت و شاهد بود که این جمعِ پرتلاش چه لحظات پر از بیم و امیدی را پشت سر گذاردند و چه کار اقناعی و تشریحی و روشنگرانه‌ی سنگین و اعصاب‌سوزی را در ارتباط با شناساندن رادیوآماتوری به عنوان یک فعالیت غیرانتفاعیِ اجتماعی- علمی ارزشمند و هدف‌های انسان‌دوستانه و سودمند آن برای توجیه و جلب نظر مثبت تصمیم‌گیرندگان به انجام رساندند تا اندک اندک همه‌ی سنگ‌ها از پیش پای امر رادیوآماتوری برداشته شود و راهِ رسیدن به تاسیس انجمن، گام به گام و با افت‌و‌خیز فراوان، پیموده شود. یک قلم می توان به انتخاب نام انجمن اشاره کرد که بدون دخالت فرهنگستان زبان، امکان استفاده از عبارت بیگانه‌ی «رادیوآماتوری» امکان‌پذیر نمی‌شد.

    در میان تلاش‌های دیگر هموندان و بانیانی مانند رادیوآماتور پیشکسوت، آقای سجادیان، و دکتر فرد در سازمان تنظیم مقررات رادیویی که مقدمات استارت این پروژه را فراهم کردند، زحمات و صرف وقت و پیگیری خستگی‌ناپذیر و تعهد عاشقانه‌ی آقای داوود علیپور سعیدآبادی و آقای علی قنبری، در هماهنگی با مشاوره‌ها و راهنمایی‌های کارشناسانه‌ی آقای بهمنی، به ویژه برجسته و درخور تقدیر است و در نوشتار جداگانه‌ای بدان خواهم پرداخت. به جرات می‌توانم بگویم که بدون وجود و فعالیت مستمر این سه نفر، رادیوآماتوری ایران هنوز راه زیادی تا رسیدن به تشکّل رسمی در پیش رو می‌داشت.

    .

    اولین جلسه ی هموندان انجمن رادیوآماتوری پارسیان
    از سمت چپ: آقایان قنبری، میرعبدالحق، کرمانی، دکتر رحیمی، گریگوریان، عدل، اقدسی، ظهوریان، بهمنی، علیپور و نفر پشت دوربین مهندس رضا باطبی

    .

    در پی این موفقیت، کمک‌های هموندان آغاز شد و به عنوان مثال، آقای دکتر حکمت‌الله رحیمی پنج میلیون ریال به حساب موقت نزد یکی از هموندان حواله کردند. همچنین، یکی از یاران مهربان رادیوآماتوری ایران، آقای حسین خلخالی، بخشی از محل دفتر خود را به انظمام مبلمان و تجهیزات اداری ضروری به رسم امانت در اختیار انجمن قرار دادند. به این ترتیب، انجمن بلافاصله پس از تاسیس دارای نشانی و محل آبرومندی برای برگزاری جلسات خود شد. این خدمت ارزنده تا زمان احراز تمکن مالی انجمن و توان تامین جا و امکانات مناسب، ادامه خواهد داشت.

    .

    گوشه ای از نشست اخیر انجمن رادیوآماتوری پارسیان

    برای دیدن فیلم کلیک کنید

    .

    نشانی‌های انجمن رادیوآماتوری پارسیان این است:

    .

    نشانی: تهران – میدان توحید – خیابان نصرت غربی – پلاک 17 – طبقه دوم – واحد 2

    ساعات کار: شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۹ صبح الی ۲ بعدازظهر

    تلفن: 66910336

    .

    جلسه‌ی افتتاحیه‌ی انجمن در ساعت 18 روز بیست و سوم بهمن در مکان پیش‌گفته و با حضور همه‌ی اعضای اصلی تشکیل گردید. دستور جلسه عبارت بود از:

    1-     استخراج و نگارش شرح وظایف هریک از اعضای هیات‌مدیره و بازرسان و سایر اعضای اصلی انجمن از مفاد اساسنامه، و تعیین حدود اختیارات و مسولیت‌های هر یک از هموندان،

    2-     همه‌ی هموندان می‌بایست متن اساسنامه را دقیق مطالعه نموده و با تسلط و اشراف کامل بر کلیه مواد مندرج در اساسنامه (بخصوص مواد مرتبط به شخص مسوول) در جلسه حاضر شوند،

    3-     هماهنگی‌های لازم در خصوص چگونگی تنظیم نامه‌ها و درخواست‌ها خطاب به سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی،

    4-     تشکیل و تنظیم دفاتر قانونی و امور مالی، حسابداری و ثبت اموال و موضوع اجاره بهای محل انجمن،

    .

    در فاصله‌ی بسیار کوتاهی پس از تاسیس، کانال تلگرامی انجمن نیز با نام «انجمن رادیوآماتوری پارسیان (PARS)» افتتاح شد. در بیانیه‌ی آغاز به کارِ این کانال آمده است:

    .

    1-     این کانال زیر نظر انجمن رادیوآماتوری پارسیان اداره می‌شود.

    2-     مطالبی که در این کانال به اشتراک گذاشته می‌شود، فقط جنبه‌ی اطلاع‌رسانی داشته و اطلاعیه‌ها و ابلاغیه‌های انجمن و سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی را منتشر می‌نماید.

    3-     در این کانال هیچ مطلب علمی و فنی و مدارات الکترونیکی و رادیویی اشتراک‌گذاری نخواهد شد.

    4-     هدف از تاسیس این کانال، فقط اطلاع رسانی، عضوگیری و انجام امور اداری ویژه اعضای انجمن رادیوآماتوری پارسیان است.

    .

    علاقه‌مندان به فن رادیوآماتوری می‌توانند با تماس با انجمن به عضویت آن درآیند و در راه دریافت پروانه‌ی رادیوآماتوری از خدمات آن و مشاوره و راهنمایی پیشکسوتان این سرگرمی جذاب علمی بهره‌مند گردند.

    .

    .

    مطالب مرتبط:

    آگهی تاسیس انجمن در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران

    رادیوآماتوری: 33 سال پیش در چنین روزهایی – بخش اول

    رادیوآماتوری: 33 سال پیش در چنین روزهایی – بخش دوم

    چند مقاله برای نوآموزان الکترونیک و رادیوآماتوری

    .

    .

    آخرین به روز رسانی: 26 اسفند 1396

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-14 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .

  • نگاهی به طراحی یک مولد صنعتی فرکانس بالا برای تولید پلاسما

    نگاهی به طراحی یک مولد صنعتی فرکانس بالا برای تولید پلاسما

    نکته‌های مهم در طراحی یک نوسانگر قدرت 13/56 مگاهرتزی به قدرت 1 کیلووات و موج پیوسته (CW) برای تولید پلاسما مدار نوسانگر قدرت یک کیلو واتی برای تولید پلاسما

    .

    .

    خلاصه

    پلاسمایی که توسط فرکانس بالا تولید می‌شود کاربردهای بسیاری در فرآوری محصولات با پلاسما و نیز در امر مطالعه‌ی ویژگی‌های بنیادین پلاسما دارد. در این راستا یک «نوسانگر هارتلی» فرکانس بالا با توان یک کیلووات طراحی شده و در فرکانس کاری صنعتی 13/56 مگاهرتز مورد آزمایش قرار گرفته است. ساخت این دستگاه در بخش فرکانس بالای انستیتوی پژوهش پلاسما با استفاده از یک لامپ تریود ساخت EIMAC از تیپ 3CX1200A7 به انجام رسید. چشمه‌ی RF در مُـد «کاتود زمین‌شده» کار می‌کند. لامپ تریود یادشده در کلاس AB کار کرده و بازخور آن در مسیر کاتود تامین شده است. لامپ مدار از نظر تلفات آنود (پلیت) و تلفات شبکه دارای حاشیه‌ی کافی هست که در برابر عدم تطابق‌های لحظه‌ای در بار، ایستادگی کند. در مسیر ولتاژ بالای منبع تغذیه تمهیدات مکانیکی و الکتریکی متعددی اندیشیده شده تا کیفیت عمومی این سامانه را ارتقا دهد. این مولد اساساً از سه بخش تشکیل یافته است:

    • بخش RF،
    • منبع تغذیه ی ولتاژ بالا و
    • منبع تغذیه فیلامان با استارت نرم (Soft Start).

    این مجموعه به صورتی فشرده ساخته شده و در کابینت آلومینیومی به ابعاد 80 × 60 × 1800 سانتی متر قرار داده شده است. این مقاله به شرح مشخصات، الزامات طراحی، مدار مورد استفاده، پارامترهای کاریِ نوسانگر یک کیلوواتی در کنار منبع تغذیه‌ی ولتاژ بالا و سامانه‌های مراقبتی و حفاظتی و مسدودکننده، تست‌های انجام شده و نتایج بدست آمده‌ی این دستگاه تحت یک بار مصنوعی 50 اهمی می‌پردازد. این نوسانگر یک کیلوواتی به مدت 8 ساعت به صورت پیوسته مورد آزمایش قرار گرفت و بدون هیچ افت محسوسی توان اسمی خود را تولید کرد.

    .

    مقدمه

    کاربردهای فرکانس بالا به صورت پیوسته (CWRF) همراه با توسعه‌ی شاخه‌های سخن‌پراکنی، امور دفاعی، صنعتی و پژوهشی دایماً در حال گسترش است. یک نوسانگر فرکانس بالای پیوسته از نوع «خودگردان» (Free running) با توان 1 کیلووات بر روی 13/56 مگاهرتز کاربردهای پرشماری، از جمله در آزمایش‌های مرتبط با پلاسما دارد. نوسانگر پیوسته‌ای که در اینجا معرفی می‌شود، در بر دارنده‌ی منبع تغذیه‌ی بایاس، سامانه‌های کنترلی، نمایشگرها و مسدودکننده‌های ضروری است که همگی در یک کابینت طراحی، ساخته و تست شده است. نوسانگر را می‌توان در بازه‌ای به پهنای 1 مگاهرتز از فرکانس مرکزی آن تنظیم کرد و یک کیلووات توان فرکانس بالا را در چرخه‌های زمانی بالغ بر چندین ساعت به طور پیوسته برای مصارف صنعتی و یا در آزمایشگاه‌های پژوهشی پلاسما به کار گرفت.

    .

    کلیات طرح

    مولد از سه بخش اصلی یعنی «مولد فرکانس بالا»، «منبع تغذیه‌ی آنود لامپ» و مدار «استارت نرم» برای تغذیه‌ی فیلامان تشکیل یافته است. ساختار این سامانه متراکم و کمپکت است و همه‌ی زیرسامانه‌ها و خودِ نوسانگر هارتلی در یک کابینت آلومینیومی به ابعاد 660×800×1800 میلی متر نصب شده‌اند. منبع تغذیه‌ی آنود لامپ یک منبع با ولتاژ متغیر است که همراه با ترانسفورماتور تغذیه‌ی AC فیلامان، پانل کنترلی، نمایشگرهای متفاوت، مدارهای حفاظتی و مسدودکننده، هواکش خنک‌کننده‌ی لامپ با قطر 10 سانتی متر، فیلترهای ضداختلال RFI، و مدار تانک قابل تنظیم در این کابینت جای گرفته‌اند.

    برای نوسان‌سازی در فرکانس بالا، مدار هارتلی انتخاب شده است. این مدار هم ساختار ساده‌ای دارد و هم از نظر اقتصادی بسیار باصرفه است زیرا در مدار تانک آن به خازن‌های ولتاژبالای سرامیکی یا خازن‌های خلاء نیازی نمی‌باشد. با وجود این‌ها، این مدار پاسخ فرکانس بالای خوبی دارد و کارآیی و راندمان بهتری به دست می‌دهد. از این نوع مدار نوسانگر در صنایع گرمکاری القایی و خازنی برای مواد مختلف با قدرت‌هایی تا چند صد کیلووات توان RF استفاده به عمل می‌آید.

    بایاس این مدار با یک منبع تغذیه‌ی آنود به تنهایی انجام می‌شود و بایاس کاتود به صورت خودکار (Self-biased) تامین می‌شود. قابل تنظیم بودن ولتاژ خروجی این منبع تغذیه امکان تغییر دادن توان RF و تغییر کلاس کار مدار را به دست داده است. در کنار این، بایاس خودکار کاتود نیز به مصرف کمتر و افزایش بازده مولد کمک کرده است. با این شیوه، نقطه‌ی کار بهینه در توان خروجی انتخاب شده به صورت خودبخودی تنظیم می‌شود. مدار اولیه‌ی ترانسفورماتور تغذیه فیلامان به مجموعه‌ای از مقاومت‌ها، زمانگیر، و کنتاکتورهایی مجهز شده است تا به مدت یک دقیقه پیش از اِعمال ولتاژ اسمی فیلامان، آن را با ولتاژ کمتری «پیش گرم» کند. با این روش عمر فیلامان و لامپ افزایش داده می‌شود.

    برای تضمین کارکرد مطمئن و جلوگیری از تداخل سیگنال‌ها، همه‌ی کابل‌های تغذیه و اتصالات کنترلی به «خازن‌های میان گذر» (Feed through) و فیلترهای L فرکانس بالا مجهز هستند.

    .

    شرح نوسانگر

    نوسانگر هارتلی طرح بسیار شناخته شده‌ای در کاربردهای فرکانس بالا است. در این مولد از نوسانگر هارتلی برای تولید یک کیلووات توان فرکانس بالا به صورت پیوسته و بر روی فرکانس 13/56 مگاهرتز بهره‌گیری شده است. ولتاژ آنود لامپ سه‌قطبی (تریود) ساخت Eimac از تیپ 3CX1200A7 در این مدار 4 کیلوولت با جریان 500 میلی‌آمپر است. کارکرد مدار در کلاس AB بازدهی بهتر از 50% به دست می‌دهد. بایاس منفی کاتود به صورت خودکار از طریق مدار فیدبک تامین می‌شود. تنظیم دقیق فرکانس در بازه‌ی چند مگاهرتز توسط خازن متغیر 20 تا 70 پیکوفارادی در مدار تانک انجام می‌شود. عایق این خازن از جنس تفلون است.

    .

    مدار نوسانگر قدرت یک کیلو واتی برای تولید پلاسما

    .

    توان RF خروجی از روی پریزی بر روی چوک RFC و از طریق یک خازن تفلونی 30 پیکوفاراد برداشت می‌شود. ولتاژ شکست این خازن باید 10 کیلوولت یا بیشتر باشد. پایانه‌ی 50 اهمی خروجی به یک کانکتور تیپ N و یک آداپتور تبدیل مجهز است. مقادیر بیشینه‌ی مطلق لامپ 3CX1200A7 بنا به داده‌برگ آن به شرح زیر است:

    .

    مقادیر بیشینه ی مطلق لامپ مورد استفاده در مدار بر اساس داده برگ آن

    .

    پارامترهای کاری مدار

    بر اساس داده‌های تولیدکننده‌ی لامپ، خط بار بر روی نقطه کار 3/8 کیلوولت و 400 میلی آمپر با صفر ولت روی کاتود و پارامترهای کاری زیر به دست آمده‌اند:

    .

    پارامترهای کاری مدار

    .

    مدار منبع تغذیه‌ی ولتاژ‌بالای آنود کاملاً حفاظت در نظر گرفته شده است و دارای مشخصات زیر می باشد:

    .

    مشخصات فنی منبع تغذیه

    .

    تست کیفیت و نتایج

    بر اساس جزییات طراحی که در بالا آمد، تعداد زیادی از این مولد ساخته و به مشتریان تحویل داده شده است. در زیر نتایج آزمایش‌ها بر روی یکی از مولدهایی که اخیراً ساخته شده ارایه شده است.

    .

    نتایج آزمایش های فنی بر روی یک نمونه از این مولدهای صنعتی فرکانس بالا

    .

    جمعبندی

    این مولد فرکانس بالا که در مقیاس تجاری تولید شد، کیفیت و شاخصه‌های فنی رضایت‌بخشی از خود نشان داد و نتایج کاری بر محاسبات انطباق داشت. تست‌ها با توان‌سنج‌های برخط (Through line power meter) و بار مصنوعی 50 واتی به انجام رسیدند. در مصارف صنعتی که کاهش شکستگی‌ (اعوجاج)‌های هارمونیکی اهمیتی ندارند، بازده مولد می‌تواند با راه‌اندازی مدار نوسانگر در کلاس C ارتقا داده شود. دمای لامپ و افزاره‌های مدار تانک در توان‌های بیش از یک کیلووات اوج می‌گیرد، اما حاشیه‌ی حفاظتی کافی، هم در لامپ و هم در افزاره‌های دیگر، پیش‌بینی شده است. با سرمایش بهتر می‌توان از این مدار توان خروجی تا بیش از 1/5 کیلووات هم دریافت نمود.

    با ایجاد تغییراتی کوچک در این مدار می توان فرکانس کار را تغییر داد و بر توان خروجی افزود.

    .

    .

    این مقاله در 23 – مین «سمپوزیوم علم و فن آوری پلاسما (Plasma-2008)» ارائه شد.

    نویسندگان: سونیل کمار، باوش کادیا، راج سینگ، آتول واریا، وای.اس.اس.سرینیواس، اس.وی. کولکارنی و آی.سی.آر.اچ-آر.اف. گروپ

    انستیتوی پژوهش پلاسما، بهات، گاندیناگار 428 382، هند

    sunilg@ipr.res.in

    .

    .

    www.etesalkootah.ir ||   2018-02-08 © 

    2015 www.etesalkootah.ir  © All rights reserved.

    تمامی حقوق برای www.etesalkootah.ir محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از www.etesalkootah.ir در رادیو،  تلویزیون و رسانه های مشابه آن با ذکر واضح “اتصال کوتاه دات آی آر” بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی هر یک از مطالب www.etesalkootah.ir در سایت های اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل “کلیک” به آن مطلب در www.etesalkootah.ir مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح “www.etesalkootah.ir” بعنوان منبع مجاز است.

    .